أول 200 سطر.
عجب راه مزخرفي واسه سفره , نه ؟وحشيانه است
. کالسکه هاي بدون اسب , اين راهشه
. من خودم اونها را ديدم , ميدونيد . در پاريس , لندن
لندن , اين کسب و کار منه , خريد و فروش اونها
.راستش , من اينها را در آخرين توقفم در اينجا گرفتم , کارلسبورگ
قشنگه , اينطور نيست ؟
. در مجموع شش سکه در کارلسبورگ
. ميتونم يکي از اينها را با سه سکه بهتون بدم
.دو سکه , پس , ديگه پائينتر نميرم
. اوه،باشه
. بده
. متاسفم - . بدش من -
. هرکاري که ميگه انجام بده
پس , يک سکه ؟
! نه
. خدايا
. اوه , خداي من
. خون دراکولا
طــــعــــم خــون دراکــــــولا
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
! دختره کجاست ؟ آليس
. بله , پدر - بسيارخوب , عزيزم -
. صبح بانشاطيه ، پدر
. همينطوره , جرمي
کلاه آليس قشنگ نبود , مادر ؟ رنگش قشنگ بود , اينطور فکر نميکني ؟
. همراهم بيا
. آقاي هارگود - . ممنون , کشيش -
. خطبه بسيار خوبي بود - . اينطور فکر ميکني ؟ في البداهه بود -
. آقاي سکر , روز خوش
. عبادت فوق العاده اي بود - . آقاي پاکستون -
. سلام - . سلام -
آلن ها روز جمعه يک مهماني دارند - . ميدونم , و من دعوت نشدم -
. دعوت ميشي
کي ميتونم ببينمت ؟
. نميدونم
. تو همينجا ميموني , آليس
بايد بخاطر رفتارت از من و مادرت عذرخواهي کني
. ممنونم , تو ميتوني بري - واسه کدوم رفتار ؟ -
, تو عذرخواهي ميکني . بعدش ميري به اتاقت و همونجا ميموني
فهميدي ؟ - ... نه , نفهميدم -
دقيقا ميدوني در مورد چي صحبت ميکنم
... مادر ، من متوجه نميشم
.تو داشتي با اون مرد جوان ميخنديدي و لاس ميزدي
. اما اون پائول بود , پدر
, من اهميتي نميدم . اون هنوز هم يک مرد جوانه و تو هم يک خانم جوان هستي
. يک زن جوان از لحاظ جنسي بالغ
من نميخوام خودت را در اين حالت تحريک آميز نمايش بدي
فقط بخاطر اينه که اون پائوله , اينطور نيست ؟
، تو هيچوقت از اون خوشت نميومد . اما اين نميتونه کمکت کنه
. اما ميتونه به تو کمک کنه که عين يک فاحشه رفتار کني
! بابا - ! يک فاحشه در اين خانه لعنتي -
. اوه , خداي من
. ناسزاگوئي فقط اوضاع را بدتر ميکنه
. اين فقط طبيعت يک دختر جوانه , ويليام
. ناهار به زودي آماده ميشه , ويليام
. ميتوني با سيني براش بالا بفرستي
. و همينطور هم شام
. باشه , عزيزم - . البته خودم هم ميلي به شام ندارم -
اما ميخواستم ژامبون گوشتي که دوست داري برات درست کنم
من هرگز در آخرين يکشنبه ماه شام نميخورم
. حالا ديگه بايد اينو بدوني - . بله , البته -
. کارهاي خيريه تو در مشرق تموم شده - . دقيقا -
, پدرت را اينقدر خشن قضاوت نکن . عزيزم
.ميدونم الان چه حسي داري
ميدوني , مادر ؟
. بله , البته که ميدونم ، عزيزم
. منم يک زماني مثل خودت جوان بودم , ميدوني که
جوان و هيجان زده از چشم اندازي از زندگي که در انتظارم بود
. تا وقتي که اون را ملاقات کردي
اون خردت کرد , مگه نه ؟ . اون دقيقا زندگي جلوي روي تو را خورد کرد
. تو نبايد همچين چيزي بگي
. خب , اون قرار نيست با من هم همين کار را بکنه
. تو ناراحتي - . به دلايل خوب -
مادر , چرا اون اينهمه از پائول متنفره ؟
. راستش نميدونم , اصلا نميدونم
با پدر پائول مشکلي داره ؟ - آقاي پاکستون ؟ -
. واقعا همچين چيزي نديدم .اونها به سختي همديگه رو ميشناسند
. امشب کمي دير آمدي , هارگود
. من دقيقا سرموقع اومدم , پاکستون
. دقيقا سر موقع مثل هميشه , آقايون
. فکر ميکردم کمي دير کرديم , سکر
.سيب زميني داغ
! آقا
. از اينطرف , آقايون - . خودمون راه را بلديم -
خب , اينجا چي داريم ؟
. ورونيکا , چه نگاه دلفريبي داري . خوشحالم که باز هم ميبينمتون
. چقدر لذت بخشه که باز هم ميبينمتون , آقايون
. دقيقا سروقت , مثل هميشه
. البته , من اتاق هميشگي را واستون آماده کردم
. اميدوارم پذيرائيت مثل هميشه نباشه , فليکس
.نه , من يک چيز بينهايت منحرف را براي امشب آقايون انتخاب کردم
. مطمئنم که سرگرمتون ميکنه
. همين الان يک ذره ازش خسته شدم
, شما امشب خسته نميشين . ميتونم بهتون اطمينان بدم
... فکر ميکنم بهترين چيزيه که تا حالا از من گيرتون اومده
.چون من دخترهائي را ميشناسم که واقعا تميز هستند , اگه متوجه منظورم شدين
, بعضي از دخترهائي که واسه من ميفرستند . هيچ ارزشي ندارند
, يکراست ميرن توي يک حموم گرم ! و جيغشون درمياد
اونها نميخوان بدون لباسهاشون ديده بشن
من بهشون گفتم اينجا هيچي نيست که ازش خجالت بکشن
. بفرمائيد , آقايون
. همه چيز آماده است , همونطور که ميبينيد
.بفرمائيد , اجازه بديد واستون بگيرم , ممنون
, اوه درسته , لازم نيست اينهمه مراقب باشيد . ميشه ؟ ممنون
بفرمائيد , بگذاريد من انجام بدم
. آفرين - . ممنونم , فليکس -
. بفرمائيد قربان - . ممنون -
، آقايون , اگه بمن اجازه بديد ميخوام بگم "به سلامتي شما"?
, و حالا , اگه منو عفو بفرمائيد .. ميخوام برم و
. خب , ميدونيد
پاکستون ؟ - . بله , بسيار خوب -
سکر ؟ - . فکر نکنم -
. اقايون - . به سلامتي -
. هروقت آماده بوديد , آقايون
. اوه , خداي من
چرا يورش بردن به اينجا و ناراحت کردن بقيه را تموم نميکني ؟
. تو اينجا جا نداري
بخاطر خدا ، ميشه ول کني و بيرون بموني ؟
صدامو ميشنوي ؟
- آه عزيزم. - متاسفم.
. نه , اينجا نه , ازت خواهش ميکنم
! نه
... نميتوني بري
. تو نبايد بري اونجا . جرات نداري بري اونجا
. چند نفر از بهترين آقايان من آنجا هستند
! آفرين
. حالا , اينجا را ببين
بله ؟ - . تو نميتوني بيائي اينجا -
. اما ميام
کي قراره پولش را بده ؟
.دخترهاي من واسه هر تام , ديک يا هري آزاد نيستند , ميفهمي
. خداي خوب
.توله سگ جوان گستاخ
. نميتونم بهتون بگم چقدر متاسفم . حتي نميتونم شروع کنم
. بله ، خب ، اين دخترها را بفرست بيرون
, نه , آقاي هارگود . من يک دختر دوست داشتني ديگه واستون ميفرستم
. بفرستشون بيرون - . بله , البته , بيائيد دخترها -
. عجب دختري , عجب
اون کيه ؟
. يک حقه باز گستاخ , فقط همين
آره , اون کيه ؟
.اون کورتلي جوانه . لرد کورتلي , قربان
. بايد بخاطر داشته باشيد
... پدرش چندسال پيش او را طرد کرد
. بدون حتي يک شيلينگ بيرونش انداخت ...
اون را در يک آئين سياه در کليساي خانگي پيدا کردند
. خيلي زننده بود
. پس اون کورتلي جوانه - . بله، رسوايي وحشتناکي بود -
اون چطور زندگي ميکنه ؟ کار ميکنه ؟
. اون ؟ حتي تکون هم نميخوره
چجوري اونوقت ؟ - . اونها نگهش ميدارند -
چي , دخترها پولش را ميدن ؟
.بله , اونها را مجذوب خودش کرده . اون واقعا درون خودش شيطان داره
, اگه من مذهبي بودم . ميگفتم وجودش تسخير شده
. توسط شيطان تسخير شده
.مرد جوان
, اگه حکمي با خودت داري , دوست من ... لطفا وقت منو تلف نکن
. يا وقت خودت , هر چند مهم نيست ...
. لرد کورتلي
من شما را ميشناسم ؟
. البته , من اون زن را از دستت بيرون کشيدم
, اگه قراره شمشير يا تپانچه بکشي . من چيزي ندارم
دوستان من و من ميخواهيم شما را به شام دعوت کنيم
چرا ؟ - . ميخواهيم باهاتون صحبت کنيم -
درباره ؟ - . بعد از شام -
. بسيارخوب
... راننده - . کافه سلطنتي , راننده -
. مکان دوست داشتنيه
ميشه بيام تو , عزيزم ؟ - . بله , مامان -
همه چيز واسه خوابيدن آماده است , عزيزم ؟ - . دارم آماده ميشم -
خيلي سخت بود که چيزي بخوري , عزيزم ؟ - . گرسنه نبودم -
. مامان
. من خيلي بخاطرت ناراحتم
چون من شامم را نخوردم ؟ - . ميدوني که اين نيست -
. ميدونم نيست , مامان
. خواهش ميکنم نگران نباش
. شب بخير , محبوب من
. شب بخير , مامان
. خب بگذاريد اين رو براتون توضيح بدم
... شما و دو تا از دوستانتون گروهي را تشکيل داديد که
با بهره گيري از جنبه هاي غيرمعمول ، از زندگي لذت بيشتري ببريد ؟ ...
درسته ؟
. اين کاملا درسته
, همزمان ... نگه داشتن يک چهره قابل احترام
در مقابل خانواده خودتون ... و جامعه محلي
درسته ؟
...خب , من به سختي - من بهش اينجوري نگاه نميکنم -
... و از هر چيزي که تصوراتتون را محدود کنه
تا سر حد مرگ خسته شديد، درسته ؟ ...
... و حالا کسي را ميخواهيد
... با تجربه اي بينهايت بيشتر از شما ...
که يک جايگزين بهتون پيشنهاد کنه ؟ ...
. دقيقا همينطوره - فقط تا کجا ميخواهيد جلو بريد ؟ -
براي مثال , دوست داريد روحتان را به شيطان بفروشيد ؟
دقيقا منظورت چيه ؟
: منظورم همين چيزيه که ميگم
. فروختن روحتون به شيطان
. نميدونم - . پس داريم وقتمون را تلف ميکنيم -
No comments yet. Be the first to leave one.