أول 125 سطر.
میشه ۵۸۰۰ وون
خدمت شما، مرسی
بله، قربان
الان سر چهار راه هستم
توی کوچهی هانشین پوچا دیگه؟
بله، تو راهم
رسیدیم
مراقب خودتون باشین
الو؟
سرت شلوغه؟
میتونی برام یه مقدار پول بفرستی؟
به محض این که کارها رو راست و ریست کنم یه جا بهت برمیگردونم
فهمیدم
باشه
باشه
به مامان که زنگ نزدی؟ اگه زنگ نزدی دیگه نزن
باشه
بستهای که برات فرستادم رو گرفتی؟
بابا، ما دیگه اونجا زندگی نمیکنیم
آدرس رو بعدا برات میفرستم
من میخوابم
اصلا گوشیات رو چک نمیکنی؟
تا الان خواب بودم
زود چراغ رو خاموش میکنم
در مورد یه چیز کنجکاوم
تو به بابات رفتی؟
نه
به مادرت هم که نرفتی
به هیچکس نرفتم
چه خوش شانس
تو هم شبیه بابات نیستی
میدونم
خوب بخوابی
شنیدم معلم اصلی موهاش رو کوتاه کرده
آخرین باری که دیدمش، موهاش تا کمرش بود
موهاش رو هم رنگ کرده بود
مگه نه؟
مگه میشه ندونم؟
مرتب همدیگه رو میبینیم
دیگه حالم به هم میخوره، یون ده
میخوای ترک تحصیل کنی؟
!با تو بودم
نه
چرا؟
اگه ترک تحصیل کنم کاری ندارم انجام بدم
دردت چیه؟
وقتی میبینیش هیچ حسی بهت دست نمیده؟
کی رو؟
هیونگت
با این که پدرش واسش کاری نکرده ولی خوب بار اومده
حتی برای یه جعبه سیب کلی قدر دان بود
ولی تو چه مرگته؟
من همه کاری واست کردم
مشکل همینه
واسم هیچ کاری نکن
دقیقا به کی رفتی؟
به هیچکی
بفرما
رزومهات رو خوندم
محل زندگیات همین اطرفه ...ولی مدرسهات
ببین ما کارگر موقت استخدام نمیکنیم
کی برمیگردی مدرسه؟
نمیرم
میخوام ترک تحصیل کنم
چرا؟
...فقط
به نظرم وقت تلف کردنه
جالبه
واسه همین خیلی کار کردی؟
خیلی خب، بریم یه نگاهی بندازیم
بیا کار رو از دوشنبهی دیگه شروع کنیم
اگه میخوای یه روز دبه کنی، بهتره نیایی
بهنظر نمیاد بخوای همچین کاری کنی محض احتیاط گفتم
سوالی نداری؟
اگه بسته یا نامهای داشته باشم
میتونم آدرس اینجا رو بدم؟
تو انداختیشون دور؟- چی رو؟-
پرسیدم تو انداختیشون بیرون یا نه؟
خونه بو گرفته بود
باید ازم میپرسیدی
لازم بود ازت اجازه بگیرم؟ به هر حال خراب شده بودن
حتما دلیلی داشته که ننداختمشون دور
دلیلش چیه؟
جوابم رو بده
دلیل مهمت چیه؟
ولش کن
باباته آره؟
کسی که برات سیبها رو فرستاده
چیه؟
حیفت میاد که بازم شکست بخوری؟
در اون حد که ترجیح میدی جعبهی میوهی خراب شده رونگه داری
تو چی میدونی؟
من خوب میدونم چی رو دور انداختم
حدت رو بدون
من به تو علاقهای ندارم
تو و پدرت رو خانوادهام نمیدونم
!هی
فقط گفتم شاید مادرم به یه خانواده نیاز داشته باشه
واسهی همین سگ دو میزدم
حق با توئه
فکر کنم این بار هم شکست خوردم
منظورت چیه؟
من نمیتونم خانوادهات باشم
با این که شکایت کردم بازم همون رو فرستادن
یهکم زمان میبره، بازی کن
پدرت چطوره؟ حالش خوبه؟
مرده
چیه؟
بهم نگفته بودی
تو حتی زمانی که زنده بود خبری نمیگرفتی
چرا باید وقتی بمیره خبردار میشدی؟
رابطهی ما بدتر از غریبهها نیست؟
اگه کسی هم بخواد سراغی بگیره
خودت باید این کار رو میکردی
کسی که فرار کرده باید پیشقدم شه
!هی
این رو درست میکنم
!هی
برو
!گفتم برو
یکی دیگه رو بگو بیاد درستش کنه
دیدنت حس مزخرفی بهم میده
پس اینجایی
اگه میدونستم اینجایی با خودم مشروب می آوردم
مستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.