Uomo d'acqua dolce

Uomo d'acqua dolce

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Death Comes To Pemberley 1x01 HDTV x264-FoV
Un comentario de Vahid_Fa
♣TVShow.ir || TVSDL.COM ||ترجمه ای از وحید و رامین

Etiquetas

HDTV
hdtv
x264
HD
Publicau o: 2014-01-05
Descargas: 31
Ta personas con problemas auditivos: Yes

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

جونی"،پس این پسرا کجان؟"

.نمیدونم

.همیشه معلوم بود کجا هستن

.خب شاید خودشون رو از ما قایم کردن

. یه جایی همین اطراف ـن

.بیخیال دیگه.بیا برگردیم

اگه گرفتار بشیم چی؟

!بیخیال.بچه بازی درنیار

.همینجا منتظرت می مونم

!"عالیجناب "فیتزویلیام

!برگردید اینجا

...عالیجناب فیتزویلیام!شما

.عالیجناب فیتزویلیام

.عالیجناب فیتزویلیام

.مثل این که قراره خیلی بدتر از اینا سرم بیاد

!مامان

.عذر میخوام خانوم ،عالیجناب...از دستم فرار کردن

...و میدونم که سرتون خیلی شلوغه

.اصلا عیب نداره

.سریعا برید اتاقِ ناهار خوری ـه اصلی

.چشم،قربان

بیدول"،واسه زرق و برق انداختن وقت داری؟"

خانوم،تا آخرین چنگال به صورت تمام و کمال .جلا داده خواهد شد

خانم "رینولدز"،روشنایی های اتاق خواب ها چی شد؟

.همونطور که گفتم آماده میشه

چند تا از مهمونا موندن؟

.خب،به همه اتاقامون نیاز داریم

.خانم،شمع ها 6 ساعت روشن میمونن

.همشون از بهترین موم تهیه شدن

.اوه،صندلی های ملازمین .آره،پارسال هم یه چنین نمایشی داشتیم

.تازه بیشتر هم سفارش دادم

نوشیدنی های "استوتون"ـی رو ،کم کم سرو کنید

ما که نمیخوایم کاری کنیم که خانوم های خوبمون

عصری که میرن خونه نتونن سوار کالاسکه .بشن

.همه اتاقامون واسه اوناییه که میخوان با هم رابطه داشته باشن

.خانوم،اینا غذاهای فردا شب هستن

.سوپ شیر داریم

.عالیه

.غاز وحشی

.یه خرده سسِ پرتقال هم واسش آماده میکنیم

.پیراشکی های گوشتی

.شیرینیِ مغز بادومی .شرینی خامه ای ،بیسکوییت های ادویه ای

،"بیسکوییت های شاهزادگانِ "ولز

"بیسکویت های مخصوص دوکِ "کلارنس .و بیسکوییت های "یورک"ـی

!روح خانوم "رایلی"، داخل جنگل بود

چی شد...؟ .خانوم خودم دیدم !روحِ خانوم رایلی بود

.شبیه تبهکارا بود

!راست میگم،واقعا همینجوری اونجا وایساده بود

!عجب حرف مزحزفی میزنید ها

خانوم "دارسی" چه فکری درباره شما خواهد کرد؟

ادیث"میشه اینا رو ببری مشروب خونه؟"

.به هر کدومشون یه خرده شرابِ "برندی" بده

.خودم یه دقیقه ای باهاتون کنار میام

.باید ازتون عذر بخوام،خانوم .اونا دخترای بسیار نادونی هستن

خانوم ریـلی دیگه کیه؟

.از این داستاهای مادر بزرگ هاست

خب،مطمئنم که یه ذره از اون احساسات خوبتون فریب دهنده‏ست،خانوم رینولدز

.کارتون خوب بود

از همتون ممنونم

میشه اینو ببرم؟

.معلومه که میشه .ممنون-

."جُرجیانا"

منتظر کسی هستی؟ .نه خانوم،ببخشید-

.نه خیلی

!خدای من چجوری میشه یه مرد چنین سر و صدایی راه بندازه؟

میشه ازشون بخوای که تمومش کنن؟

، اینجوری فایده نداره ...فیتزویلیام ـه عزیزم

این یه سنت خوبِ پمبرلی ـه که اربابِ خونه .شب مراسم تند مزاج باشه

.و یه خانوم باید هرکاری بکنه که اونو آروم کنه

.کاملا درسته .شاید بعضی از سنت ها باید بروز بشن

.اونا کارشون رو خیلی خوب انجام میدن

چه قدر بده که هر چیزِ خوبی باید یه پایان داشته باشه

واقعا؟

میشه از جلو چشات دور شم؟ .واسه چند ساعت خوبه که دور بشی-

خواهر؟

آقای دارسی؟

بله؟

.یه لحظه بیشتر طول نمیکشه

.نمیتونم تحملش کنم

.فقط توئی که بهترین انسانی

!عالیجناب فیتزویلیام

.من باید یه مرد جوون رو با خودم ببرم

.قربان،حداقل اجازه بدید اسب ها رو زین کنم

.مطمئنم که "ویکینسون" میتونه درستش کنه

.قربان

.خبر دارم که هفته پیش از اسب افتادین،قربان

.بله،ولی این چیزی از ارزش هاش کم نمیکنه

،ببین بیدول،میدونم که تو اونو به خوبی آموزش دادی

ولی وقتشه که...به حال خودش رهاش کنی

.خودم که ترجیح میدم پسرم این کار رو بکنه

.بله بله،میدونم

همیشه یه بیدول دُرشکه چی ـه .پمبرلی بوده

.ولی اینا هیچ وقت به چشم اربابم نیومده

حال "ویل" چطوره؟

خانوم دارسی داره برنامه ریزی میکنه .که بعداً تویِ کلبه ببینتش

.در ضمن اون امروز خیلی به کمکت نیاز داره

.حتما قربان

.تو مرد خوبی هستی،بیدول

پس حالا

"روباه های دراز و بزرگِ "دربیشیر

،وقتی خودشون رو در تیر رس تو ببینن .حتما تنشون از داخل لونه به لرزه درمیاد

هیچ کس به اندازه تو با برادرم راحت حرف .نمیزنه

.الیزابت،تو خنده رو به پمبرلی آوردی

همیشه این جور راحتی رو واسه خودم .میخواستم

کسی رو واسه خودت مد نظر داری؟

خب،راستش من هیچوقت بدون اجازه ی برادرم ،ازدواج نمیکنم

...مخصوصا بعد از این که

.دارسی خوبیه تو رو میخواد جورجیانا .هردومون اینو میخواییم

حتی اگه انتخاب من باعث سوپرایز کردن یکیتون باشه؟

.سرهنگ فیتزویلیام داره میاد

.زود اومده

منتظر کسه دیگه ای بودی؟

.نه،نبودم

.من باید برم به پسر عموم خوش آمد بگم

...مطمئنم که

.شما واسه مراسم نقشه ای دارید

.بله بله،همون یه برنامه داریم

من خیلی واسه رقصیدم شخص مرد مناسبی .نیستم

.اینا قشنگن .امسال خیلی قشنگ شدن

و...فکر کنم گُلِ شیپوری مناسب باشه؟

.دو بغل از این گل کافیه

.چشم خانوم

.ببخشید .منو ترسوندی-

.معذرت میخوام .میخواستم تنهایی گیرت بیارم

میشه یه لحظه وقتتون رو به من بدین؟

.چرا که نه سرهنگ،از داخل جنگل اومدید؟

.نه .از راه همیشگی اومدم

.میخواستم درباره جرجیانا حرف بزنیم

...شما با هوشِ زیادتون حتما تا حالا متوجه شدید

.که من چه بهائی به اون میدم

بعد از مرگ برادر بزرگم،و وظایف

...و مسئولیت هایی که بزودی بهم محول میشه

.و آزادی

.البته

،طبیعتاً نظرم عوض شده که ازدواج کنم ...و

...و همچنین خیلی زود باید به ارتش برگردم

خب،اون درباره من با شما صحبتی نکرده؟

اون همیشه با الفاظِ عاطفی .از شما یاد میکنه

.البته،ولی من...فکر کنم شما رازدار اون شدید

.من فقط وقتی رازدارشم که اون نیاز به اعتماد داره

قبول دارم که اون زمینه ای واسه امید به من ،نداره

...ولی من اونو از بدو تولد میشناسم،و

خب من میگم شایسته ی اینه که عشقش بعد از

ازدواج بوجود بیاد.همونطور که قبلا از این .اتفاقا زیاد افتاده .من که شک دارم-

"من متوجه شدم که "جرج ویکهام

.هرگز به پمبرلی نرسیده

.به هیچ وجه اینطور نیست

.خوبه،چون تعجب میکنم شما چنین چیزی بخوایید

خب،اون میخواد واسه رازِ باقی مونده از جرجیانا فتنه انگیزی کنه؟

،ما بسختی میتونیم دربارش فکر کنیم .چه برسه که بخواییم بهش اشاره ای کنیم

.درسته.منو ببخش الیزابت .من نباید یادآوریش میکردم

تا حالا درباره ی احساساتت با جرجیانا حرفی زدی؟ .نه،ولی دوست دارم بزنم-

،اول با شما حرف میزنم .و البته بعدش اجازه ی دارسی رو میگیرم

سرهنگ،جرجیانا اونقدری سن داره که .خودش تصمیم بگیره

،اگه جرجیانا قبول کنه که با شما ازدواج کنه ...پس

طبیعتاً،منم در یه زمان مناسب خبرها رو .به همسرم میرسونم

ولی شاید بهتر باشه که تا بعد از مراسم .منتظر بمونید

.درسته

.ممنونم

.منتظر من نمونید .من پیاده بر میگردم

.صبح بخیر خانوم بیدول

لوییزیا" از بیرمنگهام اومده اینجا تا به من کمک" .کنه

.خانوم

.بشینید اون یه بچه جدید اورده ،یه مدت اینجا میمونه

.تا به سارا یه استراحتی بده

اسمش چیه؟ "جرجی"

،مطمئنم که واسه این کمک ممنون میشه .ولی حتما تا حالا باید خیلی دلتنگ شده باشه

.نمیتونیم خیلی نگهش داریم

.خیلی با اون گریه هاش کج خلقی میکنه

ویل" حالش چطوره؟" .اون روزای بد و خوب زیادی داشته

ویل؟

.سلام .بلند نشو

.فقط میخواستم ببینم با این کتابها در چه حالی

"داستان "رابینسون کروز .داستان مورد علاقه منه .آره،فکر کنم همینطور باشه-

خانوم شما نباید خودتون رو تو دردسر بندازین .اونم نه شبی که مراسم دارین

نگران نباش، خانومِ رینولدز همه چی رو تحت .کنترل داره

پس بهش بگید یخ ها رو زود نیاره .سرمیز

.یه سال زود اورد بعدش آب همه جا رو گرفت

.سالی دیگه خودت میتونی اینو بهش بگی

.بحرحال شما که مطمئن نیستید

.ویلیام

...ویل

...با وجود جایگاههای خوبی که دارم،ولی

ولی با این وجود نمیتونم کاری واسه وضع الآنت .بکنم

...ولی بهت میگم که میتونم

.بگم که کی دوست منه

!وایسا

مطمئنید که حالتون خوبه؟

.خوبم .اون زنیکه ی دیوونه میتونست بهتون حمله کنه

،نه نه.مطمئنم که وحشت زده شده بود .درباره این باره مطمئنم.من حالم خوبه

،آقای آلویستون .چه قدر خوشحالم که می بینمتون

.خب،ممنون واسه دعوتتون

.امیدوارم که زود نیومده باشم

فکر کردم بهتر باشه که .آقا و خانوم "بنت"رو همراهی کنم

چه خبر از "هایمارتین"؟ حالِ "جین" و "بینگلی" چطوره؟

.خوبن،و سلام رسوندن

.خانوم جرجیانا

."هنـری"

.آقای آلوستون

.ممنون واسه نامه ـتون

More Farsi Persian subtitles for Uomo d'acqua dolce

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left