As primeras 200 linias.
اولین بارت بود؟
...که یکیو میبوسیدی
نخیرم، قبلنم بوسیدم
!منم همینو میگم
منظورم اینه که اینم بخشی از نمایشمون بود
!زیاد سخت نگیر! فقط یه نمایش بود
من تو رو وادار به این نمایش کردم پس باید تاوانش رو هم بپردازم
انقدرام بیشعور نیستم
از بدهیت کم میکنم
صد میلیون چطوره؟
!در ازای ارزشمندترین 3 ثانیه دنیا
...ببخشید
!هرچند، طبیعتا باید ازم عذرخواهی کنی
طبق قرارداد
تو قول مردونه دادی که نقش نامزدمو بازی کنی
و اون اتفاق درست در زمانی رخ داد که نیاز بود نشون بدم تو نامزدمی
هیچ قصد خط شکنی یا اهانتی در کار نبود
ولی اگر علی رغم نیت خوب من حس میکنی که بهت اهانت شده
از صمیم قلبم ازت عذرخواهی میکنم
!اینطوری از مردم عذرخواهی نمیکنن
!باید اینطور انجامش داد
عذر میخوام
اشتباه از من بود
!بهش سلام کن
ایشون نامزد من، خانم لی شینا هستند
تو خبر داشتی؟
چرا در مورد نامزدی آقای نو چیزی بهم نگفتی؟
متاسفم، قصد داشتم پس از حضور در مراسم انجمن خدمتتون بگم
و اینم میدونستی که نامزدش همون منشیشه؟
واقعا از این مورد بی اطلاع بودم
باشه، میتونی بری
تا منزل همراهیتون میکنم
میخوام یه خورده بیشتر اینجا بمونم
اطاعت
الو؟
پاسگاه پلیس؟
!قربان
این پیغام رو رئیس فرستادند
پدرم؟
دفعه دیگه با جعل اتهام تموم نمیشه
دفعه بعد دستشون به خونش آلوده میشه
همچنین از من خواستند که بهتون بگم تاریخ عروسی مشخص شده
نامزدتون فردا به کُره میرسند
!من اونکارو نکردم
!من هرگز سر کسی رو شیره نمالیدم
!هرگز سوابق تحصیلیم رو جعل نکردم
!میدونم ... که تو اونکارا رو نکردی
من بهت ایمان دارم، هرچند
دیگه نمیتونیم با همدیگه باشیم
منظورت از این حرف چیه؟
من دارم ازدواج میکنم
من نامزد دارم
-!چی؟ -دیگه وقتشه که هر دومون
از این خواب خرگوشی بیدار شیم
از همون اولشم نباید با هم قرار میزاشتیم
ما هرگز نمیتونیم کنار همدیگه باشیم
اگر من در کنارت بمونم
این ننگ و رسوایی تو تا ابد رو زندگیم سایه میندازه
نو گوجین، مدرس شیادی که سوابق تحصیلیش رو جعل کرده
!من شیاد نیستم
امروز آخرین روزیه که
کنارت زیر بارون می ایستم
!نمیزارم
!این کارو با من نکن، سویونگ
!ولم کن
!نمییشه! نمیزارم بری
...من
!نمیتونم بدون تو زندگی کنم
!این حقیقت نداره
بدون من هم میتونی به خوبی و خوشی زندگی کنی
...تو ازهمون اولشم تنها بودی
!بیا با یه خاطره خوب به هم بزنیم
من رنج کشیدم تا ازت محافظت کنم
اشکالی نداره
در نهایت، منو به یاد میاری
و دوباره عاشقم میشی
درسته
اون فقط یه نمایش بود
همش بازی بود
!اگه بازی نبود، پس چی بود؟
حالا چرا اون وسط بحث پولُ وسط کشید؟
!چرا پای حساب صاف کردنو پیش کشید؟
!چی؟ ارزشمندترین سه ثانیه دنیا؟
!این در مورد من چی با خودش فکر کرده؟
حالا اون به جهنم! مهم اینه که از بدهیم کم شد
صد میلیونشو بخشید
...ولی بازم... باید همون اولش معذرت خواهی
!البته معذرت خواهی که کرد
خیلی سریع هم معذرت خواست
!پس چرا هنوزم انقده دمقم؟
!عذر میخوام
اشتباه از من بود
اشتباه
یه اشتباه بود دیگه
یعنی خیلی بهش برخورد؟
!چرا دوباره حرف بدهی رو پیش کشیدی؟
!چه خبره؟
من چمه؟
این وقت صبح داری چیکار میکنی؟
!وای! بازم رفته بودی پاساژگردی؟
باید اینارو پس بدم
!چرا پسشون بدی؟
داره دیرم میشه برم یه دوش بگیرم
برش گردونی؟
!اینم از اون حرفا بود
میدونم که باز میخوای بذل و بخشش میکنی
!این دفعه مگه از رو جنازه ی من رد بشی
خیلی خوشگله
فردا سر مصاحبه ام گوشم میکنم
-سلام -سلام
!چرا امروز تنهایی از ماشین پیاده شد؟
نمیخوای برید داخل؟
!تو... تو اصلا اونجا چیکار میکنی؟
!جان؟
!اصلا... چرا این همه دیر کردی؟
به عنوان یک منشی، باید سر وقت
!بیای اداره، اینم نمیدونی؟
!با این تفاسیر، بدهیت کی قراره به کل صاف شه؟
اگر قبلش بهم پیامک میزدید که خودتون زودتر میاید
دیگه ناچار نبودم اون همه راهو تا خونتون برم
!و در اونصورت، زودتر به سر کار میرسیدم
!در ضمن، هنوز 20 دقیقه تا شروع ساعت اداری مونده
!منشی جماعت مگه ساعت کاری منظم داره؟
!چرا باز حرف بدهی رو پیش کشیدم؟ جرا؟
-این چیه؟ -لباسا، کفشها و جواهراتیه که
تو مراسم انجمن پوشیدمشون
!خب که چی؟
دارم بهتون پسشون میدم
...من کِی بهت گفتم که باید پسشون
پس میگی اینارو با خودم بردارم ببرم خونه؟
!تا حالا بدهکار پرمدعا ندیده بودیم که دیدیم
پس خودم میبرم منزلتون
!صبر کن
!اینارم ببر
میخوام تو خونه بخونمشون
!چیه؟
...نکنه بازم شکایت
یه تار مو
روی کتتون بود
حالا چرا چشماتونو بستید؟
...فقط
یه چیزی رفت تو چشمم
با اجازه
!خاک تو سرت، آبروت رفت
داداش
(من به مدرس برتر اعتماد داشتم... گروه آموزشی ایلپوم... توش غلط داشت)
راستی، من یه چیزایی شنیدم
!درباره یه جاسوس
-جاسوس؟ -جاسوس؟
شنیدم میگن رئیس پارک بین ما جاسوس گذاشته
و همون جاسوسه بوده که راهنمای مطالعاتی رئیس نو رو دزدیده
!نه بابا! فکر نکنم
!راست میگه بابا! این دیگه خیلی مسخره اس
!خواهیم دید که مسخره اس یا نه
به محض شروع تحقیقات، حقیقت آشکار میشه
رئیس نو از اوناش نیست که دست رو دست بزاره
!اول کاری ام از خجالت تیم تحقیق در میاد
اومو، شما حالتون خوش نیس؟
!مثل یه شبح رنگ پریده به نظر میاید
!اینطور نیست
اگه یکی اینجوری ببینتون !ممکنه براش سوء تفاهم پیش بیاد
!مگه نه؟
این خزعبلات چیه سر هم میکنید؟
!سوء تفاهم؟ سوء تفاهمِ چی؟
!این دیگه نهایت نامردیه
!رئیس
!سوء تفاهم کدومه؟
منظورم این بود !ممکنه یکی فکر کنه ناخوش احواله
!چرا بهش برخورد حالا؟
!آیگو! مراقب اون زبونت باش
خوبیت نداره وقتی یکی رنگ به رخ نداره !اسم مریض روش بزاری
!خانم میشل لی، شما دیگه از حد گذروندید
...چی؟ خب
!عه، یادم افتاد
خانم میشل لی، شما از دانشگاهِ ویرجینای امریکا فارغ التحصیل شده بودید، نه؟
...بله... همینطوره
!ولی چطور مگه؟
برادرزاده ام اونجا درخواست داده
!آهان، واقعا؟
اگر سوالی برام پیش اومد مستقیم از خود شما میپرسم
منم تو ویرجینیا دوست آشنا دارم !بیا از خودم بپرس
!چرا به پوستت نمیرسی؟ داغونه
حتی لک پیری هم رو پوستت افتاده
دیدمت
هوم؟
هزار بار، نه هزاران هزار بار بهش فکر کردم
تا مطمئن شدم که اون شب واقعا تو رو دیدم
کاش واقعا فراموشی میگرفتم
چون این برام درست مثل یک کابوس می مونه
!چرا اونکارو کردی؟
!آخه به چه دلیل؟
گفتی منو دیدی؟
سر راهم به اداره دیدمت
بیا چای بخوریم
قضیه چیه؟
خب
تو هم مقالات در مورد گروه آموزشی ایلپوم رو دیدی دیگه؟
میخواستم بدونم تو هم چیزی از اون ماجرا میدونی؟
این حقیقت که راهنمای مطالعاتی که تو تنظیم کردی، لو رفته انکارناپذیره
ولی داستان این اشتباهات چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.