Nanny McPhee

Nanny McPhee

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Nanny McPhee 2005 720p 1080p TinyMoviez
Un comentario de Fonix
720p.1080p.TinyMoviez (1:38:37) مترجم: حسین غریبی

Etiquetas

720p
720
1080
Publicau o: 2015-03-18
Descargas: 49
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

متأسفانه، بايد داستانمون رو .با يه مبل خالي شروع کنيم

،اگه خالي نبود .داستاني نداشتيم

ولي خاليه، و داستان داريم و .وقتشه که داستان گفته بشه

،اين داستان خانواده منه

،داستان هفت بچه من که همه شون خيلي باهوش هستن

.ولي همه شون خيلي، خيلي، خيلي شيطونن

،اين پرستار وتستون هست

17مين پرستاري که براي .مراقبت از بچه ها استخدام کردم

اون سختگيرترين، خشن ترين

و نترس ترين پرستار .تمام سرزمين بود

وقتي اون روز رفتم سر کار ،توي اتاق کفن و دفن

...کاملا اطمينان داشتم

،که هيچ کاري نبود قطعا هيچ کاري نبود

که بچه هاي من بتونن .براي ناراحت کردن اون بکنن

!اونا بچه رو خوردن

.به جز اين

!زودباشين! داره مياد - !قايم شو -

!ساکت - !بس کن -

بچه ها، اگي کجاست؟

.قيافه شو ببين

.پر از کلم شدي

.اوه...و پر از آبگوشت شدي

،همون طور که مي خواستين .پرستار وتستون از کارش استعفا داد

عصر بايد برم موسسه .و يه پرستار جديد استخدام کنم

حق نداريد مثل قبلي ها .اونو هم فراري بديد

.بابا

.منو دست کم گرفتن .بهشون نشون دادم دنيا دست کيه

.سه روز، هشت ساعت و 47 دقيقه

...از دست اين که خلاص شديم

23ساعت و 13 دقيقه .سريع تر از آخري

به نظرم نقطه برگشت حتما خوردن .بچه بوده. آفرين، اريک

آقاي براون، حالتون خوبه؟

.من کاملا خوبم

ايوانجلين، ميشه به آشپز بگي پرستار جديد مجبور شد بره

و من ميرم موسسه يه پرستار جديد پيدا کنم؟

...خوبه. پس من ديگه

خانم پارتريج؟ - .موسسه تعطيله -

.يه سوء تفاهم کوچولو بوده - .اينجا نيستيم -

...لطفا بذاريد بيام تو - .گم شو -

.گوش کنيد، اونا بچه رو نخوردن .راستش اون يه مرغ بوده

!ديگه پرستاري نيست .همه رو امتحان کردي

.کسي که نياز داري پرستار مکفي هست

شما بوديد، خانم پارتريج؟

.کسي که نياز داري پرستار مکفي هست

.مي خوام فورا کارش رو شروع کنه .ديرم شده بايد برم به يه مهموني واجب

.پرسار مکفي زير نظر ما نيست

.پرستار مکفي زير نظر هيچ کس نيست

.پرستار وتستون رفته

.چه غيرمنتظره .عجله کن. سيب زميني ها

.آقاي براون رفته به موسسه .بهش گفتم ما پيش بچه ها هستيم

.حق ندارن پيش من باشن

نمي گذارم اون شيطون هاي کثيف بيان !تو آشپزخونه من، و همينه که هست

!اين تو قرارداد نوشته شده. کتبا

.خب، ديگه نميشه کاري کرد - !بابا -

.ديگه هيچ پرستاري نيست

.هيچي. همه تموم شدن

مجبور شدم ملاقاتم رو لغو کنم .و اين مشکل درست مي کنه

.بهشون گفتم نکنن. اين فکر من نبود - .به من نگاه نکن! تقصير من نيست -

خب، انگار مي خواين ...منو اذيت کنين

.نکن، عزيزم، خواهش ميکنم .اينجام درد داره

،انگار مي خواين منو اذيت کنيد .پس منم مي خوام شما رو اذيت کنم

.شما بايد... بايد فورا بريد به رختخواب

قبل از شام؟

.بدون شام

اون گفت بدون شام؟

.شام رو ول کن

.ديگه پرستاري نيست

.بيچاره پدرشون...و بيچاره بچه ها

.آره جون من، بيچاره بچه ها

،اونا بدترين، شيطون ترين ...ترسناک ترين

اگه تو ماه آگوست برف اومد .اين خانواده هم درست ميشن

،پرستار وتستون عزيز" ".خيلي خيلي متأسفم

"...بچه هاي من"

!اريک، اونو بهش پس بده !همين الان پسش بده! بس کن

.بچه هاي من

!اريک! اريک، اون خرس منه

!اريک، بس کن - !اونو پس بده -

!تمومش کن - !اوي، بچه ها -

!ساکت

داريد پدر بيچاره تون رو .ديوانه مي کنيد. بس کنيد

لي لي، اين کلمه چيه؟

از روي محبت. "او از روي ".محبت دست او را گرفت

کتابت در مورد چيه، ايوانجلين؟

درباره دختر مرد خوبيه که بعد از مرگ همسرش دوباره ازدواج ميکنه

.و نامادريش باهاش بده

چرا مرد جلوي اونو بدي اونو نمي گيره؟

همه پدرها وقتي همسرشون .مي ميره بد ميشن

.ديگه نگران بچه هاشون نيستن

.سايمون. پدر شما هست

.نه، نيست

مثل قبل براي کريسي کتاب مي خونه يا با ما کريکت بازي مي کنه؟

.حتي براي اگي لالايي نمي خونه .خيلي کم مي بينيمش

.اون شما رو دوست داره، سايمون. خودتم مي دوني ...فقط فکرش مشغوله، از وقتي که

.از وقتي مادر مُرده

.شما قبلا خيلي باه هم صميمي بودين

ديگه نه. تنها چيزي که بهش اهميت ميده .اينه که يه زن خوب جديد بگيره

،خب... نمي دونم اين حقيقت داره يا نه

ولي ممکنه خوب باشه که .يه مادر جديد داشته باشين

مگه تو نمي دوني تو دنيا چه اتفاقي مي افته؟

با هر کي ازدواج کنه يه زن پليده .و مثل برده ها با ما رفتار مي کنه

.تو که نمي دوني - .مدارک محکم زيادي براش هست -

يه نامادري هم تو اين نيست .که حتي يه کم خوب باشه

اونا نسل پليدي هستن. اصلا کي بچه هاي کس ديگه اي رو دوست داره؟

.من شما رو دوست دارم

.بله، ولي تو يه خدمتکاري .بهت پول ميدن تا ما رو دوست داشته باشي

.اين حساب نميشه

.بايد برم به کارهام برسم

.من واقعا گرسنه ام، ايوانجلين

ميشه دزدکي يه کم نون برشته و مربا واسه م بياري؟

.باشه، مربا نمي خوام .فقط يه کم نون برشته دزدکي

مي خوايد کوسن صندلي راحتي خانم براون رو مرتب کنم؟

مي دونم دوست داريد خودتون . گاهي اوقات اونو مرتب کنيد

.اوه، نه، چيزي نيست .تو مرتبش کن، ايوانجلين. ممنون

مي خواستم بدونم ميشه يه کم نون برشته .براي ارباب سباستين ببرم

...بله، فکر کنم .اه...نه، به هيچ وجه. نه

.مي تونم دزدکي بهش بدم

نه، صداي جويدنش رو مي شنون .و اون وقت لو ميريم

.نه، نبايد چيزي بخورن

.چشم، آقاي براون

.کسي که نياز داري پرستار مکفي هست

.پرستار مکفي

.شام بي شام

.تنبيه. اين طوري بهتره

،گوش کنين چي ميگم .شيطون هاي کثيف

،حق ندارين بياين تو اين آشپزخونه .نه الان، نه هيچ وقت ديگه

.اين تو قراردادم نوشته شده

خب، عزيزم، موسسه .درهاش رو بسته

حالا چي کار کنم؟ ...عمه آدلاين ميگه

بچه هات غيرقابل کنترل .هستن، سدريک

...و يه چه چيزي هم گفت

در مورد نياز اونا ...به اثر زن. من

.مي دوني که اون چه جوريه اون کمک هاش رو قطع ميکنه

مگر اين که من در عرض يک ماه .دوباره ازدواج کنم

.يه ماه. آخه غيرقابل تحمله .ولي من...من بايد... بايد قول مي دادم

يادته صحبت کرديم که بدون .پول اون، چه اتفاقي ميافته

.بانک خونه رو ازمون مي گيره

،من براي بدهکاري ميرم زندان .بچه هاي بزرگتر رو مي برن کار

فقط خدا مي دونه .چه اتفاقي براي کريسي کوچولو ميافته

...و اگي

.فکرشم نميشه کرد

!کجاييد؟ نيم پزهاي نق نقو

.آماده مبارزه ام !و من سرسختم

!چه خوشه

!ما آشپزو گرفتيم

.کسي که نياز داري پرستار مکفي هست

!بپر

اريک، نکنه دوباره داري بمب مي سازي؟

...مکفي

!بپر

!اوه - !بپر -

.اونا تو آشپزخونه هستن - !نه! نه! تو اونا رو بردي پايين براي نون برشته -

!من هرگز نبردم .شما اونا رو بدون شام فرستادين تختخواب

!به خاطر اين کارتون بود - ...به من نگو -

...خب من - چرا تو...؟ -

.من برم - ...نه، من بهتره -

...خب، نه، من مي تونم - ...تو، اه...من -

.پس من برم ديگه - ...بله، تو... من الان -

.شب به خير، آقاي براون .من پرستار مکفي هستم

.اوه، شما... اه... البته

...خداي من. فکر کنم موسسه

.من زير نظر هيچ موسسه اي کار نمي کنم، آقاي براون .من يه پرستار دولتي هستم

...يه پرستار دولتي؟ چه

.غيرمعمول...

ميشه بيام تو؟

.بله، البته... بفرمائيد تو

.هوم

مي دونم بچه هاي به شدت .بدرفتاري داريد

.نه. نه، نه. نه .نه... خدا نکنه، اين چه حرفيه

.بازيگوش - !خفه شو -

نگراني هاي اصلي شما چيه؟

نگراني؟

هوم. وقتي بهشون ميگيد ميرن به رختخواب؟

.خب، نه، نميرن، اه... نه

وقتي بهشون ميگيد بيدار ميشن؟ - .اه...خب، نه، نه دقيقا -

وقتي بهشون ميگيد لباساشون رو مي پوشن؟ - .خب، سوال خوبيه -

ميگن "لطفا" و "متشکرم"؟ - در چه زمينه اي؟ -

.همين براي شروع کافيه

.بچه هاتون به من نياز دارن

من برم و مطمئن بشم که قبل از .معرفي شما همه چيز مرتبه

.من خودم رو معرفي مي کنم

،خواهش ميکنم، آقاي براون .بريد روزنامه تون رو بخونيد

.اوه، ببين

در بازه و .هيچ کس اونجا نيست

.من اينجام

.من پرستار مکفي هستم

اوه، کسي حرف زد؟

.من که چيزي نشنيدم - .چون هيچ کس اونجا نيست -

پس خوب گوش کنيد .و سعي کنيد اينو بشنويد

،اين کارتون رو تموم مي کنيد آشپزخونه رو مرتب مي کنيد

.و ميريد طبقه بالا به رختخوابتون

شنيديد چي گفتم؟ - .من يه فکري دارم -

چرا تمام شب اينجا تو آشپزخونه بازي نمي کنيم؟

!آره، آره

.فکر خوبيه - !گوجه فرنگي -

!بپر! بپر، بپر! بپر

!بپر، بپر، بپر، بپر

!بپر! بپر! بپر! بپر

!بپر! بپر! بپر! بپر

...بپر! بپر! بپر! بپر! بپر... بپر

.بپر

More Farsi Persian subtitles for Nanny McPhee

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left