In Our Blood

In Our Blood

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

In Our Blood 2024 1080p AMZN WEB DL DDP5 1 H 264
Un comentario de Don Milo

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-08
Descargas: 48
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‏‫من نمی‌تونم...‬

‏‫دیگه نمی‌تونم بخشی از این سیستم باشم.‬

‏‫- باشه، قضیه اینه.‬

‏‫مثلاً تو میری،‬

‏‫منم میرم، چون نمی‌تونم این وضعیت رو تا آخر تحمل کنم.‬

‏‫- باشه.‬

‏‫من از این خوشم میاد.‬

‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫- این نور خیلی قشنگه، رفیق.‬

‏‫هی، کی فکرشو می‌کرد...‬

‏‫کی فکرشو می‌کرد شیشه‌های دودی یه ماشین داغون،‬

‏‫فیلترهای خوبی بشن، درسته کاپیتان؟‬

‏‫- داری مسخره‌ام می‌کنی بابت ماشینم؟‬

‏‫- اوه نه، ببخشید.‬

‏‫فکر کردم واضحه، آره.‬

‏‫- اخراجی.‬

‏‫- همین الان؟‬

‏‫اوه نه!‬

‏‫لعنتی، رفیق، این یه رکورد جدیده برام.‬

‏‫آه، این منظره رو ببین.‬

‏‫آره...‬

‏‫راستش، می‌تونی یه لحظه وایستی؟‬

‏‫- همین جا؟‬

‏‫- آره.‬

‏‫- واسه چی؟‬

‏‫یه تیکه فیلم از پشت صحنه، رفیق! بیا دیگه!‬

‏‫- باشه، یه لحظه صبر کن.‬

‏‫- خدای من، رفیق،‬

‏‫این رو ببین...‬

‏‫- باید بریم.‬

‏‫- می‌دونی به این چی میگن؟‬

‏‫ارزش تولید.‬

‏‫نورپردازی اینجا عالیه، رفیق.‬

‏‫بچگی‌هات زیاد میومدی اینجا؟‬

‏‫- بعضی وقتا.‬

‏‫- بعضی وقتا؟‬

‏‫نه، اگه من اینجا زندگی می‌کردم،‬

‏‫همه‌ش اینجا بودم.‬

‏‫- حق با توئه، البته.‬

‏‫نورپردازی واقعاً عالیه.‬

‏‫- حس می‌کنم داری سعی می‌کنی یه چیزی بهم بگی، رئیس.‬

‏‫- دارم ولت می‌کنم توی کویر.‬

‏‫- نمی‌خوام اذیتت کنم. می‌فهمم، باشه؟‬

‏‫ولی این قضیه در مورد آشتی کردنته با مادرت، درسته؟‬

‏‫پس چرا همین الان توی این نور که قشنگه، انجامش ندی؟‬

‏‫- کارگردان کیه؟‬

‏‫- قطعاً، قطعاً تویی.‬

‏‫باشه، قطعاً تو.‬

‏‫ولی گفتی سینما وریته، باشه؟‬

‏‫فقط دارم همین کارو می‌کنم.‬

‏‫من فقط دنبال چیزی هستم که‬ ‏‫واقعی باشه، می‌فهمی؟‬

‏‫باشه، باشه.‬

‏‫چی؟‬

‏‫بگو.‬

‏‫باشه، یه ثانیه صبر کن.‬

‏‫بذار اینو خاموش کنم.‬

‏‫خب، این ماجرا چطور شروع شد؟‬

‏‫خب، یه نامه از مادرم‬ ‏‫گرفتم‬

‏‫که گفته هنوز داره توی‬ ‏‫لاس کروس زندگی می‌کنه،‬

‏‫و ازم خواسته برای‬ ‏‫تعطیلات شکرگزاری بیام، و‬

‏‫اینکه ترک کرده.‬

‏‫خب، چند سالت بود‬ ‏‫که ترکش کردی؟‬

‏‫حدود ۱۳ سالم بود که منو ازش‬ ‏‫گرفتن و بردن.‬

‏‫وای، چی شد؟‬

‏‫اون...‬

‏‫اون معتاده.‬

‏‫می‌دونی، آدم بدی نیست.‬

‏‫فقط اشتباهات زیادی کرد و‬ ‏‫به آدم‌های زیادی آسیب زد.‬

‏‫مم.‬

‏‫با فیلم‌برداری ما مشکلی نداره؟‬

‏‫آره، انگار مشکلی نداره.‬

‏‫فکر کنم می‌دونه منظورم چیه.‬

‏‫عالیه، عالیه، عالیه.‬

‏‫مسائل مادری، سخته.‬

‏‫آره.‬

‏‫می‌دونی، وقتی من و برادرم‬ ‏‫بچه‌ بودیم،‬

‏‫مادرم دیپورت شد.‬

‏‫بعدش زیاد نتونستیم ببینیمش.‬

‏‫متأسفم.‬

‏‫نه، اشکالی نداره، هنوزم‬ ‏‫می‌تونیم حرف بزنیم و اینا.‬

‏‫در واقع، اون خیلی نزدیک‬ ‏‫لاس کروس زندگی می‌کنه.‬

‏‫آره؟‬

‏‫آره، منظورم اینه،‬

‏‫اون طرف دیوار زندگی می‌کنه.‬

‏‫چیزی برای گفتن به کلاس‬ ‏‫داری، یا...؟‬

‏‫جدی، می‌خوای یه کم؟‬

‏‫آره.‬

‏‫وای، لعنتی، شوخی می‌کنی؟‬

‏‫برات عجیبه که برگشتی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫مم.‬

‏‫عصبی‌ای؟‬

‏‫راستش، آره.‬

‏‫می‌دونی...‬

‏‫فکر دیدن مادرم خیلی بزرگ بود.‬

‏‫می‌فهمم.‬

‏‫یه سری اتفاقات واقعاً‬ ‏‫تلخ افتاد‬

‏‫دفعه آخر که با هم بودیم،‬

‏‫ولی وقتی شروع کردم به فکر کردن‬ ‏‫بهش -‬

‏‫دوباره کنار هم قرار گرفتنمون - به عنوان یه فیلم،‬

‏‫کم‌کم ترسناک‌تر نبود.‬

‏‫می‌دونی، فکر می‌کردم می‌تونم ازش‬ ‏‫به عنوان یه راه‬

‏‫استفاده کنم تا اونو جوری‬ ‏‫بفهمم که قبلاً نمی‌تونستم.‬

‏‫ـ اوه، واقعاً؟‬

‏‫اینجا چقدر خالیه.‬

‏‫ـ هممم.‬

‏‫ـ انگار کسی خونه نیست.‬

‏‫ـ اون اینجاست.‬

‏‫سلام سم.‬

‏‫ـ سلام.‬

‏‫ـ می‌تونی وسایلو از ماشین‬ ‏‫بیرون بیاری؟‬

‏‫ـ این تقریباً آماده‌ست.‬

‏‫تو هم اهل ال ای هستی؟‬

‏‫دن؟‬

‏‫دنی؟‬

‏‫ـ بله، بوِیل هایتز.‬

‏‫ـ چه مدته که توی بوِیل هایتز‬ ‏‫زندگی می‌کنی؟‬

‏‫سلام.‬

‏‫ـ سلام.‬

‏‫ـ تقریباً آماده‌ست.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫ـ از اینا کات‌اِوِی بگیر.‬

‏‫بگو اگه اینا کافیه.‬

‏‫ـ وای، خانم وایلند، خیلی‬ ‏‫ممنونم.‬

‏‫ـ امیدوارم پخته باشه.‬

‏‫ـ ممنونم که اجازه دادی‬ ‏‫جزئی از شام شما باشم.‬

‏‫ـ فکر کنم اگه بخوای‬ ‏‫از اینا بازم هست.‬

‏‫خب، تونستید زود برسید به اینجا؟‬

‏‫ـ ما زیاد توقف نکردیم.‬

‏‫خب، روز شکرگزاریتون مبارک، بچه‌ها.‬

‏‫ـ روز شکرگزاری مبارک.‬

‏‫ـ باشه بچه‌ها.‬

‏‫ـ ببخشید خانم وایلند، دستم‬ ‏‫دراز شد.‬

‏‫ـ می‌تونی یه چیزی‬ ‏‫توی میکروفونت بگی؟‬

‏‫باید سطح صدات رو چک کنم.‬

‏‫ـ چی بگم؟‬

‏‫ـ عالیه.‬

‏‫آماده‌ای، سم؟‬

‏‫می‌تونی با گفتن اسمت به دوربین‬ ‏‫شروع کنی؟‬

‏‫ـ اسم من سم هست.‬

‏‫اسم من سامانتا وایلند هست.‬

‏‫ـ خوبه.‬

‏‫من با یه سری سؤالات‬ ‏‫خیلی کلی شروع می‌کنم.‬

‏‫شما مدت زیادیه که توی لاس کروسز‬ ‏‫زندگی می‌کنی...‬

‏‫حالا برات چه معنایی داره؟‬

‏‫ـ ببخشید خانم وایلند،‬

‏‫باید میکروفونتو لمس نکنی، متأسفم.‬

‏‫دست نزن.‬

‏‫ـ وای، وای،‬

‏‫وای، وای.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫– اشکالی نداره، همه چی‬ ‏‫اوکیه.‬

‏‫– سؤالت چی بود، چی؟‬

‏‫– لاس کروسس.‬

‏‫الان برات چه مفهومی داره؟‬

‏‫– باشه، ببینم.‬

‏‫خونه‌ست.‬

‏‫خونه‌ست.‬

‏‫مدت زیادی اینجا زندگی‬ ‏‫کردم، بیشتر زندگیمو.‬

‏‫خاطراتی اینجا هست.‬

‏‫خیلی خاطرات خوب‬

‏‫و یه عالمه خاطرات خیلی‬ ‏‫مزخرف هم هست.‬

‏‫ببخشید، ببخشید.‬

‏‫بدهاش.‬

‏‫خاطرات بد.‬

‏‫تاریخ اینجا سنگینه.‬

‏‫واقعاً سنگینه.‬

‏‫– اینجا چه اتفاقاتی افتاده که‬ ‏‫باعث شده...؟‬

‏‫– می‌تونم بگم چرا اون نامه رو‬ ‏‫نوشتم؟‬

‏‫خواهش می‌کنم.‬

‏‫– بگو.‬

‏‫– باشه.‬

‏‫حدود یه ماه پیش،‬

‏‫یکی از دوستام،‬

‏‫دوست عزیزم، تینا دلگادو،‬

‏‫حدود یه هفته گم شده بود.‬

‏‫اون موقع نمی‌دونستم،‬

‏‫اما حدس می‌زنم اون با‬

‏‫یه سری آدم خیلی بد درگیر بود،‬

‏‫و فهمیدیم‬

‏‫که این باعث مرگش شد.‬

‏‫و من می‌دونم که یه زمانی،‬

‏‫به راحتی می‌تونستم من‬ ‏‫به جای اون باشم.‬

‏‫واسه همین...‬

‏‫– ببخشید.‬

‏‫– من متأسفم.‬

‏‫خیلی متأسفم.‬

‏‫متأسفم برای هر کاری که به‬ ‏‫سرت آوردم.‬

‏‫و می‌خواستم اون آدمی باشم‬

‏‫که کار درست رو انجام می‌ده.‬

‏‫واسه همین اون نامه رو برات‬ ‏‫فرستادم،‬

‏‫چون می‌خوام باهات آشتی کنم.‬

‏‫می‌خوام باهات آشتی کنم.‬

‏‫– سم، فکر می‌کنی الان اون‬ ‏‫آدم هستی؟‬

‏‫– آره.‬

‏‫فکر می‌کنم الان اون آدمم.‬

‏‫– چی عوض شد؟‬

‏‫چی برات عوض شد؟‬

‏‫– ترک کردم.‬

‏‫و یه شغل پیدا کردم، یه شغل‬ ‏‫باثبات،‬

In Our Blood subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left