أول 200 سطر.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
خب این آخرین فیلم ضبط شده از هیتلره
اون از پناهگاه بیرون اومد و به سمت صدارت رفت
و به بعضی از اعضای جوان حزب هیتلر تبریک میگه
که واقعا خیلی جوان به نظر میرسند
ده یا یازده نفر با توجه به قدرت های جنگی
بازوی چپش که پشتش رو نگه میداره
بدون کنترل می لرزه
صحنه رقت انگیزیه
این همون لحظه ایه که تعداد رایش سوم به ۲۰ نفر کاهش پیدا کرده
بچه هایی که نباید اونجا باشند
و چه کسانی که خودشون رو فدا کردند
چه کسانی که کاملا بی نیاز بودند
اما اینجاست که هیتلر بهشون تبریک میگه
چون بزرگترها بهش خیانت کردند
اینا کسانی هستند که حالا بهشون تکیه کرده
بچه هاشون
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
این داستان فروپاشی رایش سومه
همونطور که نیروهای متفقین به آلمان نزدیک میشند
ما به روانشناسی این فروپاشی علاقه داریم
همزمان کسانی که در قلب رژیم هستند به قدرت می چسبند
این بدترین جلوه از طبیعت انسانه که میتونید موقع فروپاشی ببینید
از رایش سوم
برای کمک به ما در گفتن داستان
ما از مورخان و کارشناسان سوال می کنیم
تا ما رو به درون ذهن اونا ببرند
یکی از قهرمانان اصلی
همونطور که اونا مجبور به مقابله با شکست هستند
چرخه تفکر در اون زمان به کسی اجازه نمیداد فکر کنه
که اتفاقی که میفته اشتباهه
دستگیری ؛ تیراندازی ؛ ناپدید شدن
اونا از عمد وارد آخرالزمان میشند
در نهایت کی به هیتلر وفادار میمونه؟
و چه کسی بهش خیانت می کنه؟
و کی؟
در اوایل آوریل 1945 رژیم نازی آدولف هیتلر
در آستانه فروپاشیه
در غرب، نیروهای آمریکایی از راین عبور کردند
انگلیسی ها از شمال در حال نزدیک شدن هستند
فرانسوی ها از جنوب
از شرق یک ارتش دیگه از شوروی برای امنیت داره پیشروی می کنه
فقط ۴۰ مایل تا برلین فاصله داره
...هواپیماهای متفقین حالا آسمون آلمان رو کنترل می کنند
و عملیات هوایی ویرانگری رو به سود خودشون انجام میدند
کارخانهها، فرودگاهها و راهآهنها ویرانه میشند
با بمباران روزانه برلین
هیتلر در پناهگاه دائمی خودش در پناهگاه به شدت مستحکم خودشه
مجموعه ای از ۳۰ اتاق تنگ به مساحت سه هزار متر مربع
این شامل محل زندگی ؛ یک غذاخوری و یک خونه سگه
و یک مرکز تلفن
از اتاق کنفرانس زیرزمینی
هیتلر تلاش می کنه تا عملیات نظامی آلمان رو کنترل کنه
بمباران کاملا ویرانگره
برلین تقریبا کاملا ویران شده
اما هیتلر واقعا از جزئیات خبر نداشت
از اتفاقی که روی سطح زمین میفتاد
و بخشی از اون بخاطر اطرافیان اون بود
که می ترسیدند به اون چیزی بگند
اونا میدونند افرادی که احتمالا خبر بدی به هیتلر بدند با فریاد و اخراج شدن
برچسب بزدل بودن رو با خودشون میبرند
حتی ممکنه تیرباران بشند
با عجیب شدن دنیای هیتلر
اون و وزیر تبلیغاتش ؛ جوزف گوبلز دنبال نشانه هایی هستند
که سرنوشت به نوعی در کارشون مداخله کنه
اونا نمودارهای نجومی رو مطالعه می کنند
و گوبلز داستان هایی برای هیتلر میخونه
بازگشت های باورنکردنی از فولکلور آلمانی
گوبلز و هیتلر به مردان تاریخ بودن علاقه دارند
مردان سرنوشت
و گوبلز در دفتر خاطراتش می نویسه که
لازمه که خودش از قهرمانان گذشته آلمان الگوبرداری کنه
هیتلر به خصوص به شخصیت فردریک کبیر وابسته است
چون فردریک، مانند هیتلر باید علیه روسیه می جنگید و
در طولانی مدت به نظر میرسید اون میباخت
و اون توسط پراویدنس نجات پیدا کرد
رقیب بزرگ فردریک، ملکه الیزابت روسیه، درگذشت
درست به موقع تا بهش این فرصت رو بده که برنده بشه
گوبلز امید هیتلر رو تغذیه کرد که برای آلمان نازی، پروویدنس
ممکنه اتفاق مشابه فرندیک کبیر براش رخ بده
گوبلز به نوعی اکنون نه تنها برای مردم آلمانی تبلیغ می کنه
بلکه برای پیشوا هم همین کارو انجام میده
تقویت روانشناسی پیشوا
با نزدیک شدن اتحاد جماهیر شوروی
پیشوا کنترل خودش رو از واقعیت از دست میده
حلقه داخلی هیتلر باید حرکت های بعدی اونو در نظر بگیره
جوزف گوبلز میخواد خودش رو در کنار پیشوا قرار بده
در این ساعت بهش نیاز داره
اما بقیه نازی های ارشد رویکرد متفاوتی دارند
آلبرت اسپیر همچنان در حال انجام یک بازی دوگانه خطرناکه
در ظاهر وفادار، در حالی که مخفیانه دستورات هیتلر رو تضعیف می کنه
به امید جلب لطف متفقین
وقتی جنگ تموم بشه
هرمان گورینگ، جانشین تعیین شده هیتلر، رسوا شده
و به املاک کشور خودش عقب نشینی کرده
سلب هر گونه اقتدار واقعی
گورینگ راه خودش رو برای مقابله پیدا کرده
گورینگ چیزی شبیه خیالبافیه که در دنیای افسانه ها زندگی می کنه
اون یک مجموعه قطار اسباببازی بزرگ داره که تو اتاق زیر شیروانی نصب شده ، جایی که اون حتی
یک بمب افکن مدل کوچیک داره که روشن میشه و بمب ها رو رها میکنه
به سمت قطار های پایین
درست مثل بچه ای که بازی می کنه
اما من فکر می کنم گورینگ درواقع چهره
واقعی تری نسبت به خیلی از اطرافیان هیتلر داره
اون میدونه که جنگ تموم شده
در دنیای واقعی همه چیز درست پیش نمیره
طبق راهی که اون دوست داره
هاینریش هیملر دچار اختلال شده
بعد از سرزنش هیتلر
به دلیل ناکامی در جبهه شرقی
اون به آسایشگاهی خارج از برلین تحویل داده شده
تا روی سلامتی خودش تمرکز کنه
هیملر از نظر جسمی متلاشی شده
برای اون پانسمان مثل کشیدن دندون درد داره
اون حس می کنه خیلی کشنده است چون اون موقعیت خودش رو میدونه
به عنوان رهبر نیروهای نظامی اس اس
به عنوان وفادارترین نازی و هوادار هیتلر حالا در معرض خطره
هیملر بدون هیتلر کیه؟
هیچکس
هیملر نمی تونه از هیتلر جدا بشه
به دلیل قطع رابطه با هیتلر
هیملر به عنوان یک فرد مستقل در هم میشکنه
در همین حال، هیتلر به عنوان یک گوشه نشین در پناهگاه به زندگی خودش ادامه میده
هیتلر هرگز پنج روز منظمی نداشت
اما روند روزمره اون بیشتر میشه
کاملا جدا از دنیای واقعی
دیرتر و دیرتر بیدار میشه ، دیرتر به رختخواب میره و دیرتر زندگی می کنه
همیشه در نور مصنوعیه
بنابراین روز و شب در پناهگاه تقریبا برعکسه
این یک نوع روال وارونه است که اون داره
رهبری که زمانی کاریزماتیک بود حالا از حضور در اجتماع خودداری می کنه
اون دیگه تو رادیو یا حضوری سخنرانی نمی کنه
پس این وظیفه به گوبلز معتمد ترین زیردست اون میرسه
تا چهره رژیم نازی باشه
گوبلز در آلمان سفر می کنه
اون سعی می کنه نیروها رو تشویق کنه
اون برای تشویق اونا سخنرانی می کنه
از بسیاری جهات گوبلز مجبوره از هردو طرف حمایت کنه
هم از آلمان نازی و هم از رهبر نازی
این دوران ناامیدکننده ایه و گوبلز اینو میدونه
و پس اون باید وضعیت وخیم سربازان آلمانی رو دیده باشه
عدم آمادگی و اینکه چقدر بعیده که این نیروها
بتونند شوروی رو شکست بدند
این برای گوبلز خیلی دشواره
همونطور که این واقعیت بهش فشار میاره که نمیشه در جنگ پیروز شد
گوبلز هیتلر رو با واقعیت جنگ روبرو نمی کنه
برای حفظ روحیه هیتلر
در این مرحله گوبلز اساسا منتظر یک معجزه است
تا آلمان نازی رو نجات بده
برای سرنوشت
برای سرنوشت که رستگاری رو به ارمغان بیاره
به تمام جهان آزاد
خبر خیره کننده ای رسیده که فرانکلین روزولت مرده
مرگ در ساعت پیروزی
مثل رییس جمهور لینکن و قبل از اون
گوبلز از خط مقدم به برلین برمیگرده
وقتی این خبر بهش میرسه
با شنیدن خبر مرگ روزولت بلافاصله احساس می کنه
این همون فرصتیه که منتظرش بودیم
این معجزه ایه که ما رو نجات میده
گوبلز میتونه این خبر فوق العاده رو به هیتلر بده
برای یک بار هم که شده، گوبلز این شانس رو داره که در یک دوره، هیتلر رو شاد کنه
بین کل این فاجعه
هیتلر کاملاً خوشحاله
اون از راهرو پناهگاه پایین میره و به همه میگه
حالا همه چیز تغییر می کنه
این یک نقطه عطف بزرگه
اون میتونه بین متفقین تفرقه بندازه
آمریکایی ها البته علاقه خودشون رو به ادامه جنگ از دست میدند
درست مثل قهرمان اونا ؛ فردریک کبیر
که با مرگ ملکه روسیه نجات پیدا کرده بود
اونا فکر می کردند که شاید
تاریخ برای گوبلز و هیتلر تکرار بشه
که اکنون در یک چرخه با هم گیر افتادند و هردو به این اتفاق نیاز دارند
با همدیگه میمونند و باور دارند که
پیروزی هنوز امکان داره
تنها چهار روز پس از مرگ رئیس جمهور روزولت، ارتش سرخ
یک تهاجم بزرگ رو آغاز می کنه
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
این باعث میشه توهمات سرگرم کننده هیتلر به پایان برسه
درباره اینکه متفقین به نوعی تقسیم میشند و آمریکایی ها کنار می کشند
و شوروی حمایت غرب رو از دست میده
روس ها شروع به محاصره برلین کردند
با وجود موقعیت ناامیدکننده آلمان
هیتلر دستور جنگ تا آخرین لحظه رو صادر می کنه
هر کسی که تلاش می کنه فقط جون خودش رو نجات بده
اون میگه : خائنه و باید دستگیر و اعدام بشه
تا آخرش
هیتلر دستور میده که همه باید به جنگ ادامه بدند
اونا باید خودشون رو قربانی کنند
اونا باید به خودشون اجازه تیراندازی بدند
اونا باید خودشون رو در مسیر اسلحه ها قرار بدند
برای هیتلر یا همه چیزه یا هیچی یا پیروزی یا مرگ
خبر حمله شوروی به زودی به حلقه داخلی هیتلر میرسه
هیملر در آسایشگاه به سر میبره چون دنیا در حال فروپاشیه
و به این فکر می کنه که چطور رایش سوم
در شرف شکست در جنگه
No comments yet. Be the first to leave one.