Mosaic

Mosaic

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Mosaic S01E06 WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E06 720p WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E06 1080p WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Mosaic S01E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Mosaic S01E06 480p WEB H264-DEFLATE
Mosaic S01E06 480p 720p 1080p WEB
Un comentario de Cannibal
█► حسین امیری و علیرضا ابراهیمی | LiLMeDiA.TV ◄█

Etiquetas

web
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
Publicau o: 2018-02-05
Descargas: 47
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫این چه کوفتیه؟

‫این یارو یهویی سر و کله‌ـش پیدا میشه

‫میگه که همکارِ اریک نیل بوده

‫کلی کار هست که بهش چسبونده ‫و میگه در گذشته انجام داده

‫چیزی نیست که از هیچ‌جا و بی‌خبر بیاد

‫کِیسی دلاکروی. اون کیه و چرا ‫الآن سر و کله‌ـش پیدا شده؟

‫یکی داره کثیف بازی میکنه

‫یه‌کاری کن، دامی چیزی پهن کن

‫تی‌شرت که به همراه جسد

‫دفن شده بود، پیدا شد

‫- کی از کارِ جدیدت حمایت کرد؟ ‫- چی داری میگی؟

‫هرکی که داره به کِیسی پول میده ‫میخواد که من اینجا بمونم

‫نباید باهاش حرف بزنی

‫تا وقتی همدیگه رو ببینیم

‫این قضیه چقدر جدیه؟

‫خب حالا چی میشه؟

‫تو و لورا باید تصمیم بگیرین

‫که میخواین چیکار کنین

‫درونت چی بهت میگه؟

کـاری از حـسـیـن امـیـری و عـلـیـرضـا ابـراهـیـمـی Hossein_124 & Cannibal

‫نه، نه

‫تو نمیتونی اینجا باشی، اَلن

‫اون خودشه؟

‫اَلن، اینجا چیکار میکنی؟

‫تام دیویس، ایشون... ایشون ‫نماینده‌ی مالکینِ مِلک‌ـه

‫میدونم ایشون کیه، ولی الان، ‫این محدوده جزو حوزه اختیارات منه

‫- ما نمیخوایم سر راه کسی قرار بگیریم... ‫- شما همین الان قرار گرفتین

‫اینجوری با من حرف نزن!

‫اینجوری نمیشه ادامه داد. ‫دِیو؟

‫- اَلن، مشکلی نیست ‫- باید بریم، آقای پِیپ

‫- دستاتو بکش ‫- آقای پِیپ، باید بریم

‫- اَلن... ‫- اوه، خدایا، نه

‫بهم اعتماد کنین

‫دوباره لازم نیست ‫نکات فنی‌ای رو یاد‌آوری کنید...

‫که دوباره باعث بسته‌شدن این پرونده بشه

‫«دوباره»‌ بسته بشه؟ ‫یعنی الان بازه؟

‫غیررسمی، سعی دارم ‫دوباره بازش کنم

‫و با توجه به شرایط جدید،

‫فکر کنم فرصت خوبی برام باشه

‫خب، این... ‫این عالیه

‫آره،‌ تا وقتی که ‫کسی بهش گند نزنه

‫و من بتونم اون جوری ‫که لازمه کارم رو انجام بدم

‫برای همین اَلن انقدر عصبانی بود؟

‫پیچیده‌ست

‫اَلن عصبانیه، چون اون دیگه رئیس نیست

‫و چون سعی داره اطلاعاتی رو ‫به‌دست بیاره که من نمیتونم به اون،

‫- یا به هیچکس دیگه بدم! ‫- هیچکس؟

‫بله، هیچکس. ‫مخصوصاً کسایی که

‫توی این پرونده دخیل نیستن

‫همین الآن از شما ‫میخوام که از اینجا برین

‫- کارآگاه، یه بیانیه بدید لطفاً ‫- جول،‌ خواهش می‌کنم

‫هی! مخصوصاً شما

‫ببین، متاسفم، ولی اوضاع ‫تغییر کرده

‫من... دیگه نمیتونم ‫باهاتون ارتباطی داشته باشم

‫- جدی‌ میگی؟ ‫- همین الان میخوام از اینجا برین

‫اون اُلیویا لیک هستش؟

‫میشه حواست به اینجا باشه، لطفاً؟

‫میشه لطفاً یه مقدار ‫اطلاعات بیشتر به ما بدید؟

‫توضیح نخواین، زود باش ‫دِیو، جان

‫توضیح نخواین! ‫لطفاً هیچ توضیحی نخواین

‫آم...ببخشید، پترا

‫من...

‫گمونم بهتره برم ‫یه پیاده‌روی چیزی بکنم

‫اوه، حتماً، حتماً ‫البته

‫من خودم هم...

‫خودم هم باید درباره یه ‫سری چیزها فکر کنم

‫الو؟

‫ممنون

‫اوه، جی‌سی، وقتی واسه ‫این تماس می‌گیری،

‫امیدوارم یه هشت میلیون «پسو» ‫برات آب بخوره ‫

‫یا هر وامونده‌ای که پول رایج «ایبیزا»ست ‫

‫ایبیزا

‫اوه، لعنتی

‫من چه احمقی هستم

‫منظورم اینه، انتخاب‌هام در مردها

‫من‌جمله و مخصوصاً تو

‫در این لحظه

‫نمی‌تونم باور کنم

‫که گذاشتم این

‫شب سال نو رو بری

‫منظورم اینه، تا الان دیگه باید ‫خوب من رو شناخته باشی

‫که بدونی از قصد نبود

‫زنجیره‌ی افکارم پاره شد

‫آه... مردها، آره

‫می‌دونی؟

‫اگه تو یه‌بار دیگه

‫منو ول کنی به امون خدا...

‫می‌گیرم میکُشمت

‫و بعدش انقدر عصبی میشم که

‫که اونجا نیستی

‫منظورم اینه، واقعاً،

‫مردهایِ عوضی

‫تک‌تک‌شون که

‫دعوت‌شون کردم به خونه‌م

‫یه مشت دروغ‌گو...

‫و کلاهبردار و...

‫وحشی‌ان

‫منظورم اینه، یکی‌شون امشب،

‫مشت‌ـش رو آورده بود بالا

‫و فریاد می‌زد و آب‌دهن‌ـش می‌پاشید

‫و... ‫اوه، خدای من

‫ببین کی برگشته

‫اه، تُـف

‫اولین کریسمی بود که گذاشت من برم

‫به‌خاطر اوضاعی که با برادرت داشت

‫اوضاعی که اون فکر میکرد داشتن

‫همیشه بهش می‌گفتم که از سه ‫چیزش خیلی بدم میاد...

‫حرف زدن‌های مداوم‌ـش

‫گربه‌های مسخره‌ـش

‫و قفسه‌ی مصنوعی و گُل‌گُلی‌ـه کوفتیش

‫اونوقت وقتی داره دوباره ‫وصیت نامه‌ـشو مینویسه...

‫برای من چی باقی میذاره؟

‫البته، تقصیر من بود

‫بهش گفتم امکان نداره

‫کالکشن «وِلوت الویس» خودمو بهش بدم ‫

‫نمی‌دونم چی بدبو تره...

‫مقدار غذای زیادی که میخوره

‫یا مقدار گهِ زیادی که میده بیرون

‫و یه‌جایی اون وسط، انگار بهش حال میده

‫فکر میکنی آخرِ حرفاش

‫درمورد کی صحبت می‌کرد؟

‫منظورت اینه، به‌جز برادرت؟

‫واقعاً فکر میکنی اون بود؟

‫میخوام فکر کنم که نبود

‫میخوام فکر کنم حتی اگر ‫برای یه لحظه هم که شده

‫یه چیزِ واقعی پیدا کرد

‫دیگه کی میتونست باشه؟ جول؟

‫اون راجع به مشکلاتش با مردها حرف می‌زد

‫جول «اون پسره» بود

‫بعضی وقت‌ها هم فقط «پسره»

‫پسرِ بدبخت

‫آرزوهای بزرگ به همراه بدشانسی

‫ولی در کل پسرِ خوبی بود

‫همیشه فکر می‌کردم، برای اون، ‫مهم ترین چیز این بود

‫اینکه آدمِ خوبی باشه؟

‫اونا باهم رابطه داشتن؟ ‫

‫درموردش شاید حدود 5 دقیقه خیال‌پردازی کرد

‫فکر کنم به معنای واقعیِ کلمه اینکارو کرد

‫مایکل چی؟

‫اوکانر؟

‫صبرکن. برای خودم یه لیوان آب می‌ریزم

‫و با خوشحالی از دهنم آبو تُف میکنم بیرون ‫

‫اونا هیچوقت...؟

‫قرار نذاشتن؟

‫اوه، نه

‫بهم اعتماد کن

‫اَلن پِیپ چطور؟

‫خنده‌داره

‫اگه جان استِیموس مثل « رسیدن به ارتفاع کروز (دریایی) بود»

‫اَلن پِیپ مثل «ما همین الآن فرود اولیه ‫رو شروع کردیم» بود

‫اونا باهم بیرون می‌رفتن؟

‫خیلی کم

‫قضیه جدی بود؟

‫برای اون اینطور بود

‫چقدر جدی؟

‫در حدی که «اون قبلاً ازدواج کرده بود» ‫

‫و به‎خاطر اون ؟

‫مثل قرص اَلتوید ‫

‫یا همون چیزای کوچیکی که

‫وقتی داری از شرکت وال‌گرین میری بیرون ‫بر میداری

‫یا مداد لیک‌بالم یا این ‫ماسک‌های کوچولوی صورت

‫- به عنوان یه ذخیره ‫- بیشتر مثل فکری که

‫موقع لرزش و ماساژ شونه‌هات داری

‫فکر کنم اون آخرین نفری بود که ‫باهاش قرار گذاشت

‫که ازش بزرگتر بود

‫حسود هم بود؟

‫اوه، واو

‫جول، سلام، پترام

‫فقط می‌خواستم چک‌ت کنم

‫از یه چیزایی سر در بیارم

‫و یه فکرایی که راجع به تو دارم

‫فکر کنم وقتشه که باهم یه حرفی بزنیم

‫بهم زنگ بزن

‫جی‌سی میدونه که اومدم اینجا

‫فقط یه چندتا سوال دارم

‫که امیدوارم، یه جواب‌هایی ‫براشون گیرم بیاد

‫شب سال نو، وقتی که اُلیویا کُشته شد ‫شما کجا بودین؟

‫چرا همچین چیزی اهمیت داره؟

‫فقط سعی دارم تکه‌های پازل رو ‫درست کنار هم بچینم

‫تنها توی خونه بودم

‫کسی شمارو دید؟ ‫

‫همونطور که گفتم، تنها بودم

‫تو عاشقِ اُلیویا بودی، مگه نه؟

‫تا حالا برات چطور بوده؟

‫- ببخشید؟ ‫- ایما و اشاره‌ـم رو میگم

‫برات واضحه یا متوجه نمیشی؟

‫ببخشید، من... متوجه نمیشم

‫حتی نانسی درو هم میدونه چطور ‫سرنخ هارو پنهان کنه

‫حداقل دست‌پاچه نشون بده، یه‌کاری کن ‫تا بهت پیشنهادی چیزی بدم

‫همون موقعی که وارد اتاق شدی میدونستم ‫قراره چه اتفاقی بیُفته

‫و اگه بخوام روراست باشم، حتی ‫هیجانی رو که

‫موقع حرکت آهسته‌ی این ‫قطار فرسوده

‫قرار بود بهم دست بده رو می‌دونستم

‫و حالا این گفتگو تمام شده

‫کپی‌هاشون

‫توی قفسه‌ی خونه‌ی اُلیویا بودن

‫این نامه‌ها به تو هیچ ربطی ندارن

‫تو حسود بودی، عصبانی بودی

‫حتی اونو برای اینکه

‫- دخترت باهات حرف نمیزنه، سرزنش میکنی ‫- همین الآن باید بری

More Farsi Persian subtitles for Mosaic

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left