Charmed

Charmed

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 4

Información d'a versión

Charmed S04E06 A Knight to Remember 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 6 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-20
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

یکی بود، یکی نبود، یه شاهزاده خوش‌تیپ زندگی می‌کرد

که قرار بود با یه دختر زیبا ازدواج کنه

ولی یه جادوگر خبیث با قدرت‌های تاریک

خودش شاهزاده رو می‌خواست

تا بتونه ملکه بشه و بر کل پادشاهی حکومت کنه

ازش متنفرم

واقعاً؟ من همیشه یه جورایی باهاش حس نزدیکی داشتم

همونطور که گفتم، عاشقشم

بعدش چی شد؟

خب، برای اینکه اون جور جادویی انجام بده

جادوگر خبیث باید منتظر یه نشونه می‌موند

که قدرت‌هاش به تاریک‌ترین حالتش رسیدن

یه نشونه؟

تو ستاره‌ها می‌بینی؟

شاهزاده رو می‌بینی؟

شمشیرش؟

و اون سه تا ستاره‌ای که تاجش رو تشکیل می‌دن؟

خب، وقتی جادوگر خبیث اون نشونه رو دید

دختر زیبا رو زندانی کرد

و شاهزاده بی‌خبر رو طلسم کرد

شاهزاده و من رو بهم برسون. بذار به پام بیفته

من فرا می‌خوانم--

من فرا می‌خوانم--

هیچ‌وقت آخرش یادم نمی‌مونه

حدس بزنم. شاهزاده جادوگر خبیث رو شکست می‌ده

با دختر زیبا ازدواج می‌کنه و اونا تا ابد در خوشبختی زندگی می‌کنن، درسته؟

در واقع، جادوگر خبیث وارثی به دنیا آورد

شاهزاده رو کشت و تا ابد بر پادشاهی حکومت کرد

خب، این چه جور قصه پریانیه؟

فقط یکی از اوناییه که تا وقتی یادم میاد همیشه تو ذهنم مونده

گفتم که بچه‌ی عجیب‌وغریبی بودم. باید بیشتر ببرمت بیرون، پِیج

اگه تو بیشتر اینجا بودی، راحت‌تر می‌شد، گلِن

من الان اینجام

این یعنی چی؟ چطور جرئت کردی منو احضار کنی؟

برای ایجاد مزاحمت در این وقت شب، بانوی جولیا، منو ببخشید

افسوس که چاره‌ای جز این نداشتم. ستاره‌ها هم‌راستا شده‌اند

تو منو نمی‌ترسونی، جادوگر

ستاره‌ها در کنار خیرن، نه شر

فردا من و شاهزاده‌م ازدواج می‌کنیم

و تو هیچ کاری نمی‌تونی برای جلوگیری از این انجام بدی

اون منو دوست داره، نه تو رو

جادوی سیاه می‌تونه اینو تغییر بده

چرا این کارو می‌کنی؟

چون این سرنوشت منه، نه مال تو

به من نگاه کن

شبیه موش آب‌کشیده شدم. سشوارم رو لازم دارم

فرض کن رفتی کمپینگ. من از کمپینگ متنفرم

خب، من از قهوه فوری متنفرم ولی دارم می‌خورم، اینطور نیست؟

ما نمی‌تونیم بدون برق زندگی کنیم. این قرون وسطاییه

حداقل داریم تو مصرف انرژی صرفه‌جویی می‌کنیم

این مسخره‌اس. ما باید بفهمیم

که شیطان شاکر کِی دوباره حمله می‌کنه و سریع

ولی هنوز به قدرت سه نفر نیاز داریم تا نابودش کنیم

و متأسفانه نفر سوم اون سر شهر زندگی می‌کنه

می‌خوام بهش زنگ بزنم. نه با بی‌سیم

خوبی؟ نه، خوب نیستم

این خیلی دیوونه‌کننده‌اس

ما باید به پِیج زنگ بزنیم و یه زمان تعیین کنیم

که بتونه بیاد اینجا، و...

فیبی، ما نمی‌تونیم برای نابودی شیطون‌ها برنامه‌ریزی کنیم، باشه؟

حملات شیاطین معمولاً تو برنامه‌های روزانه جا نمی‌شن

باشه، پس چی پیشنهاد می‌کنی؟

من پیشنهاد می‌کنم شاید پِیج بیاد پیش ما زندگی کنه

صبر کن

چی گفتی الان به من؟

خب، بالاخره که باید این کارو بکنه، مگه نه؟

راستش هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم

و باورم نمی‌شه که تو از بین همه داری اینو پیشنهاد می‌کنی

من فقط دارم سعی می‌کنم واقع‌بین باشم

گذشته از این، از اینکه لئو شبانه‌روز مراقبشه خسته شدم

و از شیاطین مختلف محافظتش می‌کنه

می‌دونی، من واقعاً دلم می‌خواد شوهرمو دوباره ببینم

و من اینو می‌فهمم

ولی با این حال، این یه تصمیم بزرگه

فکر می‌کنی ما برای این کار آماده‌ایم؟ تنها چیزی که من می‌دونم اینه که هر شیطانی

که می‌خواد سورس رو تحت تأثیر قرار بده، داره به ما حمله می‌کنه

که یعنی همه‌مون باید زیر یک سقف باشیم

وگرنه خیلی آسیب‌پذیریم

منظورم این نبود که "آیا به عنوان جادوگر آماده‌ایم؟"

منظورم این بود، "آیا به عنوان خواهر آماده‌ایم؟"

یعنی، چی می‌شه اگه کنار نیایم؟ ما همیشه هم با پرو کنار نمی‌اومدیم

آره، ولی اون فرق می‌کنه. ما با اون بزرگ شدیم

بالاخره باید کنار می‌اومدیم

هنوز یه جورایی انتظار دارم ببینمش که از در وارد می‌شه

شاید هنوز خیلی زوده

و فقط یه راه برای فهمیدن هست

اوه خدای من، ساعت ۹ئه. داغون شدم

نمی‌تونی فقط یه کم دیر کنی؟

من همین الانش هم یه کم دیر کردم

نمی‌تونی خیلی دیر کنی؟

خصوصاً با توجه به اینکه

من فردا دارم میرم؟

تو همیشه فردا داری میری، گلِن. کار تو همینه

چی؟

کار کارمندی به تو نمی‌آد، پِیج

تو همیشه روحیه‌ای ماجراجو داشتی که نتونی یکجا بند بشی

آره، آره. بین صعود به K2 و صخره مرجانی بزرگ یه سر بیا

و تو اینو در مورد من می‌دونی، نه؟

زندگی تو می‌تونه یه قصه پریان باشه و لازم نیست بد تموم بشه

کی گفته قراره بد تموم بشه؟

بیا با من بریم استرالیا، پِیج! همینجوری. چرا که نه؟

چون من مسئولیت‌های زیادی دارم، برای همین نمیشه.

۲۵ سالته!

بقیه عمرت جلوته برای اینجور کارا.

فقط انجامش بده. کارت رو ول کن.

بیا باهام خوش بگذرونیم.

هر چقدر هم که وسوسه‌انگیز باشه، من واقعاً چیزایی به اسم مسئولیت دارم.

فقط کارم نیست.

من الان خواهرام رو دارم و کارایی هست که باید انجام بدیم.

چه کارایی؟

کارایی که من رو زمین‌گیر کرده.

خوبه یا بده؟

هنوز مطمئن نیستم.

سلام. متاسفم.

هی، چه خبره؟ چه خبره؟

یه بوس برای همسری که مدت‌هاست ندیدیش چطوره، هان؟

آه، بله. آه، چه شیرین.

سلام. خب...

خداحافظ.

منظورت از «خداحافظ» چیه؟ ما تازه رسیدیم.

بله. خب، می‌دونی، نمی‌خوام پِیج رو بی‌محافظ بذارم.

خونه‌ست؟ آره، خونه‌ست.

در حال حاضر فقط کمی سرش شلوغه.

صبر کن. صبر کن، صبر کن. تو دیدی؟

تو چی هستی، یه فرشته سرک‌کش؟ من چیزی ندیدم.

خب، باشه، فقط یه کم. ولی چطور دیگه باید ازش محافظت کنم؟

ببخشید که مزاحم شدم. هیچی نمی‌بینم.

فیبی. چی--؟

پایپر، لئو، اینجا چه خبره؟

میدونم بد به نظر می‌رسه ولی خیلی مهمه، باور کن.

اونا کین؟

اون خواهرایی که گفتم قراره به زودی دیگه خواهر نباشن.

باشه، متاسفیم. ولی خب، می‌دونی، نمی‌دونستیم مثل جادوگرا کدوم راه رو انتخاب کنیم.

اگه متوجهی منظورم چیه.

شاید بهتره من برم.

بفرمایید. ممنون.

متاسفم بابت این، گلن. این واقعاً مایه خجالته.

اشکالی نداره. معلومه که یه سری مسئولیت داری.

پروازم فرداست.

پرواز؟ چه پروازی؟

بیخیال. این باید مهم باشه. نمی‌تونم از سشوارم استفاده کنم.

خب، تا حالا توسط شیطان شوکر مورد حمله قرار گرفتی؟

نه، قرار نگرفته. تو از کجا می‌دونی؟

خب، چون اون حدود یک هفته‌ست که داره تماشات می‌کنه.

برای محافظت از خودت. داشتی منو تماشا می‌کردی؟

من چیزی ندیدم. حداقل چیز خیلی جالبی نبود.

بسیار خب. دیگه بسه. برو بیرون!

ولی باید درباره شیطان شوکر باهات حرف بزنیم چون...

بدون قدرت سه نمی‌تونیم نابودشون کنیم.

و تو تو عمارت نیستی، پس برو بیرون!

فکر کنم نسبتاً خوب پیش رفت.

باورنکردنیه.

کجاست؟ با محبوبم چیکار کردی؟

یعنی من محبوبت نیستم؟ داغون شدم.

جادوی سیاهت منو نمی‌ترسونه، افسونگر.

بهم بگو کجاست و ممکنه از جونت بگذرم.

بسیار خب.

محبوبت درست اینجاست شاهزاده من.

درست جلوی چشمانت.

من و شاهزاده‌ام را به هم برسان، بگذار تا به زانو درآید.

او را به کنار خود احضار می‌کنم.

تا مرا به عنوان عروس مقدر خود برگزیند.

عشق من.

من تا ابد مال تو هستم.

همینطور قلمروت وقتی که من وارثی بیاورم.

باشه، آروم باش.

حداقل در زدم.

هی، پِیج. من اینجا نیستم که با هیچ کدوم از شما دو تا حرف بزنم.

من فقط اینجام که به کتاب سایه‌ها نگاه کنم.

هی. هی، ما گفتیم متاسفیم. آره، حتماً.

نظرت چیه بیای پیش ما زندگی کنی؟

ببخشید؟

خب، ما اومدیم تا در مورد همین باهات حرف بزنیم.

ما از اینکه اینجا مورد حمله شیاطین قرار می‌گیریم خسته شدیم.

و نمی‌تونیم کاری در موردش بکنیم.

ولی اگه با هم بودیم می‌تونستیم کاری در موردش بکنیم.

می‌دونی، اگه با هم زندگی می‌کردیم چون اون موقع ما قوی‌ترینیم.

نظرت چیه؟

شما دو تا دیوونه شدید؟

مگه معمولاً آدم‌ها وقتی عصبانین با عصبانیت از خونه بیرون نمی‌زنن؟

پس حتی بهش فکر هم نمی‌کنی؟

نه. چرا که نه؟

چون اگه اینقدر آسون بود که از اون سر شهر سرزده وارد اتاقم بشید...

...تصور کن چقدر راحت‌تر می‌شد...

...اگه واقعاً اینجا زندگی می‌کردم.

باشه، می‌تونی فقط یه لحظه دست از نگاه کردن به کتاب برداری؟

نه. این کتاب منم هست.

اگه اینجا زندگی می‌کردی، می‌تونستی همیشه بهش نگاه کنی.

می‌فهمم چرا ازم می‌پرسید.

واقعاً، واقعاً می‌فهمم.

فقط، نمی‌خوام جادوگر بودن زندگی‌ام رو تسخیر کنه.

مسئولیتش خیلی زیاده.

میدونم که هست، پِیج.

و باور کن، منم اولش وحشت کردم.

ولی من چاره‌ای نداشتم و تو هم نداری.

چرا که نه؟ مگه تو نبودی که به من گفتی باید با تمام وجود بجنگم...

...تا زندگیم رو از جادو جدا نگه دارم؟

متأسفانه، همیشه اونطوری پیش نمیره.

خب، شاید اگه اینجا زندگی نمی‌کردم، اینطور پیش می‌رفت.

اگه دنبال طلسم شیطان شوکر هستی، ما قبلاً پیداش کردیم.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left