أول 200 سطر.
.مايک"، دارم برگه نتايج "مندي" رو نگاه مي کنم"
،اگر نمره حداقلي رو در درس تاريخ نياره
.تو اين درس مي اُفته
،مي دوني که چي ميگن
،کساني که از تاريخ درس نمي گيرن .محکوم به تکرار آن هستند
..مم
هيچ تکراري وجود نداره
.اگر اين درس رو پاس نکنه، فارغ التحصيل نميشه
.اوه، پسر - .بله -
.اين طوري باشه سخنراني فارغ التحصيليش رو از دست ميديم
!و ديگه معني واژه موفقيت رو در فرهنگ لغت نمي فهميم
.بهت يه نشونه از اينکه چرا "مندي" حواسش رو جمع نکرده ميدم
واي دختر، توئيت "کلوئي" رو ديدي؟
!خنده داره
.مندي"، بايد باهات صحبت کنيم"
مي دونم، مي خوام توئيتش رو تکرار کنم ،بعدشم توي فيس بوک بذارمش
.پس حواست باشه هم لايک بزني هم کامنت از خنده روده بُر شدم
."مندي" - .بله -
.اوه، خداي من
.برو اونجا و بهش بگو قطعش کنه
."من ازش فيلم ميگيرم و ميذارمش توي "يوتيوب
.يکي از دوستاش مي بينه و براش توئيت ميکنه
!وهووا! ترسيدم
يه دفعه از کجا اومديد؟ .مثل شعبده بازي بود
.خيلي پاي کامپيوتر وقت مي گذروني
.اوه مامان، نميگن خيلي پاي کامپيوتر وقت مي گذروني که
.اوني که ميگي مربوط به تشک بُرنزه شدن ـه
.ما تمام دستگاه هاي تو رو ميگيريم
،تا موقعي که بتوني نمره قبولي
.تاريخ رو بگيري تا اون کلاس لعنتي رو پاس کني
.نمي تونيد وسايل من رو بگيريد
،به وسيله اون هاست که نسل من ارتباط برقرار ميکنه و ايده ها رو به اشتراک ميذاره
.و عکس پيشول قشنگ پُست ميکنه
،هرچه زودتر تکاليفت رو انجام بدي
.زودتر به وسايلت ميرسي
.اوق! الان انبوهي از احساسات منو فرا گرفته
اما اگه نتونم توئيت کنم اين احساسات رو، واقعاً اون احساس رو دارم؟
.در اين مورد فکر کنيد
سلام "مندي"، اوضاع چطوره؟
.هيچ راهي براي دونستنش ندارم
!ماماني
.سلام، عزيزم، دلم برات تنگ شده بود
پيش بابايي بهت خوش گذشت؟
.آره، تا آخر وقت داشتيم کارتون نگاه ميکرديم
.اوه - .آره -
،بهتر بود که ديشب بهش
.اون قهوه بستني رو نمي دادم
،البته يه ليوان بزرگ از همون
.تونست اونو از رختخواب بيرون بکشه
حداقل تکاليفش رو که نوشته؟
اون مهدکودک ميره "کريس"، چه عجله اي که
اونو تبديل کنيم به يک کارگر شرکتي دست و پا بسته؟
،من در واقع به صورت اخلاقي مخالف
.اينم که آدمي پنج ساله، تکاليفش رو انجام بده
اون نميخواست انجامش بده، نه؟
.نه
.تو هم نمي خواستي دعواش کني
.پس مثل هميشه، اوني که دعواش ميکنه منم
.و تو هم پدر باحالي
.خب، مثل اينکه بعد از همه اينها شدم پدر بداخلاقه
.هي، ميدوني، منم مي خوام هر چند وقت يه بار خوبه باشم
.آره، عالي ميشه، بايد يه بار اينکارو بکني
.بايد برم سرکار، مااچ
،چرا اين حس رو دارم که تا برم
"تو ميگي که "اون رفت
و شروع ميکنيد به جشن گرفتن؟
.ديگه خبري از "پدر خوبه" نيست، گرفتم
.خيلي خب، اون رفت
پس رفيق، يادت موند چي گفتم؟
،من فردا بعد از مدرسه ات ميام دنبالت
.براي اينکه بريم بازي بيس بال رو ببينيم
!بازي افتتاحيه
.آره، باشه، هيس
.ما بايد اون "ب.م.ن" رو داشته باشيم
"به مامان نگو"
هي، يادت رفت تو بودي که بستني سر صبحونه رو لو دادي؟
Mikado & Chandler Bing
هيچي مثل پيچوندن کار براي بازي افتتاحيه .اونم با پسرات نيست
پسر ها؟
.تو مدرسه رو به خاطر بازي بيس بال پيچوندي
.امروز قطعاً يک پسري
"هي "بويد
.بعد از اينکه وارد شدند، براي "کارلوس هرناندز" دست تکون بده
.تا اون برات يه توپ بندازه
،قبلش يه مو از دماغت بکن
.باعث ميشه که اشک تو چشم هات جمع بشه
هي، به نظرت روش رقت انگيزي براي گرفتن يه توپ نيست؟
،شوخيت گرفته؟ بابا منو با يه دونه
.چشم بند به بازي مي آورد
،البته تا زماني که فهميديم آتل گردن
،هم بهت يه توپ مجاني ميده .هم ميتوني بري به نيمکت دخيره ها
.اوه، پسرم
.مي توني پوست بادوم هاتو بريزي اينجا
.ولش کن "بويد"، هر جا خواستي بريز
...سي دلار براي پارکينگ
.براي دستشويي هم از جام پا نميشم
خب، خب، ببينم اين "مايک بکستر" نيست؟
آقاي "مرد گشت و گذار" ؟
.هي "بيل"، من فکر کردم بليط هاي فصلت رو رد کردي
.اوه، نه، تنها چيزي که بعد از طلاق نگه داشتم
.نه همسري، نه خونه اي، براي خودم يه پا "مرد خارج از خانه" شدم
.بي خيال، تجارت ـه ديگه
مي دوني، وقتي منو از اون کار فروشگاه ها .کنار گذاشتي چيزي فهميدم
حداقلش فهميدم که همسرم فقط به خاطر
.پول با من ازدواج کرد
.خب... خيلي ممنون ازت، رفيق
هي "بيل"، نظرت چيه بي خيال بشيم و
فقط از بازي لذت ببريم؟
.هي، مرد کوچک
مي دوني چرا عروسک ها مثل دايناسور خونخوار مي مونن؟
.چون بابابزرگت از پُشت بهش خنجر زد
به نظرت دُرست مياد نه؟
.بيل"، اگه چيزي مي خواي بگي تو روي خودم بگو"
.خب، پس بچرخ و روتو اونور کن
.منظورم اينه که روي پدربزرگت در واقع همون باسنشه
.اون فقط پنج سالشه
.جُک هاي اين طوري روال معمولشه
مايک" نذار اذيتت کنه، خب؟"
.هي "بويد"، "کارلوس هرناندز" داره مياد
.من که هيچ مويي پيدا نمي کنم
.باشه، همون طور که گفتم داد بزن
"هي، آقاي "هرناندز
.من به صورت غم انگيزي فقط دو هفته ديگه زنده مي مونم
.هي، هي، اون براي خواهر زاده ام بود
.آره، به نظر مي رسيد که ميخواست برسه به اون بچه
.بعدش يه نفر اونو ازش گرفت
.دُرست مثل کار فروشگاه
.بيل"، توپ رو بده به بچه"
"فکر نکنم "مايک
واقعاً مي خواي همچين کاري کني؟
.قربان، هرچي که بين شما و آقاي "بکستر" بوده
.لطفاً به بچه من ربطش نديد
.پنج ثانيه وقت داري توپ رو بدي بهش
يا چي؟
!اوه - !بابابزرگ -
!ماماني
.سلام، اومدي - .سلام -
چطور بود؟
.مامان بزرگ، من يه توپ گرفتم
.واو، نگاش کن - .اوه، خيلي عاليه -
رايان"، چرا اون بوي آبجو ميده؟"
.يه آدم مست چندش آوري، روي "بويد" آبجو ريخت
و بعدش يه مُشت حسابي گرفت که "با خانواده من شوخي نکن"
.دُرست توي چشمش
.مايک" عزيزم" - بله؟ -
يه غريبه رو زدي؟
"نه، نه، "بيل مک.اندر
دوستت رو؟ عزيزم؟
تو که همين طوري آدم ها رو نميزدي
.من نزدمش، "رايان" زدش
رايان" ؟" - رايان" ؟" -
،آره، در اين روز
.چهارمين دخترم، تبديل به مردي شد
خيلي خب، توي بازي بيس بال دعوا کردي؟
"ببين، اين يارو رفت تو صورت "بويد
.و من سعي کردم هُلش بدم اون ور
.و اونم منو هُل داد، پس چاره ديگه اي نداشتم
.به همين خاطر زدمش
چاره ديگه اي نداشتي؟
.آقاي "مک.کندرلي"، بدجور خورد به ميله ها
.و بعدشم خورد زمين
."با تشکر از "ري وگلسون
،تو نميذاري که "بويد" کارتون تام و جري ببينه
چون ميگي خشنه، اما مُشت زدن به مردم اشکالي نداره؟
اول از همه، تام و جري ايراد داره
.چون رفتاري هميشگي در قبال گربه از خودش نشان ميده
چي؟ - چي؟ -
.ببينيد، من حق داشتم که اون طرف رو بزنم
.اون کنترلش دست خودش نبود
.پس "بويد" ياد گرفت که خشونت راه حل پايان دادن به مشاجره است
،ببين، تنها چيزي که "بويد" احتمالاً امروز ياد گرفته اينه که
.اگر يه آدم مسن رو محکم هُل بدي
،سلامت فيزيکي خودت رو
.در موقعيت بهتري و کم خطرتري قرار ميدي
.تو خيلي مزخرفي تو اين کارها
عزيزم، چرا به حراست خبر نداديد؟
خيلي سريع اتفاق افتاد و بعضي وقت ها تنها راه حل
.اينکه روي يه قُلدري رو کم کني اينه که بزني تو دماغش
البته به صورت ايده آل بهتره که دستتون رو اين طوري تکون نديد
.و " آخ، آخ، دستم! آخ" اين طوري نکنيد
صداي تلفن ـه؟
آره، بهش ميگن تلفن ثابت
.فراموش کرده بودم همچين چيزي داريم
بابا، احتمالاً با من کار دارند
.تو نمي توني با هيچ کسي تلفني صحبت کني
.اونم تا زماني که نمره تاريخت رو دُرست کني
.اوه، مامان، خواهش مينم، التماس ميکنم - .نه، نه، نه -
.بهم بگو کامپيوترم رو کجا قايم کردي
.وگرنه چطوري مي تونم دانلود کنم
منظورم اينه که "مقاله" اي چيزي بنويسم؟ ها؟
.عزيزم، اينترنت جايي نميره تا تو کارت رو تموم کني
همين طور پسراني که به خاطر دارچين سرفه مي کنن
"يا بچه گربه هايي که "مي خوان چيزبرگر بخورن
.بهتره همين طور باشه
،پس واقعاً هيچ ايرادي نمي بيني
توي کاري که امروز کردي؟
،نه، آدم مَستي درسش رو ياد گرفت .و "بويد" هم به توپش رسيد
.من رو هم تلويزيون استاديوم نشون داد
.هرکي لذت خودش رو از بازي بُرد
مشکلش چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.