أول 200 سطر.
بهبه، معلومه سيب خوشمزهايهها، نه؟ - آره -
بچهها به شما خوش نميگذره؟ - بوي گه مياد بابا -
سر تا پام پر از مورچه شد - نور آفتاب کورم کرد -
فکر کردم يه کم از گوشه خونه
پاشيم بيايم بيرون پيکنيک
دلمون باز بشه خب
پيکنيک ميرن، غذا هم ميبرن
تو هيچي نياوردي
جدي؟ مثلا خودت چي آوردي سابرينا؟
به جز اين اخلاق گندي که داري
اصلا چطوره بريم رستوران؟
رستوران رفتن کلي پول ميخواد عقلکل
ما يه قرونم نداريم. يه نگاه به دور و برت بنداز
اينجا کلي خوردني مجاني ريخته
من مورچه ميخورم
خوشم مياد توي دهنم وول ميخورن
!ياد بگيرين، نصف شماست
من دلم نميخواد بگردم دنبال غذا
مگه من حيوونم؟
من که خوشم مياد، ياد گواتمالا ميفتم
!منظور منم دقيقا همين بود ديگه
ببينين، اگه نميتونين ازين روز قشنگ لذت ببرين
پس واقعا يه مشکلي دارين
يه آبجو بده بياد
آبجو مابجو نداريم
چي؟ يعني چي که نداريم؟
فکر ميکردم اينجا آبجو فروش داره
آخه اينجا واسه چي بايد آبجوفروش داشته باشه؟
اينجا که استاديوم نيست، باغه
خب فکر کردم حداقل عرقسيب فروش داره
پس يعني قراره همينطوري عين يه مشت
بدبخت خمار بگيريم بشينيم اينجا؟
مزخرفه واقعا، تو مزخرفي
باورم نميشه
بازم از ندامتگاه ميلديل؟
اين زن عجب رويي دارهها
انگار نه انگار ما رو ول کرد
دستشم درد نکنه - حداقل اين داره سعي خودشو ميکنه -
بابا که حتي بهمون يه زنگ هم نميزنه
انگار زندون رو به خانواده خودش ترجيح ميده
زندون چطوريه؟
..خب چيزه
مثل اردو ميمونه
تخت چند طبقه داره، بازي داره توش چيزاي هنري درست ميکنن
من ميخوام برم زندون - تا وقتي اين مسئول ماست -
!شانس خيلي زيادي داري که بري
حالا جواب بده ببين چي ميگه خب
آخه حوصلهش رو ندارم بابا
اصلا بده خودم جوابشو ميدم - نخير -
سابرينا
گوشي رو جواب ميدي يا با همين سيب بزنم صورتت رو بيارم پايين؟
قبلش خودم صورتت رو ميارم پايين - استغفرلله -
سيبهاتون رو بذارين زمين وگرنه !خودم صورت جفتتون رو ميارم پايين
بني جان، پاشو بيا ما بريم دنبال خرگوش بگرديم
سابرينا جدي دارم ميگما جواب بده گوشيتو
واي ببخشيد، کوچولو دلش واسه ننش تنگ شده؟
تمومش کنين - فرصت آخرته -
!اي واي
!بيا اينجا ببينم
مترجم : فـرهاد امـین
خيلي دلم ميخواد
دستمو دور گلوهاشون حلقه کنم
جونشون رو ازشون بگيرم
ميفهمم ولي اين روزا ديگه نميشه !ازين کارا کرد
اين روزا با اين فرهنگي که مد شده
ديگه کسي نميتونه بچهها رو کتک بزنه
من که بچهها رو نميگم بابا من دارم کريستوفر
و پودل رو ميگم، اونا دارن راحت زندگي ميکنن
اونوقت من اينجا دارم جر ميخورم
!اونا که توي زندونن
من بدبختم که توي زندونم
اونا دارن غذاي مفت ميخورن
تختشون تر و تميزه بقيه حواسشون بهشون هست
اونوقت من دارم رسما يا يه مشت حيوون وحشي
که هيچ احترامي بهم نميذارن توي آشغالدوني زندگي ميکنم
اه
دعواهاي اينا هم که انگار تمومي نداره
ميخواي چيپ رو با خودم ببرم مرکز شهر
بدم يه حرفهاي آب بنديش کنه؟
نه بابا، خيلي گرونه
اين بچهها ننه بابا ميخوان
اينا بايد بشينن رو در روي ننه و باباشون تمام اين خشمي که دارن روشون خالي کنن
که همش اينطوري سر من خالي نشه - رفتي پيششون -
يه پولي چيزي هم ازشون بگير پس
رو منم حساب کن
خيلي دلم ميخواد از پشت شيشه زندون !برينم به هيکل پودل
منظورت چيه؟ - مثلا بهش ميگم، تو اون تويي -
من اين بيرون آزادم! ازين چيزا ديگه
با اينکه خيلي جالب به نظر مياد
ولي تو قرار نيست جايي بياي اين قضيه ربطي به تو نداره
بيخيال بابا
!بذار منم بيام فحش بدم ديگه
!ميخوام بدونم اينا رو چطوري ميخواي ببري
توي راه عين آدمهاي بالغ ميشينم
باهاشون حرف ميزنم، اينطوري به نفع همهست
موفق باشي
کدوم گوري هستيم؟
بيا و خوبي کن! فکر کردم يه روز اعصابت راحت باشه
..اينهمه بخاطر جريان مادرت به هم ريختي
يه ذره هم واسم مهم نيست
عجب، باشه پس
شايد بصورت ناخودآگاه
..داري ميريزي توي خودت چون - نخير -
باشه
خب پس مثل دو تا خانوم ميريم اسپاي روزانه
حالش رو ميبريم
مگه اين اسپا چه چيز خاصي داره؟
خب، اولا
گفتنش واسم سخته
چون راه تو قراره خيلي با من فرق داشته باشه
چون يه تجربه کاملا فرديه
اين فرقيه که اين اسپاي
بخصوص داره..
اولش ميري توش
ميشيني روي صندليهاي سفالي که بدنت فرو ميره توشون
بعدش با وسلي حرف ميزني
به نگهبان اونجا ميگن وسلي
بعدش قراره شما دوتايي
يه تجربهاي با هم داشته باشين که
نه فقط به بدنت يه حالي ميده
بلکه تمام نقاط لذتت رو تحريک ميکنه
واي
به نظر که خيلي فوقالعاده مياد - آره بابا -
حرف نداره
باور کن حسابي خوشت مياد !خب رسيديم
اينم از ندامتگاه ميلديل
اي آشغال
آخه کدوم هيولايي به يه دختر ميگه
ميخواد ببرتش اسپا، اونوقت ميارتش زندون ملاقات مادرش؟
فکر کن اين اسپاي روزانه روحته
فکر کردي مثلا چه اتفاقي قراره بيفته؟
ما که الان همديگه رو ماچ و بوس نميکنيم
واسم مهم نيست چي کار ميکنين
سرش جيغ بکش، تف بکن تو صورتش
بهش چک بزن! هر کاري ميخواي بکن
ولي تمام زهرت رو جمع کن
همچين يه کله خالي کن رو ننت
!که ديگه روي من خالي نکنيش
سلام سابرينا، سلام ميکي
!سلام پودل خانوم
زندگي تو خونه بزرگ خوش ميگذره؟
واي چه حالي ميده گاهي آدم اينطرف زندگي کنه
خيلي خوشحال شدم تو هم اومدي
خودم نخواستم که بيام، فهميدي؟
..ميخواستم فقط بگم که - ببخشيدا -
ميشه من اول بگم؟ اگه اينو نگم دلم آروم نميگيره
سابرينا، من واقعا معذرت ميخوام
..آره خب، من قانونشکني کردم ولي
بدتر ازون، خانوادم رو در هم شکستم
بهتون دروغ گفتم، ولتون کردم
بعنوان يه مادر، همه جوره شما رو نا اميدتون کردم
و انتظار ندارم منو ببخشين
چون فکر نکنم خودم هيچوقت بتونم خودم رو ببخشم
با اين دردي که به تو و چيپ و بن !تحميل کردم
حتي به آلبا
فقط ميخواستم بدونين بيشتر از هر چيزي توي دنيا دوستتون دارم
و ميخوام باقي عمرم رو صرف اين کنم
که اشتباهم رو واستون جبران کنم شما شما براي من
مهمترين چيز توي دنيا هستين
پسرا هم اومدن؟
خدايي؟ اينجا پارک آبيه؟
ديگه چرا مجبورم کري دو ساعت دنبال عينک شنا بگردم؟
چون آدم وقتي ميخواد دروغ بگه بايد باورپذير باشه، گرفتي؟
ميدوني چيه؟ فکر کنم بهتره بيخيالش بشيم
اينجا به درد بچهها نميخوره
ولي من ميخوام اردوي بابامو ببينم
ميدونم، ولي بهش نرسيديم رفيق
!بابات رفته قايقروني
پمبرتون! باجه 6
نه، ولش کن بيا بريم پارک آبي
جدي پاشو بريم پارک آبي
نخير، به اين راحتي نميتونه ازم خلاص بشه
اگه اونقدر مرد نيست که باهام حرف بزنه
!پس خودم مردونگي ميکنم
باشه پس
زود تمومش کن
عينکمو بگير
ازينجا خوشم مياد
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
سلام چيپ
واي بابا، خودتي واقعا؟
پس دندونات چي شد؟
اوه
اينقدر معلومه؟
آره
هم اتاقيم گرفتشون
!بهم گفت ديگه بهشون احتياجي ندارم
واي خدا
بيخود نبود دلت نميخواست بيام اينجا
پس تو منو ول نکرده بودي
!داشتي ازم محافظت ميکردي
حالا نوبت منه که ازت محافظت کنم
چون اين کاريه که پمبرتونها ميکنن
ما از هم محافظت ميکنيم
..بهت قول ميدم هر کاري بتونم ميکنم که
چيپ بچه تو نيست
چيپ بچه تو نيست
بابا؟ بابا
بابا؟ - من بابات نيستم -
بابا، نزن اين حرفو - ..ولي -
No comments yet. Be the first to leave one.