أول 200 سطر.
وقتی خورشید طلوع میکنه
بیدار میشم و میرم دنبال آرزوهام
وقتی هم که خورشید غروب میکنه افسوس نمیخورم
چون من مثل یه هیولا زندگی میکنم
!هیولا !هیولا
!من یه هیولای حروم زادهام
!من یه هیولای حروم زادهام
« چپ دست »
بيا
تو برگرد به پناهگاه کوفتيت
بوي طبقه سوم اون پناهگاه رو ميدي
آره، ما به اتاق رختکن برگشتيم
.متصديان اينجان ... داره نوار بستن
نوار بستن دستاي "بيلي" رو ميبينن
آره، مشکلي نيست
،آره، ولي به محض اينکه بره داخل تمومه
اون مرحله رو انجام بده، تمومه
آره. به محض اينکه کارش تموم شد بهت پيامک ميدم، خيلي خب؟
آره. منم دوست دارم
"سلام، "جوردن
.خيلي خب. آره تکاليفت رو انجام بده
همگي، يه لحظه بهش وقت بدين
سلام بچهها - سلام، "مو". چه خبرا؟ -
چه خبرا؟
آره، بيا بريم بيرون
هي
تو آمادهاي
خيلي مشت نخور
"ضربهي سخت از "داريوس جونز
،به بدن و سر
... در حاليکه فاصلهي امتيازش رو با
بيلي هوپ" بيشتر ميشه" ...
،اين جوونک جونز خيلي سريعه
و فقط با دست چپش بيلي رو داره ناکار ميکنه
،جونز، يه مبارز بلندقدتر و سريعتر
... تا اين لحظه در مبارزه
بيشتر راندها رو برده
!دستات رو بالا نگه دار !از اون چشمت محافظت کن
!يالا، رييس !يالا، بجنب
!همينه
و همونطور که هوپ ضربهي چپ و راست ميزنه جمعيت جون ميگيره
،خيلي خب، همينه همينه
ضربههاي به بدن خوب از هوپ
باهام برقص، جنده - ولش کن -
دوباره اين رفتارش رو ديديم
بس کن نيست
يه راند نااميد کنندهي ديگه از هوپ
.حالش خوبه صدمهاي بهش نزد
،زدن و خوردن ،فراز و فرود
در اين مبارزه حکمفرماست
،يالا، بيلي !اون کثافت رو عقب بنشون
... درحاليکه جونز اونو
با يه آپرکات ديگه عقب ميرونه - آپرکات خوبي بود -
... و الان دوباره جونز روي بدن اون ضربه ميزنه
،يالا، عزيزم !از طنابها دور شو
سعي داره که کارش رو تموم کنه ...
همونطور که دوباره هوپ رو به سمت طنابها عقب ميرونه
ترتيبت رو دادم پسر. ترتيبت رو دادم
هان؟ تمام زورت همينه؟
تمام زورت همينه؟
... نزديک به گوشهي رينگِ هوپ
،همسر زيباش، مورين رو ميبينيم
اونم توي يکي از يتيم خانهي محلهي هلز کيچن بزرگ شده
چشمت چطوره؟ - بيشتر مشت بخوره، خون جاري ميشه -
آره، فقط چشم کوفتي رو درستش کن
... دکتر مسئول در گوشهي رينگ
داره نگاه دقيق به چشم چپ هوپ ميندازه
ولي مبارزه ادامه پيدا ميکنه
ما ديديم که بيلي هوپ ... قبلا مبارزههايي رو بُرده
که قيافهش خيلي بدتر از چيزي بود که الان هست
هيچي امشب تغيير نکرده
،در کنار رينگ
مدعي وزن 75 کيلو ... ميگل اسکوبار" معروف به "جادو" نشسته"
که خيلي دوست داره با برنده مبارزه کنه
خيلي خب، همش بهش مشت بزن
و روبروش ناييست
.ضربهات رو بزن، جات رو عوض کن مثل گاو وحشي و گاوباز
.اين رينگ خودته تو قهرماني، درسته؟
فقط برگرد و کاري که بلدي رو انجام بده؛ بايد اين مبارزه رو تمومش کني
هي، بيلي، بيلي
خيلي خب، يه لطفي بهم بکن و لين دستات رو بالا نگه دار
بيلي، تمرکز کن
تمومش کن. واسه اين چرنديات وقت نداري
اين مبارزه رو تمومش کن تا بتونيم بريم خونه
پس فکر ميکني سعي دارم چيکار کنم، الي؟
فکر ميکني سعي دارم چيکار کنم؟
!اين آَشغال رو از چشمم دور کن !يالا
راند ده در حال شروع شدنه
مواظب مشتش باش، مواظب مشتش باش
بيلي هوپ هنوز اون چشم خونين رو داره
،اونايي که ازش خوششون ميان ممکنه بگن "دفاع چيه ديگه؟"
!و يه ضربهي مشت راست سنگين - آره، هوپ بهش صدمه زد -
،همينه، عزيزم همينه
ضربهي بدن خوب از داريوس جونز
ضربهاي مثل ضربات هوپ رو بهش زد
براي بار دوم به بدن ضربه ميزنه
اون با اون ضربهي بدن به هوپ آسيب زد
ضربهي مشت راست از هوپ ... باعث ميشه که جونز
به سمت طناب بره
ولش کن. ولش کن
... اين يکي از بهترين ضرباتي بود
که هوپ از وسطاي مبارزه به بعد زده
و جونز با يه ضربهي مشت چپ به زمين ميافته
... سه
... چهار، پنج - ... تحول شگرف -
به نفع هوپ، در راند دهم
.بيا سمت من، بيا سمت من - !عجب، چه ضربهاي بود -
،روي بيلي باش روش کار کن
خوبي؟ خوبي؟ خيلي خب - خوبم. خوبم -
توني ويکز ميذاره که به مبارزه ادامه بده
!اوه - !ولي نه تا مدت طولاني -
و يه ضربهي مشت راست که ممکنه مبارزه رو به پايان برسونه
... شش، هفت ...
... هشت
... نه
تمومه
!تموم شد
يه ناک اوت در قهرماني مجدد بيلي هوپ
،بهت گفتم، جيم ،تا وقتي که يه بيلي هست
.هم هست (Hope) اميد هميشه فرصت برد رو داره
پس قهرمان وزن 75 کيلو ... بيلي هوپ
... چهارمين قهرماني پياپي رو
در اينجا ورزشگاه مديسون اسکور گاردن بدست آورد
... بيا بريم سراغ صحبتهاي ديويد ديامانتِي
براي اعلام رسمي براي ناک اوت
،خانومها آقايون، از مشهورترين ميدان مسابقهي جهان
،مديسون اسکور گاردن :زمان رسمي پايان مسابقه
يک دقيقه و هجده ثانيه در راند دهم
،برندهي شما با ضربهي ناک اوت
... هنوز شکست ناپذير و هنوز
،و قهرمان مسلم شوراي جهاني بوکس
انجمن جهاني بوکس، سازمان جهاني بوکس
... و فدراسيون بين المللي بوکس در وزن 75 کيلوي جهان
"بيلي هوپ معروف به "کبير
اون ما رو به ياد بوکسور ماهر متيو سعد محمد فقيد ميندازه
،درست وقتي که فکر ميکني اميدي نيست بيلي پيداش ميشه
... از يتيمخانهاي در محلهي هلز کيچن
تا يه بوکسور حرفهاي که در ورزشگاه مديسون اسکور گاردن مبارزه ميکنه
به فاصلهي چند بلوک و ميليونها کيلومتر
ولي اين سفريه که بيلي هوپ در زندگيش انجام داده
!بيلي! بيلي! بيلي
هي، جان جان
کمربند قهرماني رو ببر براي کنفرانس مطبوعاتي، باشه؟
جديده رو؟
با بقيهشون که توي عقب ماشين هستن
."هي، من اونو ميبرم "مايکي تو اون يکي رو بيار
.توي کنفرانس مطبوعاتي ميبينمت - "يبا، "بيگ مايک -
.ما يه کنفرانس مطبوعاتي داريم - باشه، اونجا ميايم پيشت -
ممنون الي
هي
.نه - ... نميدونم که اين چيه -
بيا ببينم - داره از دهنم خون مياد، عزيزم -
نميدونم کي تميز ميشه
چيه، عزيزم؟
چي گفتي؟ - چيزي نيست عزيزم -
آب ميخواي؟
آره. فقط ميخوام قبلش يه دوش بگيرم
نه، نه، نه
ميتوني جورابات رو در بياري؟
خودت؟
آره. من با همينا دوش ميگيرم
!بيلي
خيلي خب، مايک، بگو - ... بيلي، بيشتر ماهايي که اينجاييم -
از قبل ميدونستيم که تو اين مبارزه رو ميبري
تو انتظار همچين مبارزهي سختي رو داشتي؟
اوه، آره، نميدونم، "انتظار داشتم"؟
نميدونم. نميشه انتظار هيچ چيزي رو داشت
،من خيلي منتظر اين بودم که بيام
،وارد رينگ بشم و بعد اون بيافته رو زمين
بيلي. هي، بيلي
... نه، پسر، منظورم اينه که
.انتظار مبارزهي سختي رو داشتم ميدوني؟
خونوادهام رو تحت فشار زيادي گذاشتم
،در ضمن، ليلا
،اگه داري اينو نگاه ميکني برو بخواب عزيزم
بيلي، هي بيلي
.بيلي. تو 43 به صفر بازي بردي. شکست نخوردي ... تو ديگه از حد مجاز
ببخشيد، ميشه دوباره اينو بگي؟
خيلي معرکهست
ولي با کي قراره مبارزه کني؟ قراره با کي مبارزه کني؟
... ميدوني، اين به من و جوردن مربوط
!فکر کنم من يکي رو ميشناسم
!خودم
،يعني، تمام طرفداراي سراسر دنيا ميخوان اين مبارزه رو ببينن
همه بگين، ديگه کي مونده؟ افرادت ميدونن
تمام اين آدماي زيبا که اينجان ميدونن
من ميدونم. فقط ميخوام بدونم چرا به من فرصت مبارزه باهات رو نميدي
.تمام چيزي که ميخوام فرصت مبارزمه فقط فرصت مبارزهام رو ميخوام
.ببخشيد، ببخشيد شما کي هستيد؟
تو دقيقا ميدوني من کيام، عزيزم
.اون سعي داره که مبارزه راه بندازه - تو اون مدعي قهرماني هستي؟ -
هيچوقت يه مرد واقعي باهات مبارزه نکرده
خيلي خب؟
... کسي که اون
کاملا مشخصه که اون تا حالا حسابي مشت نخورده، درسته؟
توي اون ليوان چي بود که ميخوردي، پسر؟
هي، ميدوني چيه؟ تو قهرمان نيستي
اينا همش بازيه خودتم ميدوني
چرا اينقدر ميترسي که باهام مبارزه کني، بيلي؟
ما همه امشب اومديم ،و يه مبارزهي عالي ارائه داديم
No comments yet. Be the first to leave one.