Charmed

Charmed

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 6

Información d'a versión

Charmed S06E11 Witchstock 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 11 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-03
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

.باید تا الان اینجا می‌بود

.خب، یکم دیر کرده. نه، خیلی دیر کرده

پیج همیشه اولین نفر بود که تو نبرد حاضر می‌شد. چش شده؟

.عاشق شده. این که چیز بدی نیست

.وقتی که تو مسئولیت‌هاش به عنوان یک جادوگر اختلال ایجاد کنه، بده

چرا نمی‌ذاری خودم تنهایی از پس این یکی بربیام؟

.چون تو چهار تا نبرد آخر رو تنهایی انجام دادی

.تو نباید می‌ذاشتی از خونه برن

.هی، نمی‌بینی که من غر نمی‌زنم. من براشون خوشحالم

.تو هم باید باشی

خب این دیو کجاست و اسمش چیه؟

.هیچکس اسمشو نمی‌دونه

.و برای اینکه یه جادوگر تنهایی از پسش بربیاد، خیلی قویه

این تا کی قراره طول بکشه؟

.برو ببین فیبی چیکار می‌کنه

.کجا رفت؟ هنگ کنگ

.هنگ کنگ؟ این آخرین باریه که من برای شماها کنترل جمعیت می‌کنم

.سلام

.وای، وایات چطوره؟ خیلی دلم براش تنگ شده

اونم دلش برات تنگ شده. وقت بدیه؟

.نه، بهترین وقته. جیسون رفته کنفرانس

.داشتم اوریگامی تمرین می‌کردم. این یه ببره. می‌تونی برش داری

.ببخشید نیومدم ملاقاتتون. نه، نه، مسخره بازی درنیار

.معلومه که حسابی مشغول تا کردن بودی

...ببخشید که باید ازت کمک بخوام، ولی

.نه، مشکلی نیست

،منظورم اینه که اگه وارد غار ببر نشی

شاید هرگز توله رو به دست نیاری، درسته؟

.چی؟ ضرب‌المثل چینی قدیمیه

یعنی "نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود"، می‌دونی؟

.می‌تونیم کارو شروع کنیم؟ حتماً

.باشه. اون رو نگه دار

.ببین، وقتی خطر رفع شد می‌تونی بری سر کار

.فقط صبور باش، باشه؟ آره، گفتنش برای تو آسونه

.من چهار تا دهن دارم که باید سیر کنم. آره، منم همینطور

.درست می‌گی. آره

باشه، می‌خوای چیکار کنم؟

.تو طعمه‌ای. تنها کاری که باید بکنی اینه که تو هوا معلق بشی

،و وقتی این دیو جادوی تو رو حس کنه

.سریع و با شدت میاد

.باشه

.مراقب اوریگامی من باش. اون ببر دو ساعت لعنتی وقتم رو گرفت

.باشه، انجامش می‌دیم

اون چی بود؟ اون چی بود؟

.خطر رفع شد

.شاید باید منو ببری بیرون و با شیلنگ آب بگیری

اوه خدای من. خیلی متاسفم که دیر کردم. نبرد رو از دست دادم؟

.از اون بپرس. سلام، سلام، سلام

.هی

.اوه خدای من، فیبی، حالت چطوره؟ عالی

جیسون چطوره؟ عالیه. ریچارد چطوره؟

.فوق‌العاده‌ست. امروز صبح داشت وقتشو تلف می‌کرد که از خونه بیاد بیرون

.واسه همین نتونستم "ارب" کنم

صبر کن، وقتی اون تو خونه‌ست "ارب" نمی‌کنی؟

.از ریچارد خواسته که از جادوش استفاده نکنه

...منم دارم سعی می‌کنم حمایت‌گر باشم و، می‌دونی

.جلوش از جادوم استفاده نکنم

.یه زندگی بدون جادو. تو آخرین جادوگر دنیا هستی که انتظار داشتم همچین کاری ازش ببینم

.بدون جادو نیست، فقط جادوی کمه

.آره، بازم چیزای زیادیه که باید ازشون دست بکشی

.چیزی که از اون می‌گیرم، فکر کنم بیشتر از اینا جبرانش می‌کنه

.هنگ کنگ چطوره؟ جذابه

.دارم عددشناسی و زودیاک چینی رو مطالعه می‌کنم

.اما، می‌دونی، آب‌های دور عطش نزدیک رو برطرف نمی‌کنه

.ضرب‌المثل چینی قدیمیه. یعنی که دلم برای خونواده‌م تنگ شده

.خب، این خوبه چون خونواده‌ات هم دلشون برات تنگ شده

،منظورم اینه که من آدم زیادی برای وقت گذروندن ندارم

،به جز بچه‌م که زیاد حرف نمی‌زنه

.و یه وایت‌لایتر واقعاً عصبی

آره، دوست کوچولوی من کریس چطوره؟

.آخرین باری که دیدمش حال و روز خوبی نداشت

.داره تمام تلاششو می‌کنه که پنهانش کنه ولی هنوز خیلی آشفته‌ست

.خب، نامزدشو از دست داده، می‌دونی؟ سرزنشش نمی‌کنم، خیلی بزرگه

.یه چیزی تو آینده هست که داره وحشت‌زده‌اش می‌کنه

.آره، از همیشه مصمم‌تره که وایات رو از شر شیطان محافظت کنه

.که یعنی هر روز یه شکار دیو جدید داریم

.احساس می‌کنم خواهر بدی هستم

.که شماها رو تنها گذاشتم تا از پس همه اینا بربیاید

.نه، نه. ما خوبیم

.من و وایات در واقع از اینکه خونه برای خودمون باشه لذت می‌بریم

...واقعاً؟ آره. منظورم اینه که

.فضای بیشتری داریم و زندگی خیلی ساکت و آرومه

.و از همه بهتر، همه چی تمیز می‌مونه

.اگه قراره بمونم، بهتره لباسامو عوض کنم

.فکر کنم چند تا اینجا گذاشته بودم. باهات میام

.می‌دونی، به دنیا اومدن تو سال گاو چیز خوبیه

.یعنی تو یک رهبر ذاتی هستی

.چی شد به اتاق من؟ وای خدایا

.فکر کنم وقتی پایپر گفت قراره جا باز کنه، شوخی نمی‌کرد

ولی وسایلم کجان؟

.یعنی، من وسایل دارم، می‌دونی. خیلی خیلی وسایل

.خب، به عنوان یک گاو، من می‌تونم مسئولیت اینو به عهده بگیرم

.می‌تونی یه چیزی از اتاق من برداری تا اینو درست کنیم

.اوه، سلام عزیزم

این یکی هم؟

.آره، تو این خونواده اگه جابه‌جا بشی از دستش میدی

.می‌تونستی چیزای خیلی بیشتری رو از دست بدی تا فقط یه اتاق خواب

سلام کریس، من خوبم ممنون. تو چطوری؟

.وظیفشه که نظرشو بده

.می‌دونی، تنها دلیلی که اون اصلا اینجاست اینه که پیج نبرد رو از دست داد

یکی دیگه؟ آره

این الان میشه چند تا؟ پنج تا پشت سر هم؟

.شماها چقدر غرغرو هستید

شما دو تا کی اینقدر با هم صمیمی شدین؟

.ما که صمیمی نیستیم

.اون برای محافظت از وایات خیلی سختی کشیده

.و من فکر می‌کنم به جای اینکه بهش شک کنم، باید یه کم کمکش کنم

خب، شما چی فکر می‌کنید؟ اتاق جدید وایات رو دوست دارید؟

.من دوستش دارم. اما اتاق خودم رو هم دوست دارم

.منم خوشم میاد، ولی اتاق خودم رو هم دوست دارم

.خب، شماها بودید که رفتید، نه من

پس لباس‌های من کجاست؟

.اوه خدای من، این واقعاً داره بهم فشار میاره

.چی؟ خب، اینکه دیگه اینجا زندگی نمی‌کنم

.می‌فهمم چی میگی

خونه ریچارد هنوز حس خونه بودن رو نداره، می‌فهمی؟

.نمیدونم، فکر کنم اینجا بهم بیشتر خوش می‌گذشت

.آره، چون اینجا پر از هیجان بود

نه، من فقط... نمی‌دونم، فکر کنم اینجا آزادتر بودم. «آزاد برای خودم بودن.»

.اوه، وای فیبی، اینا چه چکمه‌هایی هستن

.نه، مال من نیستن، ولی کاش بودن، چون خیلی جذابن

روی جعبه نوشته «پنی». پنی، همون پنی «مادربزرگ»؟

.عمراً

.باورم نمیشه که مادربزرگ تا حالا همچین چیز جذابی پوشیده باشه

.آره، من بیشتر فکر می‌کردم کفش ارتوپدی با سرپنجه فولادی می‌پوشید

.می‌دونی، برای اینکه بهتر بتونه کونت رو لگد کنه

.سایز توئه، پیج. امتحانشون کن

.نمیدونم. اوه، بیخیال، فقط بپوششون

.یه جورایی مال دهه ۶۰ هستن

خب، دهه ۶۰ چه ایرادی داره؟

!دهه ۶۰ بدترین دوران مد بود. سلام

.لباس‌های بد، موهای بد

.و بهداشت شخصی به شدت مشکوک

.هی، اندازه‌ام هست

هی، کجا رفت؟

.معذرت میخوام

.صبر کن، دارم هاله‌ام رو تنظیم می‌کنم

.می‌دونی که چاکراهای مسدود شده چطور میشن

.بیا

!تو چکمه‌های گو-گو من رو آوردی. ایول

.در واقع، اونا منو آوردن

برای اینکه من یک طلسم «بازگشت به صاحب»

.روی همه‌ی وسایل مورد علاقه‌ام گذاشتم

.من همیشه لباس‌هام رو درمیارم

.و این روزا یه جایی فراموششون می‌کنم

.ببخشید، شما کی هستید؟ پنی

پنی؟

...منظورت

.پنی هالیول؟ آره

...شما کی هستی؟ من پیج هستم. من نوه ی تو

.من بزرگترین طرفدارتم

.خیلی چیزا در مورد شما شنیدم

!باحال

!عجب

.اصلاً نمی‌دونی چقدر باحاله

.وایگلایترها دارن نمایش نوری اجرا می‌کنن

.بیا پیج، نمی‌خوای اینو از دست بدی

منظورت چیه که پیج رو گم کردی؟

.خب، خیلی عجیب بود

...یعنی، یک ثانیه اینجا بود و ثانیه بعد

.یه جورایی بعد از اینکه یه جفت از چکمه‌های مادربزرگ رو پوشید، این اتفاق افتاد

.مادربزرگ وقتی جوون بود روی لباس‌هاش طلسم می‌گذاشت

صبر کن، تو مادربزرگ رو وقتی جوون بود می‌شناختی؟

.آره، وقتی من یه وایگلایتر جوون بودم، یکی دو بار مسیرمون به هم خورد

.خب، من به سختی یادمه

،خب، اگه چکمه‌ها واقعاً مال مادربزرگتون بودن

.بهتره اون رو از دنیای مردگان احضار کنیم. شاید اون بتونه بهمون بگه چی شده

...باشه، شمع‌ها رو بیاریم. ولی تو

.آره

.واقعاً باحال. خیلی باحال

.فوق‌العاده

.راستی، من رابین هستم

خب، چی فکر می‌کنی؟

اوه خدای من، اون لئو نیست؟

.میشناسیش؟ فکر می‌کردم میشناختمش

.آره. آره، رفیق

این همه آدم اینجا چیکار می‌کنن؟

.اوه، اونا فقط آدم نیستن. اونا جادوگرن

.با چند تا وایگلایتر هم قاطیشون

فکر نمی‌کنم هیچ کدومشون بلد باشن چطوری پورتال زمانی باز کنن، نه؟

.وقتی ذهنت رو آزاد کنی، هر چیزی ممکنه

.به همین دلیله که امشب اینجا جمع شدیم، برای یک گردهمایی جادویی

.اوه، مثل یه گردهمایی انسانی

وقتی تیموتی لیری گفت «همراه شو، روشن شو، جدا شو»؟

.نه، هیچ اسیدی تو عمارت مجاز نیست، پیج

.ما همه‌مون به صورت تماسی سرخوشیم

.من مواد نزدم

.من فقط دارم یه سفر بد رو تجربه می‌کنم

تو از کجا می‌دونی چی قراره تو گردهمایی انسانی اتفاق بیفته؟

.فردا تو گلدن گیت پارک هست

.من فقط یه جورایی چیزا رو می‌دونم

.مثل اینکه می‌دونم می‌خوام برم خونه

.تو قدرت فعالی داری؟ آره، من می‌تونم تله‌پورت کنم

!باحال

!هی، همه، یه جادوگر اینجا داریم که می‌تونه تله‌پورت کنه

!باحال! عالیه

.یه کم تله‌پورت برامون انجام بده، خواهر

.باشه، اگه کمکم می‌کنه از اینجا برم بیرون

.اون چیزِ بزرگ و پهن نواری

.اوه، قدرت‌هام باید از کار افتاده باشن. حتماً به خاطر گذشته‌ست

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left