أول 200 سطر.
خیانت
کلا هیچی مثل این نیست
...همهی چیزهایی که احساس میکردی محکم و استواره
یهویی تغییر میکنن
متفاوت به مردم نگاه میکنی
حتی عزیزانت
مخصوصا عزیزانت
و این مثل خوره میخوردت
انگاری یه صدا تو سرته
بارها وبارها میگه
دیگه
به کسی
اعتماد نکن
.:.جوینده ی طلا.:.
.:.Nashmil.:. هماهنگ سازی با نسخه وب:@kiarash2001 مترجـم: نــشــمیــل
من وقت زیادی ندارم
...مهمون برات میاد؟ یا یه مهمونِ
نکنه همون بنجامین معروفه؟
کلی چیز هست که میخوام راجع به اون بدونم
اجازه نداری راجع به بنجامین حرف بزنی
نه نه، حدس میزنم که ندارم
به خاطر "کارت" ممنونم
این کاری که مردم میکنن
کَلی چطوری میگذرونه؟
روز مورد علاقهاش نیست
آره؛ حتما دلش برای باباش تنگ شده
اما ما کار خودمون رو میکنیم
همش به این امید دارم یه سال از قبرستون رفتن میگذریم
و مستقیم میریم سر ناهار و مشروب خوردن
ولی اون همونجوری وفادارانه مذهبی مونده
فکر کنم بهخاطر ایکنه عصبانیم کنه
باهامون نمیایی؟
میایی؟
ایدهی مزخرفیه، بیخیال
فکر میکردم تد باهاتون میاد
نه،اون...روز خاصی براش نیست
حتی یادش نیست 10 سال گذشته
بهش نگفتی؟
...ما اونجور
رابطهای نداریم چی،رابطهی بالغانه؟
اوه، فکر میکردم اونی که بیشتر خویشتن دارِ منم
شاید بهترین کار این باشه که همهی چیزهایی که به تد مربوط میشه رو بیخیال شیم
من بحثش رو پیش نکشیدم
، راستش تو پیش کشیدی درهرصورت ...من
نمیخوام دعوا کنم
امروز نه
کلایتون مرد خوبی بود
اوه نه نبود. یه حرومزاده بود
اما حرومزادهی من بود
جوری که در مدح مُرده ها حرف میزنیم مضحکه
تا وقتی که خاکشون میکنن همشون یه پا فرشته بودن
همین الان همین جا بهم قول بده
فقط حقیقت رو راجع بهم میگی
به نظرم از عهدهاش بربیام
چیزی که راجع به کلایتون حقیقت داره این بود که اون پدر خوبی بود
پدری کردنش از مادری کردن من بهتر بود
مسخره نشو
...درحالی که تو
مثل یه الگوی بیرون اومده از مادر بودنِ بیعیب و نقصی
مهربونی،گوش میدی
من فکر میکنم بچههای خودم این رو قبول ندارن
هیچوقت قبول نمیکنی یکی ازت تعریف کنه
انگار سالهای سال قبل بود، نه؟
جفتشون رابین هود بازی میکردن
با اون تیرو کمان داغون پلاستیکی
یادته لئو اصرار میکرد موهاش رو بهخاطرش گره بزنم؟
بانو مارین دوستداشتنی شده بود
دلم برای این تنگ شده بود
عجب رویی داری تو. واقعا رو داری
...منظورم این نبود
هیچوقت نمیتونی به خاطر چیزی که هست جریان رو عوض کنی
فقط یه قهوهست. چون روز گوه مانندیِ برات
همش همین ...میدونم، من انتظار ندارم
میدونی تو کل این یه سال تو واقعا هیچوقت
ازم عذرخواهی نکردی؟
...به عنوان کاری که کردی
این جریان حتی شایستگی عذرخواهی رو نمیذاره
دلم میخواد من رو ببخشی؟
واضحه
باید من رو ببخشی؟
خب،این بستگی به تو داره
اون شوهرم بود
...و تو بهترین دوستم بودی
اوه سلام
ببخشید،من...فکر کردم صدای جولیا رو شنیدم
آره،اون...اون
من بنجامینام
آره تصور میکردم خودت باشی من...یکی از دوستهای جولیاام
خیلی راجع بهت شنیدم
باید نگران بشم؟ اصلا
هیچی نشده ازت خوشم اومده
زود اومدی
متاسفم.نمیتونستم صبر کنم
باید معرفیتون کنم
بنجامین،این مارشاست
مارشا؟
همون مارشا؟
خود خودشه
!کَلی
بدون من که نمیرفتی،میرفتی؟
...فکر نمیکردم که چی،یادم باشه؟
معلومه که یادته
پس چرا منتظر من نشدی؟
شما 2 نفر خیلی توطئه آمیز بهنظر میاین
چی رو از دست دادم؟
هیچی
...باشه،من و تو
ناهار؟
مثل همیشه چه سرحال نشون میده
کجا بودی عزیزم؟
ماشین سرویس لازم داشت
ببین باید برم،ببخشید
بای بای
من به خودم اجازه نمیدم افسوس بخورم
هرچی باشه
اونجوری خطر باقی میمونه
یه تصفیه حساب جایی که باید با خودت روبه رو بشی
اینکه چیکار کردی
به کی تبدیل شدی
چقدر از دست دادی
من هم حق دارم دلم براش تنگ بشه
این معنیش اینکه قرار نیست کل روز رو بریم بیرون؟
چونکه من...یه چندتا ایده دارم که چطوری وقت بگذرونیم
عجب سورپرایزی
ازنوع خوبش
همه چی مرتبه؟ آره خوبه.آره
سلام دلا،پاتریک، خوبید؟
باید باهات حرف بزنیم
بهنظر بدشگون میاد
خصوصی
اشکال نداره؟
نه، البته که نه من فقط...میرم یه قدمی بزنم
فقط چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن
...آره،مطمئنم همه چی
...جریان
...راجع به بنجامینِ
جولیا داخله؟
بچههاش خواستن خصوصی باهاش ملاقات کنن
بپر بالا، میرسونمت
نه، با پیاده رفتن مشکلی ندارم، ممنون
اون موقع که ازم خوشت اومد رو ترجیح میدادم
آره
خب تو به راحتی فراموش کردی اشاره کنی واقعا کی هستی
حق باتوئه. باید اینجوری شروع میکردم
سلام من همونیام که به خاطرخواهت خیانت کردم
و شوهرش رو دزدیدم. وحشتناک از دیدنت خوشحالم،بیا بریم یه چیزی بخوریم
سوار شو
گفتنش اصلا راحت نیست
کی مُرده؟
الان بیدار شدی؟ الان رو معنی کن
پاتریک میشه...؟ جریان این دیدار چیه؟
...ما
...خب،دلا و من، ما
...بیرون بودیم و اتفاقی
حرفم رو باور کن ما نمیخواستیم هیچ چی رو ببینیم
نشونش بده بره دیگه
من واقعا متاسفم مامان
وای گوه تو من، حق با من بود
این راجع به مامانه نه تو، کله خر
راجع به چی حق داشتی؟ راجع به اون
راجع به بنجامین
که اون هیچ خوبی نداره
متاسفم مامان
تو لیاقتت این نیست
خودت که میدونی،درسته؟
چند تا هنرمند اغفالگر میرن و خانمهای مسن رو هدف قرار میدن
اون مسن نیست. چه مرگته تو؟
و میگی من درایت ندارم
...نه نه ببین،منظورم ...منظورم پیرِ پیر نبود، من فقط
...ببین، نکتهاش اینکه اون بیرون با زنهای دیگه قرار میذاره
همسن مامان برای...برای یه جور پایان شرورانه
...فقط میتونم این جریان رو "مالی" تصور کنم مثل
بدهی هاش باعث بشه بندازنش بیرون
میتونیم ثابت کنیم اگه حرفمون رو باور نمیکنی
کجا میری؟
دهکده، بهنظرم
من یه قانون تو زندگی دارم
هیچوقت تو ماشینِ استون نکِشم
به نظر میاد اونها از بودن شما زیاد خوشحال نباشن
به غیر ازخودمون به کسی مربوط نیست
از لحاظ تئوری کاملا درسته
تو واقعیت روابط تنها زمانی خصوصی میمونن
که خیلی قبلتر از هر عوضی و سگ هاش باشن، که نظر میدن
و اون سگها مخصوصا از اونهایی هستن که گیر سه پیچ میدن
داری به بچههای جولیا میگی سگ؟
تمام چیزی که میتونم بگم اینکه مراقب باش
اونها به طور استثنایی راجع به مادرشون محتاط ان
راجع به تو که دلیل خوبی دارن
بگو دیگه، چطوری این جریانِ
دزدیدن شوهر بهرین دوستت پیش اومد
بدیش برای تو اینکه ما نزدیک دهکدهایم و جریان این هم مفصله
مشکلی نیست تیکههایش هم راهنمایی بشم راضیم
به هرحال... دارم از خصومتت لذت میبرم
...خیلی
تابلوئه
مامان؟
متاسفم، این جریان خیلی...بی ملاحظه انجام شد
و این کتمان حقیقته
تو بودی بهتر انجام میدی مگه نه؟
مامان تو...؟
No comments yet. Be the first to leave one.