The Whale

The Whale

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Whale 2022 BRRip x264-ION10
The Whale 2022 1080p BluRay AVC DTS-HD MA 5 1-MiXER
The Whale 2022 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-FGT
The Whale 2022 720p BluRay x264-[YTS MX]
The Whale 2022 1080p BluRay x264-[YTS MX]
The Whale 2022 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Whale 2022 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Whale 2022 1080p BluRay x264 DTS-FGT
The Whale 2022 720p BluRay x264 DTS-FGT
The Whale 2022 1080p BluRay x264 DTS-HD MA 5 1-FGT
تعليق من Hossein_Hidden
█⫸ حـسـیـن هـیـدن | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

الوسوم

brrip
x264
BluRay
1080
TS
HD
REMUX
720p
720
YTS
نشرت في: 2023-03-21
تنزيلات: 84
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تـرجـمـه از: حـسـیـن Hossein Hidden

‫همونطوری که دیروز صحبت کردیم،

‫واقعاً از همه‌تون می‌خوام که تمرکزتون رو .بیشتر بزارید روی جمله‌های بنیادی پاراگراف

‫خیلی از شما، دارید مثال‌ها رو

‫عجولانـه وارد پاراگراف‌هاتون می‌کنید.

‫خوب میشه اگه همه‌تون

‫پی‌دی‌افـی که درمورد ساختار پاراگراف هست

و ‫چند هفته پیش ‫براتون فرستادم رو بررسی کنید.

‫می‌دونم این قوانین حس محدود شدن میدن.

‫اما یادتون باشه، هدف این دوره

‫اینـه که یاد بگیرید چطوری ‫شفاف و متقاعد کننده بنویسید.

‫اینطوری می‌تونید ایده‌هاتون رو ‫به صورت موثر منتقل کنید.

‫کریس، اینـی که فرستادی توی چت

‫فکر کنم‌ می‌خواستی توی پیغام خصوصی برای یکی بفرستی. ‫خیلی خب.

‫و بله، دوربین لپ‌ تاپـم هنوز هم کار نمی‌کنـه.

‫باور کنید با ندیدنـم چیز زیادی رو ‫از دست نمی‌دید.

‫و اونایی که هنوز مقاله‌ سوم رو بهم ندادید

‫تا چهارشنبه می‌خوامـشون. ‫بدون استثناء.

‫و یادتون باشه،

‫هرچی بیشتر این مقاله‌ها رو اصلاح کنید، بهتره.

‫هرچی بیشتر تغییر بدید

‫تغییر ها باعث میشن که بتونید ‫افکار و ایده‌هاتون رو شفاف‌تر

‫و متقاعد کننده‌تر اظهار کنید.

‫خیلی خب؟

« نـهـنـگ »

«دوشـنـبـه»

‫اوه!

‫موبی دیک... در کتاب معرکۀ موبی دیک، ‫موبی...

‫لیز؟

‫از کلیدت استفاده کن، در رو باز کن!

‫اوه خدای من.

‫تو کی هستی؟

‫خدایا، خوبی؟ باید زنگ بزنم آمبولانس؟ ‫باید زنگ بزنـم به آمـ...

‫- این رو واسـم بخون. ‫- گوشی داری؟

‫گوشیـم خاموش شده، ‫باید...

‫- خواهش می‌کنم فقط بخونـش! ‫- خیلی خب!

‫باشه.

در کتاب معرکۀ موبی دیک اثر هرمان ملویل

مصنف داستان در دریا بودنـش را بازگو می‌کند

‫مصنف، در اولین بخش کتابـش ‫خودش را اسماعیل می‌نامد،

‫که در شهری کنار دریایی و کوچک است

‫و تختی را با مردی به نام ‫کیکیک شریک می‌شود.

‫این چیـه؟ ‫چرا دارم می‌خونمـش؟

‫- من باید... ‫- فقط کلـش رو بخون!

و بیشتر از همه هنگامی دلم سوخت که درحال خواندن

فصل‌های کسل کننده‌ای بودم که به توصیفات نهنگ‌ها اختصاص داده شده بود

چون می‌دانستم که نویسنده تلاش دارد

...ما را از داستان غمگینـش برهاند

‫- داستان غمگین. .تنها برای زمانی کوتاه -

.تنها برای زمانی کوتاه

این کتاب مرا به یاد زندگی خودم انداخت

‫و بعد باعث شد احساس شادی کنم...

‫جواب داد؟

‫ببین، تلفن داری؟ ‫گوشی خودم خاموشـه.

‫باید زنگ بزنم آمبولانس.

‫- کمک می‌خوای. ‫- من نمی‌رم بیمارستان.

‫- من نمی‌تونم کمکـت کنم، نمی‌دونم... ‫- من بیمارستان نمی‌رم.

‫متاسفم... ‫تو می‌تونی بری.

‫ممنون که واسم خوندیش.

‫مطمئنی حالـت خوبـه؟

‫شرمنده، شما؟

‫شما با انجیل عیسی مسیح آشنا هستید؟

‫- چی؟ ‫- من پیغام مهر مسیح رو پخش می‌کنم

‫- و به مردم نشون میدم... ‫- اوه.

‫فکر می‌کنم باید زنگ بزنم به دوستم.

‫اون پرستاره، اون ازم مراقبـت می‌کنـه.

‫آره. آره، من میرم. ‫شرمنده که مزاحمت شدم. وایسا.

‫گوشیـم افتاد اون زیر، ‫می‌تونی...

‫آره، البته.

‫اینجاست.

‫هی ببین،

‫نمی‌دونم قرار تا چند دقیقه دیگه چه اتفاقی بیوفته.

‫اگه اشکالی نداره میشه...

‫- آره. آره، البته. ‫- ممنون.

‫من لیز هستم. فعلاً دردسترس نیستم. ‫پیغام بگذارید.

‫اون چی بود که مجبورم کردی بخونمـش؟

‫یه مقاله‌ست.

‫من کارم اینـه.

‫دوره‌های دانشگاهی آنلاین ‫برگزار می‌کنم.

‫اما چرا مجبورم کردی برات بخونمـش؟

‫چون فکر کردم دارم می‌میرم.

‫و می‌خواستم برای آخرین بار بشنومـش.

‫باید زنگ می‌زدی به آمبولانس.

‫اونـم بدون بیمه سلامت؟

‫توی قرض بودن بهتر از مُرده بودنـه.

‫تو چه مرگتـه؟

‫چرا یه مبلغ اینجاست؟

‫یکی در رو قفل نکرده بوده.

‫یکم بعد از این که خواب رفتی، رفتم

‫حتماً یادم رفته.

‫حالا بد هم نشد. ‫اگه بازش نگذاشته بودم، ممکن بود..

‫لیز، خوشم نمیاد وقتی...

‫باشه، باشه. فقط از این فکر

‫که وقتی من نیستم تو اینجا ‫مهر و موم شدی متنفرم.

‫حالا خفه شو، دارم سعی می‌کنم...

‫چیه؟

‫بگو چه حسی داشتی.

‫درد، توی سینه‌ام.

‫سخت نفس می‌کشیدم.

‫نمی‌تونستم هوا رو بدم داخل.

‫- خوابـت چطوره؟ ‫- درواقع نمی‌خوابم.

‫به جلو خم شو.

‫سینه‌ات داره خس خس می‌کنـه.

‫سینه‌ام همیشه خس خس‌ می‌کنـه لیز.

‫الان داره بیشتر می‌کنـه.

‫نفس عمیق بکش.

‫درد داره؟

‫فشار خونـم چند بود؟

‫238 روی 134.

‫اوه.

‫آره. ‫اوه.

‫هی، میشه...

‫کل روز رو نرفتم دستشویی، ‫دارم می‌ترکم.

‫کمک می‌خوای؟

‫نه، مشکلی نیست. ‫شرمنده‌ام.

‫واسه چی شرمنده‌ای؟

‫شرمنده‌ام. نمی‌دونم. ‫همینطوری شرمنده‌ام.

‫- من باید برم. ‫- ممنون.

‫حتماً از طرف کلیسای «نیو لایف» هستی.

‫داگ رو می‌شناسی؟ ‫از انجمن کلیسا؟

‫آره، فکر کنم.

‫کامل مطمئن نیستم.

‫یجورایی اینجا جدیدم، پس...

‫اون پدرمـه.

‫داگ و سیندی وقتی بچه بودم ‫من رو به فرزند خوندگی گرفتن.

‫اوه، عالیـه.

‫هیچ وقت اونجا ندیدمـت اما...

‫بازم میگم که، جدیدم، ‫واسه همین...

‫خیلی از نیولایف تخمی بدم میاد.

‫وقتی بچه بودم پدرم مجبورم می‌کرد ‫برم اونجا.

‫بزرگ شدن با شنیدن اون مزخرفات ‫درمورد آخرالزمان شدن خیلی چرت بود.

‫تو جوونی.

‫آخه چرا می‌خوای باور کنی

‫که دنیا داره تموم میشه؟

‫من باور دارم که مسیح برمی‌گرده،

‫همه چی خیلی قشنگ میشه.

‫ببین، می‌تونی بری.

‫می‌دونم که چارلی بابت کمکـت ممنونـه

‫اما اگه اینجایی که تبدیلـش کنی ‫به یه آدم دینی...

‫ما آدم‌ها رو تبدیل نمی‌کنیم

‫پیغام ما پیغام امید

‫- برای آدم‌های... ‫- آدم‌های تمام ادیانـه.

‫- می‌دونم. عزیزم. ‫- اما...

‫باور کن، اون دلـش نمی‌خواد درمورد ‫زندگی تازه چیزی بشنوه.

‫چرا؟

‫چون همین بهش کلی درد تحمیل کرده.

‫چطوری؟

‫باعث مرگ دوست پسرش شده.

‫داری میگی که کلیسا...

‫دوست پسر چارلی رو کشته، آره.

‫و باید این رو هم اضافه کنم ‫که زندگی تازه

‫به من هم توی زندگیـم کلی درد داده.

‫واسه همین لازم نداریم که بیایی اینجا

‫مخصوصاً الان نه، ‫این هفته نه.

‫چرا؟

‫چون احتمالاً هفته آینده ‫اینجا نخواهد بود.

‫داره کجا میره؟

‫شرمنده، که مجبور شدی بیای اینجا لیز.

‫نه، چیزی نیست.

‫شرمنده که همیشه فکر می‌کنم دارم می‌میرم.

‫چارلی، فشار خونت 238 روی 134 ـه.

‫- شرمنده‌ام. ‫- برو بیمارستان.

‫- شرمنده‌ام. ‫- انقد نگو شرمنده‌ای.

‫برو بیمارستان.

‫تو نارسایی قلبی داری.

‫اگه نری بیمارستان،

‫تا آخر هفته می‌میری.

‫می‌میری.

‫خب پس بهتره برم سراغ کارم

‫این هفته کلی مقاله دارم.

‫لعنت!

‫می‌دونم. شرمنده، من آدم افتضاحیم. ‫می‌دونم.

‫شرمنده‌ام.

‫هنوز هم می‌خوای پیغام مهر ‫و رهایی مسیح رو بشنوی؟

‫نه که نمی‌خواد!

‫باشه. باشه.

‫من میرم.

‫هنوز هم متوجه نشدم

‫که چرا مجبورم کردی اون مقاله رو بخونم.

‫واقعاً مقالۀ خوبیـه.

‫خدانگهدار.

‫چارلی، باید بری بیمارستان. ‫خیلی پیشرفت کرده.

‫که یه صورت حساب چند ده ‫هزار دلاری بیمارستان بمونه رو دستم

‫که نمی‌تونم هیچ وقت پرداختـش کنم.

‫می‌دونی این روی منم تاثیر می‌ذاره؟

‫تو دوست منـی.

‫می‌دونم.

‫شرمنده‌ام.

‫به خدا قسم اگه یک دفعه دیگه

‫بگی شرمنده‌ای یه چاقو ‫فرو می‌کنم توت!

‫خب بکن، می‌خواد چیکار کنـه؟

‫روی ارگان‌های اصلیـم حداقل نیم متر ‫چربیـه.

‫دائم بهت می‌گفتم که اینطوری میشه.

‫می‌دونم.

‫- بهت نمی‌گفتم؟ ‫- گفتی.

‫...انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری حزب جمهوری خواه.

‫هرچند که اعلام شده تعداد ‫رای‌های غیابی

‫در پایین‌ترین مقداریـه که در طول تاریخ ‫تجربه‌اش رو داشتن. این خوب نیست.

‫نه، نیست. ‫فردا برید بیرون و رای بدید.

‫اگه می‌خواید به جمهوری خواهان ‫رای بدید.

More Farsi Persian subtitles for The Whale

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left