Death Whisperer 3

Death Whisperer 3 (ธี่หยด 3)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Death Whisperer 3 2025 WEB DL EN
Un comentario de Don Milo

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-02-10
Descargas: 57
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‏‫رودخانه ایراوادی، ۱۸۲۵‬ ‏‫قلمرو پادشاه باگیداو‬

‏‫ای خدایان مقدس آسمان،‬

‏‫این کودک و خودم را‬ ‏‫از گزند ایمن بدار.‬

‏‫تمام عمرم دعا کردم و این الهه رو پرستیدم.‬

‏‫و این؟‬

‏‫این سزای منه؟!‬

‏‫تو دیوونه‌ای!‬

‏‫تو از الهه سرپیچی کردی.‬

‏‫- باید به خاطر این بمیری!‬ ‏‫- این که بچه نیست؟‬

‏‫هرزه!‬

‏‫ای هرزه!‬

‏‫آتیش رو خاموش کنید!‬

‏‫عجله کنید!‬

‏‫لعنت بهت، جادوگر شوم!‬

‏‫هی!‬

‏‫انتقامم رو از همه‌تون می‌گیرم!‬

‏‫سال ۱۹۷۶‬

‏‫ناحیه دان ماخام تیا،‬ ‏‫استان کانچانابوری‬

‏‫- هی، چی شده؟‬ ‏‫- یاک! یوس داشت دندونم رو می‌کشید!‬

‏‫آخه لق شده!‬

‏‫چقدر تو لوسی.‬

‏‫ترسناکه.‬

‏‫باشه، باشه.‬

‏‫بیا. تموم شد.‬

‏‫این آخرین دندون شیریت بود؟‬

‏‫حالا دیگه خانومی شدی.‬

‏‫آماده‌ا‌ی دوست‌پسر داشته باشی؟‬

‏‫یا همین الانشم داری؟‬

‏‫انگار که به تو می‌گم!‬

‏‫یادت باشه بندازیش روی سقف،‬ ‏‫تا دندون جدیدش خوب رشد کنه.‬

‏‫برو.‬

‏‫خواهرت اینجاست.‬

‏‫- سلام!‬ ‏‫- بیا اینجا.‬

‏‫- بذار یه بوس بهت بدم.‬ ‏‫- دلم برات تنگ شده بود!‬

‏‫- بیا.‬ ‏‫- سلام کوچولو.‬

‏‫فرشته‌ی من.‬

‏‫اون شوهرت رو می‌گم.‬

‏‫چقدر بزرگ شدی!‬

‏‫باید ازت مراقبت کنه،‬ ‏‫نه اینکه بفرستدت خونه.‬

‏‫سلام بابا.‬

‏‫باز داری غر می‌زنی، آره؟‬

‏‫خب، الان فصل شکره.‬

‏‫پرادیت سرش شلوغه،‬ ‏‫داره نی‌هاشو می‌بره کارخونه.‬

‏‫خوبه که سرش شلوغه.‬

‏‫می‌تونیم یاد رو کمی‬ ‏‫بیشتر پیش خودمون نگه داریم.‬

‏‫- درسته.‬ ‏‫- دیدی؟‬

‏‫یاک!‬

‏‫غذا آماده‌س!‬

‏‫اومدم.‬

‏‫بیاین دیگه.‬

‏‫بیا، ید.‬

‏‫خورشت اردک موردعلاقه‌ت از رستوران «لی».‬

‏‫حسابی بخور که برای بچه هم خوبه.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫هی، اون مال «ید»ـه.‬

‏‫- بذارش زمین. مال «ید»ـه.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫کی قراره فارغ بشی؟‬

‏‫دکتر گفت دو ماه دیگه.‬

‏‫یعنی به همین زودی عمه می‌شم.‬

‏‫- می‌شم عمه «یی».‬ ‏‫- عمه یی؟‬

‏‫خب، دوست داری پسر باشه یا دختر؟‬

‏‫فکر کنم پسر خوب باشه.‬

‏‫می‌تونه توی مزرعه کمک‌دست باشه.‬

‏‫نه، پسر رو بی‌خیال.‬

‏‫دختر بهتره.‬

‏‫همین الانشم برادرات به اندازه کافی تخس هستن.‬

‏‫خب، بیایم امیدوار باشیم دوقلو باشن.‬

‏‫اون‌طوری دردش می‌ارزه، مگه نه؟‬

‏‫از هر کدوم یکی.‬

‏‫این‌جوری همه خوشحال می‌شن.‬

‏‫خیلی عالی می‌شه!‬

‏‫تو از پسش برمیای؟‬

‏‫فکر کنم من یکی بی‌خیال شم.‬

‏‫هی، اسم همه‌مون با «ی» شروع می‌شه.‬

‏‫خب، اگه بچه دختر بود،‬

‏‫چرا نذاریم «یِرم»؟‬

‏‫برای پسر هم به نظرم...‬

‏‫«یود».‬

‏‫- افتضاحه.‬ ‏‫- چرا آخه؟‬

‏‫جدی؟ یود؟‬

‏‫مگه چیه؟‬

‏‫خیلی بد‌سلیقه‌ای.‬

‏‫بی‌خیال بابا.‬

‏‫«یک»، به فکر برگشتن به ارتش هستی؟‬

‏‫مطمئن نیستم.‬

‏‫شنیدم دوباره دارن نیرو اعزام می‌کنن.‬

‏‫شاید وقتشه دوباره ثبت‌نام کنی.‬

‏‫من و «یود» حواسمون به مزرعه هست.‬

‏‫بسپارش به ما.‬

‏‫آره.‬

‏‫اگه «یک» برگرده، کی منو از مدرسه میاره؟‬

‏‫من که هر روز دارم این کارو می‌کنم.‬

‏‫نه، نمی‌خوام تو بیای.‬

‏‫همش داری واسه معلمم لاس می‌زنی.‬

‏‫- مایه آبروریزیه.‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫- واقعاً این کارو می‌کنی؟‬ ‏‫- هان؟ دروغه!‬

‏‫بی‌خود نیست «یی» همیشه برای شام دیر می‌رسه.‬

‏‫داشتم فقط با معلمش حرف می‌زدم.‬

‏‫بهونه نیار.‬

‏‫- اصلاً باورم نمی‌شه.‬ ‏‫- حالا اسمش چیه؟‬

‏‫خانم پراکایسری.‬

‏‫بفرما. یه هدیه برای بچه‌ات.‬

‏‫ممنون، مامان.‬

‏‫- کارتون تموم شد؟‬ ‏‫- بله.‬

‏‫مامان هنوز همه‌چی رو مرتب نگه می‌داره.‬

‏‫یی دیگه می‌تونه تنها بخوابه.‬

‏‫دیگه به مامان احتیاج نداره.‬

‏‫یم حتماً خوشحاله‬

‏‫که دوباره همه‌مون رو کنار هم می‌بینه.‬

‏‫راستش...‬

‏‫من دوست دارم به ارتش برگردم.‬

‏‫فقط نگران خونه‌ام.‬

‏‫چرا؟ فکر می‌کنی از پسش برنمیام؟‬

‏‫هی، من که بهت شک ندارم.‬

‏‫تو خیلی خوب همه چیزو مدیریت می‌کنی.‬

‏‫فقط می‌خوام زمان از دست رفته رو جبران کنم.‬

‏‫تو به اندازه کافی برای ما کار کردی.‬

‏‫وقتشه یه کاری برای خودت بکنی.‬

‏‫سرباز یاک، آماده‌ام قربان!‬

‏‫ارتش سلطنتی تایلند ازت محافظت می‌کنه‬

‏‫خندق می‌کَنن، به ماهی هم غذا می‌دن‬

‏‫- بعضی‌ها هم از نیروها می‌دزدن‬ ‏‫- مستقیم راه برو!‬

‏‫- البته همیشه هم مست می‌کنن!‬ ‏‫- منم میام پیشتون.‬

‏‫می‌دونستم! برو جلو!‬

‏‫وایسا!‬

‏‫داداش!‬

‏‫خونه به‌هم ریخته‌ست!‬

‏‫وایسا!‬

‏‫برگرد اینجا.‬

‏‫من دارم می‌رم، یی.‬

‏‫پد.‬

‏‫خداحافظ.‬

‏‫بوو!‬

‏‫تو منو ترسوندی!‬

‏‫فقط می‌خواستم بپرسم‬

‏‫که می‌خوای با هم بریم خونه؟‬

‏‫منتظر برادرهام هستم.‬

‏‫باشه پس. بعداً می‌بینمت.‬

‏‫آره.‬

‏‫تو نمی‌ری؟‬

‏‫نه!‬

‏‫یاک، کمک کن!‬

‏‫یاک، کمک کن!‬

‏‫یاک!‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫یاک، کمکم کن!‬

‏‫لعنتی! یی!‬

‏‫یاک، کمکم کن!‬

‏‫یی!‬

‏‫- یاک!- یی.‬

‏‫- کمک!- یی.‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫ولش کن.‬

‏‫گفتم ولش کن.‬

‏‫- من اینجام.- یاک!‬

‏‫هی، حالت خوبه؟‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫یاک!‬

‏‫صدای منو بشنو، یی.‬

‏‫یی!‬

‏‫برگرد، یی.‬

‏‫وایسا، یی!‬

‏‫نکن!‬

‏‫یی.‬

‏‫منم یی. برگرد پیشم.‬

‏‫یی!‬

‏‫یی!‬

‏‫یاک، مواظب باش!‬

‏‫اینجا چه خبره؟‬

‏‫خواهرمو ول کن.‬

‏‫سارج،‬

‏‫اون دیو لعنتی چطور برگشته اینجا؟‬

‏‫احتمالاً بیشتر از یکیشونه.‬

‏‫یاک!‬

‏‫یاک.‬

‏‫- خواهش می‌کنم، باید به یی کمک کنی.- مامان، خوبم.‬

‏‫یاک، یه راهی برای نجاتش پیدا کن.‬

‏‫سارج.‬

‏‫ایده‌ای داری؟‬

‏‫چیزی که کمکمون کنه یی رو پیدا کنیم!‬

‏‫سارج؟‬

‏‫یه راهی بلدم.‬

‏‫برای استفاده از تخته احضار روح‬

‏‫سه تا قانون هست. اول،‬

‏‫فقط به یام فکر کن.‬

‏‫تمرکزتو از دست نده.‬

‏‫دوم، همیشه انگشتت‬

‏‫روی لیوان باشه. آخر،‬

‏‫هیچ‌وقت نذار لیوان بشکنه.‬

‏‫یام.‬

‏‫لطفاً یی رو نجات بده.‬

‏‫فکر می‌کنی میاد؟‬

‏‫اگه بفهمه یی در خطره،‬

‏‫مهم نیست کجاست،‬

‏‫یام برمی‌گرده.‬

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left