Hell's Paradise

Hell's Paradise (地獄楽)

Descargar subtítols en Farsi/persian

Temporada 2

Información d'a versión

Hells Paradise S02E09 1080p CR WEB-DL AAC2 0 H 264-VARYG
Hells Paradise S02E09 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Hells Paradise S02E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un comentario de nekosub
«ترجمه فارسی انیمه بهشت جهنمیان - قسمت 9»

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-03-25
Descargas: 45
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi/persian

As primeras 161 linias.

🐈 SubNeko

‫بهشت جهنمیان

‫ گلی کمرنگ، بی‌صدا شکفت در این حوالی

‫ نه با سرخیِ آتشین، که با سوسویِ زلالی

‫ عمریست ایستاده‌ام، پایم اسیرِ گذشته است

‫ گر بندِ این دوگانگی از پایم گسسته است،

‫ آیا کنارِ این گل، مجالی برای شکفتنم هست؟

‫ آینده می‌چکد ز میانِ انگشتانِ دست

‫ تاوانِ کدامین گناه است این دردِ بی‌امان؟

‫ پیوسته خنجر می‌زنم بر قلب و جان

‫ و در حسرتِ یک دلخوشیِ ساده، دو دلم

‫ می‌خواهم اکنون پای در این نقطه نهم

‫ آن گل به صد وقار شکفت و شد عیان

‫ همین برای شادی‌ام بس بود در این جهان

‫ تنها امیدم، محافظت ز یک برگ و بار بود

‫ در آرزوی قدرت، دلم بی‌قرار بود

‫ همان نقطه ضعفی که طرد کردم، دوباره برداشتم

‫ رهایی ز دوگانگی را دگر محال پنداشتم

‫ در دلِ همین تضاد است که خود را یافتم

‫ چون ریشه‌ای که در خاک، محکم شکافتم

‫ یا چون رقصِ برگی، زودگذر در مسیرِ باد

‫ آرام رها می‌شوم تا شکوفا شوم شاد

‫بهشت جهنمیان

‫عشق و کارما

‫بچه‌ها، هوای داداشمو داشته باشین.

‫گور بابای این حرفا. من کله‌ی اون هیولا رو می‌کنم.

‫این کار تنسن رو نمی‌کشه.

‫خودم می‌دونم بابا! اصطلاحه!

‫فقط همون کاری که داداشم می‌گه رو بکنین!

‫خفه شو، زن‌نما!

‫احمقا.

‫بکشین عقب، احمقا.

‫گیر افتادم تو دفاع.

‫داداش!

‫گفتم بکشین عقب!

‫نمی‌تونم جلوی همه‌ی اون شاخک‌ها و هاگ‌ها رو بگیرم.

‫لعنتی.

‫وقتی با هم ترکیب می‌شن، دو برابر حمله می‌کنن.

‫اون کوتوله و پیرمرده تو استفاده از تائو گند می‌زنن.

‫تائوی توما باهاشون تضاد نداره.

‫اما تائوی من با مال تائو فا تداخل داره ‫و برای جو فا هم یه نقشه‌ای تو سرم دارم.

‫من تنها کسی‌ام که می‌تونه این هیولا رو بکشه.

‫در مورد تائوی آب،

‫چیزایی که حاوی این عنصرن، مثل شاه‌بلوط، ‫سویای سیاه، کلیه یا مثانه،

‫می‌تونن جمع‌آوری و تخمیر بشن تا ‫عرقیجات آغشته به تائو تولید بشه.

‫اسم شخص رو روی یه طلسم معطر بنویس.

‫یامادا آسائمون توما

‫این کاتالیزورهای سرشار از تائو با هم تشدید می‌شن،

‫و بهت اجازه می‌دن بخت و اقبال و وضعیت فعلی هدفت رو ببینی.

‫چوبه.

‫یامادا آسائمون توما

‫آینده‌ی برادرت نشانه‌ی شومی داره.

‫خودم تنهایی انجامش می‌دم.

‫همیشه همین کارو کردم. مشکلی نیست.

‫حیوونای زبون‌بسته.

‫می‌کشمتون.

‫حالت خوبه، داداش؟

‫چی؟

‫بهتره این کار جواب بده.

‫جواب می‌ده.

‫دیدی؟

‫با تقویتِ فلز من توسط خاکِ تو ‫می‌تونیم با تائوی تائو فا تضاد ایجاد کنیم.

‫پس ترکیب دو تا مرد هم جواب می‌ده.

‫این‌طور به نظر می‌رسه. بیا فشار رو بیشتر کنیم.

‫من اون هیولا رو می‌کشم!

‫آشغال عوضی!

‫عوضی خودتی!

‫گفتم من اون هیولا رو می‌کشم!

‫سر راهمون سبز نشو!

‫اگه خیس بشی، زخمات دوباره دهن باز می‌کنن.

‫هیچیم نمی‌شه، احمق.

‫داداشم گفت بکشیم عقب، پس بکش عقب.

‫وقتی راهزن بودیم، حتی یه بار هم ندیدم جواب پس بده.

‫تنها کاری که می‌کرد تقلید از من بود.

‫بالا رو نگاه کنین، احمقا.

‫ها؟

‫اونا پشت‌ورو شدن؟

‫دارن حالت‌شون رو از حمله به دفاع تغییر می‌دن.

‫دارن به نیمه‌ی آسیب‌دیده‌شون استراحت می‌دن.

‫بریدن اون ما رو به هیچ‌جا نمی‌رسونه.

‫باید تاندنِ جو فا و تائو فا رو همزمان نابود کنیم.

‫با من بیا، پیرمرد.

‫چی؟

‫از هم جدا می‌شیم. ما با هم جو فا رو می‌کشیم.

‫من یه نقشه دارم.

‫شماها تائو فا رو بکشین.

‫همون روشی که قبلاً استفاده کردین باید جواب بده.

‫بسیار خب، داداش.

‫دقیقاً باید چیکار—

‫خیلی سؤال می‌پرسی.

‫آخ. دردم اومد، داداش.

‫همه‌چیز رو به خودت می‌سپارم.

‫از اون کله‌ات استفاده کن.

‫الان دیگه می‌تونی این کارو بکنی، مگه نه؟

‫نیازی به دستور دادن نیست.

‫می‌دونی که، روت حساب باز کردم.

‫نقشه‌ی من بدون مهارت‌های مردی که ‫تو هشت استان بی‌همتاست، عملی نمی‌شه.

‫خـ-خب، در این صورت...

‫این همون قیافه‌ایه که داداشم موقع ‫دستور دادن به زیردستاش می‌گیره.

‫برای دفاع از خودتون دارید جون می‌کنید.

‫تا حدی دلم براتون می‌سوزه.

‫اما اونا بیشتر از چیزی که فکر می‌کنین بزرگ شدن.

‫اگه همین‌طوری بغل هم بمونین ‫همدیگه رو تا حد مرگ له می‌کنین.

‫از هم جداتون می‌کنم.

‫مگه همینو نمی‌خواستین؟ که با هم بمیرین؟

‫داداش!

‫دارن همزمان به هر چهار تای ما واکنش نشون می‌دن.

‫هیچ فرصتی برای حمله به تاندن‌شون نیست.

‫کوتوله و زن‌نما، هوامو داشته باشین!

‫چی؟

‫من براتون یه راه باز می‌کنم!

‫قصد داری چیکار کنی؟

‫نمی‌دونم، اما بیا بهش اعتماد کنیم.

‫گانتتسوسای!

‫من خوبم. بیاین ادامه بدیم!

‫امکان نداره حالش خوب باشه.

‫فقط داره ادای آدمای سرسخت رو درمیاره.

‫پارگی‌ها و کوفتگی‌های بی‌شمار... ‫آسیب به اندام‌های داخلی.

‫مبارزه‌های پشت‌سرهم داره اونو به حدش می‌رسونه.

‫توما!

‫تائوی تو کلید نقشه‌ی برادرمه.

‫خودتو جمع‌وجور کن.

‫مـ-منو ببخش.

‫بی‌خیالش. بریم!

‫بدن همه‌مون لت‌وپار شده.

‫اما اگه این شانس رو از دست بدیم...

‫نمی‌تونیم برنده بشیم.

‫آماده‌ست، جوجه‌ها.

‫ضربه‌ی دروازه‌شکن!

‫دارن خودشونو ترمیم می‌کنن! ‫این فرصت رو از دست نده توما!

‫تاندنِ تائو فا کجاست؟

‫پایین سمت راست! تو موقعیتِ سگ!

‫جو فا!

‫دیگه نزن... خواهش می‌کنم.

‫تائو فا!

‫هنوز نمردن؟

‫تائوی من نمی‌تونه روشون اثر تضاد بذاره.

‫برای کشتن‌شون، باید جلوی ترمیم‌شون رو بگیریم

‫البته بعد از نابود کردن تاندن‌شون.

‫داداش؟!

‫سلاح مخفی من.

‫در واقع برنامه داشتم از این برای کشتنِ ‫اون شینوبی کوتوله‌ی آتیشی استفاده کنم.

‫اما سهم شما شد.

‫این همون عرقیجات آغشته به تائوئه که اونا استفاده می‌کنن.

‫با خودم گفتم تائوی آب‌شون رو کش برم.

‫و حسم هیچ‌وقت بهم دروغ نمی‌گه.

‫سریع داره اثر می‌کنه.

‫عنصر تضاد داره جلوی ترمیمت رو می‌گیره.

‫هر چی درباره تداخل و تائو می‌دونستی رو لو دادی.

‫واقعاً فکر کردی تغییر موضع دادم و اومدم سمت شما؟

‫حقته.

‫با پشیمونی از درافتادن با من و داداشم جون می‌دی.

‫چقدر حال‌به‌هم‌زن.

‫حال‌به‌هم‌زن؟

‫داداش من یه آدم به شدت عوضیه.

‫هی، اونا رو نکش.

‫دلت براشون سوخت، پیرمرد؟

‫من گفتم خودم کار این هیولا رو تموم می‌کنم.

‫این اصلاً برام جالب نیست.

‫به من که خوش گذشت، خانوم.

‫متأسفم، تائو فا. من... من...

More Farsi/persian subtitles for Hell's Paradise

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left