أول 200 سطر.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
فرانکشتاين با گرگينه ملاقات ميکند
مردگان ليانولي در اينجا استراحت ميکنند
مقبره خانوادگي تالبوت
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
لارنس تالبوت کسي که در عنفوان جواني در 30 سالگي مرد
R.I.P.
. خودشه
اهرم رو بده من
فکر کردي اونها بدون پولهاش ، دفنش ميکنند ؟
. هرکسي توي دهکده , در موردش ميدونه
, ساعت طلاش , و حلقه اش . و پولهاي توي جيبش
.اين گناهه که پولهاي خوب رو دفن کني , وقتي ميشه به آدمها کمک کني
. اين منو مورمور ميکنه
فکر ميکني بعد اين سالها , چه شکلي به نظر ميرسه ؟
.فقط استخوان هاش و جمجمه خالي
. هواي فانوس را داشته باش
. چراغ را بده من
. زهر گرگ
زهر گرگ ؟
. بله
, حتي مردي که قلب پاکي داشته باشه
, و نماز شب بخونه
.. ممکنه به يک گرگ تبديل بشه
.. وقتيکه زهر گرگ شکوفه بده ..
. و ماه روشن و کامل باشه ..
. انگار خوابيده
. بگذار کارمونو بکنيم - . اول , حلقه -
. ما که نميخواهيم واسه مدت طولاني نگران باشيم
. فکر ميکردم بدن مرده ها سفت ميشه
. خفه شو
. طلاست
. اون منو نگه داشته
. کمکم کن. کمکم کن
! زنده است
! کمکم کن. کمکم کن
! تنهام نگذار
.آهاي , اينجارو , چي شده
يالا , خانوم , پاشو و باهام بيا , ميتوني ؟
تو خونه داري , نداري ؟
والا برسونمت به ايستگاه ؟
! خداي مهربون
بيمارستان ملکه
بيمار چطوره , پرستار ؟
. اون هوشياره , دکتر منرينگ , و صحبت کرد
. و اصرار داره که بشينه
هوشياره ؟ صحبت کرد ؟
.اما اين بعد از يک عمل سخت, غيرممکنه
.پرستار بهم گفت اونقدر خوب شدي که صحبت ميکني
. چرا , بله
.نبض، 72.بدون تب
درد نداري ؟
. نه
من کجام ؟
بيمارستان ملکه
ملکه ؟
.بله .بيمارستان ملکه در کارديف
اما من چطور اينجام ؟
, شما را توي خيابان پيدا کردند . تقريبا مرده با ضربه اي روي سر
جمجمه تون چطور شکست ؟
.. من
. يادم نمياد ...
. ايشون بازرس اوون هستند . من دکتر منرينگ هستم
اسم شما چيه ؟
.لارنس تالبوت
لارنس تالبوت؟
شما از کجا آمديد ؟
. دهکده ليانولي
اما .. من چطور به کارديف رسيدم ؟
. واسه الان کافيه . شما بايد استراحت کنيد
. خيلي زود , خوب خواهيد شد
, اگه هرگونه تغييري بوجود اومد . فورا به من خبر بديد
. چشم , دکتر
سلام ؟
. منو به ايستگاه پليس در ليانولي وصل کنيد
. فقط يک روال چک آپ-ه , دکتر . بعد ميتونيم پرونده را ببنديم
. ايستگاه پليس ليانولي
, خب , اين بازرس اوونه که صحبت ميکنه . از کارديف
... توي پرونده هاي شما چيزي از شخصي به نام
لارنس تالبوت ؟
.چرا، البته
. اون اينجا زندگي ميکرده
.خوبه , اوه , پس مشکلي نيست
. اون اينجا توي بيمارستان ماست
. من نميخوام اون توي بيمارستان شما باشه
. اون چهار سال پيش مرده
.چرا , البته که مطمئنم , بازرس
.من خودم در تشييع جنازه اش حاضر بودم
. همه اش همين خواهد بود , بازرس , خدانگهدار
.لارنس تالبوت چهار سال پيش فوت کرده
. آدم شما يک فريبکاره
. اون کلام زننده ايه , بازرس
.شيطان ضعيف از ذهني نادرست
.من اونقدر منتظر ميمونم تا اون اسم خودش را به ياد بياره
. من ميخوام بازم باهاش صحبت کنم
. بازرس
بله ؟
. اون مرد بيمار منه , نه زنداني شما
.من تصميم ميگيرم که بازم ميشه ازش سوال کرد
. بسيارخوب , اون در دستان شماست
.من بانداژ او را , وقتي صبح به اينجا آمدم پيدا کردم
. من پنجره را باز نکردم
.بيمار بايد خودش اينکار را کرده باشه
. بهتره اون رو بپوشونيم
. تو حالت خوبه , هيچ اتفاقي نيفتاده
. بهتره دوباره پانسمانش کنيم , پرستار . ما کمپرس را تازه ميکنيم
. فعلا , خودت را تحريک نکن . لطفا آروم باش
. دکتر
.اتفاق بدي افتاده
. بله , بايد کابوس ديده باشي
بديهيه که تو در خواب راه رفتي
. پليس را خبر کنيد
پليس ؟
.بله , بهتره اونها را خبر کنيد
... من
. من قاتلم
. بله , البته . هر چي که تو بگي
.از بازرس اوون بخواهيد فورا به اينجا بياد
. بله , دکتر
و واسه چي اينهمه ميخواي پليس را ببيني ؟
.. شب گذشته , من
. من يکنفر را کشتم
. اما تو تمام شب , توي اتاق بودي
. بهت ميگم اينکارو کردم
. من يکنفر را کشتم
. اما نميتونستي چنين کاري بکني
. تو بايد صحبت پرستار را در اينمورد شنيده باشي
، آقاي تالبوت . شما از توهم رنج ميبريد
. اين درسته که ديشب يکنفر کشته شده
. اما اين در خيلي از خيابانها اتفاق ميفته
علاوه بر اين، او توسط يک جور حيوان وحشي مورد حمله قرار گرفته
. فقط همين
. من به يک حيوان تبديل شدم
، خب، آقاي تالبوت
شما تصميم گرفتيد نام واقعي خودتون را به ياد بياريد ؟
.به نظر ميرسه آقاي تالبوت در مورد پاسبان بيچاره ديشب , شنيده
. اين ايشون را آشفته کرده
. اما او متوجه نيست
. يک نفرين روي من , وجود داره
. من به يک گرگ تبديل ميشم
. باورش کمي مشکله , مرد خوب من
جاي زخم را ميبينيد ؟
. جائيکه من توسط يک گرگ گاز گرفته شدم
. فقط اينکه اون يک گرگ واقعي نبود
! اون يک انسان بود
. يک گرگينه
. من او را کشتم
.حالا , وقتي که ماه کامل ميشه , من به يک گرگ تبديل ميشم
. پوف
. اين حقيقته
. از مالوا بپرسيد , پيرزن کولي ! اون ميدونه
مالوا ؟ کولي ؟ ها ؟
. آقاي تالبوت , شما بايد به رختخوابتون برگرديد
. اوه , شما کور شديد
نميخواهيد حرفمو باور کنيد ؟
. کمکم کنيد
. فقط به ما اسم واقعيت را بگو
. بگذار ما نگرانش باشيم
. بهتون گفتم , لارنس تالبوت
! لارنس تالبوت
چرا متوجه نميشيد ؟
. لارنس تالبوت چهار سال پيش مرده
مرده ؟
چهار سال ؟
.. اوه , من
. اوه
. من نميتونم بميرم
, آقاي تالبوت
، اگه ميخواهيد ما کمکتون کنيم . بايد کاري که بهتون ميگيم انجام بديد , حالا , لطفا دراز بکشيد
فکر ميکنيد من ديوانه ام ؟
.فکر ميکنيد نميفهمم چي بهتون ميگم
.. خب , فقط کافيه درون اون قبر را ببينيد
... جائيکه قراره لارنس تالبوت دفن شده باشه ...
. و ببينيد ميتونيد يک جسد درونش , پيدا کنيد ..
. لطفا برگرديد به رختخوابتون
. آره , برو اونجا
. شما مثل يک مجنون با من برخورد ميکنيد
.خب , توام مثل بقيه يک احمقي
. همراهم بيائيد , بازرس
.اون ژاکت ويژه رو بياريد
منظورت اينه تالبوت , واقعا قتل ديشب را تجربه کرده ؟
. ميترسم اينطور باشه
افراد مبتلا به آسيب هاي مغزي گاهي اوقات ... قدرت ذهني فوق العاده طبيعي را توسعه ميدهند
.که کاملا فوق العاده است ..
بديهي است، او بلند شده . و پنجره را باز کرده
مرز بين توهم و واقعيت بسيار باريکه
گاهي اوقات، يک بيمار ممکن است ندانسته از اون خط تجاوز کنه
. پس اون مرد خطرناکه .اون بايد پشت ميله هاي زندان باشه
. اون يک "لايکانتروپ"ه
چيه ؟
.لايکانتروپ
اوه ؟ چي هست ؟
. مردي که تصور ميکنه تبديل به يک گرگ ميشه
. اوه
. شيطان خالص
. کاش ميتونستم کاري براي کمک بهش انجام بدم
, ميدوني , دکتر
... من فکر ميکنم به ليانولي برم و بفهمم
, ميدوني , بازرس . منم همين ايده را داشتم
, براي معالجه اين مرد . من مجبورم بفهمم چه کسي هست
No comments yet. Be the first to leave one.