Gen V

Gen V

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Gen V S02E07 Hell Week 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 Gen V 2023 زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-11-18
تنزيلات: 33
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

یه آشغال بی‌مصرف و بدبخت!

جوجه آشغالی صورتی!

یادت باشه که ارزشت توی این دنیا زود میاد و زود میره،

با قدرتهات می‌آد و می‌ره و بدون اونا، هیچی نیستی.

کار من این نیست که نازت رو بکشم.

کارم اینه که قدرتهات رو به اوج پتانسیلشون برسونم.

همه‌تون می‌تونید ارتقا پیدا کنید... ماری!

اگه تحت فشار کافی باشید.

مأموریت من اینه که این گله رو غربال کنم.

این دیگه چه کوفتیه؟

اشتباه کردم که تنهات گذاشتم.

باید برمی‌گشتم.

اون خواهرش رو

زنده کرد، و اونا به این میگن یه معجزه لعنتی.

چطور انجامش دادی؟ من فقط به حرف Cipher گوش دادم.

و درستش کردم.

اون تقریباً اینجاست.

پس، می‌تونی آینده رو پیش‌بینی کنی؟ من فقط یه سری چیزا رو می‌بینم.

فقط نمی‌تونم زمانش رو کنترل کنم. تو یه پیشگوئی.

اگه من این اودسا باشم، تنها کسی‌ام که می‌تونه Cipher رو شکست بده.

فکر می‌کنم تو می‌تونی قدرتهام رو درست کنی.

شاید بتونم ازشون برای کمک به تو استفاده کنم.

فکر می‌کنی اون تامس گودالکین باشه؟

جواب‌های کنترل Cipher، و کنترل همه سوپ‌ها،

ممکنه توی سر اون باشه.

پس فکر می‌کنی اون می‌تونه Cipher رو متوقف کنه؟

اگه اون گودالکین باشه، می‌تونه هوملندر رو متوقف کنه.

ماری.

ماری. ماری!

ماری. ماری!

عیسی مسیح، چیه؟

ماری کجاست؟

لعنتی، نمی‌دونم.

اوه، لعنتی. ماری!

ماری! ماری!

ماری! هی، وایسا.

هی. چیه؟

من... من یه چیزی دیدم.

ماری... توی دردسر.

توی دردسر، چطور؟

اِم، خون. خون بود و... و اون روی زمین افتاده بود، تکون نمی‌خورد.

این دیگه چه کوفتیه؟ ماری!

ماری! بچه‌ها!

این چه سر و صداییه؟ ماری رو دیدین؟

چی... چی شده؟ نمی‌دونم.

اون گفت که یه چیزی دیده.

مطمئنی فقط یه کابوس یا همچین چیزی نبوده؟

نه، نه، نبود، یه رویا نبود.

اون صدمه دیده بود یا... یا شاید هم خیلی بدتر باشه.

هی، کسی کیت رو دیده؟ دیشب توی اتاقش نخوابیده بود.

وایسا، کیت و ماری هم نیستن؟

این...

آه، لعنت.

یکی از آسانسور استفاده کرده که بره. نمی‌فهمم.

چرا باید بدون اینکه به کسی بگن برن؟

نه، نه، نه. لعنت بهت ماری.

می‌دونم که دوباره منو تنها نذاشتی که بری.

جردن؟ چیه؟

باید با پدربزرگت حرف بزنم.

اجازه میده ماشینشو برداریم؟ من میرم بیارمش.

تو... تو ماشینش رو می‌خوای؟

فکر می‌کنی چطور می‌خوای پیداشون کنی؟

چون می‌دونم کجا رفتن.

باشه، بیا بریم.

خونه Cipher تقریباً پنج دقیقه از اینجاست.

ماری؟ می‌تونیم از توی درختا بریم.

تا کسی ما رو نبینه.

ماری. کیت، ما دوباره در مورد این حرف نمی‌زنیم.

من و جردن به زور تونستیم دفعه قبل بریم تو خونه Cipher.

چون قدرت‌های من خیلی داغونن.

مطمئنم که می‌تونم از پسش بربیام. اگه نمی‌خواستی من اینجا باشم،

پس چرا گذاشتی بیام؟

چون اگه نمی‌اومدی، به بقیه می‌گفتی دارم چیکار می‌کنم.

تو می‌تونی کمک کنی.

فقط حواست باشه وقتی من میرم تو تا گودالکین رو پیدا کنم.

اما اگه منو درمان کنی، اونوقت من می‌تونم مطمئن بشم که نگهبان جلومون رو نمی‌گیره.

کیت، نمی‌تونم.

چرا، می‌تونی. فقط نمی‌خوای.

کیت، وقتی جمجمه‌ات شکسته بود سعی کردم خوبت کنم. نتونستم.

تو الان قوی‌تری.

احتمالاً دو هفته پیش نمی‌تونستی خواهرت رو نجات بدی.

اما الان می‌تونی.

و این کارو کردی.

و می‌تونی منو درمان کنی.

اینو که نمی‌دونیم. حداقل می‌تونی امتحان کنی؟

الان وقت این حرفا نیست.

ماری، هی، هی. می‌دونم که گند زدم.

فکر می‌کردم می‌دونم چی بهترینه لعنتی.

خیلی مطمئن بودم که از همه‌تون بهتر و قوی‌ترم.

من هر چرت و پرتی که بهم می‌گفتن رو باور کردم.

اونا اینجوری گیرت میندازن و کنترلت می‌کنن.

اما من فهمیدم اونا کین و چقدر اشتباه می‌کردم.

بهت قول میدم که هیچ‌وقت از قدرتهام استفاده نکنم...

...روی هیچکدوم از شماها، دیگه هرگز.

آره، حتماً.

پس، حالا چون خودت خراب شدی،

داری قول میدی و من باید اعتماد کنم...

...که به محض اینکه حالت خوب بشه دوباره همون آدم نمی‌شی؟

یه جوری بهت ثابتش می‌کنم.

خواهی دید. من فرق کردم.

ببین، بیا فقط چند تا لباس برداریم و بزنیم بیرون از این گندِ المیرا.

آره.

می‌شه یه کم آروم‌تر بری؟

تو که از اون کله‌خراب‌هایی نیستی که راحت‌ترن

وقتی یه مرده رانندگی می‌کنه، مگه نه؟

چی؟ نه.

خدایا، نـ نه. اوه.

خوبه.

نگران نباش.

سَم و اِما سریع میرسن پیش ماری و بهش میگن چی دیدی.

اوه، خب پس سَم... اِ... اون پرواز می‌کنه؟

اون می‌پره. پرش‌های بلند.

خیلی سریع‌تر از سرعت ماشین ماست.

حدس می‌زنم زیاد با بقیه سوپ‌ها وقت نگذروندی.

نه، اِ... راستش نه.

همیشه اینجوری نیست.

یعنی، هشتاد درصد مواقع...

ولی... بقیه‌اش فوق‌العاده خسته‌کننده‌ست.

من عاشق بی‌هیجانی‌ام.

چند وقته قدرت‌هات رو داری؟

یه مدتیه. از بچگی.

من، اِم...

شروع کردم به دیدن این کابوس‌ها.

هر شب، چند روز پشت سر هم.

بدجور منو می‌ترسوندن و بعد یه روز...

واقعی شد.

وقتی من برای اولین بار قدرت‌هام رو گرفتم، منم یه مدت پنهونشون کردم.

چرا؟

می‌ترسیدم بابام خوشش نیاد.

و حق باهام بود. ولی خوشحالم که دارمشون.

نمی‌تونم خودم رو تصور کنم...

خودم باشم بدون اون‌ها.

آره.

اِم...

اوه، خب پس تو و خواهرم...

شماها دوست‌دختر-دوست‌پسرید...

دوست‌دختر هستین یا یه همچین چیزی؟

فکر می‌کردم آره.

باشه، فکر کردم گفتی نگهبان داره.

اینجا جایی بود که سایفر اونو نگه داشته بود.

یه نفر اون توئه.

ضربان قلب.

خیلی ضعیف.

باید خودش باشه.

فکر کردم گفتی یه ضربان قلب هست.

تازه بهش نرسیدیم.

اوه خدایا.

من خیلی از سایفر عقب‌تر نبودم.

باید همین الان پیرمرده رو با خودش برده باشه.

خوبی؟

چی... چرا بردش؟ نمی‌دونم.

کلاً رد داده.

چرندیات میگه مثلِ "پاکسازی گله."

می‌خواد هر سوپی رو که فکر می‌کنه ضعیفه، بکشه.

وای. نه، باید دنبالش کنم.

نه، باید بشینی.

تو... قیافه‌ات خوب نیست.

نمی‌فهمی.

با قدرت‌هام، یه جوری می‌تونم جلوش رو بگیرم که منو کنترل نکنه.

شاید هم جلوشو بگیرم که هیچ کدوم از ما رو کنترل نکنه.

یه پالس مغناطیسی نورون‌ها رو مختل می‌کنه؟

یه جوری، اِ... فعالیت الکتریکی عصبی رو قطع کرد.

هوم، ولی ولی ولی...

پس اگه اون دستور بده که با سیناپس‌ها گند می‌زنه...

منو از مغزش میندازه بیرون.

آره، تمومه.

آره، فکر کنم باید همین الان تمومش کنم، نه؟

ببین کی اینجاست.

ماری برگشت.

درست همون‌طور که سِیج گفته بود.

شاید وقت یه فداکاری خیلی بزرگ باشه.

چطوره؟

اِ، اون نداره...

هیچ دارویی و تنها چیزی که تو یخچالشه...

اون نوشیدنی‌های مزخرف و چندش‌آورِ مخلوط‌کن‌اَن.

واسه چی لعنتی برگشتی اینجا؟

اون فقط تو رو می‌خواد.

باید خیلی خیلی دور بشی.

فکر می‌کنیم اون مردی که...

سایفر تو اونجا نگه داشته بود توماس گودولکین بوده.

توماس چی؟

چی داری میگی؟

این دیوونگیه. طبق گفته استن ادگار که اینطور نیست.

ادگار باور داره اگه بتونیم به گودولکین برسیم، اون می‌تونه سایفر رو شکست بده.

حتی اگه این دیوونگی واقعیت داشته باشه،

تو می‌خوای اعتماد کنی که گودولکین کمک می‌کنه؟

بر چه اساسی؟ بر اساس اینکه سایفر...

اونو مثل یه گروگان، شبیه یه جایزه عجیب‌غریب نگه داشته.

اون می‌خواد انتقام بگیره. دشمنِ دشمنِ من...

ببین، گودولکین می‌تونه کلید همه چیز باشه.

برای شکست دادن هوملندر.

گودولکین شاید حتی خطرناک‌تر باشه.

فکر نمی‌کنم چاره‌ای داشته باشیم. نه.

اونو از مغزم بیرون کردم.

باید یه راهی باشه که دوباره انجامش بدم.

حتی اگه بتونی هم...

بیرون کردنش مثل متوقف کردنش برای همیشه نیست.

ما هنوز هیچ گوهی در موردش نمی‌دونیم، جز اینکه چقدر قدرتمنده.

و هر کاری که کردی، حسابی از پا انداختت.

جوری به نظر میای که حتی نمی‌تونی منو متوقف کنی چه برسه به سایفر.

More Farsi Persian subtitles for Gen V

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left