أول 200 سطر.
همه خوابن
ما هم الان باید خواب باشیم
کافه بنیستر اونجاست
اون یارو کیه دم کافه وایستاده؟
وایستاده دیگه به ما چه
ریچی؟
آقای ...دن ریچی؟
آره خودمم
منتظرتون بودم
اهل اینجائی؟
نه
پس اینجا چیکار می کنی؟
من توی السورث بودم
شنیدم داری میآئی مسا
چه ربطی به شما داره؟
اسم من روبلزه
دیوید روبلز
این اسم...یادت نیست؟
شنیدم
هر سال 5-6 بار همین اطراف
با هفت تیر برام شاخ شونه می کشن
اسم خیلی هاشون هم نشنیده ام
تا بخوان بجنبند مردند
برگرد همونجائیکه بودی روبلز
نمیخوام نفله ات بکنم
برو جای دیگه سفره تو پهن کن
آقای دن ریچی
گیر دادی ...نه؟
پنج سال پیش دل ریو را یادته؟
دل ریو را یادمه اما تو را نه
من اونجا بودم
تو هم بودی
توماس هم بود تارپ و
بنتلی هم بودند
همه شون مردند
می دونم
تو
خیلی وقته منتظر این لحظه بودی....نه؟
پنج سال طول کشید تا بتونم با اسلحه کار کنم
بسیار خوب
تا سه بشمار
یک
دو
سه
تو..چی
قبل از اینکه چیزی بگی فکر بکن
اون دن ریچی یه
این شهر دکتر نداره؟
باورم نمیشه تو از ریچی سریع تر باشی؟
میخواهی برو جهنم از خودش بپرس ؟
خب...من
اگه کاری ندارید
باید برم گزارشم را بنویسم
اسم شما
روبلز دیوید روبلز
این پسره دکتر لازم داره
دست از کلانتر بازی بردار...تیلمن
برو دنبال کارت خب
من اد بنستر هستم
دکتری؟
نه...ولی خوشحال میشم بهت نشون بدم دکتر کجاست
هر مردی که دست به هفت تیرش از ریچی بهتر باشه
برای من قابل احترامه
یکی دو هفته پیش
دنبالش فرستادم بیاد اینجا کارش دارم
به شهر وارد نشده حسابشو رسیدی
باید از دست تو ناراحت باشم
اما نیستم بهت احترام میزارم
آدم محترمی ام از کسی دلخور نمیشم
حتما دوستت بوده
هفت تیر کش ها که دوستی ندارند مگر با هفت تیر کش های دیگه
ببینم...تا بحال اسم منو نشنیدی؟ اد بنستر
نخیر خیلی عجیبه
من روی هفت تیرم
14تاعلامته یعنی 14نفرو کشتم
اولین بار در 16سالگی برای یه نفر هفت تیر کشیدم
برو اونجا بشین
دکتر
هی...دکتر مریض داری
کر که نیستم صدای تیر را شنیدم
امروز دکترم یا مامور کفن و دفن؟
هر دو تا
زخم این یکی را می بندی اون یکی را دفن می کنی
متشکرم بنیستر
جفت شون هم از دوستات اند
داره از من خون میره شما دوتا هی وراجی می کنید
بلند شو
پاشو
برو اونجا
بشین
ببینم چی شده
دگمه پیرهنتو باز کن
چطوره دکتر؟
خیلی خطرناکه فقط یه خراش برداشته
خب...آقا دیوید
بهتره بعد از اینکه زخمات و بست یه سری به دفتر من بزنی
یه چیزی هم با هم میخوریم
باشه..ممکنه بیام خوبه
حواست بهش باشه...دکتر
کی را کشتی؟
دن ریچی که اینطور
کی هستی؟
دیو
روبلز
خوبه
اسمت یادم نمیره
وقتی یکی دیگه تو را کشت میگم...اوه...می شناختمش
تکون نخور
صبح بخیر استلا
صبح بخیر دکتر
این یکی آماده باند پیچی یه
اون یکی هم آماده خاکسپاری
فقط گوشتش زخم شده بود
یه کمی اسید کربولیک بریز روش و خوب ببندش
درد زیادی داره ...دکتر؟
نه به اندازه درد طناب دار دور گردنت
آدم با مزه ای یه کت ات را در بیار
چرا نموند خودش این کار را بکنه؟
گفتم...کت ات را در بیار
از خانم ها خجالت نمی کشم
تا حالا تو عمرت صابون دیدی؟
شما هم خیلی با مزه هستید
همه اهالی این شهر اهل شوخی اند
اگه راست میگی
چرا نمیری یه سری به زن و بچه اون یاروئی که زدی کشتی نمیزنی
راجع به اونی که کشتم چی میدونی؟
فقط اینکه انسانی بود که کشته شد
چیزی هست که باید بدونم؟
سوار شو برو دل ریو
ببین چند نفر از مردنش گریه می کنند
من توی مسا زندگی میکنم به دل ریو چیکار دارم
میشه...یک دلار
باشه طلب ات
باور نمیکنی پولتو میدم
چرا...باور می کنم
اد؟
یه تابوت برای ریچی درست کن
من هم کمکت می کنم
بریزی...برگرد اینجا
میآم دکتر
هی
آقای روبلز...آقای روبلز
آقای روبلز...حواسم به اسبت بود
فقط من بودم که از اسبت مراقبت کردم
تیمارش کردم غذاشو دادم
قبل از اینکه حساب ریچی را برسی
دستت درد نکنه
خب....هر کاری داری انجام میدم آقای روبلز
فقط لب تر کن
متشکرم
خب...ممنونم هر کاری داشتی
هر چی باشه
اقای روبلز...مردم اینجا منو بریزی صدا می کنن
بریزی مورگان
چطوری بریزی
آها
خوب وصله پینه شدی
بله
از اون بابت شانس آوردم
به دوستانه ترین مکان مسا خوش آمدید
با چی حال می کنی؟
فکر کنم...ویسکی
دو تاش کنید
برو سر کارت بریزی نه....اد
ببینم ...آقای روبلز را اذیت می کنی گوشتو می پیچونم
بده بخوره به اسبم حسابی رسیده
حواست باشه دیوی
بیخودی برای کسی لطف نمیکنه
نه...اد
بخاطر یه پیک ویسکی همه کار می کنه
بگیر بخور بزن بچاک
ممنون اد همچنین از شما اقای روبلز
می دونی
یکی از همین روزها به یک نوشیدنی دعوت تون می کنم
نگاه کن
یه زمین زراعی در غرب خریدم
با یکی از دوستام
بالاخره یه روزی جواب میده
به بهانه همین سند با همه اهالی شهر ویسکی میخوره
باور نمیکنی...آقای روبلز؟
چرا ...بریزی باور می کنم
بنوشیم دیوی برای اقامتی دلپذیر در مسا
حتما از اینجا خوشت میآد
برای زندگی جای خوبی یه
خوردی دیگه برو
برو بیرون
بزودی کلی دوست و رفیق پیدا می کنی
چند تا از رفیق هام قراره الان بیان اینجا
فرد جاسپر و برادران داوسون
اسم شون را نشنیدی؟
چرا...شنیدم
چرا میآن اینجا؟
من گفتم بیآن مثل دن ریچی
همه شون اینجا را دوست دارن
چه جوری بگم شهر کسل کننده ای یه
می دونی ...خیلی جاها به یک هفت تیرکش روی خوش نمی دن
باید همیشه حواست هم به اجرای قانون باشه هم به قانون شکنان
اما اینجا راحتی
با دوستات عشق و صفا می کنی و
غم و غصه قانون هم نداری
No comments yet. Be the first to leave one.