أول 200 سطر.
!ايو"، "ايو"، سلام"
.اينو ببين، دوباره وقتش شده
.وقتشه که با تراشيدن اين، ازش يه ماشين مسابقه عالي در بياري
.اوق، بازم مسابقه پدر،پسر
،بابا، به فرض محال که متوجه نشده باشي
من ديگه نمي تونم به عنوان .يه پسر يازده ساله وارد مسابقه بشم
.اينو تو ميگي
سلام، بابابزرگ، اون چيه؟
!اين يه ماشين مسابقه فوق سريع ـه، روووم
.اوه، مامان بزرگ گفته بود همچين روزي رو ميبينم
.عجب ماشين مسابقه خوشگلي ـه، بابابزرگ
.چيه؟ من فقط اون رو براي همچين روزي آماده کرده بودم
،چونکه توي کلاسشون کتابي خوندن با عنوان
"چرا بابابزرگ خونه اش رو پيدا نميکنه"
،خب حتماً چون بابابزرگ نميخواد که، خونه اش رو پيدا کنه
.چونکه يه خانوم بدجنسي اونجا زندگي ميکنه
.اوه، بس کن
،اينقدر با تکاليفت ور نرو، يالا
.بايد اين ماشين رو بسازيم - ،عزيزم، فکر نکنم "ايو" ديگه بخواد مسابقه -
.ماشين هاي چوبي رو بده
من هفته پيش ازت پرسيدم؟ نه؟ ."و تو گفتي، " آره، حتماً
،آره، اما اين طوري گفتم
"آره، حتــــماً"
.به نظر من که يکي مي آد
،بابا، خسته شدم از دست اون
."مهندس هاي عجيب غريب "لاکهيد مارتين
،ميدوني، دُرست نيست که با يه بچه يازده ساله مسابقه بدي
.وقتي چيزي مي سازي که مي تونه روي يه سياره ديگه بشينه
،به خدا امسال ديگه
.حسابي حال اون هوافضايي ها رو ميگيريم
.آره، حتـــماً
.خيلي خب، اين يکي ديگه تابلو بود
.همش تقصير تو ـه، ميدوني
،اوه، آره، حس ميکردم
!اين يکي قراره رو سر من خراب شه
.به خاطر اينکه هيچ وقت برام يه پسر نياوردي
،عزيزم، اين موضوع به اين خاطر بوده که تو همه اش ،کروموزم هاي "ايکس" ـت رو بهم ميدادي
،در حاليکه هر سلول از اين بدن
.دو تا از اون ها رو قبلاً داشته
!خيلي براي من علمي صحبت نکن، فقط بگو، متاسفم
بابابزرگ، اگه اين ماشين مسابقه است، پس موتورش کو؟
.اون به موتور احتياج نداره
.اون توسط دشمن بزرگ مامان بزرگ، يعني جاذبه، کار ميکنه
.هي، شنيدم چي گفتي ها
.خب، فقط دارم براي چيزي که بالاخره اتفاق ميفته آماده اش ميکنم
،چونکه فکر ميکنم اين هفته کتابي رو ميخونند که اسمش هست
!چرا مادر بزرگ پاش به سينه هاش گير ميکنه
،بچه ها، بچه ها، ديشب يه خوابي ديدم
."دُرست مثل دکتر "مارتين لوتر کينگ
.نه، خيلي بهتر از اون
،خيلي خب، هر سه تامون بوديم
،بکستر" هاي بي آبرو" ،دوباره بهم پيوستيم
.تا يه ويدئو اينترنتي بسازيم، که حسابي مشهور ميشه
.و منو حسابي معروف ميکنه
."دُرست مثل، دکتر "مارتين لوتر کينگ
،و يه روزي، ملت تعطيلي دارن
.فقط به خاطر اينکه از من تجليل کنن
،تازه ميتونند حراجي تُشک هم داشته باشند
.که بسيار هم مناسبه
.اووه
.خواهري که تو دبيرستان بچه دار شده اينو ميگه
.هي، من هميشه رئيس کلوب اسپانيايي بودم
چرا هيچکي اينو يادش نمي آد؟
،من اين ايده رو دوست ندارم
.که شماها چيزي روي اينترنت بذاريد
.مامان، بي خيال
،اگه "مندي" قراره ويروسي رو همه گير کنه
.بهتره دعا کني اين کار رو تو اينترنت بکنه
حالا اسم اين آهنگ خفن ـمون چيه؟
.حاضري، بگم؟ صبر کن، صبر کن
"کمان عشق"
.اوه، حال بهم زنه
.نه، "ايو"، حال بهم زن نيست
.منظورم اينه که به خداي عشق يوناني اشاره داره
روز ولنتاين، دُرسته، "مندي"؟
.البته
.آره، خوب
ميشه يه ذره اش رو بشنويم؟ ها؟
،اوه، نمي دونم، آخه هنوز حاضر نشده
...منظورم اينه که، من هنوز
نشونه بگير
حاضر و آماده
،کمان رو خم کن
.تا منو بلرزوني
"گنجيشکه منم، تو هم "تد نيوجت
.بزن داغونم کن، با اون کمون قشنگه اَت
...کَمون عشق، کمون عشق
!اون چي دوست داره؟ ...پيس
.کمون عشق
.اين طوريا
.ولنتاين ـت مبارک مامان
.سلام - .سلام -
."يک بسته مخصوص براي خانواده "بکستر
.يک بچه، و يک جعبه آبجو
.بابابزرگ
.چه خبر، رفيق
اين چيه؟ يه ذره اينجا رو بچرخونم؟
رايان"، تو "بويد" رو از مهد کودک با کاميون آبجو تا اينجا اوردي؟"
،آره، "بويد" رو باحال نشون ميده ،و تازه چند دلاري هم از اون
.معلم خوابالو با دماغ هميشه قرمزش در ميارم
اون کاميون تو ـه؟
.آره، دوست "بويد"، "ديلان" يه لحظه هم بوق رو ول نميکنه
.خدا،از سرويس مدرسه شدن متنفرم
.نگاه کن بابابزرگ، من همه عدد ها رو تا سي و يک بلدم
.اصلاً جاي خوبي براي بنزين تموم کردن نيست
.باريکلا، فقط اينکه اين برگه تو نيست
."اينجا نوشته "بويد وُگِلسون
.آره، فاميلي "رايان" اينه
اسم فاميل "رايان" روي برگه "بويد بکستر" چي کار ميکنه؟
يه شيشه آبجو برات بيارم، بابابزرگ؟
.نه، نه، نه، عزيزم
.برو تو حال و بازي کن
.پس يه نفر يه آبجو بهم بده
خيلي خب، "رايان" اجازه گرفت که "بويد" ميتونه از فاميلش توي مدرسه استفاده کنه يا نه؟
.فکر نميکردم چيز مهمي باشه
،خب، اگه اون بلد نيست از سي و يک به بعد بشماره
.چطوري قراره "وگلسون" رو هجي کنه
.من فکر مي کنم اين يه نشونه خوب از تعهد "رايان" ـه
،اون واقعاً داره با "بويد" کنار مي آد
.و تازه پدرش هم هست - .حق با تو ـه، اون پدرشه -
.اون کسي بود که همه اون پوشک هاي کثيف رو عوض کرد
.نه يه لحظه واستا، اون نبود، من اين کار رو کردم
...بابا - ،تازه اون بچه بمب هايي ول ميکرد، يادته که -
با مُشت زد وسط اون پوشک؟
،عزيزم، تو که به اين فکر نمي کني
که قانوناً فاميل "بويد" رو عوض کني؟
.شايد
يعني چي "شايد"؟
پس "بکستر" ها چي ميشه؟ مايک و بويد بکستر"؟"
اوه، عجب ليستي از "بکستر" ها؟
بچه ها، فاميل پدرشون رو ميگيرند ديگه، نه؟
،من فکر ميکردم شما کسي بودي که
.دوست داشتي کارها به صورت سنتي انجام بشه
.به صورت سنتي
،منظورت اينه که با يه دختري رو هم بريزي و بعدم ولش کني
و وقتي همه چي آروم شد برگردي؟
اين سنتي بودن منظورته؟
.پدر، منصفانه نيست
آره، بابا، هيچ انصافي نمي تونه .توضيح بده که دقيقاً چه اتفاقي افتاده
،اون به عنوان يه "بکستر"، به دنيا اومده .توي خونه "بکستر" ها بزرگ شده
.تا جائيکه مي دونم، اين بچه تا ابد يه "بکستر" مي مونه
.يالا، مامان بزرگ، انگشتم رو بکش
."سلام، چطوريد آقاي "بي
.اسم من "بي" نيست، "مايک بکستر" ـه
.بکستر" فاميل منه، هميشه بوده، هميشه هم هست"
."بکستر"، "بکستر"، "بکستر"
مشکلي پيش اومده "مايک"؟ چي شده؟
.رايان" ميخواد که اسم "بويد" رو به "وگلسون" تغيير بده"
."وگلسون بَکستر"
.من "بويد" رو بيشتر دوست دارم
.وگلسون" براي فاميليش، احمق"
وگلسون وگلسون"؟"
.خيلي خب، اين طوري خوبه
پس "بويد" آخرين شانس تو براي .زنده نگه داشتن فاميل "بکستر" ـه
.آره - ،توسط سه تا دختر نفرين شدي -
.و اين گونه به پايان رسيد، آن هنگام که اين کالبد خاکي را دور انداختي
.وقتي مُردي - .فهميدم -
.خب، ميدونيد، هميشه امکان فرزند خواندگي هم هست
.لازم نيست حتماً بچه باشه
،مي تونه يه مرد جوان باشه
.که مشتاق نماد پدر توي زندگيشه
،يا مي توني به روش قديمي انجامش بدين
.که البته، "ونسا" توي همچين قضيه اي دخيل نميشه
،اما شما دو تا مي تونيد روش کار کنيد .ميدوني، "ونسا" هميشه خوب کوتاه اومده
.سخته که آدم باور کنه، فقط چهار بار طلاق گرفتي
،ممکنه که نتوني نام و نشانت رو ماندگار کني
.اما مي توني براي اين بچه بيشتر وقت بذاري
.بهتره که چيز مهمتري براش به جا بذاري
چي؟ - .خاطرات -
،اونکه چيزي از کارهايي که باهاش انجام دادم
.تا قبل اومدن "رايان" يادش نيست
،ببين، تو يه پسر دو ساله رو ببري به پارک تفريحي آبي
.اون نهنگ چيز بيشتري يادش مي مونه تا بچه
،پسر، اگه کسي من رو ببره پارک آبي
.مطمئنم که يادم مي مونه
.بويد" الان بزرگ شده، خاطرات جديدي ايجاد کن"
مثل چي؟
،مگه نگفتي "ايو" اسمش رو خارج کرده
از مسابقه پدر،پسري امسال؟
.خب، ثبت نام جديد هست
.مي توني با "بويد" توش شرکت کني
.يا "کايل"، وقتش هم آزاده
،بهتر از ساخت ماشين
.خاطره اي که مي سازي و تا آخر زندگي باقي مي مونه
.دُرسته، دُرسته
،و وقتي که اون مسابقه رو بِبريم
،من اسم واقعيش رو روي جام ميذارم
."بويد بکستــر"
."يا "کايل اَندرسون
خب، ديگه داره شبيه يه ماشين ميشه، نه؟
وقتشه که دوباره کمک کنم؟
.باشه
.يکم خيس شد
.به همين خاطره که بابابزرگ هيچ وقت کيک تولدت رو نميخوره
ميخواهيم مسابقه رو ببريم، بابابزرگ؟
.البته که قراره برنده بشيم، ما "بکستر" ـيم، برنده ايم
.بابام ميگه من، "وو گِل سون" ام
.وگلسون"، آره، مي دوني با حرف "وي" شروع ميشه"
.و حرف آخر الفباست
خب؟ - .خــب -
No comments yet. Be the first to leave one.