Charmed

Charmed

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Charmed S01E20 720p BluRay DD2 0 x264-NTb
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 20 Charmed زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-17
تنزيلات: 11
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

پرو، کیفم رو دیدی؟

توی آشپزخونه. کلیدام رو دیدی؟

کنار تلویزیونن

بلیت هواپیمام رو پیدا نمی‌کنم

من بهت دادم؟ شاید تو بسته‌بندیش کردی

من بسته‌بندیش نکردم. همین الان دیدمش

باورم نمی‌شه! شد! پیداش کردم!

نشنیدی داشتم دنبالش می‌گشتم؟ داری رو مبلا چیکار می‌کنی؟

نه، تو متوجه نمی‌شی. من داشتم تمرین می‌کردم چطور یه پیشگویی رو احضار کنم

و انجامش دادم! با دستور یه اتفاق آینده رو دیدم

اوه، این خبر خوبه. خبر بد اینه که دیدم پروازت رو از دست می‌دی

اوه، عالیه! اگه برای کنفرانس به هونولولو نرسم، رئیسم اخراجم می‌کنه

نمی‌تونیم بذاریم این اتفاق بیفته

مخصوصاً چون الان هم شغلم بند به مو بنده

از کِی؟ اوه، از وقتی این همه وقت برای شکار دیو

این اواخر مرخصی گرفتم. خیلی عقب افتادم. خرید نرفتم

قبض‌ها رو پرداخت نکردم، به نصاب کابل زنگ نزدم و وقت آرایشگاه رو هم کنسل نکردم

نگران نباش عزیزم، خودم انجامش می‌دم

مطمئنی؟ آره، یعنی، وقت داری دیگه، نه؟

باشه، گوش کن، ما قبلاً جلوی پیشگویی‌های فیبی رو گرفتیم

که به حقیقت بپیوندن. امیدوارم دوباره بتونیم این کارو بکنیم. بریم!

باشه، اما صبر کن، صبر کن

تازه فهمیدم شما دو نفر هیچ‌وقت واقعاً تنها نبودین

پایپر، ما دیگه بزرگ شدیم. فکر نمی‌کنم دیگه به تو به عنوان حائل نیاز داشته باشیم

خب، پس در مورد مسائل شیطانی چی؟

اگه اتفاقی بیفته و به نیروی سه نیاز داشته باشین چی؟

خب، پس نیروی دو باید کفایت کنه

حرف خوبی بود. باشه، بریم

هی فیبی، لطفاً خشک‌شویی‌هام رو برمی‌داری؟

توی راه برگشت از بازار؟

آره، و با باغبان‌ها هم در مورد علف‌های هرز صحبت کن

و لامپ، به لامپ احتیاج داریم. باشه، فقط به لیستم اضافه می‌کنم

عالیه، ممنون. خداحافظ. برید، برید

هنوز ازدواج نکردم و از الان کدبانو شدم!

الو. هی، ماریان

اوه خدای من، آلکاتراز رو کلاً فراموش کرده بودم

نه، نمی‌تونم بیام. یه عالمه کار دارم

می‌دونی چیه، الان میام اونجا

جدی جدی قصد نداری بقیه عمرت رو

اینجا سرگردون بمونی، نه؟

خودم یه راهی برای فرار از این جزیره پیدا می‌کنم، نگران نباش

خودت رو گول می‌زنی، جکسون؟

از وقتی اعدامت کردن اینجا گیر کردی

سی و شش سال طولانی، بین مرگ و زندگی گیر افتادی

که چی حالا؟

تو این مدت یاد گرفتم چیکارا بکنم

بعد فیزیکی رو بشکنم، برای انتقامم آماده بشم

انتقام؟ چقدر زمینی!

برو به جهنم

همون کاریه که می‌کنم، اما هیچ‌وقت تنها نیستم

من ارواح رو اونجا می‌برم، هر روحی که بتونم به اصطلاح به دستش بیارم

آره، خب، نمی‌تونی دستای کوچیکت رو

به این یکی برسونی، خانم. پس بی‌خیالش شو

نگران نباش، جکسون. من روحت رو نمی‌خوام

من روح یه جادوگر رو می‌خوام. اونا شکارای ارزشمندی هستن. غنائم

خب، این چه ربطی به من داره؟

اگه بذاری من تو رو از جزیره بیارم بیرون تا انتقام بگیری

جادوگرا سعی می‌کنن جلوت رو بگیرن

و تنها راهی که می‌تونن این کارو بکنن اینه که در برابر من آسیب‌پذیر بشن

اون‌وقت دقیقاً همون جایی هستن که من می‌خوام

حالا که حرف از جادوگرا شد

بیست و هشت زندانی اینجا مردن، نه نفرشون در حین تلاش برای فرار

و چهار نفر با اعدام

افسانه میگه که یکی از اونا تا همین امروز این زندان رو تسخیر کرده

روح آلکاتراز، که باور دارن توی همین سلول اقامت داره

روح، اوه خدای من. بذار ببینیم هست یا نه، نظرت چیه؟

حالا، اگه خوب گوش کنین، واقعاً می‌تونین فریادهای روح رو بشنوین

اوناهاش، صداش رو می‌شنوین؟

چه احمقی!

بهش به چشم کارت "خروج رایگان از زندان" نگاه کن

اوه خدای من! ماریان، سریع به ۹۱۱ زنگ بزن!

چیکار کردی؟ تو کی هستی؟

تو می‌تونی منو ببینی؟ فعلاً اون رو ول کن

اینم وسیله فرارت از جزیره. بپر تو

اوه نه. نه، داری چیکار می‌کنی--؟ نکن!

امیدوارم از تور لذت برده باشی. می‌بینمت

خداحافظ

صادقانه بگم، پرو، اگه تو نبودی

مطمئن نیستم حراجی می‌تونست از ورشکستگی جلوگیری کنه

ممنونم. اوه، هنوز از من تشکر نکن

حالا، من غیبت‌های بی‌دلیل تو رو تحمل کردم

و فوریت‌های بی‌پایان خانوادگی

اما دیگه نه. خریدارانی که علاقه‌مند به خرید باکلندز هستن، بازدید خواهند کرد

در دو روز آینده، و مهمه که ما تاثیر زیادی بذاریم

مهمه که تو تاثیر زیادی بذاری

اگه انتظار داری کارت رو حفظ کنی. منظورم رو روشن گفتم؟

کاملاً

متاسفم، پرو، اما خواهرت پشت خطه

بعداً بهش زنگ می‌زنم

میگه اضطراریه

هی، تا حالا چیزی در مورد روح آلکاتراز شنیدی؟

شوخی می‌کنی؟ به خاطر همین منو از جلسه کشیدی بیرون؟

نه، پرو، تو متوجه نمی‌شی. فکر می‌کنم اون روح واقعاً وجود داره

تو دیدیش؟ نه، البته که نه

یعنی، چطور می‌تونستم ببینم؟ من که آلکاتراز نبودم

اینجا خیلی کار داشتم که انجام بدم

پس چی باعث میشه فکر کنی روحی در کار بوده؟

دوستم دیدش. ماریان. تو ماریان رو می‌شناسی

در واقع، اون فکر می‌کنه دو تا روح دیده

یا اون یکی ممکنه چیز دیگه‌ای باشه. اون واقعاً مطمئن نیست

فیبی. چی؟ فقط جادوگرا نیستن

که می‌تونن روح ببینن. آدمای معمولی هم می‌تونن

خلاصه، تحقیق کردم و فهمیدم که بعضی روح‌های خبیث

نیاز به یه جسد دارن تا اونا رو از آب رد کنه

باشه، ببین، واقعاً متاسفم که کوره منفجر شد

ولی خودت باید از پسش بربیای، باشه؟

باشه، ولی اگه این روح تو خشکی باشه

یادت نره تامپون بخری از بازار

الو؟

ابروهای سوخته

احیاناً چند تا از فایل‌های پرونده‌های قدیمی رو با خودت بردی خونه؟

نه. چرا؟

چندتاش گم شده

امیدوارم سروان در حال بررسی‌شون نباشه

می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

راجع به چی؟

اینکه چرا این اواخر مثل زامبی‌ها اینجا پرسه می‌زنی

مثلاً از وقتی دوباره با پرو برخورد کردی

بیا، چی شده؟

کاش می‌تونستم بهت بگم. واقعاً می‌خوام

فقط اول باید خودم یه چیزایی رو حل کنم

باشه، شما متخصص پرونده‌های عجیب‌غریبین. این یکی رو حلش کنید

قربانی ۱۳ بار تو قفسه سینه چاقو خورده، با الگوی دایره‌ای

CSI صحنه رو گشتن و، به جز چاقو، هیچ مدرکی پیدا نکردن

به جز، اینو ببینید

یه اثر انگشت واضح

آره، ولی ما با پودر پیداش نکردیم

از طریق فلوروسکوپی پیداش کردیم. اثر انگشت فرابنفش

اصلاً نشنیده بودم. اثر انگشت رو بررسی کردیم

اینجاست که قضیه عجیب می‌شه. با جکسون وارد مطابقت داره

قاتل سریالی که ۳۶ سال پیش تو آلکاتراز اعدام شد

مطمئنی؟ دوبار چکش کردم

اثر انگشت یه مرده روی سلاح قتل. حتماً اشتباه شده

میشه اینو قرض بگیرم؟

وای، کجا میری؟

فیبی، من اومدم خونه

فیبی

فیبی، هنوز بازار نرفتی؟

اوه، نه. راستش، درگیر تحقیق در مورد این روح شدم

علاوه بر این، پولی تو حساب خونه نیست

باید بهم می‌گفتی. من یه مقداری بهش واریز می‌کردم

خشکشویی چی شد؟ فردا میرم، قول میدم

می‌خواستم اون کت و شلوار رو فردا سر کار بپوشم

ببین، می‌دونم قول دادم، ولی این یه جورایی مهم‌تر به نظر می‌رسید

همین الان که نمی‌خوایم دعوا کنیم، می‌خوایم؟

منظورم اینه که نمی‌خوام حق رو به پایپر بدم

اندی، سلام. سلام

داشتم فکر می‌کردم که دوباره می‌بینمت یا نه. فکر کردم شاید از دستم عصبانی هستی

نه، فقط به یه کم فضا احتیاج داشتم

اینکه به رازت شک کنی، یه چیزه

و اینکه واقعاً با چشم‌های خودم ببینم، یه چیز دیگه‌ست

پس یعنی شاید باهاش کنار اومدی؟

راستش، برای یه پرونده اینجام. یه جور پرونده که، رک و پوست‌کنده،

قبلاً احتمالاً دنبال یه توضیح منطقی‌تر بودم

خب، بیاین داخل

خب، پرونده چیه؟

پسر یه دادستان سابق به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیده

تنها "مدرک" به قول معروف، اشاره داره

به آخرین مردی که تو آلکاتراز اعدام شد

قبل از اینکه بسته بشه. جکسون وارد

تو از کجا می‌دونستی؟ آره، تو چطور می‌دونستی؟

بهت گفتم، داشتم سعی می‌کردم بفهمم

که روح آلکاتراز کی بود، یادت میاد؟

اسم جکسون وارد بالای لیست بود

روح؟ آره. هی، اون چیه؟

اثر انگشت فرابنفش. البته از نظر فنی، چنین چیزی وجود نداره

می‌تونه اکتوپلاسم روح باشه. خارج از طیف دیداریه

کتاب سایه‌ها. اکتوپلاسم

آره، پوست روحه. هی، عکس این وارد رو داری؟

آره، خودشه

دقیقاً همونجوری که ماریان واسم توصیفش کرده بود

عالیه. خیلی

و در مورد پسر این دادستان سابق چی؟ وارد اونو می‌شناخت؟

وارد پدرش رو می‌شناخت

اون دادستانی بود که محکومش کرد

تصادفیه؟ فکر نمی‌کنم

حتماً روحیه‌ست که از آلکاتراز فرار کرده

می‌دونی، حالا که حرف از تصادف شد، فکر نمی‌کنی

یه تصادف خیلی بزرگه که دوستت این روح رو دیده؟

پرو، اگه تا الان چیزی یاد گرفته باشیم

اینه که تصادفی وجود نداره، درسته؟ درسته

درسته

اندی، حالت خوبه؟

نمی‌دونم. تازه دارم به ایده شیاطین و جادوگرا عادت می‌کنم

نمی‌دونم برای روح‌ها هم آماده‌ام یا نه

تو هنوز چیزی ندیدی. فیبس

اگه حق با تو باشه، اگه روح وارد قاتله

چطور جلوی دوباره آدم کشتنش رو بگیرم؟

قاضی رنو

مدت زیادی بود ندیده بودمت

می‌تونستی یه کم رحم نشون بدی و به من حبس ابد بدی

ولی می‌خواستی منو اعدام کنن

چی شده؟

کی اونجاست؟

می‌دونی چقدر طول می‌کشه تا تو اتاق گاز بمیری؟

چقدر زجر می‌کشی، چه مرگ ظالمانه و وحشتناکیه؟

نه

من کمکت کردم تا انتقامت رو بگیری

حالا نوبت توئه که کمکم کنی یه جادوگر رو گیر بیارم

شوخی می‌کنی، خانم؟ من تازه شروع کردم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left