أول 200 سطر.
استلا، میای؟
اون آبیه که نگین داره رو دوست دارم. و اون یکی هم همینطور.
همه اسکیتبازها، لطفاً از روی یخ خارج بشید.
و اونم، عالی به نظر میاد.
کاتیا وسترگرن، از اِسکِیکِی، بفرمایید.
آفرین!
-عالی بودی. -خیلی ممنون.
-"کراس فوت اسپین" چیه؟ -اینجوری میری و پاهات رو ضربدری میکنی.
-استلا، میشه اینا رو بگیری؟ -ما اینجا منتظر میمونیم.
همونطور که میبینی، شکر نداره.
خواهر لاغر من
-خیلی بهت افتخار میکنم. -بس کن، خوب نبودم.
-اینجوری نگو، فوقالعاده بود. -کلی اشتباه کردم.
-جیکوب چی گفت؟ -فکر کنم راضی بود.
-بفرما. -به نظرم عالی بودی.
-ممنونم! -نه، نه. بشین.
-چرا؟ -خودت میبینی.
نه بابا! بسه دیگه! نکن!
-بس کن! -ولش کن.
بفرما. از طرف من و بابا هستش.
-آه، خیلی ممنون. -دوستش داری؟
-حتماً خیلی گرون بوده. -خیلی زحمت کشیدی.
-جدی، چقدر گرون بود؟ -مهم نیست.
ارزشش رو داری. مطمئنم جیکوب هم قبول داره. دوستش داری؟
آره، معلومه! خیلی ممنون!
خواهش میکنم... مواظب شمعها باش!
-خدای من... -بیصبرانه منتظرم ببینم تنت چطوره.
ادامه بده. بیرون و داخل. خوبه.
چونهت رو بالا نگه دار. بیرون و داخل. داخل و بیرون.
خوبه! بیرون و داخل.
یالا، بیرون و داخل.
چونهت رو بالا نگه دار.
خوبه، ادامه بده. واقعا عالیه.
بیرون و داخل.
خوبه، جای دستات خوبه.
با پاهات فشار بده. خوبه!
و بعد مستقیم برو. عالیه! درس امروز تمومه. اینجا جمع بشید.
ممنون برای امروز. کارت عالی بود!
مواظب باش!
وای خدا، استلا! اینجا نمیتونی وایسی.
-سلام! -داری چیکار میکنی؟
دارم برای امتحان فرانسه درس میخونم.
-میشه باهات بیام بدوم؟ -نمیتونی پا به پای من بیای.
-آره، میتونم. -فکر نمیکنم.
یادم رفت کجا بودم...
-صبر کن. -چی؟
تکون نخور.
-چی شده؟ -ثابت بمون.
-یه سبیل کوچولو داری. -نه...
جدی میگم، داری. برو خودت ببین.
-هیچی نمیبینم. -اینجاست. نمیبینیش؟
اونجاست. مثل ته ریش میمونه. موهای کوتاه داره درمیاد.
ولی همینجور بلندتر و بلندتر میشن. بعضی دخترا ریش درمیارن.
-دخترا مگه ریش در میارن؟ -آره، خب معلومه.
ولی اونا ریشاشونو میتراشن که کسی نفهمه.
چی؟
-شوخی کردم! -تو خلی!
-تو خیلی بدی! -نه، نیستم. تو خیلی سادهای.
یالا، استلا!
من باید این کارو بکنم؟
-کدوم پا؟ باید خم کنم؟ -آره.
دستات رو همینجوری نگه دار.
محکمتر فشار بده. جرئت کن بپر.
عالیه!
-بازم بدویم؟ -نمیتونم.
من باید ادامه بدم. میخوام بازم بدوم. تو میتونی اینجا منتظر بمونی.
- نمیخوام تنها باشم. -لطفاً، همینجا منتظر بمون.
کاتیا!
لطفاً، بمون! کاتیا!
کاتیا، برگرد!
کی تخممرغ منو برداشت؟
-کی تخممرغ منو برداشت؟ من روش نوشته بودم کاتیا. - من هیچ تخممرغی برنداشتم.
تو دیدیش؟
تو برش داشتی؟! ولی من روش نوشته بودم کاتیا.
من روش کاتیا رو نوشته بودم چون میخواستم بخورمش.
-چرا فرار کردی؟ -دیگه نمیتونم تحمل کنم!
-من اون تخممرغ رو میخوام! همین الان! -خب یه تخممرغ جدید برای خودت آبپز کن.
-هیچی نیست! -خب یه چیز دیگه بخور. یه ساند...
-نه! -خب...
من میخواستم همین الان بخورمش.
چرا این کارو با من میکنی؟ تو خیلی خلی! دیگه هیچوقت کمکت نمیکنم!
تو داری همه چی رو خراب میکنی! من سعی کردم کمکت کنم!
-متاسفم. -میرم تخممرغ جدید میارم.
ممنون.
لعنتی، استلا.
سلام! چیکار میکنی؟
کاتیا زیر فشار زیادیه، هم با اسکیت و هم تو مدرسه.
بعضی وقتا دیگه خیلی بهش فشار میاد.
-داره بزرگ میشه و وارد دنیای بزرگسالی... -تمومش کن!
اونو نگاه کن. چقدر قشنگه!
اون جدیده؟
شاید دوست داشته باشی کارای بیشتری انجام بدی.
یه انجمنی هست به اسم «طبیعت و جوونا».
-شاید بتونی عضو بشی. -نه، من میخوام اسکیت روی یخ کار کنم.
البته که آره. میتونی هردو رو انجام بدی.
-من فقط میخوام تو... -من دیگه میرم بخوابم.
خوب بخوابی.
او در تاریخ ۶ نوامبر ۱۶۳۲ در نبرد لوتسن کشته شد.
یه روز به اسم اون نامگذاری شده که بهش میگن روز گوستاو آدولف.
بعد از مرگش، بهش میگفتن گوستاو آدولف کبیر.
He was a great general and lay the foundation for a new kind of warfare. او ژنرال بزرگی بود و پایه و اساس نوع جدیدی از جنگاوری رو گذاشت.
-That one. -Would you like to share, Iga? -اون. -ایگا، میخوای به اشتراک بذاری؟
Stella, do you know who became regent after Gustav Adolf? استلا، میدونی بعد از گوستاو آدولف کی نایبالسلطنه شد؟
You should know, it was Queen Kristina. باید بدونی، ملکه کریستینا بود.
Our only female regent, except for Margareta. تنها نایبالسلطنه زن ما، به جز مارگارتا.
On the next page you'll find a picture of Queen Kristina. تو صفحه بعد عکس ملکه کریستینا رو پیدا میکنید.
God damn, she's ugly. She looks like a guy. لعنتی، چه زشته. شبیه پسراست.
-What makes you say that? -It looks as if she has a mustache. -چرا اینو میگی؟ -مثل اینکه سبیل داره.
Her chin is pointy. It's actually really pointy. چونهش تیزه. واقعاً خیلی تیزه.
-People actually thought she was a boy. -I can see why. -مردم واقعاً فکر میکردن پسره. -میفهمم چرا.
Girls can have a mustache as well. دخترا هم میتونن سبیل داشته باشن.
So, what should I do? خب، چیکار کنم؟
Pretend that it's the mouth of the one you're in love with. وانمود کن دهن کسیه که عاشقشی.
-And then you kiss the tomato. -Okay. -و بعد گوجهفرنگی رو میبوسی. -باشه.
-Don't laugh! -You're laughing as well! -نخند! -خودتم که داری میخندی!
-Hi! What are you doing? -Eating tomatoes. -سلام! چیکار میکنی؟ -گوجهفرنگی میخورم.
Could you tell mom and dad that I'll eat at Elin's? میشه به مامان و بابا بگی من خونه الین غذا میخورم؟
-You're being weird. -Go! -داری عجیب غریب رفتار میکنی. -برو!
Bye now, we're off. فعلاً، ما رفتیم.
-See you tomorrow. -Bye. -فردا میبینمت. -خداحافظ.
Just call if there's anything. فقط اگه کاری داشتی زنگ بزن.
I can't stand you! Go! نمیتونم تحملت کنم! برو!
-Stop it! Fuck you! -Take it easy! -بس کن! گمشو! -آروم باش!
She's a fucking bitch! She hates us! اون یه عوضیه کثیفه! ازمون متنفره!
- I thought you liked barbeque chips. -No... -فکر کردم چیپس باربیکیو دوست داشتی. -نه...
Since when? از کی تا حالا؟
You can't eat chips when you're training on my level. وقتی در سطح من تمرین میکنی، نمیتونی چیپس بخوری.
-I'll go throw these away. -But you like barbeque chips. -میرم اینا رو بندازم دور. -ولی تو چیپس باربیکیو دوست داری.
-What are you doing? -I'm cleaning up. -چیکار میکنی؟ -دارم تمیز میکنم.
Couldn't you have done the dishes? I don't like having to clean up your mess. نمیتونستی ظرفا رو بشوری؟ دوست ندارم مجبور شم کثیفکاریهای تو رو تمیز کنم.
-Did you eat the chips? -What? -چیپسا رو خوردی؟ -چی؟
No, I didn't. You were the one guzzling down chips. نه، من نخوردم. تو بودی که چیپس رو قورت میدادی.
If you guzzle chips you should do the dishes. Or is that my job? اگه چیپس رو قورت میدی، باید ظرفا رو بشوری. یا اون کار منه؟
So, why haven't you done the dishes? You used this one, right? خب، چرا ظرفا رو نشستی؟ تو اینو استفاده کردی، مگه نه؟
How about this one? این یکی چطور؟
You used this bowl as well, right? And these spoons too! این کاسه رو هم تو استفاده کردی، مگه نه؟ و این قاشقا رو هم!
Why haven't you done the dishes? چرا ظرفا رو نشستی؟
What are you looking at? به چی نگاه میکنی؟
I'll take out the trash. The trash can was full. آشغالا رو میبرم بیرون. سطل آشغال پر بود.
The kitchen looks amazing. I made you breakfast. آشپزخونه عالی به نظر میرسه. برات صبحونه درست کردم.
Thanks. ممنون.
I'm off to the rink. See you later. میرم پیست. بعداً میبینمت.
-What are you doing? -A figure skater can't eat this much. -چیکار میکنی؟ -یه اسکیتباز نمیتونه اینقدر غذا بخوره.
-You have to eat if you train. -Not figure skating. -اگه تمرین میکنی باید غذا بخوری. -اسکیتبازی نه.
"Not figure skating." You've become so boring. "اسکیتبازی نه." چقدر حوصلهسربر شدی.
Maybe I've matured. شاید من بزرگتر شدم.
Don't look now, but Henrik and Andres are checking us out. الان نگاه نکن، ولی هنریک و آندرس دارن ما رو دید میزنن.
Don't look! Stop looking. Act cool. نگاه نکن! دیگه نگاه نکن. خونسرد باش.
I don't need to act. They're too young for me. نیازی نیست نقش بازی کنم. اونا واسه من خیلی جوونن.
-They're older than you. -Yeah, one year... -اونا از تو بزرگترن. -آره، یه سال...
-چند سالشونو دوست داری؟ -۳۵.
واقعاً؟
گوش کنید! تمرین امروز عالی بود.
-استرس داری؟ -آره.
اونایی که برای آزمون مقدماتی انتخاب شدن...
ایزابل.
-ویکتور. -واو!
الین و اینا.
اطلاعات در مورد تاریخ بهتون داده میشه...
-چرا اسم منو ننوشتین؟ -پرش والس رو درست انجام ندادی.
-ولی من خیلی تمرین کردم. -میدونم، و تو عالی هستی. دفعه بعد.
در مورد تاریخ بهتون اطلاع داده میشه. مطمئن باشید یه ساعت قبل از آزمون اینجا باشید.
بفرمایید.
بفرمایید، امروز عالی کار کردی.
-بفرمایید. -ممنون.
خداحافظ.
غصه نخور!
-حالت چطوره؟ -واقعاً میخواستم تو آزمون قبول بشم.
-ساعت ۸؟ -ساعت ۸.
-در نمیزنی؟! -چیکار داری میکنی؟
-دارم اصلاح میکنم. -چی؟ تو که نیاز نیست اصلاح کنی.
برو بیرون!
-چی شده؟ -استلا داره اصلاح میکنه.
-کجا؟ -صورتشو، پشت لبشو.
-اون نباید این کارو بکنه. -داری زیادی واکنش نشون میدی.
فقط داره یه چیزایی رو امتحان میکنه.
کاتیا واقعاً عجیبه.
خداحافظ.
سلام!
-داری گریه میکنی؟ -آره، دارم.
-چرا غمگینی؟ -نمیدونم.
نیازی نیست غمگین باشی.
غمگین نباش.
لطفاً.
-داری لیپوساکشن میکنی؟ -چی؟
یه برگه اونجاست.
نه، نمیکنم.
-چی کار کردی؟ -ها؟
-لبت چی شده؟ -سبیلمو زدم.
ولی تو سبیل نداری. من فقط داشتم شوخی میکردم.
من فقط داشتم شوخی میکردم.
استلا...
متاسفم.
تقصیر منه.
مهم نیست.
نباید به حرف من گوش کنی.
جیکوب به عنوان مربی چطوره؟
خوبه، ولی یه کم سختگیره.
-چرا دیگه مسابقه نمیده؟ -زانوش آسیب دید.
-چرا میپرسی؟ -همینجوری کنجکاوم.
No comments yet. Be the first to leave one.