أول 200 سطر.
دقیقا مثل آخرین جسد، بازرس
تو همون مکان پیدا شد
و همینطور یه زخم باز روی سرش داشت
...اگه قاتل زنجیره ای نیست پس
قربانی باید برای انتقام مورد هدف قرار گرفته باشه
سلام رئیس- قربان-
وضعیت پرونده چهجوریه؟
ما منتظر نتیجهی پزشکی قانونی هستیم
نمیتونیم سریعتر به نتیجه برسیم؟
بالادستیها همش دارن بهم فشار وارد میکنن
ما باید هرچی زودتر اون قاتل رو دستگیر کنیم
هر کاری بتونم میکنم سریعتر پیش بره- کار رو یکسره کن، بازرس وین-
بله قربان
وضعیت آقای چانگ چطوره؟
درحال بهبوده قربان
پس معطل چی هستین
هی، هر قدر باهام فک زدین بسه
سلام
نتایج دی ان ای رو حاضره؟
تازه میخواستم بهت زنگ بزنم بازرس
من نتایج رو حاضر کردم
لکه خون روی سنگ
با لکه خون قربانی مطابقت داره
...و درمورد اثر انگشت روی سنگ هم
با اثر انگشتی که توی پایگاه دادههامونه مطابقت داره
...از فردی که اسمش
آقای آوانات واریندج
بازرس،ببخشید باید یه مورد خیلی جدی رو بررسی کنم
«BL♡love و @fojanshi ترجمه اختصاصی تیمهای فوجانشی» مترجمین: Aylin, Ahu, Aylar ویراستار: Ura آپلودر: Māori
گریت
اون کجا رفته؟
فرار کرده
کورن
خیلی خونریزی داری
بیا بریم بیمارستان
!امم...ببخشید
دکتر تایم رو میشناسی؟
اره، میشناسم
اون دوستمه
میدونی کجاست؟
تایم
احتمالا توی اتاق عمل باشه
کدوم طرفه؟
همین که مستقیم بری اون سمت پیداش میکنی
ممنونم
اتاق اون طرفی
تو نمیتونی بیای داخل
لطفا بیرون منتظر بمون
دکتر تایم داخله؟
دکتر تایم درحال حاضر داره جراحی میکنه
تو نمیتونی همینجوری بری داخل
خب....خب_ لطفا همین بیرون منتظر بمون-
لطفا بیرون صبر کنین
ازت خواهش میکنم - ...ولی-
لطفا
تو نمیتونی بری داخل
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
میتونم به پلیس زنگ بزنم دستگیرت کنن
ولی بهت یه فرصت میدم
چرا اون کار رو کردی؟
نمیخوای جواب بدی؟
تو واقعا نمیدونی؟
چی رو نمیدونم؟
که پدر و مادرت مردم رو به فنا میدن
و شماها دلیل مرگ خانوادهی من هستین
هااا؟
نان کجاست؟
نان کیه؟
اون زنی که برادرت زندانیاش کرد کجاست؟
داری راجع به چی حرف میزنی؟
اگه میخوای به پلیس بگی ،فقط تمومش کن
اگه نمیخوای بهم بگی نان کجاست
پس از جلو چشم گمشو
نان،درسته؟
ها؟
زنی که برادرم زندانیاش کرده
کمکت میکنم نان رو نجات بدیم
خیلی ازت ممنونم
دیگه میرم
باشه، خدانگهدار
واسه کمک امروزت ممنونم
کاری نکردم
به هرحال شیفتم نبود
هیچ خانوادهای هم ندارم
پدر و مادر هم ندارم
داداش کوچیکمم که از دست دادم
احساس میکنم گم شدم
ولی تو هنوز من رو داری
چیزی شده؟
جدیدنا همش دارن تعقیبم میکنن
کی هستن؟
...احتمالا
کسایی که نمیخوان من روی پرونده داداشت کار کنم
یعنی الان رئیست بهت دستور نداد که مختومهاش کنی؟
هنوز دارم دنبال مدرک میگردم
اما فکر میکنم کسی که این کار رو کرده
قطعا یه فرد معمولی نیست
احتمالاً وارث یک خانواده قدرتمنده
تو هم باید مراقب باشی
چهجوری باید مراقب باشم؟
الان من تنها زندگی میکنم
من میام پیشت و باهات زندگی میکنم
تا زمانی که پرونده حل شه. شاید این بهترین کار باشه
حداقل میتونم ازت محافظت کنم
فکر میکردم وسایل بیشتری همراهت بیاری
پلیسها هیچ وقت وسایل زیاد ندارن
چون هیچ پولی ندارن
بلد نیستن تقلب کنن
احمق هستن دیگه؟
اها نمیخوای وسایلم رو ببرم بالا بزارم؟
اول من رو ببر بالا
درش بیار
کیه؟
برو قایم شو
قایم شو
ببخشید خیلی وقته نیومدم
یه کار ضروری داشتم که باید سر سامونش میدادم
انقدر ضروری بود که هفتهها خبرم رو نگرفتی
حتی نمیتونستی باهام تماس بگیری؟
وقت نداشتم زنگ بزنم
دربارهی اتفاقی که افتاده
میخوام باهات حرف بزنم باشه؟
هی چه اتفاقی برات افتاده کورن؟
کورن
میدونی
من چی رو پشت سر گذاشتم؟
برادرم رو کشتن
همین دیروز جسد رو سوزوندیم
کی این کار رو کرده تونکلا؟
هنوز نگرفتنش
نظرت چیه؟
من در موردش با دوست پلیسم حرف میزنم
و اون میتونه راست و ریسش کنه، باشه؟
تو مجبور نیستی
الانشم یکی هست که داره کمکم میکنه
تونکلا
همین حالا برو، برو
الان برو
جرات پیدا کردی بیرونم کنی؟
اره
... این بود
...پس
الان تکلیف من چیه؟
اوضاع بهتر میشه
خشنتر
تو اینجایی
وقتشه برگردی به تمرین گروه تشویق
میتونم امروز بپیچونم؟
گربهام تازه مرده
چرا اینجا دفنش کردی؟
من نمیخوام تو خونه باشه
نزدیک کسی که اونو کشته
کی؟
باید قلادهاش رو نگه داری
مثل الان برای وقتی
که دلت براش تنگ میشه
بیا
ببخشید
با این کار هیچکس باهات درگیر نمیشه
باشه
خودم برات درش میارم
الان چی کار کنم؟
سعی کن لمسم کنی
برام در بیارش
نمیدونی چطوری باید ببوسی؟
مضطرب نباش
بهت یاد میدم
قلبت خیلی تند میزنه
سعی کن زبونت رو بزاری تو دهنم
میترسی؟
نمیخوام کاری کنم که درد بکشی
اشکالی نداره
خیلی دوست دارم کورن
مشکلی نداری؟
سر تکون دادن یعنی چی؟
واقعا خوب بود؟
من چطور؟
ها؟
خوب بودم؟
درمورد چی حرف میزنی؟
خیلی پررو نشدی؟
همون چیزیه که تو راجه بهش حرف زدی
فکر میکنم
دور بعدی بهتر باشه
یک دور دیگه، واقعا؟
باشه
خیلی خوبه
همه چیز رو از اون خونه آوردی؟
هنوز نه
چندتا لباس و وسیله مونده
اما الانشم با برادرم حرف زدم
ما دیگه هیچوقت به عقب برنمیگردیم
...اخیرا بابام
همیشه مسته و همه چی رو داغون میکنه
پس
همه چی رو از نو بخر
بهت پول بیشتری میدم
دیگه لازم نیست بهم پول بدی
احساس بدی میکنم
احساس بدی نداشته باش
No comments yet. Be the first to leave one.