أول 200 سطر.
خیلی خب. بر میگردم
بگو کجا بذارمش
- چی فکر میکنی؟ - من آماده ام
باید بهت بگم خوبه. بذارش روی نقطه ی بی
یه ذره فوکوس بده. اگه دوست داری؟
من به نور بیشتری احتیاج دارم
بذاریدش اونجا
- اینا رو اشتباه آوردی - از اینجا ببرشون بیرون
بذار صدای فش فش بیشتری داشته باشیم بجنب. بجنب
بجنبید بچه ها
به من نگو. هیچی درست نیست چکار میتونم بکنم؟
باش، عالیه. عالی
این ضخیمه. همه ی اونا...
یک دقیقه و بیست و هشت ثانیه، میدونم. درباره ی ...
گرفتیم. تلاش میکنیم برای ریورس شات
هنوز اینجاست؟
- نمیتونم ببینم - هیچی نمی تونی ببینی؟
- فقط ستاره ها - گور بابای ستاره ها
من ستاره ها رو دوست دارم
به ستاره ها نگاه میکنی، و فردا میتونی هرکاری رو انجام بدی
بوسیدن اون دختر، پیاده روی در چمنزار
ستاره ها فکر بدی در مورد تو نخواهند کرد
ستاره ها یادداشتی رد نخواهند کرد میدونی منظورم چیه؟
هنوز اینجاست تو فیلسوف حروم زاده ی لعنتی هستی؟
- خودشه - من نمی تونم چیزی ببینم
چطور میتونم چیزی ببینم وقتی که طرفدارهای لعنتی دور و برش هستن
- آماده اید بچه ها؟ - آره
من آماده بودم خیلی وقته آماده ام
آماده اید خانم؟ این یک برداشته
خیلی خب. برگردید سر جاهاتون و حرکتتون رو انجام بدید، لطفا آقایون
فقط این برداشت رو درست برو
من عجله ای ندارم
امیدوارم کور بشی
- فنُ روشن کن - برو
خدایا
ادامه بده بخاطر خدا ادامه بده بخاطر من
این نسیم از متروئه لذت بخش نیست؟
این از اون نماهای جالبه
اوکی، کات
چی دیدی؟
چی دیدی؟ چیزی دیدی؟
صورت خدا رو دیدم
آه
میدونی بر اساس قانون احتمال
وقتی یک لیوان آب می نوشی یک تکه از ناپلئون آشغال رو می نوشی
حتی موسیلینی
اما احتمال ناپلئون بیشتره چون خیلی وقت پیش مرده
از این طرف. این برای مجله ی لایفه
هی
هی. عزیزم. عزیزم
هی
اون فکر میکنه کیه؟
- تو فکر میکنی اون زیباست، مگه نه؟ - آره
پسر، عجب شبی
اوه، برات مهم نیست؟
برای دو دقیقه، هشت ساعت منتظر بودم
ناکجاآباد جایی که تو باید منو ببری
نباید برم
حالا، آتیلای قومِ هان اون یک مرده ی سفارشیه
چون بیش از حد دور رفته
پس نمی بینی؟ همه ی ما، جزئی از دستگاه گوارش لعنتی هستیم
اینو میدونستی؟
پروفسور؟
پروفسور؟
بله
پروفسور؟
بله، بله
- پروفسور - بله
شب بخیر، پروفسور
مطمئنم شب خسته کننده ای داشتی
متأسفم خیلی دیروقت اومدم
اما، فکر کردم یه چیزایی رو باید بهت بگم
یه چیزایی که، قبل از صبح باید بهت بگم
آره، مطمئنم شب خسته کننده ای بوده فردا هم باید خسته کننده باشه
هی
این چیزاییِ که باهاش تمام وقتتو میگذرونی؟
باید چند سال کارت اینجا باشه، ها؟
من یه مرد تحصیلکرده نیستم، پروفسور اما مطمئنم دوست داری بدونی که من چی میدونم
فکر میکنم من فقط مردی هستم که دوست داره اطلاعات داشته باشه
هی، میدونی اونجا پنج تا سکه وجود داره؟
یک فروشگاه شبانه یا همچین چیزی
من چیزه کمی احتیاج دارم
خب، نمی دونم خانم به من گفتن که شما رو مستقیم ببرم مقصد
لعنت به اونا
- من گفتم توقف نمی کنم - خواهش میکنم
مهمه
بخاطر من، ها؟
باشه
بخاطر من
تو در دادگاه نیستی میدونی اینو
میدونی؟ تو به هیچی متهم نشدی
میدونی؟ تو به هیچی متهم نشدی
اگر احساس متهم رو داری من رو خیلی غمگین میکنی
بشین، بشین
حالا بهم بگو احساس متهم رو داری؟
احساس میکنم مورد آزار قرار گرفتم
همین الانم؟
هرگز اینجوری نبوده؟
روحیه بده، میتونی، پروفسور؟
این یه اتهام نیست میفهمی؟ فقط یه پرس و جوئه
نوشیدنی میخوای؟
اما ضبط رو خاموش کن مایلی بهم بگی چی...
فکر میکنی جواب این سئوال چیه؟
منظورم اینه، به نظر میرسه جواب ساده ای مثل آره یا نه داره
اما تو میتونی متعجب کنی تعداد زیادی از شهروندان رو با گفتن دو تا کلمه
و اونا دارن این اتهامات رو تبدیل میکنن به یه درد مسخره
میدونی چندبار یه نفر به متمم پنجم اشاره کرده؟
حدس بزن
نمی تونی حدس بزنی. هفتاد و نه بار
اون بدجور خسته ست
ببین، من دارم یه جواب ساده رو برای یه سئوال ساده ازت میپرسم
خب ما میتونیم بریم خونه برای یه تعطیلات طولانی
پروفسور، من همسر عزیزم رو بیشتر از یک ماهه که ندیدم
آخرین باری که بلیط خریدم مجبور شدم کنسلش کنم
ما مجبور شدیم دوتا جلسه ی فوق العاده بذاریم تا سعی کنیم که روبسونِ سیاه پوست برای "تحقیر" به بالا بپره
و من هواپیمای لعنتی رو هم از دست دادم
پروفسور، بذار کامل روشنت کنم، میدونی؟
در حال حاضر، مردان نظامی و سیاستمداران
اونا در گل و لای غوطه ورن و میان بالا تا گل های رُز رو بو کنن
اما تو نه. نه، نه. تو نه
تو...تو در یک دسته بندیه مخصوصی میدونی، یک نوعِ متفاوت
میدونی چی؟ از نوعِ فیلم های ستاره ای
مثل گِلی که به چوب چسبیده
به ما کمک کن و منم بهت کمک میکنم مبری شی
مبری...مبری
شرط میبندم میدونی ازت چی میخوام انجام بدی تا مبری شی
میخوای جواب بله بدم درست نیست؟
درسته
بله. بله میتونه برای ما خوب باشه
و اگر شماها یکبار از ایده آل های کمونیست انصراف بدید...
منظورم اینه میتونه خیلی خوب باشه
و تو میتونی به نام های زیادی اشاره کنی
اوهوم...همش اینه؟
بله
یک محکومیت رسمی بخاطر طرح سلاح های شوروی
مایل نیستی که هیچ آسیبی ببینی
با توجه به اعتماد دوطرفه، پروفسور باید چیزی رو بهتون بگم
این اتهامات نباید بیشتر ادامه داشته باشه
میتونی آخرین بزرگ ماهی غیرنظامی ما باشی
عجب ماهی
منظورم اینه که، تو هر چیزی رو میدونی
کیهان، فضا فوتون، پروتون...
همه چیز. مشکلات یهود
اونا اسم تو رو گذاشتن پدر و مادر بمب هیدروژنی
فرزند واقعی جهان
خب، مجبورم یه چیزایی رو در مورد اینا بگم
در تجربه ی من از زندگی...
مقامات سوئیسی منو فاشیست آلمانی صدا میکردن
بدون در نظر گرفتنِ یهودی بودنِ من
اما تو چند لحظه قبل با ظرافت بهش اشاره کردی
و در آلمان، توسط آلمانهای فاشیست...
چون من یهودی بودم منو خیانتکار صهیونیستی صدا میکردن
من اومدم به آمریکای دموکراتیک...
برخی از مردم منو نامیدند یک آلمانی فاشیست، یک صهیونیست خیانتکار
و حالا تو داری بهم میگی که من یک کمونیست شوروی هستم
خب، گوش کن
دو هفته پیش، دوتا مجله در همان زمان در زمانهای گوناگون منو نامیدند...
یک جنگ طلب و یک مخالف جنگ در یک سخنرانی مشابه
تو هم میدونی کدوم سخنرانی بود؟ برای انجمن تقدیر از موتزارت در نیو انگلند بود
و...
باورنکردنیه
بهت میگم. مدارک رو نگه دار یا بنداز دور
شما دوست دارید همه چیز رو ثبت کنید
من آمریکا رو انتخاب نکردم اهمیت نمیدم
باید میدونستم
من در حال فرار از داخائو بودم
خنده داره، چطور میتونی امروزه از یه یهودی خوب صحبت کنی
همیشه موضوع داخائو پیش میاد
این یه تهدید مشابه ست ما ازت میخواهیم به ما کمک کنی تا مبارزه کنیم
کومونیسم کمتری اثر رو در جنگ جهانی دوم داشت
کمترین اثر... شوخی میکنی؟
تمام جنگ جهانی دوم بر پایه ی یک خلبان شوروی بود
- یک خلبان شوروی؟ - بله
پانزده میلیون روسی مُردن... یک خلبان روسی؟
اونا متقلب هستن
از خودت اینو بپرس، پروفسور
چی از اروپا باقی مونده که تهدیدی برای شوروی است؟
اطرافشون
خب، چی میگی؟
من میگم یه روانپزشک باید ببیندت
نه، نه، این مهم نیست. اونا هنوز یاد نگرفتن چطوری به درمان این درجه از حماقت بپردازن
چیزی که من میگم ... میگم شب بخیر میگم باید الان شب بخیر بگیم
اوه. این ممکنه شرم آور باشه. واقعا...
اگر همه شما ایستاده اید برای...
گِل پرانی به قوانین حقوقی قانون اساسی
اشتباه نکن برای درمان همچین چیزی
بحث در مورد آزادی های مدنی
آدمهایی که دارن خسته میشن
کسی که ازش خسته شده قبلا برای اون عالی بود
در واقع، او تحسین شده از طرف تندنویس های لعنتی
خب، اون هیچ کمکِ گهی رو بدست نمیاره
و هیچ تندنویسی
یک همکاری کوچک در اینجا که هیچی
خیلی ساده و واضح برات توضیح میدم
من هرگز تحت هیچ سازمانی قرار نمیگرم و شهادت دادن
تو برای شهادت دادن احضار شدی
ما برای پروازهات و اتاق بهت پول میدیم
با این وجود، من تصمیم دارم فردا برای کنفرانس صلح جهانی صحبت کنم
در واقع حکم خودتون رو همزمان با اون تاریخ می دهید
اما این ممانعت نمی کنه از صحبت کردن من در کنفرانس
No comments yet. Be the first to leave one.