Human Harvest

Human Harvest

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Human Harvest 2014 720p 1080p WEB YIFY
Human Harvest 2014 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Human Harvest 2014 1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
تعليق من vertigo-sub
من با زیرنویس خود مستند و زیرنویس انگلیسی ترجمه کردم و با نسخه (YIFY) هماهنگ هست و توی آپارات هم گذاشتم https://www.aparat.com/v/6GEMq

الوسوم

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
TS
YTS
نشرت في: 2022-01-03
تنزيلات: 45
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫زیرنویس شده توسط: ‫یزدان

‫فیلمی از: لئون لی

‫برداشت از انسان‌ها ‫تجارت غیرقانونی اعضای حیاتی بدن در چین

‫در سال 2000، تشخیص داده شد ‫ که آتروفی (کوچک‌شدن) کلیه دارم.

‫رورو ژوانگ ‫بیمار پیوند عضو از تایوان

‫من حدود 6 ماه تحت درمان بودم، ‫سپس حوالی اکتبر 2000 دیالیز را شروع کردم.

‫هردو کلیه تقریبا به‌طور کامل از کار افتادند.

‫من تقریبا هر روز گریه می‌کردم. ‫هرموقع خانواده‌ام رو می‌دیدم گریه می‌کردم.

‫حس می‌کردم قراره برای همیشه ترکشون کنم.

‫شوهرم حالش خوب نبود.

‫شیوشین ژانگ ‫همسر بیمار پیوند عضو

‫حس کردم که یه مشکلی داره، ‫پس ازش خواستم به بیمارستان بره.

‫تشخیص داده شد که هپاتیت برق‌آسا دارد. ‫(وقتی کبد خیلی سریع ظرف چند روز یا هفته از کار می‌افند)

‫درنهایت کبد او به سختی کار می‌کرد.

‫شوسانگ تو ‫بیمار پیوند عضو از تایوان

‫در سال 2001، سلامتی من رو به وخامت گذاشت.

‫بعد از اینکه کلیه‌هام آسیب دیدن، ‫دیالیز رو شروع کردم.

‫ما از طریق رسانه و ‫به صورت دهان‌به‌دهان فهمیدیم،

‫که ما ممکنه بتونیم منبعی از اعضای حیاتی ‫بدن را از سرزمین چین پیدا کنیم.

‫وقتی مادرم شنید که فرصت‌هایی برای ‫پیوند کلیه وجود دارد،

‫او مشتاق بود تا برای من پول جمع کند ‫تا به سرزمین چین برویم.

‫در ژوئن 2001، ‫من برای عمل پیوند عضو به چین رفتم.

‫من از سال 2004 برای حدود ‫یک سال و نیم دیالیز انجام می‌دادم.

‫سپس برای عمل پیوند کلیه در سال 2006 ‫به سرزمین چین رفتم.

‫خب حدود سال 2000، ما فهمیدیم ‫که بسیاری از بیماران از تایوان

‫شی-وِی هوانگ، دکترای پزشکی ‫نایب رئیس انجمن بین‌المللی مراقبت پیوند اعضا

‫برای عمل پیوند اعضای حیاتی ‫به سرزمین چین رفتند.

‫درواقع نه فقط بیماران از تایوان،

‫بلکه بیماران از سراسر جهان برای عمل پیوند ‫اعضای حیاتی به چین شتافتند.

‫ما همه متعجب بودیم، واو، ‫آنها از کجا این تعداد زیاد اعضای حیاتی تهیه می‌کنند؟

‫من به یاد دارم اتاقی که شوهرم داخلش اقامت داشت ‫در بخش پیوند اعضا بود.

‫همه اتاق‌ها در تمام اون طبقه ‫برای بیماران پیوند عضو بودند.

‫تنها در یک اتاق ده‌ها بیمار بودند.

‫آنها چطور می‌توانستند تعداد زیادی اعضای حیاتی بدن ‫به طور همزمان داشته باشند؟

‫به نظر من که باورنکردنی بود.

‫بیش از ده‌ها بیمار در واحد مراقبت‌های ویژه‌ای ‫بودند که من در آن بودم.

‫من با گروهی از 7 بیمار پیوند عضو از تایوان ‫به سرزمین چین رفتم.

‫بسیار واضح به نظر می‌رسید که چین داشت ‫تعداد زیادی عمل پیوند اعضا انجام می‌داد.

‫دیوید ماتاس ‫وکیل بین‌المللی حقوق بشر

‫در حقیقت، آنها کشور شماره 2 پیوند اعضا ‫در جهان هستند

‫بعد از ایالات متحده، ‫از نظر تعداد عمل‌ها.

‫پس بسیاری از پزشکان بسیار نگران شدند

‫جلسه استماع کنگره آمریکا ‫12 سپتامبر، 2012

‫درباره افزایش نمایی سریع عمل‌های پیوند

‫که داشتند در چین اتفاق می‌افتادند ‫از سال 1999.

‫و سپس تعداد مراکز پیوند اعضا ‫اوج گرفت.

‫مراکز پیوند اعضا چین از 150 عدد در سال 1999

‫به بیش از 600 عدد در اوایل 2000 رسید.

‫و با استناد به معاون وزیر بهداشت چین

‫تعداد عمل‌های پیوند اعضا ‫که هر ساله انجام می‌شود

‫از چند صد عمل در سال 1999

‫به بیش از 10 هزار عمل در سال، ‫تا سال 2008 رسید.

‫جیفو هوانگ ‫معاون وزیر - وزیر بهداشت چین

‫اکنون کشور ما حدود 10 تا 11 هزار عمل پیوند عضو ‫هر سال انجام می‌دهد.

‫ما دومین کشور بزرگ برحسب تعداد عمل هستیم.

‫و روزنامه China Daily گزارش داد که

‫تعداد واقعی در سال 2006، ‫20 هزار بوده است.

‫ولی آنها یک سامانه اهدا عضو ندارند.

‫خب، آنها فقط یکی را، به نظرم ‫در سال 2010 راه‌اندازی کردند،

‫ولی برای اکثر مواقع که ‫آنها این کار را انجام می‌دادند

‫هیچ سامانه اهدا عضوی وجود نداشت.

‫و آنها اجازه قانونی ندارند ‫برای تامین اعضای حیاتی بدن

‫از بیماران مرگ مغزی، ‫قلبی زنده، قربانیان تصادفات.

‫خود صلیب سرخ پکن در سال 2011 ‫اعلام کردند

‫که در طی 20 سال گذشته ‫تنها 37 نفر در سرتاسر کشور

‫برای اهدا عضو ثبت‌نام کرده‌اند.

‫آن را در مقایسه با انگلستان بگیرید که

‫18 میلیون نفر به‌عنوان ‫اهداکننده عضو ثبت‌شده دارد.

‫پس سوال این می‌شود که چین چگونه ‫کشور شماره 2 جهان در پیوند اعضا شده است؟

‫جایی که هر کشور دیگری در جهان ‫اعضای حیاتی بدن را

‫تهیه می‌کند برای آنها ‫در دسترس نیست.

‫این اعضای حیاتی بدن ‫از کجا می‌آیند؟

‫من البته پرسیدم. آنها گفتند که همه آنها ‫از زندانیان اعدام‌شده به دست می‌آیند.

‫بیمارستان چانگ‌ژنگ به ما گفت ‫که کبد از یک زندانی محکوم به اعدام بود.

‫موجودی اعضای حیاتی بدن برای عمل‌های ‫پیوند عضو ما بیشتر از زندانیان محکوم به مرگ هستند.

‫درنهایت آنها به گفتن این روی آوردند که

‫زندانیانی بودند که به مرگ محکوم ‫و اعدام شدند.

‫خب، چندتا از آنها وجود دارد؟

‫آنها درواقع تعداد رسمی نمی‌دهند

‫هم برای تعداد افرادی که هرساله اعدام شدند

‫یا برای تعداد افرادی که هرساله عمل ‫پیوند عضو انجام می‌دهند.

‫اگر نگاه کنید به کارشناسان زیادی که ‫سعی دارند تعداد آن را تخمین بزنند

‫تعداد آن چیزی حدودا بین 2 تا 8 هزار اعدام ‫در سال است که در چین اتفاق می‌افتد

‫که بیش از مجموع تمام جهان است.

‫اما هنوز کمتر از 10 هزار عضو حیاتی بدن است

‫که آنها می‌گویند هرساله دارند پیوند می‌زنند.

‫بنابراین اعداد جور در نمی‌آیند،

‫حتی اگر آنها 10 هزار نفر در سال ‫اعدام کنند

‫و 10 هزار پیوند عضو در سال ‫انجام دهند،

‫هنوز هم یک تفاوت بسیار بزرگ ‫وجود خواهد داشت.

‫دلیل آن چیست؟

‫این به سادگی غیرممکن است

‫که آن 10 هزار نفر اعدام‌شده ‫کاملا تطابق داشته‌باشند

‫با آن 10 هزار نفری که اعضای حیاتی بدن ‫نیاز دارند.

‫تعدادی لایه‌های متفاوت تطبیق هست ‫که باید اتفاق بیفتند.

‫اولین فرآیند این است که شما باید یک اهداکننده ‫با گروه خونی سازگار داشته باشید.

‫دکتر جگبیر گیل ‫نفرولوژیست عمل پیوند ‫بیمارستان سنت پاول، ونکوور

‫به طور معمول، آن افرادی هستند که ‫گروه خونی مشابه دارند.

‫هرچند کسی که گروه خونی O دارد ‫می‌تواند به همه عضو اهدا کند.

‫دومین فرآیند چیزی است که ما ‫نوع بافت می‌گوییم

‫که همچنین یک فرآیند تطبیق متقابل را ‫وارد (لازم) می‌کند.

‫و این درواقع به دنبال اطمینان ‫از آن است

‫که بیماری که پیوند را دریافت می‌کند

‫هیچ آنتی‌بادی علیه پروتئین‌های خاصی ‫که ما در اهداکننده

‫آزمایش می‌‌کنیم، نداشته‌باشد.

‫یوبین پانگ، دکترای پزشکی، دکترای تخصصی ‫محقق سابق - موسسات ملی بهداشت

‫پیدا کردن یک عضو پیوند سازگار ‫بسیار دشوار است.

‫برای خواهر و برادرها، شانس تطبیق ‫تنها %25 است.

‫برای اهداکنندگان غیرمرتبط (غیروابسته)، براساس ‫گزارشات متفاوت، سازگاری متغیر است.

‫در چین، کمترین نسبت گزارش‌شده ‫%1.2 درصد است.

‫که باید گفت، بیش از %90 احتمال دارد ‫که عضو حیاتی تطبیق پیدا نکند.

‫در ایالات‌متحده، نسبت حدود ‫%5 تا %6 است.

‫بارها که ما از نسبت 10 به 1 ‫استفاده می‌کنیم،

‫10 نفر نیاز است تا یک اهداکننده مناسب ‫برای یک شخص پیدا شود.

‫پس اگر با این شماره‌ها ‫درنظر بگیریم،

‫آنها نمی‌توانند فقط 10 هزار نفر ‫را اعدام کنند،

‫اگر آنطور که آنها می‌گویند کار انجام شود، ‫(یعنی با اعدام‌کردن زندانیان)

‫آنها باید حداقل 100 هزار نفر را ‫اعدام کنند.

‫و هیچ سامانه ملی توزیع اعضای حیاتی بدن ‫وجود ندارد.

‫و زندانیان باید ظرف 7 روز بعد از محکومیت ‫کشته شوند.

‫هپاتیت گسترده در سیستم زندان‌ها ‫وجود دارد.

‫و شما سازگاری گروه خونی برای عمل‌های ‫پیوند لازم دارید

‫و عمل‌های پیوند ظرف چند روز ‫اتفاق می‌افتند.

‫که به این معنی است که شما در هر زمانی ‫نیاز خواهید داشت،

‫100 هزار نفر محکوم به مرگ شوند ‫و در زندان بنشینند به این منظور که

‫تعداد عضوهای پیوندی که آنها می‌گیرند ‫تولید کنند.

‫سپس فاکتور (عامل) زمان هست، که ‫که لازم است که واقعا فهم شود.

‫به محض اینکه شما اعضای حیاتی بدن ‫کسی را برداشت می‌کنید،

‫اینطور نیست که شما بتوانید این اعضای حیاتی ‫بدن را برای همیشه با خود نگه‌دارید.

‫یک پنجره زمانی کوتاه وجود دارد.

‫به عنوان مثال درنظر بگیرید، ‫یک قلب،

‫که تنها حدود 8 ساعت زمان دارد

‫از وقتی که از بدن جدا شد.

‫و شما این حقیقت را دارید که قانون ‫ایالتی خود چین می‌گوید که

‫زندانیان وقتیکه محکوم به اعدام می‌شوند،

‫باید ظرف مدت 7 روز اعدام شوند.

‫و این تقریبا به طور خودکار اتفاق می‌افتد.

‫بنابراین ما موقعیتی را نداریم که چین ‫همه این افراد را محکوم به مرگ داشته‌باشد،

‫به این سادگی نیست.

‫این یعنی اینکه که زندانیانی که ‫محکوم به مرگ شدند

‫نمی‌توانند همه به حساب آیند

‫برای همه عمل‌های پیوند عضوی که در چین ‫دارد اتفاق می‌افتد.

‫خصوصا، وقتی ما درباره بیماران گردشگری پزشکی ‫صحبت می‌کنیم.

‫یکی از بیماران خودم در سال 2003 را ‫به یاد دارم.

‫تشخیص داده‌شد که نارسایی کلیه دارد، ‫پس خواست که یک پیوند عضو داشته‌باشد.

‫از زمانی که او مقدمات را شروع کرد تا سفرش ‫به سرزمین چین، حدود یک ماه شد.

‫بعد از اینکه رسید، به او گفتند که عضو حیاتی بدن ‫در چند روز آینده در دسترس خواهد بود.

‫دیوید کیلگور ‫وزیر امور خارجه سابق کانادا (آسیا-اقیانوسیه)

‫سرگرد Tan برای دیدنش آمد ‫در اولین روزی که او آنجا بود

‫و با یک فهرست از اسامی آمد.

‫و توی فهرست پایین رفت ‫و روی یک نام ایستاد

‫آن مشخصا یک شخص بود.

‫یکی دو ساعت بعد برگشت ‫با دو کلیه در یک ویال (شیشه کوچک دارو).

‫وضعیت در سرزمین چین بسیار خاص است.

‫جراحان اعضای حیاتی بدن را سفارش می‌دهند، ‫و یک لوله خون همراه با عضو خواهدآمد.

‫آنها باید یک آزمایش تطبیق متقابل ‫انجام دهند.

‫کلیه‌ها جواب ندادند، آنها برای این مرد ‫سازگار نبودند.

‫پس او سه بار دیگر برگشت ‫و با سه جفت کلیه دیگر بازآمد.

‫هیچکدام از آنها جواب ندادند.

‫پس، این مرد به کشورش برگشت. ‫سه ماه بعد، بازآمد.

‫چهار بار دیگر همان فرآیند را طی کرد.

‫سرانجام روی هشتمین عضو حیاتی ‫آزمایش تطبیق متقابل منفی شد.

‫وقتی او این را به من گفت، من گیج شدم، چطور ممکن است ‫آنها بتوانند این همه اعضای حیاتی بدن تهیه کنند؟

‫مشخصا، زندانیانی هستند که به مرگ ‫محکوم شدند

‫که به خاطر اعضای حیاتی بدنشان ‫کشته می‌شوند

‫یا شکل (نحوه) اعدام، کشته‌شدن برای ‫اعضای حیاتی بدن است.

‫اما، تعداد بسیار بزرگ است.

‫پس، بقیه آنها از کجا می‌آیند؟

‫معلوم شد که برداشت اعضای حیاتی بدن ‫در چین

‫یک تجارت به‌شدت پرسود بوده‌است.

‫جایی که مراکز پزشکی چین اغلب می‌گویند که

‫منبع شماره یک درآمد آنها ‫بخش پیوند عضوشان بوده است.

‫و اینکه روی وبسایت‌شان، ‫آنها می‌گفتند که هزینه مطالبه می‌کنند

‫30 هزار دلار به ازای هر قرنیه،

‫60 هزار دلار به ازای هر کلیه،

‫150 هزار دلار به ازای هر قلب.

‫تصور کنید یک شخص چه ارزشی داشت، ‫در میان صدها هزار نفر.

‫قیمت هر مقداری است که آنها ‫درخواست کنند.

‫من 850 هزار دلار جدید تایوان ‫(29 هزار دلار آمریکا) پرداخت کردم.

‫در آن زمان، جراح به من گفت که 1 میلیون ‫دلار جدید تایوان (33 هزار دلار آمریکا) آماده کنم.

‫تنها خود عمل جراحی حدود 1.5 میلیون دلار جدید تایوان ‫(49 هزار دلار آمریکا) برایم هزینه داشت.

‫خب صادقانه بگم، من فکر نمی‌کنم

‫که سامانه سلامت در چین بدون آن ‫بتواند دوام بیاورد.

‫مقدار آن میلیارد دلار در سال است، ‫یا بیشتر.

‫ما درون وبسایت‌هایی می‌رویم که، برای مثال، ‫تبلیغ می‌کنند

‫که شما می‌توانید یک عضو حیاتی بدن ‫در، مثلا یک هفته، تهیه کنید.

‫در بیمارستان ما میانگین زمان انتظار ‫برای یک کبد یک هفته است.

‫بعد از اینکه ما مدراک پزشکی را فرستادیم، ‫جوابشان این بود،

‫خیلی‌خوب، هرموقع که شما بخواهید بیایید ‫ما اعضای حیاتی بدن داریم.

‫من یک تست خون در ماه می 2001 داشتم. ‫و در 25 ژوئن به سرزمین چین رفتم.

‫این هفته 12 عمل جراحی به پایان رسید. میانگین ‫زمان انتظار برای بیماران 2 هفته بود.

‫من حدود 2 تا 3 هفته صبر کردم.

‫بعد از اینکه ما آنجا رفتیم، شوهرم بسیار سریع ‫برای عمل جراحی پذیرفته شد.

‫آنها همان روز بعدازظهر کبد را تامین کردند،

‫و او حدود 4 بعدازظهر به اتاق عمل آورده شد.

‫هرجای دیگری در جهان (زمان انتظار) ‫ماه‌ها و سال‌ها خواهد بود،

‫و می‌خوام بگم، ‫اینها فقط کلیه نبودند،

‫اینها قلب، شش و کبد بودند.

‫منظورم اینه که مشخصا وقتی شما ‫یک عمل پیوند عضو را رزرو می‌کنید

‫برای یک عمل پیوند قلب ‫و شما به چین می‌روید

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left