أول 200 سطر.
آخرين مرد بهجا مانده" به صورت زنده"
.در مقابل تماشاگران حاضر در استوديو ضبط ميشود
.سلام بچهها
.سلام - .سلام عزيزم -
بوي چيه؟
."غذا از رستوران "باغ امپراطور
.يه عالمه ازش برنده شديم
.ببخشيد عزيزم. وقت نکردم غذا بپزم
.سلام - .خيلي خب -
.يکي ديگه از کارهاي آمريکاييها داده شد به چينيها
خب، اين همه آت و آشغال چيه؟
.جشن جمعآوري اعانهي انجمن اوليا و مربيان براي هالووين
.فکر ميکردم کار ما با چيز ميزاي انجمن اوليا و مربيان تموم شده
مگه يکي از فايدههاي پدربزرگ مادربزرگ بودن اين نيست؟
که نيازي نيست با چرت و پرتهاي مدرسه سر و کله بزني؟
منظورت پيشرفت
فضاي آموزشي براي بچهي منه؟
.آره، چرت و پرتهاي مدرسه
نه عزيزم، من و "کريستين" درست کردن
خانهي وحشت افتاد گردنمون
.چون هيچکس ديگه داوطلب نشد
افتاد گردنمون؟
...دستت فوري رفت بالا همين که - ...خب... نه -
"!حتي فکر کنم داد زدي "اول، اول - .خيلي خب -
.بذار يه چيزي رو توضيح بدم
اگه مامانت از اون مدل
،داوطلب هاي کارهاي ناخوشايند نبود
.هيچ کدوم از شما وجود نداشتيد
کريستين" گوش کن، اين کار براي آيندهي انجمن اوليا و مربيانت"
.خيلي عالي ميشه
نميشه فقط بشينم کنار و آدمهايي که ميگن
آيندهي انجمن اوليا و مربيانت" رو مسخره کنم؟" - ...نه... من -
.تو توي جمعآوري اعانهي پاييز خيلي موفق بودي .تو يه قهرماني
.مي توني خيلي راحت تا "جست و جوي تخم مرغ" عيد پاک موفق بشي
.تخممرغ هاي عيد پاک حال به هم زنن
.هيچوقت نبايد چيزي که از يه خرگوش اومده بيرون رو ميخوردم
...اينها رو نگاه کن
اين چراغهاي کدو تنبلي رو ببين مامان؟
بامزهان، آره؟ - .آره، آره -
.اگه تم مهمونيمون "زاغارت" بود خيلي خوب ميشد
چرا خانهي وحشت بايد ترسناک باشه؟
چون در غير اين صورت فقط يه خونه است
.ما هم ميشيم دلال معاملات ملکي
.بيخيال. هدف ما اينه که بچهها از ترس زهره ترک بشن
.فکر ميکردم هدفمون اينه که پول جمع کنيم
.آره، با زهره ترک کردن بچهها
ميدوني، وقتي من رئيس انجمن اوليا و مربين بودم
.خانهي وحشتهاي من هميشه پولساز بود
.پارسال، "هلن پاتز" و نبوغش به زور تونستن به من برسن
ميدوني تم جشنشون چي بود؟
!پري درياييهاي شاد شاد
"من فقط نگرانم چون بچههاي همسن "بويد
خيلي حساسن، ميدوني؟
!بووو
!عاليه
...شرت مردم رو لکه دار کردن
.اصل هالووين به همينه
.دليل وجود اين فصل هم به خاطره ترسوندنه
.آره، ميبيني "کريستين"؟ ترسوندن باحاله. من که دوست دارم
!بووو
.بايد روي زمان بنديت کار کني
.خيلي خب، حالا برو ببين ميتوني خاله "مندي" رو بترسوني
هرچي که بهت گفتم رو هم يادت باشه، خب؟
!عاليه! خاله "مندي" من نميام طبقه بالا
.همون... همون قضيهي زمان بنديه
.سلام رفقا
."سلام "مايک - ."سلام آقاي "بي -
.بياين تو - .تابوتم پشت ون "کايل"ـه -
.پس در مورد اون خال عجيب غريب حق با من بود
.ونسا" ميخواست يه نگاهي به تابوت من براي خانهي وحشتش بندازه"
.ونسا" تابوتت اينجاست"
.عاليه، آره .يه دقيقه
چرا تو تابوت داري؟
.آقاي "آلزاته" تابوت رو از حراجي گرفته
.اونها همه چي دارن
،خب، ببين، من و "کايل" داشتيم براي سفر اردوييمون خريد ميکرديم
،و من بيکِن خيلي بزرگ خريدم
.و همين باعث شد به عدم و مرگ فکر کنم
چرا بايد مصرف بيکن رو کم کنيم وقتي تابوت اينقدر ارزونه؟
...تازه... قشنگ هم هست
،بدنهي فولاد به ضخامت بيست ،دستههاي طلا
.و داخلش هم کرپ سفيده
.به قشنگي "ساساليتوي کاليفرنيا"ئه
.خيلي خب، بذار يه نگاه به اين جعبهي چوبي بکنم. آره
.سلام "اد"، ممنون
.سلام - .اوه، سلام عزيزم -
.سلام بابا
.آقاي "آلزاته" خوشحالم که ميبينمتون - .سلام بچه جون -
چه تابوت قشنگي بيرونه. کي مُرده؟
.اد"، اگه نره اون خالش رو چک کنه"
پ.د". چيه؟ پليس دريا؟"
.پليس مدرسه
.آره، قلدري ميکنم و اسم تحويل ميدم
.البته واسم اسم هم ميذارن
.ديگه پليس شدي
خب دوست داشتم واقعاً پليس مچ بگيري ميبودم
اما تا الان که تنها موردهايي که بوده، ديراومدن به مدرسه
.حرف زدن توي کتابخونه، و کُلي مورد "ت.پ.م" بوده
"يعني " توهين به پليس مدرسه - اوه -
بله، خب اون بچه ها يه زمان گير وام خونه ميافتن
.اون موقع است که تاوان "توهين به پليس مدرسه" رو خواهند داد
مسخره کن بابا، ولي وقتي کتاب رياضيت گم شد
.از يه هيپي بخواه پيداش کنه
حالا، "اد"، تابوت عاليه، ولي ميدوني چيه؟
متوجه شده بودي روش خراشه؟
.آره، ميدونم. مرجوعيه
.بايد خراشهاي داخلش رو ببيني
...مايک"، من"
.واقعا اشتياق "ايو" براي آموزش هاي نظامي رو تحسين ميکنم - .خب -
.ولي نوجوون ها از هيچي بيشتر از يه خبرچين بدشون نمياد
.نميخوان وقتي باباشون ميرسونتشون مدرسه هم بوسشون کنه
من توي "ويتنام" پليس نظامي بودم، خب؟ - .آره -
،آره، و دستهي سربازها ما رو تحقير ميکردن، بيشتر از مدال پيروزي
.بيشت از اون زن بازيگره که اومد ويتنام، بيشتر از اون دي جي احمقه
.اصلا صبح خوب توي ويتنام وجود نداشت
ولي به جز اون، جنگ باحال بود، نه؟
ميدوني "کريستين"، تو... تو سرت شلوغه
با کار و "بويد"، چرا اجازه نميدي من
با همهي جزييات خسته کننده سر و کله بزنم؟
پس يعني من اجازه بدم همه چيز رو به روش خودت انجام بدي
.و دهنم رو ببندم
.خيلي خوب ميشه
!بووو
.آره، آره. حق با توئه مامان
.ترسوندن خيلي باحاله
Sham!m
.سلام - .سلام -
.به جشن تمرين هالووين امشب خوش آمديد
.شنيدم گريم مامان عالي شده
منظورت چيه که شنيدي عالي شده؟
مگه تو مسئول جشن نيستي؟
نه، تنها چيزي که اجازه داده من مسئولش باشم
.آويزون کردن پوسترهاس
.و حتي با اين وجود، من از نوار چسب اشتباهي استفاده کردم
خب، فقط بايد برگردم عقب و نذارم اون احمقها
.خونمون رو توي "شب شرارت" دستمال توالت پيچ کنن
شب شرارت" چيه؟"
.امشب. شب قبل از هالووين
.بچهها دور و اطراف ميگردن رو همه چي رو درب و داغون ميکنن
.منظورتون "شب کَلَمي"ـه
چي؟ توي "وينيپگ کانادا" اسمش اينه؟
پس به شبي که همه کلم ميخورن چي ميگين؟
.کانادا
.اون ديوار روي مرز مکزيک رو بايد يه جاي ديگه ميساختن
.آره، ما هم همين حس رو داريم
.فقط خيلي مودبيم که نميگيمش
."زود باش "بويد .بيا اين احمقها رو بپيچونيم
!آهاي مامان! زود باش
.بياين شروع کنيم. من بايد برم يه مهموني
آره؟ لباست چيه امسال؟
آره. پرستار لختي، پليس لختي، نهنگ لختي؟
.آره، واقعيتش، امسال لباس مبدل نميپوشم
پس يعني... دانشجوي کالج لختي؟
.عزيزم دوباره يکي از پوسترهات افتاد
.خيلي خب، باشه؟ قبول ميکنم. دربارهي نوار چسب حق با مامان بود
آهاي، "ايو"، ميدوني
اصلا خوب نيست که کاري کني زنها حس بدي
.راجع به نحوهي ابراز جنسيتشون داشته باشن
.ما در اين باره توي کلاس جامعه شنايسمون حرف زديم
."بهش ميگن "برچسب هرزه زدن
و تو هم به عنوان کمک بصري اونجا بودي؟
.ها ها ها ها ها .خداي من، خيلي بامزهاي
باشه، خب، احتمالا ميدوني که
نيازي نداره امشب بابت
.نگهباني خونه نگران باشي
.نگران نيستم
اون عوضي ها با اون دستمال توالتهاشون
.بايد حواسشون به خودشون باشه
.آره، نميگيري چي ميگم
ببين، تنها دليلي که ما رو دستمال توالت پيچ مي کردن
.اين بود که من هنوز تو دبيرستان بودم
.ولي من فکر مي کردم تو خيلي محبوب بودي
.بودم
ببين، توي مدرسهي "وودبريج" دستمال توالت پيچ شدن
...نشونهي اينه که بچههاي باحال واقعا دوستت دارن، پس
.دوست دارم ببينم اگه دوستت نداشته باشن چيکار ميکنن
.ميبيني. فقط بهت بيتوجهي ميکنن
اينجا بذارم؟
.آره، همونجا
بابابزرگ، خوشحالي؟
."هيجانزدهام "بويد
،اگه نيومده بودم اينجا، خونه بودم
.داشتم مسابقهي بيسبال ميديدم و آبجو ميخوردم
اين قراره واقعا ترسناک باشه؟
!ترسناک نيست که
!خفنه
.خب، خيلي هم اميدوار نباش
.پارسال، اينجا پر از پري دريايي بود
!به خانهي وحشت دبستان "کلارک" خوش آمديد
!اگه جرات داريد وارد شيد
.اون عجوزه رو نگاه کن
.عزيزم، من يه جادوگرم. فقط يه جادوگرم
!عقب نمونيد
!ما همين الانش هم چند تا بچه رو به ارواح خشمگين باختيم
.فکر کنم برم خونه
ترسيدي "ايو"؟
.آره، همينه. ترسيدم
!بياين !بياين
!وگرنه من با استخونهاتون آبگوشت درست ميکنم
چه خبره؟
No comments yet. Be the first to leave one.