Charmed

Charmed

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Charmed S04E18 Bite Me 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
تعليق من warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 18 Charmed زیرنویس فارسی سریال

الوسوم

bluray
نشرت في: 2025-11-20
تنزيلات: 15
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

پیج! کجایی؟

بپا!

زود باش!

پنجه‌های درد را باید شکست / اهریمن، برای همیشه رفتی از دست.

ببخشید مزاحمتون شدم، ولی اون در برابر قدرت‌های من مصون بود.

اشکالی نداره، منم تازه داشتم آماده می‌شدم از سر کار برم.

اوه، عزیزم، زخمی شدی. اشکالی نداره. فقط یه خراشه.

خب، اوضاع چطوره؟ خونه جدید چطوره؟

عالی و عالی.

تو چطوری؟ نمیشه غر زد.

همینطور.

خب، خوبه که می‌دونیم می‌تونیم جدا از هم زندگی کنیم...

و بازم اگه لازم باشه حالشونو بگیریم، درسته؟

پس بپرسم در مورد این اهریمنه با اون ناخن‌های ناجور؟

یه هارپی، بخشی از یه گروه.

می‌خواست ما رو بکشه تا پیشرفت کنه، می‌دونی.

کاملاً معمولیه.

می‌خوای شام بمونی؟

خیلی دوست دارم.

ولی کول امشب یه برنامه رمانتیک کامل برامون ترتیب داده.

آره، فقط فکر کردم، می‌دونی... شاید بتونیم حرف بزنیم.

چرا؟ خوبی؟ همه چی خوبه؟

آره. همه چی خوبه. فقط فکر کردم شاید بتونیم یه کم گپ بزنیم.

یه وقت دیگه.

می‌خوای اوربت کنم خونه؟

نه. کول خیلی دل خوشی نداره که بدون زنگ زدن یهو اورب می‌شی اینجا.

غیر از مواقع اضطراری، می‌دونی؟

می‌فهمم. باشه.

بی خیال.

باشه. من دیگه می‌رم.

بهتون زنگ می‌زنم.

اورب کردن نه؟

با این شک و تردیدات شروع نکن، پیج.

کول احتمالاً فقط داره سعی می‌کنه حریم خصوصی‌شونو حفظ کنه.

اون داره سعی می‌کنه یه چیزی رو محافظت کنه.

من فقط دارم سعی می‌کنم از دارایی‌هامون محافظت کنم.

و تنها راه برای این کار اینه که ضررهامون رو کم کنیم.

منابعمون رو یکپارچه کنیم.

جلوی رقیبا رو بگیریم که نکشنتون.

ما.

باشه، چی پیشنهاد می‌کنی؟ ادغام.

همه اینجا اهداف مشابهی دارن، درسته؟

پس چرا برای رسیدن بهشون با هم کار نکنیم؟

دیر کردی. بشین.

کجا بودم؟

داشتید تشویقمون می‌کردید دست همو بگیریم و با هم دوست باشیم.

هزاره جدیده.

باید به روش‌های جدید فکر کنیم تا بقای خودمون رو تضمین کنیم.

بیا قبول کنیم، اون بیرون دنیای اهریمن‌هاست که همدیگه رو می‌خورن.

هر کدوم از شما رهبر یه گروهین.

ولی مشکل همینه.

شما خیلی درگیر کشتن همدیگه هستید.

در نهایت، همه بازنده می‌شن.

این رو به گریملوک‌ها بگو.

اونا همین هفته پیش سعی کردن ما رو نابود کنن.

حقتون بود.

می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

دقیقاً حرف منم همینه.

درگیری‌های داخلی همیشه باعث نابودی ما بوده.

و من از انسانیتم یاد گرفتم.

تنها راه برای ما برای شکست دادن خیر...

اینه که با هم کار کنیم تا به اهداف مشترک برسیم.

و کی تصمیم می‌گیره این اهداف چی باشن؟

تو؟

مگر اینکه کسی بخواد من رو به چالش بکشه.

جلسه خاتمه یافت.

سلام عزیزم. زود اومدی خونه.

املت سفیده تخم‌مرغ گیاهی، درست همونطوری که دوست داری.

مهربونی عزیزم، ولی فکر کنم شکمم برنامه دیگه‌ای داره.

چی شده؟ سردرد، دل درد؟

الان همه‌گیر شده. شاید باید مرخصی استعلاجی بگیری؟

در حالی که این همه رابطه در خطره؟

سان فرانسیسکو بدون ستون راهنمای من چیکار می‌کنه؟

باید برم.

می‌خوام این هفته خواهرهامو برای شام دعوت کنم.

اشکالی نداره؟ خب، ما تازه از هم جدا شدیم.

آره، می‌دونم، ولی می‌خوام خونه رو بهشون نشون بدم.

علاوه بر این، نمی‌خوام فکر کنن...

... که اونا دیگه جزئی از زندگی من نیستن، می‌دونی؟

باشه، فقط اورب کردن ممنوعه، باشه؟

حل شده.

چی شده؟ اوه، هیچی.

فقط شونه‌ام تو مسیر پنجه یه هارپی قرار گرفت، همین.

یه هارپی؟ بهت حمله شد؟ چرا به من نگفتی؟

فکر نمی‌کردم مسئله مهمی باشه. واسه همین.

خب، برای من که مهمه.

متاسفم.

منم متاسفم.

فقط...

فکر می‌کنم حق دارم بدونم کی زنم آسیب می‌بینه.

حق با توئه. واقعاً همینطوره.

ببخشید، آقای ترنر؟

قرار ساعت ۹تون تو لابی منتظره.

جولی، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

بهم نگفتی که اینجا بود.

خب، امروز داریم از آپارتمان کار می‌کنیم.

دارن دفترم رو رنگ می‌کنن. اشکالی نداره، نه؟

نه. نه، البته که نه.

راحت باشین.

حتماً، ممنون.

جادوگرک قشنگ، اگه از این چیزا خوشت میاد

هستم.

رهبر هارپی‌ها رو بیار.

می‌خوام عواقب حمله به همسرم رو بهش توضیح بدم.

واقعاً از من انتظار نداری که با منبع جدید وارد جنگ بشم،

اونم بدون اینکه اول باهاش حرف بزنم، نه؟

وقت تلف کردنه. اون هیچ‌وقت تو رو از تبعید برنمی‌گردونه.

اون داستان کارهایی که کردی رو شنیده.

اون یه زمان دیگه بود و یه منبع دیگه.

با این حال، اتفاقی نمی‌افته.

اگه مطمئن نبودم، اینجا نبودم.

پس کار کردن برای ما چه فرقی با کار کردن برای اون داره؟

باید بهتر گوش کنی. من برای هیچ‌کس کار نمی‌کنم.

ما برابر و شریک خواهیم بود.

و وقتی منبع از بین رفت، هر کدوم پی کار خودمون می‌رفتیم.

خب؟

بهت خبر میدم

وقتی آماده شدم.

می‌خوام به منبع جدید پیشنهاد صلح بدی.

و اگه قبول نکرد؟

اون وقت کیتس یه متحد جدید داره و ما هم یه دشمن جدید.

برو.

کلی ته مونده غذا هست.

احتمالاً تا یه هفته مجبور نیستم آشپزی کنم.

من آشپزی دوست دارم.

خب، ظرف کمتری برای شستن هست و این خوبه، نه؟

فکر کنم.

فقط با رفتن فیبی و کول، اینجا خیلی ساکت شده.

همه کسایی که باهاشون بزرگ شدم رفتن.

با این حال، می‌تونیم دوباره شلوغش کنیم.

با بچه‌ها، آدم‌هایی که با ما بزرگ میشن.

الان یه اتاق اضافه داریم، درسته؟

درسته.

ببخشید. مزاحم شدم؟

راستش، من باید برم.

فعالیت شیطانی افزایش پیدا کرده.

و بزرگان می‌خوان بفهمن چرا.

خب، با توجه به اینکه دیشب اون فعالیت شیطانی به اتاق نشیمن ما هم کشیده شد،

حدس می‌زنم به ما ربط داره.

خب، حواست باشه، و اگه چیزی فهمیدم بهت خبر میدم.

دوستت دارم. منم دوستت دارم.

خوبی؟

من؟ آره، خوبم.

دروغگو.

ببین، می‌دونم فیبی نیستم ولی هنوز خواهرتم.

و می‌تونی با من حرف بزنی، می‌دونی.

خب... خب مسخره‌ست.

این ماه پریودم چند روزی عقب افتاده بود.

و خب، فکر کنم یه کم امیدوار شدم.

این که مسخره نیست، عزیزم. تو بچه می‌خوای، درسته؟

آره، معلومه.

فقط اینه که داریم تلاش می‌کنیم، و...

چند ماهی میشه. چهار ماه. ولی کی داره می‌شماره؟

آه، پایپر، داری کلوچه نمی‌پزی که، می‌دونی؟

یکم زمان می‌بره.

آره، می‌دونم. فکر کنم فقط نگران بودم که...

می‌دونی، شاید مشکلی وجود داشته باشه.

خب، توسط شیاطین این‌ور و اون‌ور پرت شدن هم دقیقاً برای بچه دار شدن مساعد نیست.

باشه، اول اینکه، تو بچه دار میشی. اینو تو آینده‌ات دیدی.

و دوم اینکه، من نمونه زنده اینم که جادو اتفاق می‌افته

وقتی وایت‌لایترها و جادوگرها با هم باشن.

پس هر چی زودتر نگران این موضوع نباشی،

زودتر من عمه میشم.

ممنون. خواهش می‌کنم.

رهبر هارپی‌ها نمیاد تو رو ببینه.

می‌ترسم کارش از کنترلش خارج شده باشه.

کار خوبی بود.

بعدی چیه؟ روآن منتظره تا تو رو ببینه.

ظاهراً ملکه هم دوست داره تو ائتلاف جدید باشه.

بفرستش تو.

الان می‌بینتت.

ممنون برای فرصت دیدار.

ملکه منو فرستاده که بهت بگم... به ملکه‌ات بگو

که اگه یه قدم تو قلمرو من بذاره،

التماس می‌کنه که دوباره تبعیدش کنم.

فرستادتم تا بهت بگم که ما درسمون رو گرفتیم.

و حاضریم بهت خدمت کنیم.

نه، ممنون. به اندازه کافی شیطان دارم که بهم خیانت کنن.

هنوز حتی پیشنهادمونو نشنیدی.

فکر می‌کنم بهتره الان بری.

پیج. گفتم یه سر بزنم.

از کجا؟ آشپزخونه؟

مزاحم چیزی که نشدم، درسته؟ نه. کارمون اینجا تموم شد.

آسانسور اون وره، روآن.

فکر می‌کنی داری چه غلطی می‌کنی؟

دقیقاً به همین دلیله که نمی‌خوام شماها اینجا اورب کنید.

شماها؟ چه حرف قشنگی!

چی می‌خوای؟ فیبی.

فکر کنم پایپر باید باهاش حرف بزنه.

خب، از دستش دادی.

ولی چرا اورب نمی‌کنی بری دفتر روزنامه؟

مطمئنم اون روزنامه‌نگارها می‌تونن راز نگه دارن.

فقط بهش بگو من سر زدم، باشه؟

و جسارتاً می‌تونم بپرسم، چرا اینجا وسط روز اینقدر تاریکه؟

میگرن دارم، که تو هم فقط داری بدترش می‌کنی.

می‌دونی چیه، کول، برو گمشو.

بعد از تو.

چه مرد خوبی، نه؟

کول.

وکیلی؟ نه.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left