It Feeds

It Feeds

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

It Feeds 2025 1080p AMZN WEB-DL
تعليق من MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-04-20
تنزيلات: 97
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

آرام باش.

حالا شروع می‌کنیم.

به من کمک کن! او نمی‌ذاره برم!

نمی‌تونی لطفاً به من کمک کنی؟

او نمی‌ذاره برم!

سینتیا؟

اینو نگاه کن.

لری.

می‌تونی بری.

در بازه.

من نمی‌تونم تو رو آزاد کنم.

فقط خودت می‌تونی.

وقتی آماده باشی.

باهاش صحبت نکن!

لری، تو اینجا کنترل داری.

اون هیچ قدرتی روت نداره.

فقط باید ببینی.

آه!

لری، اشکالی نداره.

دفعه بعد دوباره امتحان می‌کنیم، باشه؟

لری، برگشتیم.

نفس بکش.

باشه، اشکالی نداره. تو در امانی.

متأسفم.

اشکالی نداره.

اون...

اون...

می‌دونم.

وقت امروزمون تموم شد.

ولی می‌تونی تا هر وقت که دوست داری بمونی.

کسی که تو ذهنت کاوش می‌کنه

می‌تونه خیلی گیج‌کننده باشه.

خیلی ازت انرژی می‌گیره.

همین‌جا.

ام، الان برمی‌گردم. چای بابونه، درسته؟

-باشه. -باشه.

هی، حالت خوبه؟

-آره. -خب چی شد؟ انگار

یه خاطره رو مسدود کرده بود، درسته؟

می‌تونی بفهمی چه معلم‌های ورزش

لری بین کلاس‌های چهارم تا دوازدهم داشت؟

-آره. -شاید یه مربی،

کچل،

رنگ‌های زرد و آبی باید رنگ‌های مدرسه باشن.

چطور، چطور همچین چیزی تو زندگی واقعی اتفاق می‌افته؟

ضرب‌المثل «ذهن بر بدن» رو شنیدی، درسته؟

کاری که مادرم اونجا کرد نه‌تنها واقعی به نظر می‌رسید،

بلکه برای ذهنش واقعاً واقعی بود.

به همین خاطر باید مراقب باشیم.

اون، تا حالا این کار رو روت انجام داده؟

نه، نه. ام...

فکر کنم می‌ترسه از چیزی که ممکنه ببینه.

باید تبلیغش کنه.

شاید تو بیمارستان. من اونجا کار می‌کنم.

می‌تونه به خیلی‌ها کمک کنه.

لری، قوانین برای محافظت از اونه.

برای دنیای بیرون، اون فقط یه درمانگره.

همین. هیچ چیز غیرعادی. روش استاندارد.

-می‌دونم. -باشه؟

تو تا حالا امتحانش کردی؟

مثلاً، به ارث می‌رسه؟

خب، دارم تمرین می‌کنم، ولی هنوز چیزی نشده.

هر دو والدینم این توانایی رو داشتن.

با هم یاد گرفتن که کنترلش کنن.

در واقع اینجوری همدیگه رو پیدا کردن. آره.

پدرت هم این کار رو می‌کرد؟

الان برمی‌گردم، باشه؟ هر چقدر لازم داری وقت بگیر.

- سلام. - سلام.

می‌تونم بهت کمک کنم؟

هی. باید با سینتیا وینستون صحبت کنم.

فکر نمی‌کنم منتظر کسی باشه.

وقت زیادی ندارم. لطفاً باید الان باهاش صحبت کنم.

به کمک نیاز دارم.

باشه، باشه. از بارون بیا داخل.

با کسی هستی؟ مثلاً والدینت، یا...

پدرم داره میاد، ولی باید با سینتیا صحبت کنم. شنیدم می‌تونه بهم کمک کنه.

پدرمو تو فروشگاه گذاشتم.

اینو ازش دزدیدم، پس می‌فهمه کجام.

باید قبل از اینکه بیاد ببینمش.

باشه، باشه، بیا.

همین اطراف.

گوش کن، اگه در خطری می‌تونی بهم بگی.

هستم.

لازم دارم پلیس رو خبر کنم؟

نه، پلیس نه. فقط باید باهاش صحبت کنم.

اونا دردناک به نظر می‌رسن. می‌تونم بپرسم چی شده؟

ما یه روند داریم. نمی‌تونم بذارم باهاش صحبت کنی

بدون اینکه حداقل یه ارزیابی انجام بدیم.

-آره. -باشه.

اسمت چیه؟

رایلی هریس.

چند سالته؟

چهارده.

چطور درباره سینتیا فهمیدی؟

یه زنی به اسم آگاتا به پدرم گفت

که اون می‌تونه به یکی مثل من کمک کنه.

منظورت چیه، یکی مثل تو؟

من چیزایی می‌بینم.

چه جور چیزایی؟

یه چیز.

می‌تونی برام توصیفش کنی؟

تیره‌ست،

مثل یه آدم، ولی... نه.

مثل یه سگ گرسنه بهم خیره می‌شه.

باهات حرف می‌زنه، رایلی؟

آره.

همیشه یه چیز رو می‌گه.

الان اینجاست؟

می‌تونی بهش اشاره کنی؟

این زخما رو از کجا آوردی، رایلی؟

رایلی؟

اینجاست.

دقیقاً پشت سرم وایستاده.

حسش می‌کنم.

گرسنه‌ست.

جردن، کی اونجاست—

هی، رایلی!

-رایلی! -نه!

-آقا... -بابا، من به کمکش نیاز دارم.

-می‌تونیم دربارش حرف بزنیم. -ما به کمکت نیاز نداریم. بیا، بریم.

نه، بذار باهاش حرف بزنم!

ما به کمکت نیاز نداریم.

اون می‌تونه بهمون کمک کنه! من به کمکش نیاز دارم!

آقا.

بیا... بیا اینجا، برو.

ببخشید بابت مزاحمت.

سوار وانت شو.

فقط نمی‌فهمم.

منظورم اینه، اون وحشت‌زده بود، مامان، دستاش.

یعنی، معلومه پدرش چیزی رو پنهان می‌کنه.

گفت یه زنی به اسم آگاتا درباره ما بهش گفته.

شاید آگاتا بیکر؟

اون همچین کاری می‌کنه؟ نمی‌دونم.

مامان.

تو تو کل این ماجرا یه کم دور بودی.

یعنی، چی شده؟ باید پلیس رو خبر کنیم، یا...

نه، اونا به پلیس نیازی ندارن.

چرا؟ یعنی، یه چیزی داره برای اون دختر اتفاق می‌افته.

ما نمی‌تونیم براش کاری کنیم.

پلیس هم نمی‌تونه.

بعضی چیزا هستن که فقط

فراتر از کمکن.

می‌تونی یه لحظه باهام روراست باشی؟

یعنی، اونجا چی شد؟

یه چیزی دیدم.

چی؟ منظورت چیه؟

یه چیزی به اون دختر وصله،

یه چیز وحشتناک.

باشه.

خب، اگه واقعاً دیدیش، یعنی نمی‌تونیم کمک کنیم،

تو می‌تونی بهش کمک کنی؟

می‌دونی چرا قبل از اینکه

با هر مراجعه‌کننده‌ای ملاقات کنم غربالگری می‌کنی؟

آره، مامان، می‌دونم.

چرا؟

برای تعیین نیازهای روان‌شناختی‌شون.

اگه علاقه به درمان جایگزین داشته باشن،

ما تصمیم می‌گیریم که هیپنوتیزم کور یا درمان معمولی کنیم.

برای محافظت از اوناست.

و برای محافظت از ما.

مامان، اگه واقعاً یه چیزی دیدی

پس تو تنها کسی هستی که می‌تونه به اون دختر کمک کنه.

من اینو به هر چیزی که به اون دختر وصله باز نمی‌کنم!

اون زخم‌هایی روی دستش داشت! دیدمش!

اون به ما نیاز داره، مامان!

برام مهم نیست!

خب، بابا کمک می‌کرد.

خب، به همین خاطر پدرت دیگه اینجا نیست.

باشه، به همین خاطر پدرت دیگه اینجا نیست.

امنه که بیام داخل؟

آره، سلاح‌ها رو غلاف کردن.

داری چی کار می‌کنی؟

دارم درباره مربی‌های قبلی لری تحقیق می‌کنم.

چهار تا داشت، ولی این یارو تنها کچله.

خوبه. برام فرستادیش؟

آره، تو ایمیلته.

می‌تونیم درباره امروز آروم حرف بزنیم؟

نمی‌دونم، تو بگو.

باشه.

امروز منو ترسوند.

منو یاد پدرت انداخت.

می‌دونی، اون زنی که اون سعی کرد بهش کمک کنه،

زیاد با این فرق نداشت.

اونم یه موجود بهش وصل بود،

و اون نمی‌تونست بی‌خیالش بشه.

چون به آدما اهمیت می‌داد.

این چیزی بود که اونو اون کرد. من به خاطر این سرزنشش نمی‌کنم.

اون کلی درد و رنج رو به دوش گرفت.

بیش از حد.

هر چیزی که امروز به اون دختر وصل بود،

چیزی نیست که ما باهاش سر و کار داریم.

مامان، تو اینقدر ترسیدی که تو وجود آدما نگاه کنی.

به‌ندرت این کار رو برای بیمارا انجام می‌دی.

حتی برای منم انجام نمی‌دی.

امروز لازم نبود تو وجود اون دختر نگاه کنم

تا ببینم چی بهش وصله.

این باعث خطرناکیش می‌شه.

آره، که دلیل بیشتریه برای کمک بهش.

نه، دلیل بیشتریه که کمک نکنیم.

More Farsi Persian subtitles for It Feeds

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left