Información d'a versión

2015 SENRITSU KAIKI FILE SUPER KOWA TOO! DARK MYSTERY SNAKE WOMAN
Un comentario de Don Milo

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-11
Descargas: 22
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‏‫زیباست.‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫م-م-من خوبم...‬

‏‫مراقب باش.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫چرا اینجا نشستی؟‬

‏‫آقا، توی این مسیر چیکار می‌کنی؟‬

‏‫اینجا زندگی می‌کنی؟‬

‏‫تورو تا حالا اینجا ندیدم.‬

‏‫خب... بله، توی این حوالی.‬

‏‫راستش‬

‏‫یکم گم شدم.‬

‏‫ببین...‬

‏‫کجا زندگی می‌کنی؟‬

‏‫آقا، من شما رو نمی‌شناسم.‬

‏‫تو با اون دوربین.‬

‏‫مشکوک می‌زنی.‬

‏‫ببین، من مشکوک نیستم!‬

‏‫می‌فهمی؟‬

‏‫نه؟‬

‏‫این از انیمهٔ «بم، انسان یوکای» هست.‬

‏‫نمی‌دونی؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫این انیمهٔ قدیمی رو ندیدی؟‬

‏‫اولین باره اسمش رو می‌شنوم.‬

‏‫دربارهٔ یه بچه‌ست که نصفش انسانه، نصفش یوکای.‬

‏‫و سعی می‌کنه با مردم دوست بشه.‬

‏‫یه بار دیگه.‬

‏‫ببین، من مشکوک نیستم!‬

‏‫دستش رو اینجوری دراز می‌کرد.‬

‏‫اون فقط سه تا انگشت داره.‬

‏‫یه کم غم‌انگیزه،‬

‏‫اما من دوستش دارم.‬

‏‫تو از انسان-یوکای‌ها خوشت میاد؟‬

‏‫بله.‬

‏‫من خودم هر روز حس می‌کنم‬

‏‫که یه یوکای‌ام.‬

‏‫فکر کردم «بم، انسان یوکای» رو دیدی، چون اخیراً‬

‏‫یه فیلم ازش ساختن و دوباره یه انیمه ازش توی تلویزیون پخش کردن.‬

‏‫من تلویزیون ندارم.‬

‏‫حیف شد.‬

‏‫بذار من.‬

‏‫اینو؟‬

‏‫شلیک نکن.‬

‏‫خجالت می‌کشم.‬

‏‫من همه جا کثیفم.‬

‏‫آقا اسمت چیه؟‬

‏‫ساکورای.‬

‏‫کیوهی ساکورای.‬

‏‫آقا، شما چیکاره‌ای؟‬

‏‫الان؟‬

‏‫آره.‬

‏‫قدم می‌زنم.‬

‏‫چرا داری فیلم می‌گیری؟‬

‏‫چرا؟...‬

‏‫می‌خواستم توی کوه هر جور چیزی فیلم بگیرم.‬

‏‫چیزای قشنگ...‬

‏‫چیزای چندش...‬

‏‫اینجا کلی چیزای جالبی هست.‬

‏‫چرا داشتی از من فیلم می‌گرفتی؟‬

‏‫مخفیانه.‬

‏‫نه بابا...‬

‏‫دروغ میگی!‬

‏‫خب...‬

‏‫این صحنه رو زیاد نمی‌بینی...‬

‏‫یه دختر وسط کوهستان...‬

‏‫باحال بود.‬

‏‫وقتی منو دیدی چی فکر کردی؟‬

‏‫باحال بود.‬

‏‫همین؟‬

‏‫نه، خب، فکر کردم...‬

‏‫که خیلی به منظره می‌خوری.‬

‏‫همین؟‬

‏‫یه جورایی...‬

‏‫خب...‬

‏‫فکر کردم بانمکی.‬

‏‫آقا، شغل شما چیه؟‬

‏‫خب...‬

‏‫من یه جورایی دارم خودآموزی می‌کنم.‬

‏‫در اصل کار خاصی نمی‌کنم.‬

‏‫بازی می‌کنم.‬

‏‫توی اینترنت می‌گردم.‬

‏‫فیلم می‌بینم.‬

‏‫یه دوربین هم خونه دارم که وقت اضافه‌ام رو باهاش فیلم می‌گیرم.‬

‏‫پس کار نمی‌کنی؟‬

‏‫گاهی وقتا کارهای کوتاه‌مدت انجام می‌دم.‬

‏‫سال سه چهار بار.‬

‏‫هر بار چند هفته.‬

‏‫و پدر و مادرت هیچی نمی‌گن؟‬

‏‫چیزی خاصی نمی‌گن.‬

‏‫فقط مثلاً ظرف‌ها رو بشور.‬

‏‫این کار رو خیلی دوست ندارم.‬

‏‫از من خجالت می‌کشن.‬

‏‫و دیگه خودشون هم قبول کردن.‬

‏‫و می‌خوای تا آخر عمر همینجوری زندگی کنی؟‬

‏‫چه سوالیه این؟‬

‏‫جواب بده.‬

‏‫بهش فکر نکرده بودم.‬

‏‫انگیزه‌ای نیست.‬

‏‫بهش فکر نمی‌کنم.‬

‏‫وقتی پدر و مادرم بمیرن، اون موقع فکر می‌کنم.‬

‏‫آقا، شما دوست‌دختر دارید؟‬

‏‫در حال حاضر نه.‬

‏‫الان نه، ولی قبلاً چی؟‬

‏‫حرف بزن.‬

‏‫خب...‬

‏‫خصوصیه...‬

‏‫منم اینجا فضای خصوصی خودمو داشتم.‬

‏‫و کی بدون اجازه ریخت توش؟‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫قبلاً هم نبوده.‬

‏‫همینو فکر می‌کردم.‬

‏‫پیش روسپی رفتی؟‬

‏‫من از روسپی‌ها خوشم نمیاد.‬

‏‫انرژی زنانه ندارن.‬

‏‫پس باکره‌ای؟‬

‏‫چند سالته؟‬

‏‫سی و هشت.‬

‏‫چی؟ سی و هشت؟‬

‏‫چقدر چندش آور.‬

‏‫بی‌ادبی همچین سوالی بپرسی.‬

‏‫هی، تو داری چی...‬

‏‫بده پس بده، پس بده.‬

‏‫حالا من سوال می‌پرسم.‬

‏‫باشه.‬

‏‫یک آدم هرزه باکرۀ ۳۸ ساله که عاشق عکاسی مخفیه،‬

‏‫ساکورای کیوهی داره سوال می‌پرسه.‬

‏‫بی‌ادب...‬

‏‫اسمت چیه؟‬

‏‫در کل، کاوانو تسوگومی.‬

‏‫چرا «در کل»؟‬

‏‫هی...‬

‏‫پس کاوانو.‬

‏‫تسوگومی.‬

‏‫کجا زندگی می‌کنی؟‬

‏‫به یه آدم هرزه نمیگم.‬

‏‫نزدیک اینجا با مادرم زندگی می‌کنم.‬

‏‫در این مورد، منم کار نمی‌کنم.‬

‏‫از بچگی مریضم.‬

‏‫واسه همین همیشه خونه‌ام.‬

‏‫مریضی؟‬

‏‫و خیلی هم سرحال به نظر میای.‬

‏‫اگه مریض باشم، باید همیشه تظاهر کنم حالم بده؟‬

‏‫نه، منظورم این نبود.‬

‏‫امروز حالم خوبه.‬

‏‫واسه همین تصمیم گرفتم یه چرخی بزنم.‬

‏‫آدمای زیادی رو نمی‌بینم...‬

‏‫آخه من همیشه اینجام.‬

‏‫واسه همینه که دیدنت اینجا اینقدر نادره.‬

‏‫بیشتر مردم منو نمی‌بینن.‬

‏‫مادرش چیکاره‌ست؟‬

‏‫نمی‌گم.‬

‏‫و پدرش چطور؟‬

‏‫ندارم.‬

‏‫نداری؟‬

‏‫من هیچی نمی‌دونم.‬

‏‫با دوستات چیکار می‌کنی؟‬

‏‫دوست ندارم.‬

‏‫شوخی می‌کنی؟‬

‏‫نه بابا.‬

‏‫من با کسی غیر از مادرم ارتباطی ندارم‬

‏‫تقریباً ده ساله.‬

‏‫اینطوره؟‬

‏‫از اونجایی که دوست نداری...‬

‏‫می‌خوای با من دوست بشی؟‬

‏‫اصلاً.‬

‏‫چون من یه یوکای انسان‌نما هستم.‬

‏‫باشه. من دیگه میرم.‬

‏‫و-و-وایسا!‬

‏‫ایمیلتو بهم بگو.‬

‏‫من گوشی ندارم.‬

‏‫ایمیل هم نداری.‬

‏‫پس...‬

‏‫نامه هم راه نمی‌دی؟‬

‏‫نه.‬

‏‫مادرم متوجه می‌شه.‬

‏‫پس...‬

‏‫همینجا دوباره حرف بزنیم.‬

‏‫من زیاد بیرون نمی‌رم.‬

‏‫ببخشید، داشتم خوش می‌گذروندم، واسه همین می‌خوام بپرسم...‬

‏‫از حرف زدن با من خوشت نیومد؟‬

‏‫بد نبود.‬

‏‫خداحافظ.‬

‏‫تسوگومی!‬

‏‫تسوگومی؟‬

‏‫- کاوانو ساوا، کاوانو تسوگومی -‬

‏‫می‌خوام ببینم.‬

‏‫بد، بد.‬

‏‫اینجا!‬

‏‫مادرش عجیبه.‬

‏‫پس دوربین رو تو یه کیف قایم می‌کنم.‬

‏‫اینجوری.‬

‏‫اینجا یه سوراخه.‬

‏‫از اون سوراخ، دوربین‬

‏‫فیلم می‌گیره.‬

‏‫بیا اینم از این.‬

‏‫ببخشید!‬

‏‫ببخشید!‬

‏‫سلام!‬

‏‫ببخشید!‬

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left