Misery Loves Comedy

Misery Loves Comedy

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

misery l0-ves comedy 2015 720p amzn web-dl ddp5 1 h 264-ntb
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Misery Loves Comedy 2015 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-02-02
Descargas: 7
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

بهم غذا هم می‌دین؟

یه جوریه که انگار به یه میز تکیه دادم

حس می‌کنم تو فرودگاه تنهام

سوال دوم چیه؟

خدای من، چه سوال خوبیه. اوم

بذار ببینمش

کنجکاوم بدونم الان داری همین‌طوری از خودت درمیاری یا نه

نه تصویرم تو دوربین میاد، نه صدام شنیده می‌شه

از اون مواردیه که یه جورایی باید تکرار کنی

هم سوال رو، هم جواب رو. هی، اونوقت شانس اینو داری که بترکونی

فکر می‌کنی آدمایی که از نظر عاطفی وضعیت‌شون مبهمه

جذب استندآپ یا کلاً اجرا می‌شن؟

یه راهی بود واسه من تا کنار بیام

با خجالتی بودن و درونزاییِ مزمنم

من همین الانشم دیوونه‌ام، پس سعی نکن منو آدمِ مسئولیت‌پذیرِ قصه کنی

یا اینکه زندگی‌ای که پیش روشون باز می‌شه

نابودشون می‌کنه؟

نمی‌دونم همه‌ی کمدین‌ها این دوره رو می‌گذرونن یا نه، که با خودت می‌گی:

«دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم بامزه باشم

نمی‌دونم چطور تونستم تا اینجا پیش بیام.»

اما من همیشه معتقدم بامزه‌ترین آدما کمدین‌ها نیستن

درست مثل اینکه خوشگل‌ترین دخترا لزوماً مدل و این حرفا نیستن

آدمایی رو می‌بینی که فروشنده‌ی کفش‌فروشی‌ان

ولی از خنده روده‌برت می‌کنن

بعدشم دیگه کار منه که اونجا بشینم و سرِ مست‌ها داد بزنم

و این یه جورایی تفاوت بین کمدی و تئاتره

اما من از پسش برمیام. تو یه خانواده‌ی پرجمعیت بزرگ شدم

اشکالی نداره اگه از همه‌شون استفاده کنم، نه؟ هر چی می‌خوای استفاده کن

می‌دونی، قضیه اینه که هر چی دلت می‌خواد می‌تونی استفاده کنی

چون مگه چی می‌خواد بشه؟

قراره ملت چی بگن؟

قراره دیگه بهم زنگ نزنن؟

همین الانشم بهم زنگ نمی‌زنن، پس

پس فرقی نمی‌کنه چی بگم

مکزیکی‌ها، یهودی‌ها، سیاه‌پوست‌ها، ایرلندی‌ها

آلمانیِ بامزه زیاد نداریم

خیلی بهتر می‌شد اگه معمولی بودی، چون اگه معمولی بودی

اونوقت مجبور می‌شدی تو یه کار دیگه مهارت پیدا کنی

و می‌دونی، کمدی فقط یه چیزی می‌شد که موقع آب خوردن کنار سردکن انجام می‌دادی

اما اگه واقعاً تو بامزه بودن نابغه باشی

اونوقت آره، می‌تونی تضمین کنی که

ازدواج‌هات به سرانجام نمی‌رسن و بچه‌هات هم داغون بار میان

خب، این سوال عمیقیه

حرکت

باشه

اسم این کار چیه؟ «کمدی عاشقِ بدبختیه»

و فکر می‌کنی درسته؟ این سوال آخره، پس صبر کن

باشه

بابام همیشه آدمِ بامزه‌ی خانواده بود

بابام منو خیلی می‌خندوند

بابام. بابام

پدرم. پدرم احتمالاً

اولین کسی بود که با خودم گفتم: «پسر، این چقدر بامزه‌ست.»

نه اینکه جوک‌هاش خیلی عالی باشن

اما اون روحیه لودگی رو توش می‌دیدم

و می‌دیدم که چقدر بهش

خوش می‌گذره وقتی بقیه رو می‌خندونه

و همیشه یه عالمه از این جوک‌های

پیش‌پا‌افتاده و کوچه‌بازاری داشت

و می‌دیدم که چطوری بقیه رو از خنده می‌کشه

اون عاشقِ... می‌تونم فحش بدم؟ بله، بفرمایید

اون عاشق جوک‌های بی‌ادبی و جوک‌های مربوط به گوزیدن بود

واسه همین من هنوزم ازشون خوشم نمیاد، چون این مدل شورشِ منه

بهم گفت، گفت: «اگه آدامس قورت بدی

پی‌پیت مثل یو‌یو می‌ره و میاد.»

و تا سال‌ها بعد نفهمیدم که داشت دروغ می‌گفت

همین‌طوری داستان‌های عجیب و غریب درباره زندگی من از خودش درمی‌آورد

می‌گفت

یه غذای پاکستانی هست

به اسم بریانی که غذای مورد علاقه‌ی منه

و اون می‌گفت: «آره، چون وقتی بچه بودی

انداختیمت تو قابلمه بریانی و یادمون رفت درت بیاریم.»

و من تا ۱۳ سالگی نمی‌دونستم این دروغه

چون برام شده بود بخشی از واقعیت

با خودم می‌گفتم: «آره، این اتفاقی بود که واسم افتاد.»

و اونم می‌گفت: «نه بابا، فقط می‌خواستم مخ مامانت رو بزنم.»

انگار داشت با مامانم لاس می‌زد. منم اینطوری بودم که

همون‌طوری که اون پنج سالش بود، داشت با مامانت لاس می‌زد

آره، آره

با خودم گفتم: «فکر کنم دیگه کار تمومه، من پنج سالمه

فکر کنم این یکی رو دیگه بُردی.»

آره، القصه بابام همیشه خیلی بامزه بود

من و بابام واقعاً زیاد با هم نمی‌ساختیم

در واقع ناپدریمه

و اصلاً از شغلم حمایت نمی‌کرد

در حقیقت، یه زمانی

تو برنامه‌هام یوکللی می‌زدم

و خیلی هم موفق بودم، با همین کار رفتم توی تلویزیون و بقیه ماجرا

اما یادمه اولین باری که براش یوکللی زدم

فقط نگام کرد و گفت:

«آخه کدوم احمقی می‌خواد با این فزرتی کار به جایی برسونه؟»

اما معلّم‌های زیادی داشتم، مخصوصاً

یه معلّمی به اسم آقای بیزلی

معلّم روانشناسی بود و می‌گفت:

«وین، تو واقعاً یه استعداد درونی داری

توی کلاس بامزه‌ای، مزاحمت ایجاد نمی‌کنی و باهوشی

باید این کار رو امتحان کنی. حتماً باید امتحانش کنی.»

منم گفتم: «اوه.»

اونم همیشه می‌گفت: «آره، این اتفاق هیچ‌وقت نمی‌افته

تو دیوونه‌ای. نمی‌دونم داری چه غلطی می‌کنی. هیچ‌کس نمی‌دونه داری چی‌کار می‌کنی.»

پدرم آدمِ خیلی تودار و آرومی بود

اما پدرم اینطوری بود که: «خوشحالی؟ خب خوبه.»

پدرم تو این زمینه خیلی زرنگ‌تر و باهوش‌تر بود

بابام بامزه بود، ولی نه اون‌طوری که خودش فکر می‌کرد

واسه همین سعی می‌کرد یه جوک تعریف کنه

یا یه جوکی بگه که فکر می‌کرد خیلی خنده‌داره

و بعد خودش آخر جوک بلند بلند می‌خندید

و همه‌ی کسایی که دور میز بودن یه جورایی

فقط صدای جیرینگ جیرینگِ قاشق چنگال‌ها میومد

چون جوک اصلاً نگرفته بود

و اون لحظه با خودت فکر می‌کنی:

«خواهش می‌کنم، نمی‌خوام چشمم تو چشمِ کسی بیفته

چون اگه بیفته، دیگه کنترلم رو از دست می‌دم و می‌زنم زیر خنده.»

اون دو ساعت زودتر

اومد سالن و توی لابی ایستاد

و خودش رو به هر کسی که وارد می‌شد معرفی می‌کرد

«سلام، من بلانش لوئیس هستم، مادرش

سلام. شما اومدین پسرم رو ببینین.»

خلاصه همه دیگه می‌شناختنش

و درست وسط تماشاخانه نشست

بعد من میگم: «خب، پدرم رو که می‌شناسین، شش تا آلت داشت...»

داشتم یه چرندی می‌گفتم و اونم دقیقاً

نمی‌خوام از کادر خارج بشم، ولی بلند می‌شد و می‌گفت:

«اوه، بیل هیچ‌وقت شش تا آلت نداشت. چطور جرات می‌کنی؟!»

واقعاً عجیب‌ترین اجرای عمرم بود

چون همه‌ی تماشاچی‌ها هو می‌کردن و می‌گفتن:

«داری بابات رو ضایع می‌کنی!»

نه بابا، قبل اینکه اون بیاد، این فقط یه شوخی بود

شبکه HBO قدیما توی برایانت پارک یه برنامه‌ای داشت

جایی که رو به کتابخونه می‌ایستادی

و کمدین‌ها میومدن روی صحنه

زنده و بدونِ هیچ سانسوری

عصر روزهای تابستون

از قضا مامان و بابام هم اونجا بودن

و جا هم سوزن انداختن نبود

و خیلی معرکه‌ست که بتونی کلمه‌ی «لعنتی» رو فریاد بزنی

و پرتابش کنی سمت کتابخونه

و اکو بشه و برگرده سمتت

مثل بهشت می‌مونه

جمعیت هم عالی بودن

کارم که تموم شد، مادرم گفت:

«وای خدای من، اونا واقعاً ازت خوششون میاد.»

همیشه یه جور قضاوت وجود داشت

«خوب بود، بامزه بود.»

تقریباً شبیه یه کمدین، مثلاً:

«می‌دونم، ولی باید می‌خندیدی.»

«اوه، داشتم بهش فکر می‌کردم

که بببینم راهی برای بهتر شدنش هست یا نه.»

همین هفته پیش پیشِ لترمن بودم. اون گفت:

«به نظرم هیچ جای اصلاحی نداشت.»

این همیشه اولین چیزیه که از دهنش

«با این حال می‌تونی به دیوید لترمن بگی

اگه فرصتش پیش اومد، نمی‌دونم خوش‌صحبته یا نه

که اون دکور خیلی شلوغه

آخه چرا جلوی تصویر شهر نیویورک ایستادی؟

این... این دیگه چیه؟

باید یه پرده‌ی قشنگ اون پشت باشه که به لباست بیاد.»

خب، اجازه بده همین الان برم بهش بگم

راستی، حرفش اشتباه هم نیست. اشتباه نمی‌گه

بخش حرص‌درآرش همینه. اشتباه نمی‌گه

«اگه نظرت عوض شد، همیشه می‌تونی برگردی پیشِ کونان، نه؟»

منظورم اینه که واقعاً، تو عرض

توی همون ۱۰ ثانیه‌ی اول

اولین واکنشش این بود:

«وقتی دنیا حسابی داغونت کرد

می‌تونی با دمِ لای پا برگردی، مگه نه؟»

منم گفتم: «آره، ولی من واقعاً

الان اصلاً روی این موضوع تمرکز ندارم بابا.»

حالا، آدم می‌تونه بگه که حق با اون بود

من با التماس برگشتم

بعد از اینکه توسط این شهرِ لعنتی

جویده و تف شدم

ولی دوست داشتم فقط برای یه بار هم که شده بگی: «عالی بود»

اما همیشه یه انتقادی هست

«خب، پس ما اجازه نداریم

پس اول باید یه چیز خوب بگم و بعدش می‌تونم...»

خیلی خوب می‌شه. این خودش یه شروع عالیه

بیا از همون‌جا شروع کنیم، ولی بعدش دوباره تیکه‌های نیش‌دار ایرلندی‌ش شروع می‌شه

«خب، این شلوار جینِت خیلی بهت میاد.»

پذیرش

همیشه بخش بزرگی از

کنار اومدن با شخصیتش بوده

و اینکه خیلی زود توی زندگی فهمیدم

که اصلاً کامل نیستم، قضیه رو برام یکم راحت‌تر کرد

ولی نه خیلی، چون یه لایه‌ی دیگه‌ای هم داره

مثل این می‌مونه که وقتی اسمت هم‌نام پدرته

در واقع فقط یه مجسمه‌ای هستی که برای ادای احترام

به کسی که قبل تو بوده ساخته شده، مگه نه؟

مثلاً اسمت اسمِ اونه

قراره همون کاری رو بکنی که اون قرار بود بکنه

و هیچ بحثی هم توش نیست

و همون‌طور که پدربزرگم قبل فوتش گفت:

«تو قراره گندی که اون زد رو جمع کنی.»

و حالا چه این فشار درست باشه چه نه

به هر حال فشاره دیگه

چند سالت بود وقتی این رو گفت؟

سالم بود. ۱۵ سال ۱۵

بهم گفت که بهم افتخار می‌کنه

مریض بود و اون موقع تو بخش مراقبت‌های ویژه بود

و گفت، اوم، گفت:

Misery Loves Comedy subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left