أول 200 سطر.
"سارقان بانک پلیس را مبهوت ساختند"
"هجده ماه قبل" !همین طوری راحت از این جا زدن بیرون
.آره می دونم. منم کنار تو نشسته بودم
!همه خونواده واترز خیلی راحت اومدن بیرون
.گفتم که منم کنارت نشسته بودم- آخه چطوری این کارو می کنن؟-
.کارشون درسته
...چون طمّاع هستن بازم این کارو می کنن
.و دفعه بعد اونارو در حیت ارتکاب جرم می گیریم...
چطوری آخه؟
"چه کسی دو میلیون پوند ما را دزدید؟"
"دوازده ماه قبل"
خوب پیش نرفت؟
.اونا همیشه می دونن داریم می ریم سراغشون آخه از کجا می فهمن؟
.کارشون درسته. کلی واسه اش نقشه می کشن
.اونا دست بر نمی دارن- .ما هم دست بر نمی داریم-
"پلیس در دستگیری باند واترز پیشرفتی حاصل نکرده است"
"شش ماه قبل"
!اه
"!اعضای باند واترز باز هم آزاد شدند"
"سه ماه قبل"
!اه
!اه! اه
...گرگ
!در حین ارتکاب جرم
!تنها راهش همینه. در حین ارتکاب جرم
"دیروز"
هنوزم بسته است؟
.آره. خیلی خوب هک شده
.لابد خیلی دارن با خودشون حال می کنن
.لابد دیگه
آماده ای؟
.هان؟ نه! نه شما باید بازداشتشون کنید. این دیگه مال خودته رئیس
.قبلاً بهم نمی گفتی رئیس
.خوب وقتی کارت درست باشه معجزه می شه
آخه هر روز هم که خوب نیست نه؟
.امروز روز خوبیه- .ولی نه برای خانواده واترز-
.خیلی خوب. ده نفر روی پشت بام همه خروجی هارو پوشش دادن
.بانک بسته است. واسه همین از بابت گروگان داشتنشون نگرانی نداریم
.بی خیال. ادامه بده. بگو
...تونل ورودی رو پوشش دادیم
...و دیویس و ویلو و کریستی...
.نیروی مسلح رو در خیابون مفکینگ هدایت می کنن...
.ببخشید. باید جواب بدم- اونه مگه نه؟-
"کمک. خیابون بیکر. حالا"
"کمکم کن. خواهش می کنم"
.من... من باید برم- چی؟-
.خودت بازداشتشون کن- !بی خیال بابا-
.ببخشید. خودت که واردی .منم مشکلی ندارم
.اگه الان بری جونز موفقیتش رو به اسم خودش تموم می کنه. خودت می شناسی اش
.آره خوب. آره. ولی مهم نیست. باید برم
!نیروی کمکی! نیاز به نیروی کمکی دارم
!همین الان بیایید به خیابون بیکر
چی شده؟
.خیلی سخته- چی سخته؟-
.خیلی سخته. سخت ترین کاریه که تا حالا داشتم
تو هیچ داستان خنده داری راجع به جان یادته؟ "چگونه نطقی فراموش نشدنی به عنوان ساقدوش بنویسیم"
چی؟
یه چند تا لطیفه می خوام. سرت که شلوغ نبود نه؟
شرلوک فصل سوم
مترجم : م.کمال
قسمت دوم : سه علامت
.خفه شو خانومم هادسون- .من که چیزی نگفتم-
...در ذهنت سئوال ایجاد شده
.برای من دردناکه که فکر کردن شما رو ببینم...
.فکر کردم خودت داری می زنی
.خودم اینو زدم
.دارم آهنگ می سازم
.داشتی می رقصیدی
.داشتم امتحانش می کردم
چی کار می کردی؟
چرا اومدید بالا؟
.چای صبحانه ات رو برات آوردم .معمولاً این ساعت خوابی
شما برای من صبح ها چای میارید؟
پس تا حالا فکر می کردی چای ات از کجا میاد؟
.نمی دونم. فکر می کردم حاضره دیگه
.بدبخت مادرت باید کلی جواب پس می داده
.آره می دونم. از جواب های نداده اش یه فهرست دارم
.مای کرافت یه فایل ازش داره
.خوب بالاخره روز بزرگ رسید
کدوم روز بزرگ؟
.عروسی دیگه! جان و مری دارن ازدواج می کنن
...دو نفر که همین طوری هم دارن با هم زندگی می کنن می رن به کلیسا
.مهمونی می گیرن، می رن سفر و بعد بازم با هم زندگی می کنن...
کجای این بزرگه؟- .ازدواج آدم ها رو عوض می کنه-
.نه نمی کنه
.تو این چیزارو نمی فهمی چون همیشه تنهایی
.شوهر شما به خاطر دو تا قتل اعدام شده
.شما هم همچین اجتماعی تشریف ندارید
.ازدواج شخصیت آدم رو طوری عوض می کنه که انتظارش رو نداره
.خوب تزریق سم هم همین کارو می کنه
...بهترین دوستم مارگارت ساقدوش اصلی من بود
...می گفتیم همیشه می خوایم با هم دوست باقی بمونیم...
.ولی بعد از اون خیلی کم دیدمش...
.همیشه بیسکوئیت هم کنار این می ذاشتید- .تموم شده- نرفتی خرید؟-
.اون تمام روز رو گریه می کرد .هی می گفت همه چیز دیگه تموم شد
.فکر کنم مغازه سر خیابون باز باشه ها
.فکر کنم یه جورایی حق داشت .یادمه که اون شب زود رفت خونه
آخه کی زود مراسم عروسی رو ترک می کنه؟ .غم انگیزه
.آخی. ولی شما هم کار زیاد دارید ها
...نه بابا. کلی وقت برای آماده شدن دارم- !بیسکوئیت می خوام-
.من باید حتما با مامانت حرف بزنم
.دوست داشتید این کارو بکنید .اونم خیلی قوه درکش پایینه
.خیلی خوب
.وارد نبرد می شیم
!مبارک باشه
.خیلی خوب. همون جا بایستید .می خوام از عروس و دوماد عکس بگیرم
.لطفاً فقط عروس و دوماد توی عکس باشن
...شرلوک- .اه. ببخشید-
.خیلی خوب. سه دو یک. لبخند
.شرلوک هولمز معروف .از دیدنتون خیلی خوشحال شدم
ولی از رابطه خبری نیست باشه؟- چی فرمودید؟-
.نترس بابا. داشتم شوخی می کردم
.رابطه ساقدوش عروس و دوماد یه کم کلیشه ای شده
واقعاً؟- .ولی اجباری وجود نداره-
.اگه دنبال کس خاصی باشی اون یارو که پیرهنش آبیه بیشتر به کارت میاد
...دکتره. تازه طلاق گرفته. یه گربه حنایی داره
.یه کم از در و دهات و مشکلات جنسی حرف بزن
.البته با این حساب چندان هم به کارت نمیاد
.آره. احتمالاً نمیاد
.ببخشید. انتظار این یه استنتاج رو نداشتم
.آقای هولمز شما امروز خیلی به درد من خواهید خورد
.سلام. از دیدنتون خوشحالم
حالتون چطوره؟- .چه خوشگل شدی مری-
.ممنونم- .مبارک باشه-
!دیوید
.آه مری. تبریک می گم. چقدر خوشگل شدی
.ممنونم- .تبریک می گم جان. مرد خوش شانسی هستی- .ممنونم-
.دیوید این شرلوکه
.آره. ما همدیگه.. قبلاً دیدیم
خوب حالا وظیفه من به عنوان یه راهنما چیه؟
.اول باید راجع به مری حرف بزنیم
چی فرمودید؟
.فکر کنم منظورم رو متوجه شدی .تو دو سال باهاش ارتباط داشتی
.اون مال عهد دوغه... الان دیگه فقط با هم دوستیم
جدی؟
هر وقت اون یه توئیت می نویسه تو به فاصله پنج دقیقه ...و بدون درنظر گرفتن زمان یا مکان بهش جواب می دی
.یعنی برای گرفتن توئیت هاش علامت هشدار گذاشتی... ...توی عکس های فیس بوکت از دوتاشون عکس گذاشتی
مری معمولاً وسط عکسه. ولی جان... .یا همیشه یا اغلب اوقات در حاشیه قرار داره
...به خاطر اینا که فکر نکردی من هنوز به مری علاقه دارم
.تا به حال بیش از سه بار تبدیل به سنگ صبورش شدی
در دفاع از خودت حرفی داری؟
.از حالا به بعد شما فقط یه مهمان ساده خواهید بود
...بیش از سه بار در سال باهاشون ملاقات نمی کنی
.و در همه مواقع جان باید حضور داشته باشه...
.لیست تماس هات رو دارم .کنترلت می کنم
.راست می گن. تو یه دیوونه روانی هستی
.من یه اجتماع ستیز هستم که شماره تلفنت رو داره
.سلام عزیزم- .ممنونم-
.خیلی خوشگل شدی- .ممنونم-
.ممنون که تشریف آوردید. ممنون
.کارت توی مراسم خیلی خوب بود آرچی
.از اون حالت انزوا خارج شده .نمی دونم چطور این کارو کردید
...پس اول باید به خونواده عروس لبخند بزنی
.بعد به خونواده دوماد و بعد هم حلقه ها رو بدی...- .نه-
.و باید لباس رو هم تنت کنی- .نه-
.باید لباس رو تنت کنی- چرا بکنم؟-
.بزرگ ترها از این چیزا خوششون میاد- چرا؟-
.نمی دونم. بعداً از یکی شون می پرسم
.تو یه کارآگاهی
.آره- تا حالا پرونده قتل هم حل کردی؟-
.آره تا دلت بخواد- می شه ببینم؟-
.آره حتماً
اینا چیه توی چشماش؟
.کرمه- !چه باحال-
!می گفت به عنوان جایزه براش چند تا عکس آوردید
.بله. و اگه پسر خوبی باشه بهش می دم
.عکس کله های قطع شده- .عکس دهکده های قشنگ-
چی گفتی؟
.وایسا. وایسا
.چه قشنگ
.وای خیلی گرسنه ام. ممنون
.برای اینکه این لباس اندازه ام بشه کلی وزن کم کردم
.اون به نظر خوب میاد
بوی دو نوع دئودورانت رو می ده که ...هر دو به خاطر قوی بودن مشهورن
نشون می ده که تحت استرس مشکل... .تعرق بیش از اندازه داره
.پس اینم بی خیال- دوستش چطور؟-
.باوجود داشتن یه رابطه بلندمدت مرتب خیانت می کنه- جدی می گی؟-
.جلد گوشی اش ضد آبه
.ولی از سر و روش برنمیاد که در محیط سر باز کار کنه
...این یعنی عادت داره گوشی اش رو با خودش ببره توی حمام
.که یعنی اس ام اس ها و ایمیل هایی می گیره که ترجیح می ده کسی نبینه اتشون...- می شه تورو پیش خودم نگه دارم؟-
از کشف جرم خوشت میاد؟- بهم پیشنهاد کار می دی؟-
هری چی شد؟- .نیومده-
.عزیزم. متأسفم
.فکر کنم دعوت کردنش یه جورایی بی دلیل بود
.به خاطر مجانی بودن نوشیدنی ترجیح می ده نیاد
!وای خدای من
اون خود...؟- .اومد-
.پس این سرگرد شالتوئه
اگه انقدر با هم دوستن چرا هیچ وقت راجع بهش چیزی نمی گه؟
.برای من که خیلی ازش می گه .همه اش راجع به اون حرف می زنه
راجع به اون؟- .اوهوم-
!با اینکه خودم این شراب رو انتخاب کردم خیلی مزه اش بیخوده
آره. ولی گفتی فقط راجع به اون حرف می زنه؟- .اوهوم-
.خیلی خیلی از دیدنتون خوشحال شدم قربان
.می دونم که معمولاً از این کارا نمی کنید
.خوب برای دوستای قدیمی استثنا قائل می شم واتسون
.جان
.از دیدنت خوشحال شدم- .منم همین طور-
پس با زندگی عادی کنار اومدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.