Sidewalls

Sidewalls (Medianeras)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Sidewalls 2011 720p WEB-DL TinyMoviez
Un comentario de zodiac67
مترجم : Pedi.Bi

Etiquetas

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Publicau o: 2015-06-09
Descargas: 52
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

TVCenter کــــاري از تيــم ترجمــــه Pedi.Bi متـــرجـم : پــدرام

بوينس آيرس بطرز معيوب و . کنترل ناپذيري در حال رشد ـه

. يه شهر پرجمعيت توي يه کشور کم جمعيت

... شهري که توش ، ساختمون ها ، مستبدانه

. سر به فلک ميکشن ...

. کنار يه ساختمون بلند ، يه ساختمون کوتاهه

. کنار يه ساختمون معقول ، يه ساختمون نامعقول

، کنار يه ساختمون به سبک فرانسوي . يه ساختمون که توش هيچ سبکي بکار برده نشده

احتمالاً اين بي نظمي و اختلال . ميتونه بيانگر خود ما هم باشه

بي نظمي هايي که توي ظاهر ساختمون ها . و اخلاق مردم ديده ميشه

اين ساختمون ها ، در ساختشون ، هيچ منطقي بکار برده نشده

. که نشون ميده طراحيشون ايراد داشته

، درست مثل زندگي ما

ما نميدونيم که ميخوايم . چجور زندگي اي داشته باشيم

طوري زندگي ميکنيم که انگار . بوينس آيرس برامون داره نقش توقفگاه رو بازي ميکنه

. ما «فرهنگ سکونت» رو بوجود آورديم

ساختمون ها رو دارن کوچيک ميکنن . تا جا براي درست کردن ساختمون هاي کوچکتر باز بشه

. آپارتمان ها ، بر اساس تعداد اتاق هاشون سنجيده ميشن

، که بعضي هاشون پنج اتاقه با بالکن هستن

که اتاق بازي و خونه مخصوص خدمتکارها ، و انباري دارن

و بعضي خونه ها هم فقط يه اتاق دارن . که به «جعبه کفش» هم معروف هستن

، مثل تقريباً همه اشياء ساخت بشر

ساختمون ها واسه . متمايز کردن ما از همديگه ساخته ميشن

. يه قسمت جلو دارن و يه قسمت عقب . آپارتمان ها ، کوتاه و بلند هستن

واسه کساييه که B يا بعضي مواقع A حرف . حق امتياز بيشتري نسبت به بقيه دارن

، هر چقدر حروف به آخر الفبا نزديکتر باشه . وضع آپارتمان ها هم بدتر ميشه

منظره و ميزان روشنايي خونه . اونجوري که بهمون وعده ميدن ، نيست

آخه از شهري که به رودخونه اش پشت ميکنه ، چه انتظاري ميشه داشت ؟

من متقاعد شدم که جدايي ، طلاق

، دعواي خانوادگي ، زياد بودن کانال هاي تلويزيون

، کمبود ارتباطات ، بي ميلي

، بي عاطفگي ، افسردگي ، خودکشي

، مشکل رواني ، حمله عصبي

، چاقي ، ناآرامي

، ناامني ، ماليخوليا

استرس و سبک زندگي بدون تحرک

چيزايي هستن که معمارها و سازندگان . تو کاراشون ، مد نظر قرار ميدن

. من همه اين مرض ها ، غير خودکشي رو دارم

. اين خونهِ تک اتاق خوابهِ منه 122متر ـه

و تنها يه پنجره ناجور . واسه مني که از نفس کشيدن خسته شدم وجود داره

. کوچه "سانتافه" ، پلاک 1105

. H طبقه چهار ، آپارتمان

من ده سال پيش جلوي کامپيوترم نشستم

. و حس ميکنم هيچوقت از جام بلند نشدم

، نميدونم اينترنت ابزار آينده هست يا نه . ولي آينده من بود

من سايت طراحي ميکنم . و اين هم فضاي مجازيِ منه

نميدونم کارم خوبه ، يا اينکه زود اين چيزا رو ياد گرفتم

. ولي الان سرم خيلي شلوغه

کارم رو با طراحي سايت واسه روانپزشکم . درباره بيماري تشويش شروع کردم

اون تو اينکار تخصص داره و دليل اينکه . هفته اي دوبار ميبينمش هم همينه

. اين بازي خيلي طرفدار داره

بدرد اونايي ميخوره که خوابشون نميبره . و دلشون هم نميخواد قرص خواب بخورن

روانپزشکم به من ميگه بيماري تشويش دارم . چون از اينکه حالم خوب بشه ، ميترسم

بخاطر حملات عصبي شديد و متعدد من خودم رو چندين ساله که توي آپارتمانم

. حبس کردم

. روي درجه سخت ، 17 تا کاپ بردم

چهار بارش رو حتي يه بار هم نباختم . و نُه بار هم آقاي گل شدم

. تو ويمبلدون ، شيش بار "فِدِرِر" رو بردم

. پدرخوندهِ خونواده "کورليون" شدم

. خيلي تنها بودم . ميترسيدم

روانپزشکم ، يه راه براي غلبه بر ترس از شهر

: بهم پيشنهاد کرد . عکاسي

. يه راه که دوباره شهر و مردم رو پيدا کنم

. پيدا کردن زيبايي در جايي که وجودش مشهود نيست

. مشاهدهِ اشياء و جانداران

. يا ديدن زندگي به نوعي ديگه

. حواسم رو به چيز ديگه اي معطوف کردم

. من اتوبوس يا تاکسي سوار نميشم ، از مترو هم استفاده نميکنم

. هواپيما هم که ديگه حرفشو نزن هميشه با پاي پياده حرکت ميکنم

. و هميشه کوله پشتيِ نجاتم باهامه

. محتويات : دوربين ليسا دلوکس 10 مگاپيکسل

. قطرهِ ريووتريل ، 2.5 ميلي گرم . آموکسيسيلين 500

. قرص ايبوپروفن . عينک آفتابي . يه بارونيِ پلاستيکي

. يه چاقوي همه کاره

. چراغ قوه با باتري . سه تا کاندوم

. 400پِسو پولِ خُرد ، يه آيپاد 60 گيگابايتي

. که بيشتر از هشت هزارتا آهنگ توشه

. سه تا فيلمِ "جکز تاتي" . يه دفترچه و يه بروشور

که توش نوشته موقع تصادف يا حمله عصبي

. چيکار بايد کرد

. وزن کوله پشتي ، 5.8 کيلوگرم ـه . يعني وزنش مساوي 7% وزن بدنم ـه

، من دو ساله که معمار هستم . ولي هنوز هيچي نساختم

، نه يه ساختمون ، نه يه خونه . نه يه دستشويي . هيچي

، فقط مدل هايي ساختم که قابل سکونت نبودن ... البته فقط دليلش ، کوچيک بودنشون نبود

. من هنوز با يه سري چيزا کنار نيومدم

رابطه چهار ساله ام از هم پاشيد

. البته واسه بهم نخوردنش ، خيلي تلاش کردم

، اگه زندگيم مثل يه بازي بود

. بايد پنج خونه به عقب برميگشتم

. دليل اينجا بودنم هم همينه

. زندگي نامنظمم ، توي 27 تا جعبه جا شده

الان روي دوازده متر پلاستيک حبابي نشستم ، و دارم با دست ميترکونمشون

. تا خودم از شدت ناراحتي منفجر نشم

اين جعبه کفش جديد منه

که اين پنج تا پلهِ مسخره . تبديل به دوبلکس کردنش

و اينم يه جاي عجيب غريب ـه ، که نصفش پنجره ـست و نصفش بالکن

. که آفتاب کل سال ، يه بار هم بهش نميتابه

. کوچه سانتافه . پلاک 1183 . G طبقه هشتم . آپارتمان

. اين ساختمون مورد علاقه من توي بوينس آيرس ـه

. بهترين جاست و خيلي هم باحاله

، از مصالح مورد علاقه من ساخته شده

. بتن ، فولاد و شيشه

يکي از معدود ساختمون هاي دنياست

. که با پيِ مثلث متقارن بنا شده

. به شکل زحل و حلقه هاش ساخته شده

. البته بيشتر مردم به شکل بشقاب پرنده ميبيننش

رفتم داخلش و انتظار داشتم منو . از حال و هواي اين دنيا خارج کنه

ولي در اصل ، افلاک نما ، منو سر جاي خودم نگه ميداره

. و يادم ميندازه که دنيا دور من نميچرخه

من بخش کوچيکي از سياره اي هستم

که بخشي از منظومه و اونم بخشي از يه کهکشانه

که خودش بخشي از ميلياردها کهکشان ديگه ـست . که عالم رو تشکيل ميدن

يادم ميندازه که من فقط بخش کوچيکي . از کُلِ جاودانه و بي نهايت هستم

« يه پاييز کوتاه »

. سگ خودکشي کرد

ظاهراً اون همدمِ يه فاحشهِ چهل ساله بود

و اون زن ، توي بالکن زندانيش کرده بود . تا مزاحم مشتري هاش نشه

وقتي اونا به اون زن دست ميزدن . سگ عصباني ميشد

. تعجبي نداره که خودشو پرت کرد

. توي يه بالکن کوچيک ، تنها بود

: حادثه اي عجيب در بوينس آيرس

يک سگ مُرد و دو نفر آسيب ديدند

. امضا کنين

. ممنون

مو برداشتنِ ديسک کمر

، قيافه ات داغونه . ولي از لحاظ جسمي سالمي

تنها نکته عجيب ، مهره هاي پنجم و ششم ـه . که از زمان تولد همينجوري بودن

اگه مشکل از اينا ميبود ، الان بايد . از درد داد و فرياد ميکردي

. سرت گيج ميره ؟ نه

فقط يکم ورزش کن . و کوله پشتيت رو سبکتر کن

. چيز خاصي نيست

... ببين

اون گزارش هاي تو اينترنت رو

بچه هايي مينويسن که توي آزمايشگاه يا بيمارستان ها کار ميکنن و حاضرن که

. واسه محافظت از خودشون هر کاري بکنن

. کارشون درست نيست ولي چه ميشه کرد ؟

اگه ميخواي نگران باشي ، مشکلي نيست . ولي نگران اين موضوع نباش

. همتون مثل همديگه اين

، تا اينکه کاري بعنوان معمار واسم پيدا بشه . کار طراحي ويترين مغازه انجام ميدم

. اين باعث ميشه به يه سري چيزا فک نکنم

. من پنجره ها رو بعنوان مکان هاي گمشده در نظر ميگيرم

. اونا نه داخل هستن و نه خارج

. يه فضاي ناملموس و جادويي هستن

. اونا بيانگر بخشي از من هستن

. در عين حال ، يه حس بيگانگي بهم دست ميده

: شايد اين يه فکر احمقانه باشه

، اگه کسي وايسته و به ويترين نگاه کنه

. معنيش اينه که يجورايي بهم علاقمند شدن

. من از چهارده سالگي اين کتاب رو داشتم

، از همه نويسندگان بزرگ معذرت ميخوام

. اما اين کتاب نقش مهمي رو تو زندگيم ايفا ميکنه

، در منشاء ترسم از اجتماع

، که ديگه تا آخر عمر باهام هست

اين کتاب بهم ترس دونستن اينکه

توي ميليون ها نفر ، تنها شخص گمشده . من هستم رو نشون ميده

چندين سال گذشته ولي هنوز نتونستم . يکي از اين معماها رو حل کنم

. "آدم ساده لوح در شهر"

، توي فروشگاه و فرودگاه و ساحل پيدا کردمش

. اما توي شهر ، نه

. احتمالاً اعصابم باعث ميشه که نبينمش

ميخوام بدونم که

اگه ميدونم دنبال کي هستم ، ولي بازم نميتونم پيداش کنم

اونوقت چجوري ميتونم کسي رو نميدونم دنبالش هستم رو پيدا کنم ؟

. سلام . من سوسو هستم " ". نصفم عروسک ـه و نصفم سگ

هفت سال پيش ، دوست دخترم واسه ديدنِ پدر و مادرش

. به نيوجرسيِ آمريکا رفت . ميخواست چند هفته اونجا بمونه

با اينکه واسش دردناک بود ولي بهم زنگ زد و گفت که

. ديگه برنميگرده

تازه به اينجا اومده بود و فهميده بود . که به زندگي آمريکايي خيلي وابسته شده

عقل کل ! وقتي آرژانتين بي ارزش جلوه داده ميشد . حس آمريکايي بودن بهش دست ميداد

حقيقت اينه که ، چيزاي زيادي نبود که اونو . واسه اينجا موندن قانع کنه ، فقط من و سگش بوديم

. اون لطف کرد و سگش رو پيشم گذاشت

ميگفت که تغيير زبان گفتار

. واسش خيل سخته

. ميدوني که هواپيما منو مضطرب ميکنه

لطفاً اين سنگي که باهاش . مسافرت ميکنم رو با خودت ببر

. تو فقط يه بار هواپيما سوار شدي - . خب ، ولي اين باعث شد چيزيم نشه -

. اين عقيدهِ منه . بخاطر من اينکارو بکن

. باشه

همزمان هم عشقم رو از دست دادم

. هم توانايي پرواز کردنم رو

. سلام ، "ماريانا" هستم . بعد از بوق پيغامتون رو بذارين

الو ، الو . اونجايي ؟

خيلي خب . فقط ميخواستم بهت بگم که امشب

«تلويزيون ميخواد فيلم قشنگ «روز موش خرما

. که "بيل موري" توش بازي ميکنه رو نشون بده

، و چون که تلويزيون خريدي . گفتم شايد بخواي بيام و با هم ببينيمش

. گوشي رو بردار . ميدونم اونجايي

با يه مرد ديگه هستي ؟ ! دهنم رو سرويس کردي

چطور ميتوني با يه نفر که اينقدر باهات متفاوته ، باشي ؟

اينم نتيجه گيري مزخرفش . بعد از يه رابطه چهار ساله

. چهار سال ، 48 ماهه

. 1460روز

35,040ساعت با کسي که . اصلاً بدردم نميخورد

. يه شب بهش نگاه کردم و همه چيزو فهميدم

، براي اولين بار ، برخوردش باهام سرد بود

. انگار که باهام ناآشناست

. يکدفعه از با يه غريبه تنها بودن ترسيدم

. و حالا اينجام

. توي همون آپارتماني که باهاش قطع رابطه کردم

More Farsi Persian subtitles for Sidewalls

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left