The 4400

The 4400

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

The 4400 S04 E08
تعليق من m_j
كاري از MJ

الوسوم

other
نشرت في: 2009-11-11
تنزيلات: 52
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

... مروري بر آنچه گذشت

. پرومايسين اون بيرون وجود اره

، مردم دارن داراي قدرت ميشن . کاريش هم نميشه کرد

، کايل ، گوش کن به من ... اگه درگير ماجرايي شدي

. کالير بشريت رو به رستگاري ميرسونه . تو هم در اين راه بهش کمک ميکني

اينجا ديگه کجاست ؟ - . کسي گفت که بايد بيايم اينجا -

. تو راه اشتباهي رو اومدي

، تو هميشه آدم بلند پروازي بودي

، ولي فکر ميکنم که از تغيير ميترسي ، شان

يا که از من ميترسي ؟

تو اصلاً اين دختر رو نميشناسي

... عزيزم . دستتو از رو من بردار

من اين اداره رو با دو تا از مزاحم ترين آدماي دنيا . شريک شدم

نميفهمم چرا کالير بايد ريسک کنه و دوباره . به سياتل برگرده

. انگار که از ما خواسته باشه دستگيرش کنيم

، اين پيام اميدواريه

، براي فردايي بهتر . و از اينجا شروع ميشه ، شهر عَهد

ميخواستم ازت بپرسم مطمئني که ميخواي تو اين عمليات شرکت کني ؟

، باور کن .منم مثل بقيه ميخوام کالير دستگير شه

. منظورم کالير نبود

. اون پسر منه . هنوزم از دست ندادمش

! تام

دايانا ، اينجا چه خبره ؟ بقيه کجان ؟

، نميدونم . تو اولين نفري هستي که ميبينم

. منم تو اتاق استراحت خوابم برده بود ، الان بيدار شدم

چرا تو اتاق استراحت خوابيده بودي ؟ - . نميدونم -

من چرا پشت ميزم خوابيده بودم ؟

... آخرين چيزي که يادم مياد ، داشتم

. داشتم ميرفتم تو تختم بخوابم

آخرين چيزي که ياد مياد اينه که . تو اتاق نشيمن داشتم پرونده ها رو بررسي ميکردم

! تام ، اسکوريس

چرا من زير ميز کارم خوابم برده بود ؟

. خواهش ميکنم يکي به من بگه اينجا چه خبره

، احتمال اول اينه که ، به ما حمله شده

کينه داشته ntac توسط يکي که از

. و از قدرت 4400 خودش عليه ما استفاده کرده

. شايدم بيشتر از يک نفر باشه

، اگه يه 4400 ميخواسته از ما انتقام بگيره پس چرا ما هنوز زنده ايم ؟

ما تنها نجات يافتگان اينجاييم ؟

شايد ، شايدم هنوز به طبقه ما نرسيدن

... احتمال دوم رو هم بايد در نظر گرفت

. اينکه کل دنيا تو جنگه

اينجا هم به خاطر مسائل امنيتي بيرون از ساختمان به حالت اضطراري دراومده

يعني چي ، ما تنها نجات يافتگان دنيا هستيم ؟

امکانش هست که اصلاً حمله اي در کار نباشه ؟

. جواب نميده

. به شبکه خارج ساختمان دسترسي نداريم

. حتي نميتونم وارد سيستم بشم

. وارد بشيم ops شايد بتونيم از ، و به سيستم اصلي دست پيدا کينم

. و با دنياي خارج ارتباط برقرار کنيم

. شايدم بتونيم همينجوري از در بريم بيرون

مگه آژير خطر رو نميشنوي ؟ . معنيش اينه که درهاي ساختمان قفل شده

و تا وقتي که يه نفر پروتکول هاي امنيتي رو . لغو نکنه ، همينجور قفل ميمونه

. شايد فقط ما باشيم که بتونيم اين کار رو بکنيم

. بسيار خوب

. آماده شو بريم

باشه ، حتي اگه اين ساختمان پر از آدماي ، پرومايسيني سياتل باشه

. ops بايد بريم به قسمت

. اول پي-جي رو بيدار کن

. پي-جي ، بيدار شو مرد

. نه تلفن ، نه ايميل . حتي راديوي اضطراري هم از کار افتاده

. نظارت داخلي هم از کار افتاده

. اسلحه کمريم رو پيدا نميکنم

! مارکو

. خوشحالم که ميبينم تنها نيستيم

. حداقل به چند تا از سوالامون جواب بده

. اوه ، تو به شبکه دسترسي پيدا کردي . کارت خوب بود ، برادي

. کار من نبود . من هنوزم دسترسي ندارم

. آلارم از کار افتاد

. تلفن ها هنوز وصل نشده ، اما اگه هنوز سيستم امنيتي خراب باشه

. شايد درهاي خروجي باز باشن . ميتونيم از اينجا بريم بيرون

. آره ، به امتحانش مي ارزه

تام ، تو با من مياي ، تا مطمئن شيم که راه خروجي امنه

. دايانا ، تو هم پيش بقيه بمون

. هواشون رو داشته باش تا يه راه ارتباطي پيدا کنن

. صبر کن . حالا برو . کسي نيست

.هيچ کسي اينجا نيست رو ترک کرديم يه روح هم نديدم ops از وقتي که

! بالدوين

کالير ، چه بلايي سر اينجا آوردي ؟

بابا ؟

کايل ؟ اينجا چه خبره ؟

! به من جواب بده - کايل ، فرار کن -

! نگهش دار

! کايل ، نه ! صبر کن ، کايل

! صبر کن . در رو باز کن

! درو باز کن ، کايل

، ببين ، هر کاري که اينجا ميکردي . بايد متوقفش کني

. بايد کالير رو هم متقاعد کني که بس کنه ! در و باز کن

اينجا چيکار ميکني ؟ - شان ؟ -

ما کجاييم ؟ - با من چيکار کردي ؟ -

چه خبر شده ؟

. کار من نيست . من کاري نکردم

. ميمونه ntac اينجا شبيه

ما بازداشت شديم ؟

. من داشتم تا دير وقت تو دفترم کار ميکردم

. ديگه بعدش رو يادم نمياد

. شايد دولت داره 4400 ها رو جمع ميکنه

. اونا سربازاي پيشرفته دارن . شايد ذهن ما رو دستکاري کردن

چرا من و تو رو پيش هم انداختن ؟

سلام ؟

سلام

... سلام

... کايل

. متوجه نميشم

همين که کالير جاي به اون بزرگي رو ... وسط سياتل واسه خودش سخته

. خودش يه پيروزي براش محسوب ميشه ... چرا ديگه بايد ريسک کنه و به ما حمله کنه ؟

. اون نيومده اينجا که اينو به خودش بفهمونه

هر نقشه اي که واسه خودش داره ، ما بايد آمادگيشو داشته باشيم که از خودمون دفاع کنيم

ميتونيم درهاي انفجاري رو پايين بکشيم تا راهشون به اينجا سد بشه ؟

، اونا با کامپيوتر کنترل ميشن . ما هم که هنوز به سيستم دسترسي نداريم

. ميتونيم با ميز و صندلي ها يه مانع درست کنيم

عاليه ، يه ديوار از ميز و صندلي بسازيم

... حتما بهمون کمک ميکنه

مخصوصاً اگه يکي رو داشته باشن که بتونه از بيرون . مُخمون رو تو دهنمون بياره

تو فکر بهتري داري ؟

صبر کن ، صندوق اسلحه ها چند تا طبقه پايين تره

. جايي که تجهيزات رو نگهداري ميکنيم

. شايد کالير هنوز پيداش نکرده باشه

به من اعتماد کنيد ، من نميخوام اسلحه ام رو طرف کايل نشونه بگيرم

، اگه کالير داره يه حمله رو رهبري ميکنه

ما به چيزي بيشتر از لوازم اداري نياز داريم تا باهاش مبارزه کنيم

مايا ؟

! مايا

!مايا

چه اتفاقي داره ميفته مامان ؟

. اون اتاق رو نگاه کرديم . خالي بود

. چيزي نيست . جات پيش من امنه

. باباي من و رئيسش هم مثل ما تعجب زده ان

.احتمالاً فکر ميکردن که جردن ما رو آورده اينجا

حالا کار خودشه ؟

. جردن ربطي به اين ماجرا نداره

. اما اون هميشه نقشه هاش رو ، رو نمکينه ، کايل

... فکر کنم هنوز اينو نفهميدي

روابط من با اون با رابطه اي که تو باهاش داشتي . خيلي متفاوته

، اون چيزي رو از من مخفي نميکرد . رو نداشت ntac و من مطمئنم که قصد حمله به

. بس کنيد . الان وقت دعوا کردن نيست

. بايد جردن رو پيدا کنيم . اونم اينجا گير افتاده

. من بدون اون جايي نميرم

. شما ، هر کاري که ميخواين بکنين . من ميرم به راه خروج پيدا کنم

. شان ... شان

چيه ايزابل ؟

، ببين ، هر اتفاقي که بيفته

. اگه با هم باشيم شانسمون بيشتره

، حالا پيش ما بمون ، جُردن رو پيدا کنيم . بعدش با همديگه از اينجا ميريم

. جواب نميده

. اين قفل ها با برق اضطراري کار ميکنن

اگه برق اضطراري نباشه صندوق اسلحه ها رو هم نميتونيم باز کنيم

شايد بتونيم يه اهرمي پيدا کنيم . باهاش در رو باز کنبم

. وايسا

، اگه بتونيم اين صفحه کليد رو بکنيم

. شايد بشه مدارش رو اتصال داد

واقعاً ؟

ميخواي ... با اتصال سيم ها در رو باز کني ؟

. نميخواد قيافه آدماي متعجب به خودت بگيري

. من چند سال تو کار الکترونيک بودم

اگه بدوني چه چيزايي از کنار آبسردکن برداشتم شاخ در مياري

. اينو امتحان کن

از کجا آورديش ؟

. از کشوي ميزم

گفتي که شايد بايد با لوازم اداره ... از خودمون دفاع کنيم

. درسته

چيه ؟

. هيچي ... هيچي . فقط

. ميخواستم ببينم چجوري کارتو انجام ميدي

همه ما بدون هيچ توضيحي يه دفعه اي ، از خواب بيدار شديم

، حالا اومديم زيرزمين داريم سعي ميکنم وارد اسلحه خونه بشيم

تا بتونيم عليه يه عده که خدا ميدونه . چه قدرت هايي دارن مبازه کنيم

نا اُميدانست ، مگه نه ؟

. اما تو ، همش داري به راهت ادمه ميدي

اگه قرار بود هر دفعه توي همچين موقعيتي جا بزنم

. تو اين شغل دووم نمياوردم

. من فقط رو چيزي که پيش رو دارم تمرکز ميکنم

، چند سال ديگه ، گذشته ات رو نگاه ميکني

. ميفهمي که با همين کارا جون خودتو نجات دادي

چندين سال ؟ . خوبه که حداقل فکر ميکني انقدر دووم ميارم

. بيا اينجا کمک کن

هر وقت چرخوندمش ، تو بکش ، باشه ؟

. خيله خوب

. اينم از اين

... جُردن

کسي از شما ميدونه که چجوري اومديم اينجا ؟

. اما همه حالشون خوبه .کسي صدمه نديده

. آره

شان ؟ - . من خوبم -

تو اينجا چيکار ميکني ؟

، همه درها قفل شدن . داشتم اينجا رو ميگشتم

، پليس 4400 ها رو اينجا زنداني ميکنه

. و اونايي که پرومايسين تزريق کردن . داشتم دنبال هم پيمانان ميگشتم

، اينجا که خاليه . فکر کنم شانس بهت پشت کرده

. نه

. نه ، شانس بهم پشت نکرده . من شما رو پيدا کردم . همين کافيه

براي چه کاري کافيه ؟

. مرکز عملياتي اونا طبقه دومه

. وسايل ارتباطي ، امنيتي

، اگه بريم اونجا . ميتونيم از شهر عَهد تقاضاي کمک کنيم

. دفتر باباي منم اونجاست . همه اونا ميرن اونجا

، احتمالاً

. اما راه ديگه اي نداريم . به وسايل ارتباطي اون اتاق نياز داريم

داري در مورد ماموراي قدرتمند دولتي صحبت ميکني

ميخوايم باهاشون چيکار کنيم ، گروگان بگيريمشون ؟

More Farsi Persian subtitles for The 4400

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left