Charmed

Charmed

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 5

Información d'a versión

Charmed S05E11 The Importance of Being Phoebe 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 11 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-28
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

خب، پنج تا مغازه گیاه‌فروشی رو گشتم تا بالاخره تونستم یه "چشم سمندر" پیدا کنم

...پس اگه برای جادوگرای شکسپیر خوب بوده

فکر کنم بهمون کمک می‌کنه یه ضربه جدی به کول بزنیم

ببین، هر کاری کردیم که نابودش کنیم

ولی هیچ کدوم اثر نمی‌کنه، باشه؟

پس من میگم حواسمون به پشتمون باشه و به زندگیمون ادامه بدیم

...حالا که حرفش شد، فکر می‌کنی چشم سمندر

روی اون زنی که می‌خواد ازم شکایت کنه، جواب می‌ده؟

!شیطانیه؟ - خب، شیطانی احمقه

پیج، من واقعاً نگرانم که بخاطر این کارم رو از دست بدم

به خاطر دادن نصیحت بد توی ستونت؟

...نه، نصیحتم بد نبود. من هرگز بهش نگفتم که باید

پسره رو دم محراب ول کنه

به هر حال، آزادی مطبوعات چی شد پس؟

خب، ظاهراً یه وکیل کثیف داره راهی برای دور زدنش پیدا می‌کنه

پیج؟

پیج، خوبی؟

پیج، صدامو می‌شنوی؟

خوبی؟

.پیج. پیج

یه نوشیدنی دیگه براتون بیارم آقا؟

کول

چطور پیش رفت؟ محشر بود

اون راننده دیگه صدمه دید؟ آره

...خوبه. تنها کاری که باید بکنی اینه که یه کم کنترل ذهن کنی

روی شاهدها و شاید یه پلیس، اونوقت کارمون ردیفه

بیا از اینجا بریم

وقت برای یه رقص کوچولو هم نداریم؟

کایا، زودتر منتظرت بودم

جبران می‌کنم برات

رئیس

تو که می‌دونی چی می‌خوام

مطمئنی نمی‌خوای به لئو زنگ بزنی؟

نه، نه، یه ضربه مغزی خفیفه

تازه، من لیاقت خوب شدن رو ندارم

بهتر از این می‌دونم که وقتی دارم رانندگی می‌کنم با تلفن حرف بزنم

نمی‌دونم به چی فکر می‌کردم. یادت میاد چی شد؟

...داشتم با فیبی حرف می‌زدم و بعدش

ماشین شروع کرد به دور خودش چرخیدن و از کنترل خارج شد

تقریباً مثل وضعیت شغلیم

عزیزم، اینقدرام بد نیست، هست؟

فکر کنم هست. وکلای روزنامه می‌خوان باهام ملاقات کنن

و فکر نمی‌کنم به خاطر این باشه که از طرفدارای دوآتیشه فیبی هستن

باشه، تو از شغلت بگو، من از کلوپم بدترشو می‌گم

بازرس بهداشت امروز برمی‌گرده

و لوله‌کشی هم منفجر شد. دوباره

چی شده به ما؟ آیا عطارد تو وضعیت برگشتیه؟

به استفاده از یه چسب زخم جادویی فکر کردی؟

اگه از عواقب استفاده شخصی ازش نمی‌ترسیدم، درجا این کارو می‌کردم

ببین، واسه همین همیشه شیاطین دست بالا رو دارن، می‌دونی؟

اونا هر وقت بخوان می‌تونن از جادوشون استفاده کنن

آره، خب، می‌دونی که این چیزیه که خوب رو از بد جدا می‌کنه

آره، می‌دونم، ولی هنوزم خیلی وسوسه‌کننده‌ست

!یعنی، تو می‌تونستی لوله‌کشیتو درست کنی، منم می‌تونستم بعضی از وکلا رو تبدیل به وزغ کنم

خاله فیبی، ویکن‌های کوچولو گوشای خیلی بزرگی دارن که می‌تونن صداتو بشنون

متاسفم عزیزم، فقط شوخی کردم! بیشترش

خب، حالت خوبه؟ چون من الان باید برم اخراج شم

تو اخراج نمی‌شی. و من خوبم

از دهان تو بشنوه خدا. خداحافظ، خواهرزاده کوچولوی من

داری لهَم می‌کنی! دوستت دارم

!ولم کن

این ربطی به بحث قبل نداره، ولی من و تو باید درباره نابود کردن کول حرف بزنیم

چون الان به اندازه کافی مشکل نداریم؟

نه، چون اون در حال حاضر بزرگترین مشکل ماست، باشه؟

فیبی رو ببین، کلاً داغونش کرده

نمی‌دونم، با توجه به وضعیت شغلیش، شاد به نظر می‌رسید

این یه چیز فوق‌العاده‌ست به اسم انکار، باشه؟

فیبی‌ای که من می‌شناسم هرگز اینطوری جلوی وکلا کوتاه نمیومد

...و امروز صبح وقتی داشتم باهاش درباره نابود کردن کول حرف می‌زدم

بهم گفت دارم وقتم رو تلف می‌کنم. بهت میگم، حالش خوب نیست

باشه، باشه، باشه، بعدازظهر رو سرمون تو معجون‌هاست

ولی می‌تونم اول برم تنها منبع درآمدمون رو نجات بدم؟

آره، برو، بعداً می‌بینمت

حالت خوبه که تله‌پورت کنی؟ من کاملاً خوبم که تله‌پورت کنم. برو

باشه

پیج متیوس؟

بله؟

شما بازداشتید

تصادف و فرار جرمی. اون کارش تمومه

و P3؟

بازرس بهداشت اونجاست. آدمای ما مستقر شدن

باید بگم، استفاده از قانون برای سرنگونی خواهران جادوگر نابغه بود، قربان

هیچ‌وقت نمی‌فهمن

می‌فهمن. ولی دیگه خیلی دیر شده

عمارت هالیول

دروازه به کانون روحی... تمام قدرتی که نیاز داریم

عجب، درست زیر خونه جادوگرا. کی فکرشو می‌کرد؟

من می‌دونستم

به خاطر همینه که اینقدر لعنتی قوی‌ان؟

تا حدی. کانون (نکسوس) خیلی قویه

ولی قدرت می‌تونه به هر سمتی بره

تو دستای خوب، خیر قدرت بیشتری می‌گیره

ولی وقتی ما بهش دست پیدا کنیم، شر پخش می‌شه

چقدر دور؟ به اندازه کافی

...پلیس، سیاستمدارا

و فیبی

شر وجودش رو تسخیر می‌کنه... و بالاخره تسلیم عشقمون می‌شه

و بعد خواهراشو شکنجه می‌کنم و می‌کشم و ما تا ابد با خوشبختی زندگی می‌کنیم

...قربان، فکر کردم هدف از همه‌ی اینا

این بود که به شما قدرت سازماندهی مجدد رو بده

دنیای زیرین بالای زمین

...آره، همینطوره. اما برای اینکه متحد بشیم

...شرارت باید رهبر خوشحالی داشته باشه. و برای اینکه من خوشحال باشم، نیاز دارم

.فیبی، تو اینجا چیکار می‌کنی؟ اومدم ببینمت، عزیزم

.فکر کردم می‌تونیم یه پیک‌نیک کوچیک داشته باشیم

کایا، تو داری چه غلطی می‌کنی؟

لعنتی، از کجا فهمیدی منم؟

...خب، اول از همه فیبی از من متنفره. و اون اهل مشروب نیست، و

.اینقدر زبون‌بازی نمی‌کنه

از کی تا حالا استریپر دنبال یه مرد از سر کارش راه افتاده؟

.هی، هی، هی، دکس، سخت نگیر. یه کم دلباخته شده

.با تمام احترام قربان، شیاطین کران زنان حیله‌گر و فریبکارین

.و این یکی یه برنامه داره که خیلی فراتر از یه دلباختگی ساده‌ست

.حتماً

.بوی قدرت رو حس می‌کنه، مگه نه کایا؟ شاید می‌خواد ملکه جدیدم باشه

.فقط اینو بفرست بره، منم ارزش خودمو ثابت می‌کنم

.متاسفانه نمی‌تونم. من عاشق کس دیگه‌ای هستم

.اما من می‌تونم اونو بهت بدم. می‌تونم خودش باشم

.نه

.تو فقط به درد یه رقص گاه‌به‌گاه می‌خوری، اما فراتر از اون، من اصل کاری رو می‌خوام

.خیلی خب، شنیدی چی گفت، برو بیرون. و دیگه پیدات نشه

.وگرنه خودم کاری می‌کنم که بری

.نه اینجوری

.از همون راهی که اومدی برو بیرون

.تو این دفتر ما آبروداری می‌کنیم

.منو می‌خوای، حسش می‌کنم

.گستاخ

.ولی جذاب بود

.نه. نه، نه، این کارو نکن. خواهش می‌کنم، باید یه شانس دیگه بهم بدی

و چرا؟

...چون، چون، چون

...چون تقریباً چهار ساله که داریم کار می‌کنیم

.و هنوز تو هیچ بازرسی رد نشدیم

.خب، آقای وایات، با این حرفتون موافق نیستم. این هفته دو بار رد شدید

.آره، ولی این هفته خیلی بد بود. یعنی، به طرز عجیبی بد بود

...و فردا لوله‌کشی رو درست می‌کنیم، پس

نمیشه اون موقع برگردید؟

.خب، سوابقتون تا الان بی‌عیب و نقص بوده-- وای، سلام

.موش هم؟ نه! نه، ما موش نداریم

.ما... اونا اینجا زندگی نمی‌کنن

.اونا فقط دارن سعی می‌کنن زندگی منو نابود کنن

.از بین بردن هجوم جوندگان بیشتر از یک روز طول می‌کشه

.تعطیل کنید، مشکل رو حل کنید

.و چند هفته دیگه یه بازرسی دیگه براتون تنظیم می‌کنیم

.من چند هفته دیگه به یه بازرسی دیگه نیاز ندارم

.چون اگه اینقدر طولانی تعطیل بمونم، ورشکست میشم

.متاسفم. کاری از دستم برنمیاد

.خیلی خب، پس من شما رو راهنمایی می‌کنم بیرون

!کجایید؟ ازتون متنفرم، ازتون متنفرم! برید خونه

!از اینجا گورتون رو گم کنید، جونورای موذی، باشگاه خراب‌کن! گیرتون میندازم

پایپر، داری چیکار می‌کنی؟

.معلومه که دارم جمعیت جوندگان رو کم می‌کنم

.بیا عزیزم، از این قضیه رد می‌شیم

.آره، ما رد می‌شیم، ولی باشگاه نه

...چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟ یعنی، می‌دونم که به باشگاه بی‌توجهی کرده‌ام

.از وقتی باردار بودم، ولی نه در این حد

.این چیزا پیش میاد. فقط بدشانسیه

...نه، این بیشتر از بدشانسیه. خرابکاریه، این

.شیطانیه

.چی؟ خب، آره

.پرونده حقوقی فیبی

.تصادف پیج

.نه، همینه. همه‌اش بخشی از اونه، حتماً همینطوره

.چرا؟ چون من اینطور گفتم

.و اگر نه، باشگاه رو از دست می‌دیم که اصلاً گزینه‌ای نیست

.لعنتی. فقط همینقدر بهم نخورد

.از این طرف لطفا، خانم متیوز

.فیلم نیست. کمد بایگانی رو امتحان کن

.اون جایی نمیره

.چرا؟ چرا من جایی نمیرم؟ شما همیشه قبلاً به ما کمک کردید

.با مشکلات دیگه. این از اون‌ها نیست

.من خیلی مطمئن نیستم، پیج

.من کاری که می‌گن رو نکردم

.و اگه کسی بخواد واسم پاپوش درست کنه، یه شیـ... بقیه

.افسر گارسیا از بقیه نیست و با هیچکس دیگه‌ای هم دست به یکی نکرده

.اون یه پلیس خوبه. و بارها جون منو نجات داده

.خدای من، فکر کنم می‌فهمم اینجا چه خبره

.پرونده فیبی، باشگاه پایپر

.باید منو از اینجا بیرون بیاری. وگرنه فقط بدتر میشه

.گوش کن، من الان ستوانم. نمی‌تونم مثل سابق قانون‌شکنی کنم

حتی اگه هم می‌تونستم، اینا مشکلات حقوقیه، می‌دونی؟

.نمی‌تونم همینجوری کاری کنم که از بین برن

.نمی‌تونیم همینجوری ازش بگذریم. اون مدرک قوی‌ای برای سوءنیت داره

نمی‌فهمم. چطور اون مدرک قوی داره؟

...اون ادعا می‌کنه که در نتیجه طلاق تلخ خودت

.تو مأموریت خودت کردی که ازدواج‌های دیگه رو نابود کنی

.این مسخره‌ست

"اگه هرگونه شک و تردیدی داری، اصلاً هرگونه شک و تردیدی..."

"پیشنهاد می‌کنم با سرعت یه یوزپلنگ کوچولوی وقت شام فرار کنی."

.داشتم اغراق می‌کردم

.اینو می‌دونم. اما اون ده‌ها کلیپ مشابه جمع کرده

.و تهدید می‌کنه که با داستانش بره سراغ مطبوعات

.و من به عنوان یه خبرنگار می‌تونم بهت بگم که این یه داستان خوبیه

...باشه، خب

آیا جنجال برای فروش خوب نیست؟

...شاید برای "انک وایرر" خوب باشه، اما من خیلی سخت کار کردم

.تا این روزنامه رو به یه منبع خبری معتبر تبدیل کنم

نمی‌تونیم فقط بهش پول بدیم؟

ما باید برای اینجور چیزها بیمه داشته باشیم، مگه نه؟

.اون پول نمی‌خواد

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left