As primeras 200 linias.
...آنچه گذشت
ادوین توی جهنمه؟ - ،یه در باز کن -
تا من برگردونمش بعد همه ما مال تو
منم میام - نه نمیای -
از بدن جنی بیا بیرون و بذار من برم جهنم
نمیتونم، هرزه احمق
،اگه نتونی منو ببری جهنم پس دیگه نمیتونی خاطرات منو داشته باشی
فکر میکنی از چیزی که توی اونا پیدا میکنی خوشت میاد؟
ادوین بیشتر از اونی که بتونی تصور کنی درد و رنج کشیده
یه نقشه جدید به ذهنم اومد
هی با اون کاری نداشته باش - از سر راهم برو کنار -
من انتقام کهنهم رو رها کردم
،من میخوام ادوین رو بگیرم
،بذارش توی این دستگاه .و درد و رنج اون بهم قدرت جدید میده
و با استفاده از اون قدرت میخوام هر موقع دلم خواست بچه بدزدم
.چارلز دوست دارم بیشتر از یه دوست
،نمیتونم بگم که منم عاشق توئم
اما برای هیچکس دیگهای تا جهنم نمیرم
حالا بریم به بخش گمشدهها برای رسیدگی
ببخشید، قبل اینکه اونا رو ببری باید این فرم رو پر کنی
زیاده روی نکنین
نیکو کارت عالی بود
قضیه همیشه سر خاطرات من بوده
.کریستال، متوجه نمیشم چرا اینقد داری بدجنسی میکنی؟
،باورت بشه یا نه
اما من میدونم که اون با همه بهت خیانت کرده
من مگه اصلا اشتباه میکنم؟ فکر میکنی از گفتن این موضوع بهت لذت میبرم؟
.ببخشید خانوم
شما نمیتونی بدون پرداخت هزینه .از اینجا برید
چی داری میگی؟ - وسایل توی کیفت -
کدوم وسایل؟ من که چیزی ندارم
شما وسایلی نداری
نه اما مطمئنم تو قراره به مدت چندین هفته
.درباره مار و عنکبوتهای گوشتخوار کابوس ببینی
.فقط به همه بگو که تا ساعت 10 بیان اینجا قرص مالی هم بیار
.مامان بابام هیچ گوهی نمیخورن ...اونا حتی
!خدای من، شما منو ترسوندین
تیلهها رو خوردی؟
ببین، هرکاری که برای به دست آوردن خاطراتت بکنی از نظر ما اشکالی نداره
مشخصا بازگردانی خاطرات تو .اولویت اول ما هستش
حالا جواب داده؟
فقط یکی رو خوردم
خدایا، انگار دارن توی .صورت و شکمم مشت میزنن
هی تو خسته به نظر میای
... یادته وقتی همدیگه رو دیدیم و
...و
گفتم که حس میکنم مردم زیاد از من خوششون نمیومد؟
فکرکنم دارم متوجه دلیلش میشم
...اما نه
فقط یه تیله خوردم
و حتما خاطرات خوبی هم باید باشه
چیز بدرد بخوری یاد گرفتی؟
همیشه که لازم نیست همهچی درباره کار باشه
نه... یه چیزی یادم اومد
اسم کاملم کریستال پالاس سورنیم-وان هافرکرفت
ببخشید
یه لحظه
اسم فامیلت وان هافرکفته
نه، سورنیم بخشی از اسمم هستش
خیلهخب، کریستال پالاس سورنیم ...وان-هافرکرفت مثل
بهم چسبیدن
درسته
خب اسمت طولانیه
آره تقصیر مامان بابامه
!پشمام
.مامان بابام
یه سری چیزا مثل شماره تلفنشون رو به یاد آوردم
میتونم بهشون زنگ بزنم
.من که کسی نیستم چرا داری اینکارو میکنی؟
ساکت شو
.تو که هیچکاره نیستی خودت رو دست کم نگیر
.تو یه روحی، یه شبح این مهمه. آره؟
پس ما میخوایم ببینیم که ...چقدر شیره میشه
از درد و رنج تو بکشیم بیرون
نگران نباش، تو فقط یار تمرینی هستی، باشه؟
پس فشاری برای اجرا روت نیست
مانتی
کار میکنه
این قدرت... لذیذه
تصور کن با کل این شهر میتونم چه کارایی بکنم
دیگه خبری از قایم شدن و پنهانی زندگی کردن نیست
خودشون بچههاشون رو جلوی در من میذارن
آره، میتونم ببینم که دوام نداشت، مانتی
واسه همینم به معشوقه تو نیاز داریم دیگه، مگه نه؟
چون اون عذاب واقعی رو از جهنم بلده
اون درد واقعیه
،و عزیزم .میتونه تا ابد به عذاب کشیدن و فریاد زدن ادامه بده
گوش کن، مامانی باید بره به یه سری کارا برسه
خیله خب
.خدایا چقد سر و صدا میکنی باشه
،میخوام بنزین بزنم
،برم قصابی چندتا روح بگیرم
مشکلی نداری؟ بوس
« سورنیم وان-هافرکرفت در لندن »
...یکم دیوونهس، اما من...
الو؟
...مامان؟ خدای من، مامان
کریستال، الان واقعا وقت مناسبی نیست
...باشه
.و حالم خوبه چند هفته عجیبی رو پشت سر گذاشتم
.نباید خیابون رو ببندن دارن وقت مارو تلف میکنن
ثف، برو بهش بگو - مامان، ببخشید -
منم
،میدونم عزیزم لازم نیست اینطوری باهام صحبت کنی
بیا با بابات صحبت کن
میشه؟
کریستال سلام. فقط بگو این بار کدوم کارت بانکیت غیرفعال شده
کارت بانکی؟ چی داری میگی؟
ما اینجا حسابی سرمون شلوغه ،داریم اثر هنری نصب میکنیم
.و کلی چیزها رو باید جابهجا کرد
...بابا. من چندین هفتهس گمشدهم،تو
شما نمیدونستین؟
گم شدی؟ چی؟
.نه عزیزم، تو همیشه شلوغش میکنی
اما من الان وقت این رو ندارم
!چون اون نورافکن باید روی اونجا متمرکز باشه
!مثلا داریم کار هنری میکنیم میشه یکی گوشی منو بگیره؟
.اونا خبر نداشتن که من نیستم
چی؟
.بیخیال کریستال مطمئنم میدونستن
کدوم خانوادهای دلشون برای بچه خودشون تنگ نمیشه؟
متوجه نمیشم
کریستال، من مطمئنم این قضیه یک توضیح خوب داره
...گل گفتی
شاید بهتر باشه سر این شما اینجا نباشین
شاید بهتره اینکارو نکنی
« سریال « کارآگاهان جوان مرده
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
دستت رو به دوست پسر من نزن، جنده
شنیدی؟
خدای من. شما شنیدین بچهها؟
.جیمز رو ماشین زده پریده وسط خیابون
پشمام
!چقد پشم ریزون
دیدی چطوری دخترا رو میپیچونه؟
شاید کارما زده به کمرش
خدای من
من یه آدم افتضاحم
خدایا، من بدترینم
چی؟ ...کریستال
اصلا هیچوقت تقصیر دیوید نبوده
...یعنی اون هیولا بودش اما
من قبل اون آدم بدی بودم
اونقدری که کاری میکردم آدما بپرن وسط خیابون
تو آدما رو مجبور میکردی بپرن وسط خیابون؟
وایسا. چیکار داری میکنی؟
وسایلم رو جمع میکنم
مشخصا کلی کار توی لندن هست که باید بهشون رسیدگی کنم
.باشه. خوبه ما هم باهات میایم
نه
.شما کارتون رو کردید خاطراتم رو پس گرفتم. همه بردن
پرونده کریستال پالاس بسته شد. درسته؟
.بیخیال، اونقدر هم نمیشه بد باشی ما تورو میشناسیم
نه نمیشناسیم
اگه میخوای بشینی حین وسایل جمع کردنم نگام کنی اشکالی نداره
اما خوشبینی نداشته باش، حله؟
لباست قشنگه - ممنون -
.مدل موی جدیدت رو تبریک میگم خیله خب
روز قشنگیه مگه نه؟
اوه نه، عزیزم
نیکو، تو که قصد مرگ نکردی
نه
...خب
میخواستم ازت تشکر کنم
بابت تیز هوشیت سر پرستار شب
تو منو نجات دادی
متاسفم که معلوم شد مانتی یه کلاغ جاسوس شیطانیه
آره، اون واقعا ضدحال بود
،دروغگوی خوبی بود
واسه یه کلاغ
و اتفاقات بدتر از این هم افتاده
راستش من به پسری که دوسش داشتم گفتم که دوسش دارم
.خدای من چی شد؟
اون همچین حسی بهم نداشت
اما به نظرم به همین خاطر دوستای بهتری هستیم
این به نظر خوبه اما همچنین افتضاح
متاسفم
بگذریم
دیگه خبری از .دستبند آزاردهنده شاه گربه نیست
وقتشه برگردین به لندن
سخته وقتی آدمایی که دوسشون داری میرن
لندن اونقدرا هم دور نیست
من فقط یه آینه فاصله دارم
شاید به مامانم زنگ بزنم و باهاش درباره بابام صحبت کنم
،از یه روح بشنو
.هیچکس هیچوقت نمیمیره
...و اگه الان داره بهت از بالا نگاه میکنه
.داره لبخند میزنه
فکر نمیکنی اینطوری رفتن یکم دیوانگیه؟
نه
چی اینقدر ناراحتت کرد؟ - هیچی -
،آخه اگه بگی .میتونیم کمک کنیم درستش کنیم
،چارلز، کسی که من توی خاطراتم دیدم
خیلی عصبانی و سمی بود
و اون آدم منم باشه؟ من هنوز اون آدمم
و شماها اینقدر برام مهم هستین که دلم نمیخواد اون آدم رو ببینین
...چون اگه دیده بودین
.ازم متنفر میشدین
چه وضعشه؟
چه بلایی سرم اومده؟
No comments yet. Be the first to leave one.