Return to Me

Return to Me

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Return to Me 2000 720p BluRay X264-AMIABLE
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian return to me 2000 زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-26
تنزيلات: 17
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 184 سطر.

برگرد پیش من (۲۰۰۰)

حیف که باید براشون سقف بذاریم.

باشه، بیل، دارم میرم خونه، می‌بینمت رفیق.

می‌بینمت، مایک گنده.

هی، باب، امشب خوش بگذره، باشه؟

مثل همیشه!

خب این چیزیه که می‌خوام بگم... می‌خوام برم رو سکو، اوهوم،

و خطاب به حضار می‌گم: "عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان."

"امشب به نمایندگی از دوستم سیدنی صحبت می‌کنم..."

و، ام... سیدنی! سیدنی! من واقعاً استرس دارم.

ولی برات مهمه؟ - لیز؟

می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم.

هی، سیدنی، چطوری داداش؟

گوش کن، امضات رو اینجا لازم دارم تا بتونم رژیم غذایی خرس قطبی رو عوض کنم.

و می‌دونی که، ساعت پنج شده. من به گوساله سر می‌زنم، تو فقط برو خونه و آماده شو، باشه؟

ممنون، چار. باب داره لباسم رو میاره، من

جوراب شلواری دارم، باید مل رو ببرم پارک برای یه دوندگی سریع،

مو و آرایشم، خدایا، چقدر استرس دارم!

همه چی خوب پیش میره.

حالا بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟

سخنرانیت یادت بره و هیچ کمکی به دستمون نرسه.

حتی اینو نگو. - شوخی کردم.

اوه، نگاهش کن چارلی. ما تو یه جای به این کوچیکی دیوونه می‌شدیم.

می‌دونم. ولی داریم روش کار می‌کنیم.

برام آرزوی موفقیت کن، سیدنی.

اون فقط با تو این کارو می‌کنه.

امشب کی رو میاری؟ - هنوز تصمیم نگرفتم. هنوز دو ساعت وقت دارم.

نلرز، نلرز!

نه، نه، نه، نه! بیا!

اوه، سگ خیس. بیا انجامش بدیم. سگ کوچولوی خیس!

پسر خوب! پسر، گرسنه‌ای، گرسنه‌ای؟ بیا بخوریم!

بیا! بریم، مل، اون هر لحظه ممکنه برسه خونه.

بیا! بیا و بخور! بیا بخوریم!

اوه، این خوب به نظر میاد! اوم!

بیا، و بگیرش!

شام گرفتی. بیا!

شام! بیا!

باشه، اون تا یه دقیقه دیگه خونه‌ست.

سلام، عزیزم! - هی، عزیزم.

آخ، هی، عزیزم! بیرون داره سیل میاد.

لباسم رو گرفتی؟ - آره، آره، لباست رو از خشک‌شویی گرفتم.

طبق برنامه پیش می‌ریم، همه چی خوب میشه، تو عالی خواهی بود.

مل، من خیلی استرس دارم، خنده‌دار نیست.

هی، مل رو بردم بیرون.

با تاکسیدوت؟ - آره.

عزیزم، شلوارت خیس خیسه.

به مل بگو بخوره. - مل، بخور! برو!

تو بامزه‌ای!

تمام روز رو با یه میمون بگذرونی، چی انتظار داری؟

تحت مراقبت ما در باغ‌وحش لینکلن پارک

سیدنی قدرتش رو دوباره به دست آورده و سلامتی عالیش رو حفظ کرده.

در طول سال‌ها سیدنی بخشی از خانواده شده.

اینجا او با همسر منه.

همسرم اونیه که سمت راسته.

با کمک‌های سخاوتمندانه‌ای که امشب اینجا دریافت کردیم،

البته، با ادامه جمع‌آوری کمک‌های مالی، یه اشاره هم بکنم،

من امیدوارم - ما امیدواریم - که زیستگاه گوریل‌ها رو سه برابر بزرگ‌تر کنیم.

از همه شما بابت حمایت فوق‌العادتون ممنونم، و از شبتون لذت ببرید.

الیزابت رولند. ممنونم، دکتر رولند.

بیایید برای خانم دکتر دست بزنیم.

و حالا، خانم‌ها و آقایان، لطفا به آقای جوی جیان خوش‌آمد بگید!

خیلی ممنونم و عصر بخیر.

و صحبت از حیوانات شد، من و گروه یه چیز خاص براتون آماده کردیم.

پس بیایید این مهمونی رو شروع کنیم.

"بیشتر از یه رابطه چی انتظار دارید؟"

"الف) همدمی، ب) رابطه جنسی یا ج) احترام؟"

من می‌رفتم سراغ ب، رابطه جنسی، ولی بذار سی رو بذاریم تا امتیاز بیشتری بگیریم. تو چی فکر می‌کنی؟

من فکر می‌کنم...

چیه؟ چی لازم داری؟ گردنته؟ بیا، بالش رو جابجا می‌کنم. متاسفم.

کمرته؟ می‌تونم بلندت کنم.

رزبات.

خیلی بامزه‌ای. نزدیک بود منو سکته بدی، اگه از این اصطلاح استفاده کنم.

مگ، می‌تونی بری خونه، می‌دونی.

به چی؟ کابل تلویزیونم قطع شده.

جو و بچه‌ها.

اونا خوبن.

خوبه که اون باهاشون باشه وقتی اثر شکر از سرشون میفته.

اون معمولاً اونا رو پر انرژی می‌کنه و بعد تو شیفت من حالشون گرفته میشه.

خب، تو دیدیش!

بهم قول بده از پدربزرگم مراقبت می‌کنی.

حالا چی باعث شده اینجوری حرف بزنی؟

شاید هیچ‌وقت قلبی بهم نرسه، می‌دونی.

می‌دونم که بهت میرسه، می‌دونم.

اینا اثر δΘΣτΘP⌠ß⌠Θ هستن که ازشون سر درنمی‌آرم.

می‌تونی کلی کار انجام بدی که قبلاً اصلاً نمی‌تونستی... باید روی همین تمرکز کنی.

فقط بهش فکر کن گریس، دوچرخه‌سواری رو تصور کن.

آره، دوچرخه‌سواری.

اینا چیزاییه که باید بهش فکر کنی. و سفر کردن، و نقاشی کشیدن تو اروپا

و قرار گذاشتن با مردهای واقعاً خوش‌تیپ! من که می‌دونم! بالاخره باید برای یکی از ما اتفاق بیفته.

دارم یه قلب جدید می‌گیرم، نه یه باسن جدید.

باب!

باب، باب رولند!

آقای بنینگتون. ندیدمتون، وگرنه می‌ایستادم و سلام می‌کردم.

سخنرانی الیزابت فوق‌العاده بود. - فوق‌العاده بود، نه؟ می‌رم بهش بگم.

فکر کنم در مورد کمک مالی حسابی ما بهتون گفته باشه؟

خانمم. - خانم بنینگتون؟

همسرم... کمک کرد، آره... کاملاً ناشناس بود.

البته. مثل همیشه خیلی سخاوتمند. الان می‌رم به الیزابت خبر بدم.

ما به جنگل‌های بارانی هم یه پول حسابی کمک کردیم.

و، آره، بعدش، قبل از اینکه به خودم بیام، داشتم می‌رفتم سافاری، باب!

می‌تونی منو تو سافاری تصور کنی، باب؟

نه، نمی‌تونم.

من بودم، من... من و خانمم، داشتیم تو بوته‌ها راه باز می‌کردیم، چی می‌گی؟

هی! چارلی! - هی، باب! آقای بنینگتون!

چارلی، در مورد اون کمک مالی حسابی من شنیدی؟

همون ناشناسه رو می‌گید. بله، شنیدم.

این آهنگ رو خیلی دوست داره. - مثل اینکه همینطوره.

نمی‌خوایم معطلتون کنیم، پس...

اوه! نه، نه! بمونید، می‌رم یه ذره دیگه رژ لب بزنم.

مگه ممکنه؟

منم باهات میام، بیا! - به دستشویی خانم‌ها؟ چارلی!

چارلی، یه خبر حسابی برای آقای بی داری، نه؟

نه!

آقای بی، چارلی یه خبر حسابی برات داره.

چه خبری؟ - نمی‌دونم، تو چی می‌گی...

می‌دونی، به خاطر اون کمک مالی حسابی‌شون،

چارلی داره عکس شما رو تو قفس میمون‌ها می‌ذاره. عالی نیست؟

اوه! چارلی، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم! - افتخار بزرگیه.

آره، می‌دونی، هنوز رسمی نشده، و باید با چند نفر دیگه هم صحبت کنم. می‌تونم همین الان انجامش بدم.

خب، شما دو نفر معلومه که... نه، نه، نه، حرف‌های زیادی برای گفتن دارید، پس چرا نمیمونید و...؟

ببین چارلی، هیچ‌وقت به این فکر کردی که

یه نقاشی دیواری، شاید؟ - یه نقاشی دیواری.

ما اونجا رو دوست داریم. خانواده مادرم اهل توسکانی هستن، واسه همین مثل برگشتن به خونه می‌مونه.

چه حس قشنگی.

باید یه روز بیاین. جای ما درست کنار یه تاکستان فوق‌العاده‌ست.

همه جای توسکانی کنار یه تاکستانه.

خانم رولند. - هی، غریبه.

عزیزم، سلیا و تونی رو یادت میاد.

داشتیم همین الان به الیزابت در مورد خونه‌مون تو ایتالیا می‌گفتیم.

قرار بود ماه عسلمون بریم ایتالیا.

آره، ولی فکر نمی‌کردیم سیدنی تحمل پرواز رو داشته باشه.

بهت قول می‌دم بریم ایتالیا... بالاخره.

چه قول بزرگیه. اگه قوله، قبول می‌کنم.

امسال کجا می‌رید تعطیلات؟

می‌خوایم برای آخر هفته بریم یکی از اون پارک‌های آبی.

چه خوب.

شوخی می‌کنم سلیا.

من... من به همسرم قول دادم امشب باهاش برقصم، تونی، پس اگه اجازه بدید...

حتماً. - دیدن هر دوی شما عالی بود.

شب بخیر.

الان اینجا یه کم شلوغه، بیا برای آهنگ بعدی صبر کنیم.

خب واقعاً... چطور بودم؟

تو عالی بودی. کاملاً عالی. و با نورپردازی پشت سرت،

بهت بگم، از توی لباست می‌شد اونور رو دید.

نه، تو عالی بودی. واقعاً. واقعاً عالی بودی. خیلی بهت افتخار می‌کنم.

زیادی افتخار نکن. سیدنی بیچاره هنوز تو اون فضای کوچیک گیر کرده.

آره، بهت بگم چی، اگه قول بدی برای یه سفر به ایتالیا با من مرخصی بگیری

من قول می‌دم یه خونه جدید برای سیدنی بسازم، با بقیه پول یا بدون اون.

قبوله.

بیا، می‌تونی روی پاهام وایستی.

یه زن، 34 ساله، تصادف ماشین. از سمت راست ضربه خورده.

ضربه به سر، در صحنه بیهوش بوده، هیچ‌وقت به هوش نیومد.

به جراحی مغز و اعصاب زنگ بزنید، وستفال رو آماده جراحی کنید. - انجام شد!

اسم؟ - آلرژی‌ای داره؟

آقا، اسمش؟ آقا، اسمش؟!؟

آقا؟ - الی... الیزابت رولند.

متاسفم آقا، متاسفم آقا، نمی‌تونید برید تو.

متاسفم، باید اینجا منتظر بمونید.

ما سعی می‌کنیم کمک کنیم.

خیلی خب، آنجلو، یالا، تا داغه برش دار، باشه؟ - خودم برش می‌دارم، مارتی، خودم.

آه، گفتم خودم برش می‌دارم. - خیلی خب، هر جور راحتی، عزیزم.

سوفی کجاست؟

سوفی، امروز موهاشو فر کرده. پوست سرش هنوز می‌سوزه، زود رفت خونه.

اوه، معلومه که رفته. چرا پرسیدم؟

می‌ری برای خودت یه گوندولا پیدا کنی؟

گوشی رو بردار.

خب، نانسی عزیزم...

می‌دونم خیلی زیاد به نظر می‌رسه ولی از پسش برمیای.

اینا اثر δΘΣτΘP⌠ß⌠Θ هستن که ازشون سر درنمی‌آرم.

اوه، ممنون.

مارتی، گرِیسی چطوره؟

آه، خوبه، خوبه، می‌دونی. ما... همه منتظریم.

هنوزم تسبیح می‌اندازی؟ - هر شب.

سلام ما رو بهش برسون. - آه، حتماً، البته که می‌رسونم.

می‌تونم این کارو بکنم. اون سه تا مرغ وسوویو کجان؟

قبلاً سروشون کردم، مارتی.

آه، پس خیلی ممنون، ممنون، ممنون، گراسیه.

آه، گرفتیش، نه؟

گرفتیش؟ اوه! شکر خدا و همه قدیسین آسمونی!

بذار باهاش حرف بزنم.

باشه! همین الان میام اونجا! آنجلو هم اینجاست.

به همه زنگ بزن! همین الان به همه زنگ بزن!

هی! قلب داری. قلب داری، ها؟

سلام.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left