أول 200 سطر.
نه سال قبل از حادثه پرل هاربر مردم چین در مقابل نیروهای متهاجم و اشغالگر , به مبارزه برخاستند
آنچه را که مشاهده خواهید کرد , سال 1941 در شهر "می - کی" اتفاق افتاده است نمونه ای از شجاعت و جسارتی که تحسین جهانیان را برانگیخت
آقای جونز
حالا بگو ببینم با تو چیکار بکنم؟
آقای جونز
آقای جونز
هی...آقای جونز را ندیدی؟
اینجا بودند ...رفتند
کجا رفت...با کی رفت؟
با یک زن شمالی
موهای زردی داشت
توی این وضعیت
سلام جانی
سلام
اون چیه؟
بچه است دیگه
فکر کردی مرغابی یه؟
مسته؟
نه
خسته بود...یه دفعه خوابش برد
سه شبانه روز رانندگی کردیم
بیشتر هم اون پشت فرمون بوده
اینو نگهش دار
نترس...گاز ات نمیگیره
رد کن بیآد
تقریبا درسته
این برای چیه؟
ممکنه لازمت بشه
دستت درد نکنه
آقای جونز
آقای جونز
بزار بخوابم
بلند شو...رئیس
چیه جانی چرا اینقدر هولی؟
آقای جونز باید از اینجا بریم
جریان چیه؟
بمبه...آقای جونز...بمب
این هواپیما ها از اول صبح دارن شهر را بمباران می کنند
مردم را می کشن
ول کن نیستند
اگه میخواهی به ساحل برسیم باید حرکت کنیم
میرم کامیون را بیارم
جان راست میگه
تا جاده ها را نزدند راه بیفتید
اون کیه؟
یه بچه
کی بچه دار شدی؟
دوست جانی یه
پیداش کردم
چی
خب
منظورم اینه که
هنوز خودم هم باورم نمیشه چطور شد
باید بریم
میخواهی بیائی؟
نه
وضع داره خراب تر میشه
تا جائی که به یاد دارم
همیشه در وضعیت سخت و خراب بوده ام
میخوام ایندفعه بمونم
جونز
آقای جونز
چیه؟
یکی اینجاست میخواد ببیندت
اقای جونز؟
آقای دیوید جونز؟
بله
از کاپیتان توئو-یوان کای
اداره اطلاعات ارتش سیچوان چین...براتون پیغام دارم
کاپیتان توئو میخواد شما را ببینه
چرا حالا
توی شانگهای کار دارم
الان وقت ملاقات ندارم
کاپیتان تائو مایل هستند شما را ببینند
باشه
من هم بیآم...رئیس؟
نه...تو پیش کامیون بمون
جانی چیه؟
اون بچه را یه کاریش بکن
همه چی مرتبه؟
بله...مرتبه
خیلی متاسفم که شما یک شهروند آمریکائی هستید
چون اگر جزو افراد من بودید
بخاطر کمک به دشمن تا حالا باید تیرباران ات می کردم
اما نمی تونم اینکار را بکنم
چون می دونم مردم آمریکا در جنگ دخالتی ندارند
اونها دوستان ما هستند
هر از گاهی فکر می کنم
با خودم کنجکاو میشم
این دوستان با یک دست به ما غذا و دارو می رسونند
و با دست دیگر ..اجازه میدن افرادی مثل شما
به دشمن بنزین بفروشه
تا با هواپیماهاشون شهر های ما را ویران بکنند و مردم را بکشند
آقای جونز خبر داری که مردم چین
با ژاپن می جنگند؟
می تونم بگم که شما در حال جنگ هستید...کارتون جنگیدنه
کار من هم بنزین فروشی یه
ژاپنی ها خریدارند و کار من هم فروختنه
با قیمتی که می خرن خیلی استفاده داره
میشه پاسپورت منو بدید چند جائی باید برم
نمیشه مقداری چربی سیرابی به من بدید؟
دیگه تموم شد آقای جونز
سعی می کنم فرض کنم که هیچوقت ملاقاتت نکرده ام
اداره اطلاعات
یارو فکر میکرد کیه مثلا؟
کاپیتانه دیگه
کاپیتان
مشکل اون آقایون همینه
کلی بهشون آموزش میدید
یادشون میدید همبرگر و تخم مرغ بخورن
آخرش چی میشه...هیچی
فکر می کنن...کسی هستند
هوا بارونی یه
برو پائین بچه
بمب افکن ها
صداشونو می شنوی؟
مواظب جلوت باش
صدای چیه ؟
بچه...آقای جونز
حتما بیدار شده
بیا بغلم
پسر خوشگل
بهت گفتم از دستش خلاص کن خودتو
تا حالا خودت یه بچه را گم و گور کردی؟ آقای جونز
مخصوصا یه بچه چینی
سعی کردم ...نتونستم تعداد این بچه ها زیاده
کسی را ندارند
گرسنه ای؟
خب
برات یه سورپرایز دارم بگیر بخور
چی داری بهش میدی؟
قند
ضرری نداره بهش
یعنی دل درد اینا نمیشه
زیاد بهش نده
ازم چه انتظاری داری؟
تحمل کنی
بخورش
خوبه
بهتره آروم بری
تو شیر تو بده رانندگی با من
آقای جونز
خودشون میرن کنار
میدونم دارم چیکار می کنم
خوبی....بچه؟
اینکار ها چیه؟
نزدیک بود مردمو زیر بگیری
چی میخواهید؟
برید پائین
رفتند
بخاطر هوش من و سرعت شما
چه با عجله
اشتباه نکن جانی یکی صداشون کرد
حالا چیکار کنیم؟
بهتره قبل از اینکه برگردند سوار کامیون بشیم
اون چراغ ها را خاموش کنید
با شمام
که کنار کامیون هستید چراغ ها را خاموش کنید
صدامو نمی شنوید؟
چرا؟
خب...چراغ ها را خاموش کنید
لین-وی
بله خانم
چیکار کنم؟
همینجا بمونید منتظر باشید تا برگردم
تو پیش شون بمون
این خانم رئیس کی هست؟
خانم خوبی یه
بله
بهتره صبور باشیم
حق با شماست
بریم داخل خیس نشیم
همونجا منتظر میشیم
خیلی خوب...حالا میتونیم راه بیفتیم
لین-وی...روی سپر سوار میشی
چاله چوله ای دیدی
با چراغ قوه به ما علامت میدی
چشم...خانم
من توی تاریکی نمیتونم توی این جاده رانندگی کنم
کسی ازت نخواست که رانندگی کنی
چینی ها یک مثلی دارند
بجای نفرین تاریکی از چشمات استفاده بکن
لین-وی...حاضری؟
بله...خانم
برو کنار لطفا
باشه ...بهت اجازه میدم
چاری ای نداری...آقا پسر
من این جاده را مثل کف دستم می شناسم
همین اطراف به دنیا اومدم
اگه کتاب تاریخ خونده باشی
باید اسم جونز را شنیده باشی
دیوید لولین جونز
بزار اینجوری بگم
حتما صفحه اول روزنامه ها را خوندی
من هم جانی اسپارو هستم
سلام جانی
من هم کارولین گرانت هستم
از آشنائی تون خوشحالم
اولین چیزی که باید بخریم نوشیدنی یه
اگه شما نبودید ما الان زیر کامیون بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.