Thank You

Thank You (고맙습니다)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Thank You E02 H264 480p
Thank You E02 HDTV XviD 720p
تعليق من azadeh65
ترجمه روان و دقیق

الوسوم

480p
480
نشرت في: 2018-07-28
تنزيلات: 32
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

قسمت دوم

اه... اه... پخش برنامه موقتاً با اشکال مواجه شده

گزارشگر لی یونگ شین؟ گزارشگر لی یونگ شین... صدای منو می شونید؟

بله، به همه سلام عرض می کنم من لی یونگ شین هستم

الان هوا در جزیره چطوره؟

بله، شاید بخاطر اینکه دیروز بارونی بود الان که بعد از ظهر دوشنبه ست هوا صافه

متوجهم... خب لطفاً بهمون بگید امروز چه اتفاقایی افتاده؟

بله... خب امروز بعد از ظهر حوالی ساعت 3 خانواده سه جونگ یک خوک کشتن

به لطف اونا پوم و من یک عالمه گوشت کباب شده خوردیم

و من حتی یه مقدار هم برای پدربزرگ می برم

مامان

جیش دارم

جیش؟

مگه فقط جیش نبود؟

من می خواستم فقط جیش کنم ولی بدنم به حرفم گوش نکرد... دستمال داری؟

بله همینجاست

فقط پیپی کردن خسته کننده ست نه؟ بیا از این فرصت برای مرور یه چیزهایی استفاده کنیم

چی؟

همون چیزی که هر روز صبح وادارت می کنم با من مرور کنی

نه... مگه قرار نیست هر وقت دارم میرم مدرسه اون رو مرور کنم؟

تو که امروز اصلاً مدرسه نرفتی، رفتی؟

امشب برات دوکبوکی درست می کنم

یک: من نباید از مسواک و ناخنگیر دیگران استفاده کنم

و مال خودم رو هم نباید به دیگران قرض بدم

دو: وقتی خونریزی می کنم، فقط باید از دستمالی که مامان بهم داده استفاده کنم

بعد از استفاده بذارمش تو کیسه پلاستیکی و بیارمش خونه

سه: حتی وقتی زخمی شدم و خونریزی کردم نباید کمک دیگران رو قبول کنم

این یکی زیاد خوب نیست

واسه چی؟

اگه من صدمه دیدم و خونریزی کردم چرا نباید بذارم دیگران بهم کمک کنن؟

قبلاً من هم به دوستام کمک کردم

این بخاطر راز خانوادگی ماست

راز خانوادگی؟

اون خانم فالگیره رو میشناسی، مگه نه؟

اون پیشگویی کرده بود که دایی یونگ وو چطور میره دانشگاه و مادربزرگ جی سئون کی میمیره

آره، یادمه. اون حتی پیشگویی کرده بود که سگ خانواده بورام 3 توله بدنیا میاره

آره... همون خانم فالگیر ماهر گفته که تو یه بچه ی خیلی خاص هستی

من؟

فکر کنم گفت که تو یه فرشته از بهشت هستی که مرتکب اشتباهی شدی و به زمین فرستاده شدی

آره... منم قبلاً همینو گفتم مامان

گفته بودم که من دختر نپتون -الهه اقیانوس- هستم که اشتباهی مرتکب شدم و بعنوان دختر شما متولد شدم

خب آره... یه همچین چیزی

بهرحال، از وقتی که تو پیش ما اومدی کلی اتفاقات خوب برامون افتاد

محصول نارنگی بیشتر از دو برابر شد

من یه عالمه پول بدست آوردم و دایی یونگ وو به دانشگاه رفت

پدربزرگ هم وقتی سال قبل از پشت بوم افتاد هیچ صدمه ای ندید

آها... همه اینا بخاطر منه

بله... تو گنج خانواده ی ما هستی، ولی

راز تو خون توئه

خون من؟

خون تو رو... هیچکس جز دکترها و من

نباید ببینه... هرگز

چرا؟

چرا؟

چون من یه فرشته هستم

و دیگران نباید خون فرشته رو نباید ببینید راز همینه

آره... همینه

مامان... کارم تموم شد

تموم شد؟ خیلی خب، کونتو بیار بالا

شما نباید اینجا سیگار بکشین

سیگار نمی کشم... نمیتونم فقط سیگارو رو لبم بذارم؟

واسه مراسم نمیاین؟

من مسیحی هستم

هی... راهب کوچولو

تو دوست دختر داری؟

پس هیچوقت هم قرار نیست بعدها تو زندگیت دوست دختر داشته باشی؟

چقدر تاسف آور دوست دختر داشتن خیلی خوبه

هزار برابر بهتر از بال مرغ یا پیتزا

ده هزار بار بهتر از بستنی یا جاجانگمیونه

شاید رفتن به جهنم بهتر باشه تا نداشتن دوست دختر

وقتی بزرگتر بشی، خیلی غمگینتر میشی

حتی اگه عمیقتر تمرینات بودا رو انجام بدی متوجه میشی که چقدر سخته

دوست دختر شما اونجاست؟

آره

خورشید طلوع می کند و غروب می کند و با شتاب به جایی که از آن برخاسته بازمیگردد

باد به سمت جنوب می ورزد و به سمت شمال بازمیگردد می چرخد و می چرخد، همیشه به مسیر خود بازمیگردد

بی معنی است! کاملاً بی معنی است همه چیز بی معنی است

این گفته ای از انجیله

زندگی همینه... زیاد ناراحت نباشید

آمین

خوبی داداش؟

نه

خوب نیستم

تموم شد... بعدی

بذار من انجامش بدم داداش

چا جی مین. زن 27 ساله. بخاطر سرطان لوزالمعده در پایان ماه گذشته جراحی شد

دردهای ناحیه شکمی بیمار از دو ماه قبل شروع شد

اسکن سونوگرافی سرطان لوزالمعده رو نشون داد

الان شما در تصویر سی تی سلول های سرطانی 4.5 میلیمتری رو مشاهده میکنید

که از طریق ورودی سیاهرگ به کبد منتقل شدند

عمل نمونه برداری از سرطان انجام شد

ولی در حین جراحی متوجه پخش شدن سلول های سرطانی شدیم

بخاطر همین فقط شکم رو باز کردیم و بستیم

پخش شده

پخش شده؟ چی چیو پخش شده؟ دقت کنید من جراحی رو ادامه میدم

نه، ما باید بفهمیم که غده در حال پخش شدنه یا نه

مگه تو خنگی؟ این چجوری میتونه پخش غده باشه؟

برای جراحی آماده میشیم احمقها... همه تون از اینجا گمشین

گمشین

متاسفم... ما فقط نمونه برداری کردیم

الان خوبی؟

نه

پی تی بی دی چطوره؟

دیروز به خانوادش گفتیم پی تی بی دی ضروریه

ولی اون گفت نیازی نیست بهرحال حرف زدن با اون یارو سخته

انگار که این شوهره آرزوشه زنش هر چه زودتر بمیره

اه، واقعاً که نمی تونی فقط درست حسابی فشارش بدی؟

حالا دیگه داری چیکار میکنی؟

امروز داری چی ازش می دزدی؟

زمین؟ خونه؟ یا اسناد طلاقت رو آوردی؟

اینجوری با زنی که هوش و حواسش سر جا نیست برخورد میکنی؟

بنظرت زیادی فضولی نمی کنی؟

مثلاً میخوای باهام چیکار کنی؟ من هر کاری دلم بخواد انجام میدم

هیچ ربطی هم به تو نداره

به خودت میگی مرد؟

قبل از اینکه استامپت خشک بشه سریعتر مهر بزن

دوباره برمیگردم

داداش

دوست داری چی بخوری عسلم؟

لابستر؟ عسلم، زیادی لابستر دوست نداری؟

برای خوردن لابستر، همون جایی که رفتیم خوب بود نه؟

اوه، آره؟ تو جای بهتری سراغ داری؟

چیکار میکنی مرتیکه؟

چی شده؟

اگه یه کم دیگه بزنیش میمیره داداش

بس کن

میمیره

داداش چی شده؟

گفتم که خوب نیستم

قبلاً گفتم خوب نیستم

همگی بیاین، بیاین یه لبی تر کنیم

خب دیگه وقت استراحته، ما باید استراحت کنیم

اوه، واقعاً خوبه

بیا اینجا یه نوشیدنی بخور

اوه... دستاشو ببینین چقدر سریع کار میکنن

تو خیلی واسه پول درآوردن کار میکنی چطور میخوای این پولها رو خرج کنی؟

کارهای زیادی هست که باید با پولهام بکنم

باید خرج دانشگاه یونگ وو رو بدم و براش زن بگیرم

وقتی پوم من بزرگ شد، باید برای تحصیل بفرستمش خارج براش جهیزیه فراهم کنم

اول واسه خودت شوهر پیدا کن

تاسف آوره... جای افسوسه

اونجوری هم نیست که به اندازه کافی جوان یا زیبا نباشی

هی... اگه سرپرست ما رو ببینه دوباره باهامون اوقات تلخی میکنه

یونگ شین... یه کم از اینا بده به من

یونگ شین منم میخوام

چرا همه تون از اون میگیرین؟

تو که خودت بیشتر از ما برداشتی

یونگ شین

بله آقا... چی شده؟

دنبال من فرستادین؟

آره

چی شده آجوشی؟ آجوشی یعنی آقای میانسال

بهشون نگو آجوشی - به معنی آقای میانسال-... ایشون قانوناً یک مرد مجرده

بهش بگو اوپا -به معنی برادر بزرگتر- اون فقط چهارده سال از تو بزرگتره

بشین

چی گفتین؟

آقای پارک تمام این مدت دوستت داشته، تو نمیدونستی؟

همه تو این دهکده این قضیه رو میدونن

تو هم باید بدونی

اگه بخاطر اعتراض مادرش با تهدید به خودکشی نبود

اون هر کاری میکرد تا خودش رو به تو نزدیک کنه

اگرچه من وانمود کردم که چیزی نمی دونم ولی در واقع منم شنیدم تو هم از آقای پارک خوشت میاد

سو نا چی پس؟ آقا مگه شما 3 ماه قبل با سو نا ازدواج نکردین؟

بازم بهش گفتی آقا؟

درست مثل تو که قانوناً یک زن مجرد هستی

آقای پارک هم از دید قانون یک مرد مجرده

سو نا چی پس آقا؟

خب... اون

خب، اون ماه گذشته همه پول های حساب بانکی رو خالی کرده و گذاشته رفته

اون زنیکه پست فطرت

یونگ شین... از این به بعد من باهات خیلی خوب رفتار میکنم

مادرم فوت کرده... از حالا به بعد هیچ چیزی نمی تونه جلوی عاشق بودن ما رو بگیره

مامان... مامان... مامان

از اونایی که باهات کار میکنن سوال کردم بعد فهمیدم اومدی اینجا

چرا؟ چی شده؟ چرا اینقدر هیجانزده شدی؟

چیزه... مامان... چیزه

چرا اومدم اینجا؟

ای کوچولوی شرور... باز خودتو زدی به خری؟

این تو خانواده ی شما ارثیه؟

هی تو... منو ندیدی؟ چرا درست حسابی به بزرگترها سلام نمی کنی؟

حالتون چطوره؟

حالم خوب نیست این بچه خیلی گستاخ و نادونه

اون باید زیر پر و بال آقای پارک قرار بگیره تا خوب آموزش ببینه و تربیت بشه

خب... موضوع چیه هان؟ آروم بگو

آهان... یادم اومد بابابزرگ دوباره تو شلوارش پی پی کرده

دوباره اینکارو کرده

وایسا با هم بریم مامان

خدانگهدار خدانگهدار... این یکی به جای مادرمه

خدانگهدار پدربزرگ

خب... آقای پارک، به نظر شما دختر یونگ شین شبیه منه؟

ما که شبیه هم نیستیم، درسته؟ آخه اون چطور قابل مقایسه با منه؟

بله آبجی... چیه؟ من هنوز تو کلاسم

پدربزرگ دوباره تو شلوارش کار خرابی کرده یونگ وو

میتونی به محض اینکه کلاست تموم شد بیای؟

اگه سرما بخوره دخلتو میارم

دکتر مین

خیلی وقته ندیدمتون وکیل سو

اخیراً که پسر خوبه شده بودم شما یه کم ناراحت نبودین؟

منشی کیم خیلی کارش خوبه

اون یارو نمی تونست به این راحتی قضیه رو حل و فصل کنه

More Farsi Persian subtitles for Thank You

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left