أول 200 سطر.
مامور سابق "سيا" به جرم سرقت و جنايت تحت تعقيب است
تموم شد
يالا. ادامه بده
بازي خوبي بود
خودتونو تو دردسر نندازين
من گرفتمش
فعلا بچه ها. تا يکشنبه
صبح بخير چيکار ميتونم برات بکنم، پسرم؟
فکر ميکنم سوال اينه که من چيکار ميتونم براي شما بکنم، پدر؟
من نميفهمم تو حالت خوبه؟
من ديدم تو داشتي اون بيرون، با بچه ها بسکتبال بازي ميکردي
اينجا فقر زيادي هست.ها؟ - بله. خيلي
ميخواي اعتراف کني؟ - اعتراف؟
خيلي وقته که اينکارو نکردم
نه پدر من فکر ميکنم که به رستگاري ميرسم
فقط تو و منو و خدا هستيم و منم راز هارو نگه ميدارم
خب، چي داري که از دست بدي؟ يالا. بشين
از وقتت استفاده کن
منو ببخش، پدر چونکه من گناه کردم
منو ببخش، پدر چونکه من گناه کردم
ادامه بده به من بگو چي تو دلته
ميدوني که همه ي اون چيزايي که در مورد من تو روزنامه ها مينويسن، حقيقت داره
من مامور مخفي "سيا" هستم
ادامه بده، پسرم
من يه....قاتل هستم
من قبلا يه يه چيزايي اعتقاد داشتم
ديگه ندارم
تو تو نيويورک کارت رو خوب انجام دادي، مارکوس
وقتي "زرهوي" مرده ايراني ها با شکست مواجه شدن
تو حالت خوبه؟ - بله، قربان
و تيمت؟ - هيچ مشکلي نيست
من قسم خوردم که از کشورم ....در برابر تمامي دشمنانش دفاع کنم
...اما دنيا داره يه جورايي پيچيده ميشه، مارکوس
ما تو جنگ با دشمني هستم که چهره اش رو نديديم
که خيلي اوقات بين ماست
شرکت "ريدول" يه سرمايه بزرگ و يک مانع براي ما محسوب ميشه
اونا بيش از 10 ميليارد دلار در استخراج نفت آفريقا سرمايه گذاري کردن
چون اونها راضي نيستن ....سياستمداران حکومتي
...دلالشون، مبادلات چي رو به اسم "فرانک اسميت" استخدام کردن
اون بايد شورشي هارو مسلح کنه اين يارو، اسميت ، يک عوضي واقعي هست
تو باهاش ارتباط بر قرار ميکني، باهاش کار ميکني و شرکت رو نابود ميکني
و زماني که وقتش برسه اسميت پول رو بهت ميده و "ريدول" کارش تمومه
باشه
مارکوس؟
سيا، نميتونه رد مارو بگيره
کاملا متوجه شدم - ....بعدش دنيا بهت يه مدال ميده
يا شايدم محاکمت کنه...
اين براي تو هست موفق باشي
شش ماه بعد
برام مهم نيست، راني. ما 2 ميليون دلار تو اين معامله سرمايه گذاري کرديم
تاخير اون مشکل من نيست
بگو اگه پرداخت نکنن تخم هاشون رو ميبرم
تو وکيل مني هر ساعت بهت 800 دلار حقوق ميدم
وقتم رو تلف نکن تو بايد قضيه رو به اين عوضي ها بگي
جين، اوضاع چطوره؟
پول آقاي اسميت براي معامله آفريقا تقريبا آماده است
وال استريت لعنتي
اين آشغال ها، بهترين فاجعه ي اقتصادي رو تو 80 سال اخير به وجود آوردن
ميليون ها نفر از مردم کار و زندگيشون رو ازدست دادن اونا کل کشور رو ورشکسته کردن
و چي شد؟
اونا از سرمايه هاي خود حکومت جايزه گرفتن
- رسيديم - بريم
شخص مورد نظر داره تو فرودگاه همراهي ميشه
خيلي نزديک نشو. ما تا وقتيکه اون پول رو نگرفته، هيچ کاري نميکنيم
مارکوس به ما علامت ميده
نانوايي؟ تنور داغه؟
طبق برنامه ريزي آماده هستيم - سر وقت؟
سرلحظه
همه چيز آماده هست، قربان
" وقت شناسي سياست فرمانروايان بزرگه" ميدوني اينو کي گفته؟
نه قربان - لويي هيجدهم
اون يه حروم زاده کثافت بود يه چاپلوس مادر جنده
قربان، آقاي اسميت و تيمش در راهن
همه چيز آمادست
ميشه يه لطفي کني،ميتوني کولررو روشن کني؟ خيلي گرمه
نه خرابه ، قربان - پس تعميرش کن اين آشغالي رو
زندر صحبت ميکنه
الآن "ديتريک" مرده از الان من فرماندم
يا عيسي مسيح
اين چيه؟
همه چي اونجا مرتبه؟ -يا عيسي...جعبه يخم
صبر کنيد
برو به بيمارستان
اون پايين چه خبره؟
هدف خارج شد
چقدر دوره؟ - پنج دقيقه. داريم تعقيبش ميکنيم
با من باشيد با من باشيد، قربان
-برو. برو - ما گمش نميکنيم
درخواست اجازه براي شليک دارم
اسميت بايد زنده بهاش رو بپردازه
ما گمش کرديم اون داره به سمت بيمارستان ميره
برگرد -من مسئول امنيتش هستم
آقا، بزاريد دکترها کارشون رو بکنن - من ميتونم باهاش برم؟
نه، بهترين کاري که ميتوني بکني اينه که بري اونجا بشيني ، تا وقتي که پرستارا بيان
فقط چند دقيقه وقت ميگيره مرسي
اين فرم رو پر ميکنيد؟
من دکتر براون هستم بهم بگو چي اتفاقي افتاده
ببين، رييسم بهش حمله قلبي شده
اسمش چيه؟ - فرانک اسميت
آيا سابقه ي قلبي داشته؟ - نميدونم
آقا، اينجا بمونيد - ببين، اون رييس منه
ما ازش خوب مراقبت ميکنيم. باشه؟
SECURITY
مامور 1 پله ها رو پوشش ميده مامور 3، خروج هاي اضطراري رو
مامورين 4 و 5 هم آسانسورهارو پوشش ميدن ميخوام مطمئن بشيد که همه جا رو گشتين
ما اينجا يه مشکلي داريم يه شماره ي اضطراري رو ميگيري؟
ما پيداش کرديم - ميدونم. الآن يک نفر از بيمارستان به 9011 تماس گرفته
ما بايد طبق برنامه پيش بريم
از مرکز:يک تماس اضطراري از بيمارستان مرکزي ديترويت شده
اين يک عمليات فوق امنيتي هست
مامورين مخفي در محل هستند در کارشون دخالت نکنيد. تکرارميکنم: در کارشون دخالت نکنيد
شما با خودتون اسلحه دارين، قربان؟
آره. من محافظ ويژه هستم
خواهش ميکنم، اسلحتون رو به ايشون تحويل بديد
سياست بيمارستاني سالم نگهش ميداريم
حالش چطوره، دکتر؟
تغييري نکرده. داريم به "آي.سي.يو" ميبريمش
اسميت تو "آي.سي.يو" هست
- ممنون - تو خوبي؟
آره.نه. شما آب پرتقالي ، آب جويي، چيزي دارين؟
- من ديابت دارم - يک پرستار ميارم بهت کمک کنه
بشين. يک پرستار مياد ببينتت
يکي رو ميارم بهت کمک کنه بري؟
دنبالم بياين، لطفا
مرسي تو بيمارستان چه خبره؟
امروز روز مرخصيه .امروز مريض ها منتقل ميشن
بد وقتي اومدين.ها؟
ببخشيد قربان؟ شما نبايد اينجا باشين
تا به حال همچنين اتفاقي براتون افتاده، آقاي اسميت؟
الآن ميخوايم يکم آزمايش انجام بديم خوبه
ميتونم نتيجه ي تحليل آنزيم هارو داشته باشم؟
خب، ما تصوير رو داريم
مارکوس با پرستار تنهاست
خب، تو چيکار ميکني؟
از اشخاص مهم محافظت ميکنم - اه، پس خيلي مهيجه
اهل ديترويت هستي؟ - نه
خطرناکه؟ - بعضي اوقات
خب، ديگه احساس سوزش نميکني
من هميشه ميخواستم با يه محافظ برم بيرون
مرسي
من نگران اون مردي هستم که آوردمش اينجا
اون حمله ي قلبي داشت کجا ميخوان ببرنش؟
به "آي.سي.يو" مي برنش هنوز نبردنش."آي.سي.يو" تو طبقه ي چهارم هست
- ميتوني اونجارو بهم نشون بدي؟ -حتما
مارکوس رو گرفتي؟ وضعيتت چيه؟
مارکوس در راه پله ها تو طبقه ي سوم هست
فهميدم بکشش.حالا
من خواب تو رو رو ديدم
من خواب تو رو ديدم و الان تو واقعا اينجايي
منو از اينجا ببر بيرون
پول! پول
منو با خودت ببر
ميتونم بهت دست بزنم؟
فقط يه بار
مواظب هستم
ميتونم بهت نشون بدم چطوري از اينجا بري بيرون
من هيچوقت تو رو اينجا نديدم
- دکتر گرين؟ - ميخواي بستني برام بخري؟
- قرمزه رو ميشناسي؟ صورتي رو چطور؟ - منو نگاه کن
-دکتر گرين؟ - من ميدونم چطوره از اينجا برم بيرون
- دکتر گرين، من به اون حب ها احتياج دارم - اون هل ميده
اون بالا
اون هل ميده، پسر اون هل ميده، پسر
- اون اشاره ميکنه - به سمت ديوار. رو به روي ديوار
- بازي با در؟ - تو، برو اونجا
دکتر ها کجان؟ اونا گفتن برميگردن
خواهش ميکنم منو با خودت ببر
مامور 3؟
مامور 3، گزارش بده
برو به طبقه ي سوم و ببين چه خبره
شما نميتونين اينجا باشين لطفا بريد حالا
اين مرد تهديدي براي امنيت ملي هست اون بايد با ما بياد
اون هيچ جا نميره اون بهش حمله ي قلبي شده
ما يک جراحي رو شروع کرديم و ممکنه شاهرگش رو پاره کنه
نميتونم بزارم اونو ببرين ماري، با تيم امنيتي تماس بگير
من اينکارو نميکنم
اما خودت چاره اي نزاشتي نظرت اصلا مهم نيست
ما الآن تيم امنيتي هستيم
!صبح بخير، آقاي اسميت
- ميخوايم شما رو با خودمون ببريم - آقاي اسميت. لطفا آروم باشين
ببين! برام مهم نيست چيکار ميکني فقط يه دارويي چيزي بهش بده قوي بشه
به يه مردي که بيماري قلبي داره، اپينفرين تزريق کنم؟
حتي اگه منو بکشن هم نميتونم اين اجازه رو نميدم
خيلي خوب هم ميتوني همونطور که گفتم، چاره ي ديگه اي نداري
چقدر طول ميکشه؟
تو کاري ميخواي که اگه بکنم قطعا اون دوباره دچاره حمله ي قلبي ميشه
تو ازم ميخواي زندگي مريضم رو به خطر بندازم. هرگز اينکارو نميکنم
من چيزي نخواستم. يا تو به اون تزريق ميکني يا به خودت
فلوريا تو هستي؟
-چه اتفاقي افتاده؟ -برنامه ها عوض شده، مارکوس
اه، آره؟ ديتريک کجاست؟
ديتريک مرده
چي شد؟
قضيه اش پيچيدست ميتونيم در موردش حرف بزنيم؟
نه! نه...نه . بعضيا ميخوان منو بکشن
باشه. من باهات يه معامله اي ميکنم
به نظر ميرسه هردوتامون ميخوايم که آقاي اسميت زنده بمونه
من ميخوام يک کاري کنم، اون زنده بمونه
اگه بعد از اين عمل اون کاريش نشد بعدا بهش اپينفرين تزريق ميکنم
آقاي اسميت، آروم باشيد...آروم باشيد
No comments yet. Be the first to leave one.