أول 191 سطر.
سلام. به جیتر بین خوش اومدین، امروز چی براتون بیارم؟
فکر میکنی این کوفتی بامزهست؟
متاسفم--
من این اسکون پرتقال-کرنبری رو برمیدارم، عوضی.
لعنتی.
منظور هیچ کدوم از اینا رو نمیفهمم.
من اودسا نیستم.
تک تک این مدارک تولد، به جز مال ماری، میگن که مردن.
اما هیچ علت مرگی توی هیچ کدومشون ذکر نشده.
شاید هر ۲۵ تای شما تو یه مبارزه قفسی تا پای مرگ بودید
و یه مشت بیگناه رو به خاک و خون کشیدی.
من تا وقتی نوجوون شدم قدرتهام رو بدست نیاوردم.
این اصلاً چطور ممکنه؟
خب، اودسا هر چی که هست،
تو تنها بازماندهای.
این میتونه واسمون خوب باشه. - نه. خوب نیست.
استارلایت گفت اودسا یه سلاحه.
تو اودسا هستی. قضیه اینجا خیلی روشنه.
شاید بتونیم ازت به عنوان یه سلاح استفاده کنیم. - من سلاح نیستم.
باشه؟
من هیچی نیستم.
اصلاً چرا باید حرف استارلایت رو باور کنیم؟
چرا نباید به استارلایت اعتماد کنیم؟
اون به ماری میگه برگرده مدرسه تا چیزی به اسم اودسا رو پیدا کنه.
و بعد تو هم اودسا هستی.
چه شانس کوفتی! منظورم اینه که حتماً میدونسته، مگه نه؟
اون گفت ما باید جلوش رو بگیریم، خب اگه میدونست منم،
چرا منو از داگنوت نجات داد؟
فقط یه تصادف بزرگ لعنتیه، باشه؟ - باشه، در هر صورت، این یه چیز عظیمه.
خب، حالا چی کار کنیم؟
فکر کنم بتونم...
...سعی کنم از پم بپرسم.
پم کیه؟ - اینجا.
تو عکس.
خالهپم.
خاله داری؟
ام، خونی نیست. بهترین دوست مامانم بود.
برامون مثل خانواده بود.
شاید شمارهاش رو داشته باشم، مال حدود ده سال پیش.
میتونم از ووت سراغ بگیرم. هنوز اونجا آدمایی هستن که باهاش دوستن.
شماها باید برگردین دانشگاه قبل از اینکه متوجه بشن رفتین.
فقط مراقب باشین.
میخواستم نرم. روز سلامت روان.
بذار یه جور دیگه بهت بگم. گمشو بیرون.
اوه، راستی، اِما، اگه میشه، ام،
یه لحظه صبر کن. ام، من، ام...
فقط باید در مورد دیروز ازت بپرسم.
اوه! اوه، اوه. آها. تو آرشیو.
آره. - وقتی بزرگ شدم و لخت شدم،
و تو سینه و همه جام رو دیدی
همهشون بزرگ و نمایان، مثلاً...
اشکالی نداره. نه، واقعاً من... این... این خیلی لطفه.
وای نه، نه. نه، نه. فقط منظورم اینه که بعد از اینکه بزرگ شدی چی شد.
اوه. منظورت...?
آره. وقتی دوباره کوچیک شدی.
وقتی سه تا سطل کاغذ خردکن رو پر از استفراغ کردم، آره.
یه وضعیت اورژانسیه.
خوبم. واقعاً.
من دیگه معمولاً مجبور نیستم این کارو بکنم.
این روزا فقط با نفرت شدید از خودم کوچیک میشم.
میدونم شبیه پیشرفت به نظر نمیرسه،
ولی هست، پس...
هورا.
من اودسا نیستم.
من هیچ برگزیده لعنتیای نیستم، باشه؟
برگزیدهها مثل-- - هری پاتر.
نئو. - فرودوی لعنتی.
فرودوی لعنتی، دقیقاً.
مردهای سفیدپوست بچهرو، نه کسی که شبیه من باشه.
شاید پم بتونه توضیح بده این چه کوفتیه.
آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟
چند سال پیش، بعد از پدر و مادرم سعی کردم.
اون حتی باهام حرف نمیزد.
گذاشت توی رد ریور عذاب بکشم در حالی که سعی میکرد آنابث رو به فرزندی قبول کنه.
مزخرفه، ولی وقتی فهمیدم بهش اجازه نمیدن، تقریباً خوشحال شدم.
پس، آره، من و پم؟
اصلاً هم خجالتآور یا افتضاح نمیشه.
باید در مورد چیزی که اون شب بهت گفتم حرف بزنیم؟
آه...
آره، من فقط... آره...
نمیدونم الان وقت مناسبیه یا نه، میفهمی؟
باورت نمیشه.
خودِ ملکه برگشته!
ببخشید، ببخشید.
سلام، کیت! اوه، وای، من عاشق اون کلاهتم.
فردا سر بزن برای یه "با من آماده شو" ویژه.
استایل کردن کلاه بافتنی میتونه پیچیده باشه.
دکمه لایک رو لیس بزن اگه فکر میکنی باید پوست بندازم در همبستگی.
عاشقتیم، کیت. خدا حفظت کنه. - تو حرف نداری!
خوش برگشتی، خانم محبوب کوچولو.
ببین چقدر دوست دارن.
اوه، این دستم خیلی عجیبه، مثل یه چوب بیسبال پلاستیکی میمونه.
کیت، کیت، کیت!
اوه! مراقب نیش باش. مراقب نیش باش. هی!
میخوای بمیری؟ منم نمیخوام.
هیچی نمیشنوم.
هیچی نمیشنوم. - خب، حالا اینو بشنو:
ووت یه کلاهگیس جدید برات سفارش داده، که با موهای باکره درست شده.
از همون دوقلوهای نروژی که برای کلاهگیسهای بیانسه استفاده میکنن.
خوبه آدم بدونه نروژیها به درد یه چیزی میخورن، مگه نه؟
هی، کیت!
اینا چیه؟ - روز توماس گودولکینه.
رئیس جدید فکر کرد احیای این جشن روحیه پردیس رو بالا میبره.
تاریخ، موسیقی، کباب،
و برای بعضیا، شبی که به دیپ اجازه دادن باکرگیشون رو بگیره.
همین روی اون نیمکت.
ها؟
اوه، لعنتی.
گند زدیم.
گند زدیم، حسابی گند زدیم. - فقط خونسرد باش.
وای، چه تجدید دیداری! ایموجی قلب، ایموجی گریه.
بچهها، عالی نیست که کیت برگشته؟
درست بعد از اینکه ماری برگشت؟
اوف، من تو حضور اینقدر عظمت هستم،
ن-نمیتونم تحملش کنم.
اوه، و جیرجیرک کوچولو هم اینجاست.
هوم. - کیت. چطوری؟
خیلی افتضاحه اتفاقی که افتاد،
ولی حداقل عاملان این کار به سزای عملشون رسیدن.
آره.
اونا حیوونای لعنتی بودن.
من کیت رو میبرم کلاس،
ولی هی، شماها همتون تو کلاس بهینهسازی قهرمانین پس میتونیم همه با هم بریم.
آه، اوه، من در واقع تو اون کلاس کشت و کشتار گلادیاتوری عجیب نیستم،
ولی، شماها... لذت ببرین.
عالیه. از این طرف، محافظان.
نمیخواید رئیس رو منتظر بذارید.
لعنتی!
آفرین، ماری.
ما کار داریم.
فیونا، ناامیدکننده.
برو بیرون.
اینجا تو این کلاس،
بعضی از قدرتمندترین سوپرقهرمانهایی رو داریم که تا حالا از این سالنها رد شدن.
واقعا آدم رو گیج میکنه، و با این حال، کیت دانلپ...
خوش برگشتی... تسلیم شد
فقط به دست یه مشت اراذل استارلایتر.
همه ما ضد گلوله نیستیم.
تعداد سوپرها از آدما کمتره، چی؟ ده میلیون به یک در سراسر جهان؟
اگه آدما یه روزی به خودشون بیان و علیه ما سازماندهی کنن، بیاین قبول کنیم.
کارمون تمومه.
باشه. به این فکر کنید تا دفعه بعد که با همیم. کلاس تموم.
تو نه، ماری.
صحبت کنیم.
خب، اه، ماری، بگو ببینم،
چرا خودت رو میبری؟
ببخشید؟
چرا خودت رو میبری تا به قدرتهات دسترسی پیدا کنی؟
فقط... همیشه اینجوری انجامش دادم.
اوم، خودآزاری یه جور اختلال بیمزهست.
خیلی انسانیه.
خودآزاری نیست. فقط اینجوری میجنگم.
اختلاف نظر داریم.
اه، الان، تو آنجلینا جولیِ "دختر، ازهمگسیخته"ای.
و چیزی که من امیدوارم آنجلینا جولیِ "سالت"ه.
تو میتونی یه چیز فوقالعاده بشی
اگه فقط اینجا باورش کنی.
اون تو رو شستشوی مغزی داده. به خودت بیا لعنتی!
دیر یا زود، باید با کاری که کردی روبهرو بشی.
باشه، ببین، نمیدونم چت شده،
ولی باید اوضاعت رو جمع و جور کنی.
حق با اون بود. من کارایی کردم.
میدونی که الان داری از هم میپاشی، درسته؟
این چه کوفتیه؟ - امیدوارم فکر نکنی
که من قراره اونی باشم که تو رو سر پا نگه میداره.
این حرف خوبیه. - این ضربالمثل رو شنیدی،
"اگه عاشق کسی هستی، آزادش بذار"؟
خب، من فکر میکنم این درسته،
حتی اگه فقط یه ذره بهشون علاقهمند باشی، سم،
پس تموم شد، باشه؟
آره، حتماً. - باشه، ببین.
اِه، من برای این کار ثبتنام نکرده بودم.
علاوه بر این، وقتی با هم بودیم هم فالوور زیادی اضافه نشد، پس...
باشه.
باید برم.
معلومه که رفت.
اون فکر میکنه تو یه هیولای لعنتی هستی.
و حق با اونه. - نه.
تو یه هیولایی. - نه.
اون زنی رو که چنگ زدی یادت میاد؟
داشت برای دوستپسرش جیغ میکشید، ولی تو همینجوری کشیدیش و بردی.
هی، خفه شو.
خفه شو! خفه شو! خفه شو! - هرچی هوملندر
یا واوت میخواست، تو انجام دادی. - نه.
مزخرفترین
کارآموزی تابستونی که تا حالا بوده. - نهنهنه.
حالمو بهم میزنی.
گه توش. - اوه، گه.
ولم کن!
منو بذار زمین، آشغال عوضی!
گه تو ذاتت! - تو آشغالی!
No comments yet. Be the first to leave one.