أول 200 سطر.
... مروري بر آنچه گذشت
. پرومايسين اون بيرون وجود اره
، مردم دارن داراي قدرت ميشن . کاريش هم نميشه کرد
، کايل ، گوش کن به من ... اگه درگير ماجرايي شدي
. کالير بشريت رو به رستگاري ميرسونه . تو هم در اين راه بهش کمک ميکني
اينجا ديگه کجاست ؟ - . کسي گفت که بايد بيايم اينجا -
. تو راه اشتباهي رو اومدي
، تو هميشه آدم بلند پروازي بودي
، ولي فکر ميکنم که از تغيير ميترسي ، شان
يا که از من ميترسي ؟
تو اصلاً اين دختر رو نميشناسي
... عزيزم . دستتو از رو من بردار
من اين اداره رو با دو تا از مزاحم ترين آدماي دنيا . شريک شدم
نميفهمم چرا کالير بايد ريسک کنه و دوباره . به سياتل برگرده
. انگار که از ما خواسته باشه دستگيرش کنيم
، اين پيام اميدواريه
، براي فردايي بهتر . و از اينجا شروع ميشه ، شهر عَهد
ميخواستم ازت بپرسم مطمئني که ميخواي تو اين عمليات شرکت کني ؟
، باور کن .منم مثل بقيه ميخوام کالير دستگير شه
. منظورم کالير نبود
. اون پسر منه . هنوزم از دست ندادمش
! تام
دايانا ، اينجا چه خبره ؟ بقيه کجان ؟
، نميدونم . تو اولين نفري هستي که ميبينم
. منم تو اتاق استراحت خوابم برده بود ، الان بيدار شدم
چرا تو اتاق استراحت خوابيده بودي ؟ - . نميدونم -
من چرا پشت ميزم خوابيده بودم ؟
... آخرين چيزي که يادم مياد ، داشتم
. داشتم ميرفتم تو تختم بخوابم
آخرين چيزي که ياد مياد اينه که . تو اتاق نشيمن داشتم پرونده ها رو بررسي ميکردم
! تام ، اسکوريس
چرا من زير ميز کارم خوابم برده بود ؟
. خواهش ميکنم يکي به من بگه اينجا چه خبره
، احتمال اول اينه که ، به ما حمله شده
کينه داشته ntac توسط يکي که از
. و از قدرت 4400 خودش عليه ما استفاده کرده
. شايدم بيشتر از يک نفر باشه
، اگه يه 4400 ميخواسته از ما انتقام بگيره پس چرا ما هنوز زنده ايم ؟
ما تنها نجات يافتگان اينجاييم ؟
شايد ، شايدم هنوز به طبقه ما نرسيدن
... احتمال دوم رو هم بايد در نظر گرفت
. اينکه کل دنيا تو جنگه
اينجا هم به خاطر مسائل امنيتي بيرون از ساختمان به حالت اضطراري دراومده
يعني چي ، ما تنها نجات يافتگان دنيا هستيم ؟
امکانش هست که اصلاً حمله اي در کار نباشه ؟
. جواب نميده
. به شبکه خارج ساختمان دسترسي نداريم
. حتي نميتونم وارد سيستم بشم
. وارد بشيم ops شايد بتونيم از ، و به سيستم اصلي دست پيدا کينم
. و با دنياي خارج ارتباط برقرار کنيم
. شايدم بتونيم همينجوري از در بريم بيرون
مگه آژير خطر رو نميشنوي ؟ . معنيش اينه که درهاي ساختمان قفل شده
و تا وقتي که يه نفر پروتکول هاي امنيتي رو . لغو نکنه ، همينجور قفل ميمونه
. شايد فقط ما باشيم که بتونيم اين کار رو بکنيم
. بسيار خوب
. آماده شو بريم
باشه ، حتي اگه اين ساختمان پر از آدماي ، پرومايسيني سياتل باشه
. ops بايد بريم به قسمت
. اول پي-جي رو بيدار کن
. پي-جي ، بيدار شو مرد
. نه تلفن ، نه ايميل . حتي راديوي اضطراري هم از کار افتاده
. نظارت داخلي هم از کار افتاده
. اسلحه کمريم رو پيدا نميکنم
! مارکو
. خوشحالم که ميبينم تنها نيستيم
. حداقل به چند تا از سوالامون جواب بده
. اوه ، تو به شبکه دسترسي پيدا کردي . کارت خوب بود ، برادي
. کار من نبود . من هنوزم دسترسي ندارم
. آلارم از کار افتاد
. تلفن ها هنوز وصل نشده ، اما اگه هنوز سيستم امنيتي خراب باشه
. شايد درهاي خروجي باز باشن . ميتونيم از اينجا بريم بيرون
. آره ، به امتحانش مي ارزه
تام ، تو با من مياي ، تا مطمئن شيم که راه خروجي امنه
. دايانا ، تو هم پيش بقيه بمون
. هواشون رو داشته باش تا يه راه ارتباطي پيدا کنن
. صبر کن . حالا برو . کسي نيست
.هيچ کسي اينجا نيست رو ترک کرديم يه روح هم نديدم ops از وقتي که
! بالدوين
کالير ، چه بلايي سر اينجا آوردي ؟
بابا ؟
کايل ؟ اينجا چه خبره ؟
! به من جواب بده - کايل ، فرار کن -
! نگهش دار
! کايل ، نه ! صبر کن ، کايل
! صبر کن . در رو باز کن
! درو باز کن ، کايل
، ببين ، هر کاري که اينجا ميکردي . بايد متوقفش کني
. بايد کالير رو هم متقاعد کني که بس کنه ! در و باز کن
اينجا چيکار ميکني ؟ - شان ؟ -
ما کجاييم ؟ - با من چيکار کردي ؟ -
چه خبر شده ؟
. کار من نيست . من کاري نکردم
. ميمونه ntac اينجا شبيه
ما بازداشت شديم ؟
. من داشتم تا دير وقت تو دفترم کار ميکردم
. ديگه بعدش رو يادم نمياد
. شايد دولت داره 4400 ها رو جمع ميکنه
. اونا سربازاي پيشرفته دارن . شايد ذهن ما رو دستکاري کردن
چرا من و تو رو پيش هم انداختن ؟
سلام ؟
سلام
... سلام
... کايل
. متوجه نميشم
همين که کالير جاي به اون بزرگي رو ... وسط سياتل واسه خودش سخته
. خودش يه پيروزي براش محسوب ميشه ... چرا ديگه بايد ريسک کنه و به ما حمله کنه ؟
. اون نيومده اينجا که اينو به خودش بفهمونه
هر نقشه اي که واسه خودش داره ، ما بايد آمادگيشو داشته باشيم که از خودمون دفاع کنيم
ميتونيم درهاي انفجاري رو پايين بکشيم تا راهشون به اينجا سد بشه ؟
، اونا با کامپيوتر کنترل ميشن . ما هم که هنوز به سيستم دسترسي نداريم
. ميتونيم با ميز و صندلي ها يه مانع درست کنيم
عاليه ، يه ديوار از ميز و صندلي بسازيم
... حتما بهمون کمک ميکنه
مخصوصاً اگه يکي رو داشته باشن که بتونه از بيرون . مُخمون رو تو دهنمون بياره
تو فکر بهتري داري ؟
صبر کن ، صندوق اسلحه ها چند تا طبقه پايين تره
. جايي که تجهيزات رو نگهداري ميکنيم
. شايد کالير هنوز پيداش نکرده باشه
به من اعتماد کنيد ، من نميخوام اسلحه ام رو طرف کايل نشونه بگيرم
، اگه کالير داره يه حمله رو رهبري ميکنه
ما به چيزي بيشتر از لوازم اداري نياز داريم تا باهاش مبارزه کنيم
مايا ؟
! مايا
!مايا
چه اتفاقي داره ميفته مامان ؟
. اون اتاق رو نگاه کرديم . خالي بود
. چيزي نيست . جات پيش من امنه
. باباي من و رئيسش هم مثل ما تعجب زده ان
.احتمالاً فکر ميکردن که جردن ما رو آورده اينجا
حالا کار خودشه ؟
. جردن ربطي به اين ماجرا نداره
. اما اون هميشه نقشه هاش رو ، رو نمکينه ، کايل
... فکر کنم هنوز اينو نفهميدي
روابط من با اون با رابطه اي که تو باهاش داشتي . خيلي متفاوته
، اون چيزي رو از من مخفي نميکرد . رو نداشت ntac و من مطمئنم که قصد حمله به
. بس کنيد . الان وقت دعوا کردن نيست
. بايد جردن رو پيدا کنيم . اونم اينجا گير افتاده
. من بدون اون جايي نميرم
. شما ، هر کاري که ميخواين بکنين . من ميرم به راه خروج پيدا کنم
. شان ... شان
چيه ايزابل ؟
، ببين ، هر اتفاقي که بيفته
. اگه با هم باشيم شانسمون بيشتره
، حالا پيش ما بمون ، جُردن رو پيدا کنيم . بعدش با همديگه از اينجا ميريم
. جواب نميده
. اين قفل ها با برق اضطراري کار ميکنن
اگه برق اضطراري نباشه صندوق اسلحه ها رو هم نميتونيم باز کنيم
شايد بتونيم يه اهرمي پيدا کنيم . باهاش در رو باز کنبم
. وايسا
، اگه بتونيم اين صفحه کليد رو بکنيم
. شايد بشه مدارش رو اتصال داد
واقعاً ؟
ميخواي ... با اتصال سيم ها در رو باز کني ؟
. نميخواد قيافه آدماي متعجب به خودت بگيري
. من چند سال تو کار الکترونيک بودم
اگه بدوني چه چيزايي از کنار آبسردکن برداشتم شاخ در مياري
. اينو امتحان کن
از کجا آورديش ؟
. از کشوي ميزم
گفتي که شايد بايد با لوازم اداره ... از خودمون دفاع کنيم
. درسته
چيه ؟
. هيچي ... هيچي . فقط
. ميخواستم ببينم چجوري کارتو انجام ميدي
همه ما بدون هيچ توضيحي يه دفعه اي ، از خواب بيدار شديم
، حالا اومديم زيرزمين داريم سعي ميکنم وارد اسلحه خونه بشيم
تا بتونيم عليه يه عده که خدا ميدونه . چه قدرت هايي دارن مبازه کنيم
نا اُميدانست ، مگه نه ؟
. اما تو ، همش داري به راهت ادمه ميدي
اگه قرار بود هر دفعه توي همچين موقعيتي جا بزنم
. تو اين شغل دووم نمياوردم
. من فقط رو چيزي که پيش رو دارم تمرکز ميکنم
، چند سال ديگه ، گذشته ات رو نگاه ميکني
. ميفهمي که با همين کارا جون خودتو نجات دادي
چندين سال ؟ . خوبه که حداقل فکر ميکني انقدر دووم ميارم
. بيا اينجا کمک کن
هر وقت چرخوندمش ، تو بکش ، باشه ؟
. خيله خوب
. اينم از اين
... جُردن
کسي از شما ميدونه که چجوري اومديم اينجا ؟
. اما همه حالشون خوبه .کسي صدمه نديده
. آره
شان ؟ - . من خوبم -
تو اينجا چيکار ميکني ؟
، همه درها قفل شدن . داشتم اينجا رو ميگشتم
، پليس 4400 ها رو اينجا زنداني ميکنه
. و اونايي که پرومايسين تزريق کردن . داشتم دنبال هم پيمانان ميگشتم
، اينجا که خاليه . فکر کنم شانس بهت پشت کرده
. نه
. نه ، شانس بهم پشت نکرده . من شما رو پيدا کردم . همين کافيه
براي چه کاري کافيه ؟
. مرکز عملياتي اونا طبقه دومه
. وسايل ارتباطي ، امنيتي
، اگه بريم اونجا . ميتونيم از شهر عَهد تقاضاي کمک کنيم
. دفتر باباي منم اونجاست . همه اونا ميرن اونجا
، احتمالاً
. اما راه ديگه اي نداريم . به وسايل ارتباطي اون اتاق نياز داريم
داري در مورد ماموراي قدرتمند دولتي صحبت ميکني
ميخوايم باهاشون چيکار کنيم ، گروگان بگيريمشون ؟
No comments yet. Be the first to leave one.