Charmed

Charmed

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 4

Información d'a versión

Charmed S04E19 Were Off to See the Wizard 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 19 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-17
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

گارد ویژه در طول راهرو مستقر میشه.

بعد دقیقاً نصف شب، ما زمزمه تشریفاتی رو شروع می‌کنیم.

و بعدش شما رو برای مراسم همراهی می‌کنن.

خیلی وقته، مگه نه؟

پانصد سال، یکی دو دهه این‌ور اون‌ور.

اینم از این. قسم.

بعد از اتمام قسم،

تمام قدرت‌های دنیای زیرین به شما داده میشه.

متفاوت حس می‌کنم؟ بعدش؟ شاید.

کسایی که قبل از شما بودن، حسِ...

کامل بودن رو توصیف کردن.

هیچ‌کدومشون نیمه‌انسان بودن؟

نه، این اولین باره.

حالا وقتشه که مقدماتت رو شروع کنی.

نگهبان‌هات شما رو به دهلیز راهنمایی می‌کنن.

از این طرف.

منو دستگیر کنید.

چی شده؟ پیداش کردم بیرون.

یه جادوگر.

به‌به. فکر نمی‌کردم منقرض شده باشی؟

یکی از ما زنده و سرحاله. اما نه برای مدت طولانی.

واقعاً فکر کردی می‌تونی جلوشو بگیری؟

جلوی تاج‌گذاری رو تنهایی، جادوگر؟

برای تاج‌گذاری نیومدم. برای انتقام اومدم.

چی شده بهت؟ بگیرش!

این یک توهمه.

اینجا چه کوفتی داره اتفاق می‌افته؟

کول دوباره شیطانه. این چیزیه که داره اتفاق می‌افته.

می‌خوای یه خواهرمون رو از دست بدیم؟

چون دقیقاً همینه که اگه همین‌طوری بگی، اتفاق میفته.

علاوه بر این، ما فقط می‌دونیم کول داره با شیاطین معامله می‌کنه،

نه اینکه خودش یه شیطانه.

اگه شبیه شیطان به نظر میاد و مثل شیطان راه میره...

این که اردکه. اون شوهر فیبی نیست.

عشق زندگیش، بهترین دوستش.

باشه، فهمیدم منظورت چیه، زن.

ببین، شنیدن این براش آسون نخواهد بود.

مخصوصاً حالا که از همیشه خوشحال‌تره.

یا شاید هم نه.

سلام، بیا تو.

فیبی، چی شده؟ تو به نظر میای...

وحشتناک؟ آره، چند روزه نخوابیدم.

چرا؟ چی شده؟

شماها احتمالاً بهتره بشینید. بشینید.

بامزه‌ست، ما هم داشتیم میومدیم از تو بخوایم همین کارو بکنی.

خب، پس، چیزی که می‌خوام بهتون بگم خیلی بزرگه.

داریم از یه چیز خیلی عظیم حرف می‌زنیم.

می‌بینی؟ اون می‌دونه.

چی می‌دونه؟

تو به ما بگو.

باشه. من...

من باردارم.

تو چی هستی؟ اوه خدای من. از کول؟

جادوگر رو پیدا کن وگرنه نفر بعدی تویی.

اصلاً نمی‌فهمم چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه.

ما خیلی مواظب بودیم.

این آخرین چیزی بود که الان انتظارشو داشتم.

فقط صبر کن.

کول می‌دونه؟

نه، هنوز نه.

باید بهش می‌گفتم، می‌دونم ولی نمی‌دونستم چطوری.

علاوه بر این، نمی‌خوام فکر کنه که من از این موضوع خوشحال نیستم.

هستی؟

نمی‌دونم.

من... می‌دونی، یه بخشی از وجودم آره، معلومه.

من کول رو دوست دارم. ولی یه بخش دیگه‌م تا حد مرگ می‌ترسه.

منظورم اینه که، این‌همه تغییر و همه چیز اینقدر سریع داره اتفاق میفته.

مطمئن نیستم برای این آماده‌ام.

آه عزیزم، باید وقتی فهمیدی به ما می‌گفتی.

اینجوری لازم نبود تنهایی این رو تحمل کنی.

می‌دونم. ولی مطمئن نبودم شما چطوری حس می‌کنید در موردش.

من، چرا؟

چون می‌دونم تو و لئو چقدر سخت تلاش می‌کردین.

عزیزم، این هیچ ربطی به من نداره.

این فقط به تو ربط داره.

و من از اینکه خاله بشم هیجان‌زده میشم. نگران من نباش.

خب کی می‌خوای به کول بگی؟

نمی‌دونم. الان سرش خیلی شلوغه.

می‌دونی، با شروع کار جدیدش و اینا.

تو هم سرت خیلی شلوغ میشه، بیشتر از اونی که فکرشو بکنی.

آره، مثل اینکه چند ساعت قراره کار کنه.

و اینکه زیاد خونه نخواهد بود.

منظور من اون نبود پایپر.

چی می‌گی پیج؟ میشه صبر کرد.

اوه خدای من، کوله.

نباید بدونه که من قبل از اون به شما گفتم.

عجله کنید، برید بیرون. اورب.

فکر می‌کردم کول قانون "ممنوعیت اورب" گذاشته.

نه، نمی‌خواد شما با اورب بیاین تو. با اورب رفتن بیرون اشکالی نداره.

الان!

فکر کردم سر کار بودی.

فکر کردم تو رختخوابی. بهتری؟

خیلی، ممنون.

خب، من باید برم عزیزم، می‌دونی، مهلت‌ها.

ولی برات یه چیزی آوردم بخوری. ببخشید. بعداً بهت زنگ می‌زنم.

فیبی، چیه؟ چرا؟

چی باعث میشه فکر کنی یه مشکلی هست؟

چون هروقت دروغ می‌گی دندون عقلت رو می‌تونم ببینم.

امشب حرف می‌زنیم. فیبی.

خواهش می‌کنم، کول، الان نه.

خب، من نگرانم. خب، نباش.

خب، هستم، لعنتی! چی شده؟

من باردارم.

تو چی؟ بعداً حرف می‌زنیم.

من دارم بابا می‌شم.

چه اضطراری پیش اومده؟

فیبی حامله‌ست.

چی؟ واقعاً؟ آره، فکر کنم حقشه بدونه.

اون بچه یه شیطان رو توی شکمش داره، مگه نه؟

تو نمی‌دونی کول شیطانه یا نه.

تو نمی‌دونی که نیست. خب، باشه.

بیشتر دنبالش می‌ریم و یه مدرک محکم پیدا می‌کنیم.

نه، به نظرم پایپر، حقشه که همین الان بدونه.

اون به استرس احتیاجی نداره، پیج. حتی اگه در خطره؟

کول هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌رسونه.

اون حتی وقتی شیطان بود هم نمی‌تونست بهش آسیب برسونه.

حاضری زندگی اون رو سر این قمار کنی؟

باشه، تو نصیحت منو می‌خوای یا نه؟

تو طرف کی هستی؟

اگه طرف اون هستی، بهتره به خاطر این نباشه که باهاش می‌خوابی.

کمک!

لطفاً، باید کمکم کنی.

به تو کمک کنم؟ تو کی هستی؟

نه!

این دیگه چه احمقیه. مگه هر شیطانی تا الان نمی‌دونه این خونه کیه؟

نه هر شیطانی، خوشبختانه برای من.

ولی اون که تو رو نابود کرد.

نه، من نه. یه توهم بود.

یکی از ترفندهای کوچیک من.

به درد می‌خوره. جونم رو نجات میده و از این قبیل.

تو جادوگری؟

خود خودشم. به قول معروف.

صبر کن ببینم، تو همین الان با حقه بازی کاری کردی که یکی از دشمنات رو نابود کنیم.

دشمن‌های من، دشمن‌های شما هم هستن.

تو میگی.

لیو، دوست یا دشمن؟

نمی‌دونم. من تا حالا جادوگر ندیده بودم.

فقط درباره‌شون شنیدم. لطفاً، یه کم بهم اعتماد کن.

اگه من شیطانی بودم، چرا باید به دنبال خواهران افسونگر می‌اومدم؟

ببین، باید سر جای خودت وایستی، وگرنه مثل دوستت اون تو، ناپدید می‌شی.

اوه، تو آدم حساسی هستی، مگه نه؟

درباره تو شنیده بودم. پیپر؟

پایپر. هرچی.

چی می‌خوای؟

انتقام.

از سرچشمه.

به خاطر قتل عام همنوعانم قرن‌ها پیش.

و برای اون به کمک شما احتیاج دارم.

خب، شاید نشنیدی.

یه سرچشمه جدید هست. قدیمی مُرده.

آره، ما قبلاً کارش رو تموم کردیم.

اون نمرد. در یک کالبد جدید دوباره متولد شد.

صبر کن، این خوب درنیومد.

شوخی می‌کنی؟ بعد از تمام چیزایی که از سر گذروندیم.

یه راه فرار پیدا کرده؟

تنها شانس ما برای متوقف کردنش امشبه.

قبل از اینکه در مراسم تاج‌گذاری تمام قدرتهاش رو به دست بیاره.

امشب؟ چطوری این کار بزرگ رو با این فرصت کم انجام بدیم؟

ما گریموار رو می‌دزدیم.

اوه، اون چیه؟ کتاب سایه‌های شیطانی.

سرچشمه باید دستش رو روی کتاب بذاره همینطور که سوگند می‌خوره.

وگرنه قدرتاش رو به دست نمی‌آره.

پس ما یه کتاب کوچیک می‌دزدیم و سرچشمه رو متوقف می‌کنیم؟

ایراد کار کجاست؟

ایرادش اینه که توی یه اتاق مخفی توسط بهترین نگهبان‌هاش محافظت می‌شه.

خب، من می‌دونم چطوری به اونجا برم.

ولی نمی‌تونم تنها باهاشون بجنگم.

چی میگی؟ شریک؟

من بهش اصلاً اعتماد ندارم.

من با بزرگان چک می‌کنم ببینم اونا چی می‌دونن.

بهتره فیبی رو بیاری. در صورتی که حق با اون باشه.

به قدرت سه نیاز پیدا می‌کنید.

من میرم بیارمش. نه.

نه، تو قدرت آتش رو داری. تو اینجا بمون، من میرم.

باشه، ولی راجع به کول چیزی لو نده، تا وقتی که خودمون تصمیم بگیریم.

قول شرف.

فقط بدونی که، یه حرکت اشتباه، و کارت تمومه.

مربا داری؟

جادوگر خونه‌ست؟ نه.

خوبه. فکر کردم شاید بخوای خبرها رو بدونی.

طبق دستورتون، کاهنان امنیت گریموار رو بیشتر کردن.

تا الان، جادوگر تنها نفوذ ما بوده.

این موسیقی وحشتناک چیه؟ اوه، هیچی.

خرید سیسمونیه، قربان؟

بله. در واقع، همین کار رو می‌کردم. فیبی حامله‌ست.

یه وارث، چه خبر فوق‌العاده‌ای. ولی نمی‌فهمم چرا شما...

فقط دارم ظاهر سازی می‌کنم، می‌دونی؟

سعی می‌کنم مثل هر پدر آینده عادی رفتار کنم.

برای فیبی.

ولی فیبی اینجا نیست.

چیز دیگه‌ای هست که باید بهم اطلاع بدید؟

می‌تونم رک حرف بزنم؟

من نگران شمام.

نگرانم که نفوذ اون جادوگر روی شما خیلی زیاده.

که بچه باعث می‌شه جاذبه عشق حتی بیشتر بشه.

اوه، اگه نگران مراسم تاج‌گذاری هستی...

من نگران بعد از مراسم تاج‌گذاری‌ام.

نه ماه آینده دقیقاً.

وقتی که پیوند بین شما و فیبی قوی‌تر میشه.

و چنگ شما بر انسانیت درونتون ضعیف‌تر میشه.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left