As primeras 200 linias.
!روح خانوم رايلي تو جنگل بود
خودش و بچه خواهرش رو آورده اينجا
.تا يه استراحتي به سارا داده باشه
.بلند نشو فقط ميخواستم ببينم که باکتاب هات چجوري .کنار اومدي
!نبايد خودتون رو تو دردسر مينداختيد
.از اول هم به من دروغ گفتي تا باهات بيام
،ببين ديگه دست خودته،ويکهام .من باهات اتمام حجت کردم
.دني.احمق نشو
ويکهام؟
!دني! من کُشتمش
.ناراحتي غير قابل انکاري براي کاري که "ويکهام" کرده وجود داره
.هاردکسل از همه توضيح ميخواد
.ما همه ديشب باهم بوديم مطمئناً
،بجز شما کلنل .و تيم گشت شبانتون
.فعلاً که تنها مظنون ما شماييد
!چرا من بايد اون رو بکُشم؟
من اون رو بازداشت ميکنم و متهم به اين جرم ميکنم
،خودتو آماده کن دارسي ،تو که ميدوني اگه اون گناهکار باشه .چه عواقبي در پي خواهد داشت
پس سربازِ نافرمان کيه؟
.سرباز منه
.خانوم
آقاي دارسي امروز دير کردن؟
فکر کنم خودتون ميدونيد که اون همين الآنشم .مشغوله
بابا امروز نيومده ديدنت؟
ميتونم اميدوار باشم که خانوم ها هنوز هستن؟
.همه چيز آرومه .کارتون بلاخره جواب داد
عاليه،خب،اگه مطمئنيد که ديگه به من نيازي ...نيست
.با اينکه سرت شلوغ بود ولي بازم ازت ممنونم
.پرستار رينولدز تو آقاي دارسي رو نديدي؟
.خير،خانوم
ميتوني خيلي سريع همه ي پيش خدمت ها رو
تو سالن رقص جمع کني؟ .حتماً
و يه کلمه هم درباره ي اتفاقي که گفت حرف .نزن .بايد اوضاع رو آروم کنيم
،واي خدا اين چيزي که "دربيشير"ميخواست؟
آره؟
دني ـه بدبخت تو جنگل بهش شليک کردن و عزيزترين شخص ليديا نزديک بود تو جنگل .به قتل برسه
.آروم باشيد،خانوم .اصلا نميدونم قراره چي پيش بياد
...من خوبم دخترا
.ممنون
،خدا رو شکر،چهارتاشون شوهر گيرشون اومد ،حتي "ماري" بيچاره
،هموني که من هميشه نگرانش بودم اون درست بعد از اينکه شوهرم اومد
!خاستگاري من،شوهر کرد ...مادر،خواهش ميکنم
من تمام شب صداي راه رفتنش رو شن ها رو ميشنيدم
،اون فقط يه افسر ارتش بود .الآن همه چيز خوبه
.اين واسه شأن من خوب نيست .واي...واي قلبم
،هيچکس به فکر بدبختي هاي من نيست .هميشه ميريزم تو خودم
!خدا رو شکر!خدا رو شکر
دکتر،ديشب يه علائم جديد در خودم احساس !کردم ،واقعا ديگه نميدونم باهاشون چيکار کنم
...ولي تصميم گرفتم که اينجا بنويسمشون
.ببينيد .عجب دور انديشي کرديد،خانوم بنت
...با من بياييد،با من بياييد
.ليزي
ميشه لطفا يه دقيقه منتطر بموني؟
ميتونم توجهتون رو جلب کنم؟
.خواشاً!ممنون
.مراسم رقص...کنسل شد
!خدايا،چه افتضاحي !چطور تونستيد بذاريد چنين اتفاقي بيوفته؟
!هيچ خطايي از من سر نزده
!بهرحال،من تنها کسي هستم که تو اين حلف دوني پاش گيره
،دهنت رو ببند !حرفي نزني بهتره
واسه من بهتره؟
يا... واسه تو؟
آقا،دارين منو تهديد ميکنيد؟
من فقط دارم اشاره ميکنم که ما
.بيشتر از اتفاقي که ديروز افتاد باهم کار داريم
!فکر کنم بايد بهت يادآوري کنم که من کي هستم
،ممنون که اينقدر به اين زنداني لطف داري دارسي
ولي فکر کنم اين زنداني به توجه بيشتري نياز .داره
!من يه اتاق بهتر ميخوام
.اين بيشتر از چيزيه که سزوارش باشي
.دارسي در قدرتش اعتدال داشته
!اعتدال !ميدونستي که اينجا جونت در خطره؟
دارسي ميدونه که با اين رسوايي بيشتر از اينا !بد نام ميشه
و چه کسي ميدوني که چه بلايي ،سرِ پمبرلي ميتونه بياد
يا چه بلايي سر هزاران روحي که درش هستن مياد؟
!و همش به خاطر توئه
.نميدونستم که اينقدر مهمم
!چه قدر جالب ميشه که بذاري بدونم
!...خدايا،من ميتونم
که منو بکُشي؟
ما هردومون دلايلي داريم که بايد ساکت بمونيم مگه نه ،سرهنگ؟
اين وسط،تو و دارسي بايد کاري کنين که من
.از اين خراب شده بيام بيرون
،و واسم يه غذاي مناسب سفارش بديد مگه نه؟
!نه اينقدر کثافت
.دنبالم بيا،وقت رو تلف نکن
.هرچه سريعتر سرجاتون وايسيد
...تو بايد پيشبندتو تميز کني
!من که گفتم نبايد بريم تويِ اون جنگل
.اون بازداشت شده .اين چيزيه که من شنيدم
.وايسيد تا آقاي دارسي بياد توقيفتون کنه
،ممنون،از همه .به خاطر سريع جمع شدن
،متاسفانه اين وظيفه ي منه که بهتون اطلاع بدم
که ديشب .مرگ به پمبرلي اومد
،قرباني،کاپيتان دني .از فرضيات حذف شده
،اون در پمبرلي ناشناس بود
و ما الآن بايد با خانواده و دوستانش .عميقا همدردي کنيم
اگه هر کدوم از شما اطلاعاتي داره .لطفاً بياد جلو
آقاي هارد کاستل،کسيه که ممکنه با بعضي از ،شما آشنا باشه
.با هرکدومتون به صورت جداگانه مصاحبه ميشه
.کسي مظنون نيست
پس لطفاً به سادگي و صداقت به سوالاتشون .جواب بدين
.همين
ما مي بايست از همتون تشکر کنيم که ساعت ها براي
.محيا کردن مراسم رقص زحمت کشيديد
اين مايه تاسف آقاي دارسي ـه ،و خودمم مقصر بودم .و اين به خاطر يه حادثه ي تراژديه
،اعتماد ما،مثل هميشه رو حمايت دوطرفه
و از خود گذشتگيه که قلب زندگي شما اينجا .در پمبرلي ـه
، هيچ ترسي براي سلامتتون .يا آيندتون وجود نداره
پمبرلي از اين حال هوا هاي طوفاني در ،طول تاريخ زياد داشته
.و از اين يکي هم عبور خواهد کرد
.ممنون
!برگرديد سر کارتون
شنيدي؟
،شنيديد خانوم رينولدز چي گفت .برگرديد سر کارتون
ديديش؟
خب چي شد؟
.يه مرد بدبخت ناسپاس ديدم
.اونجا خبري نبود
...دارسي
ميدونم که اين موقعيت مشکلاتي واست داشته که
.تا حدودي قابل درک ـه
...اگه راهي هست که من بتونم کمکي بکنم
.ممنون ،پسر عمو جان .نيازي نيست
بايد بگم که مراسم رقص امسال خيلي بهتر از ...چيزيه که فکر مي کردم
تازگي ها آقاي دارسي رو ديدي؟
!نه،ولي گفتم که اون چشاي قشنگي داره
.حتماً همينطوره
من شنيدم يه سال ارزش داريي پدرش دو هزار !دلار بوده
.عاليه.بدتر شد
،خواهرش با جرج ويکهام ازدواج کرده
!و در شرايط خوبي نيست
من که تعجب ميکنم که دارسي از انتخاب !عروسش پشيمون بشه؟
بايد يه نامه واسه مهمونا بفرستم که بگم .مراسم امشب کنسل شده
.بدون شک کل روز طول ميکشه
!همه نااميد ميشن
اين تنهاچيزيه که مردم خيلي بيشتر از يه رقص خوب ،دوست دارن
.و البته يه رسوايي خوب
. رسوايي در کار نيست
کاري که ما الآن بايد بکنيم فرستادن يه علامته که
.يعني زندگي در پمبرلي همچنان ادامه داره
.بله.البته
!خب من يه کاري ميتونم بکنم .ولي کمک لازم دارم
...من سخت فکر کردم ميشه من و جرجيانا اين کار رو با هم - انجام بديم؟
بله! و اگه "هنري" نامه ها رو به مردم برسونه .ممکنه که حداقل سوالات بي ربط کمتري بپرسن
،هنري شايد پادوي خوبي باشه !ولي فکر کنم جرجيانا مهمتر باشه
بنظرم اون بايد فوراً پمبرلي رو ترک کنه
و خودشو هر چه قدر که ممکنه از اين قضيه .دور کنه
،سرهنگ راست ميگه .تو بايد خودتو از اين قضيه دور کني
"من مينويسم و پيشنهاد ميکنم که به "روزينگز .بره
!من دوست ندارم به روزينگز برم ميدونم که اونجا شهر مورد علاقش نيست ...ولي مطمئنم
فکر کنم خانوم جرجيانا اين حق داره که !خودش حرف بزنه
"نيازي نيست شما هواداره "خانومِ ولستونکرفت بشيد
باور کنيد زنان صدايي واسه مسائلي که بهشون !مربوطه دارن
به خاطر خدا اين شيرين کاريهاتون رو واسه .شهر "بيلي قديم"ـه خودتون نگه داريد !آقايون،خواهش ميکنم-
.ما بايد سعي کنيم به خودمون مسلط باشيم
.خواهش ميکنم منو يه جايي نفرستيد
خونه ي من اينجاست،با تو با اليزابت !با فيتزويليام کوچولو
،اين براي حمايت از همه ي شما در اين بحرانه
مطمئني مشکلي توش نيست؟
،اگه واقعا چنين احساس قويي داري .پس حتماً بايد اينجا بموني
،معذرت ميخوام،آقا .من بي نوبت حرف زدم
.از سرهنگ معذرت خواهي کنيد،نه من
.خواهش ميکنم منو ببخشيد
.من از کمکتون خوشحال ميشم
آقاي "سلوين"،کمي صبحانه ميخوريد؟ .وقت ندارم
من بايد با همه مصاحبه کنم امروز .همچنين از مهموناتون ميترسم
حالا اين کار واقعاً لازمه؟ .آخه ديشب همه با هم بوديم
،بجز سرهنگ فيتزويليام
همون کسي که شنيدم به سرش زده بود که تنها بره بيرون
.سرهنگ فيتزويليام پسر عموي منه !از وقتي که بچه بوديم ميشناسمش
بهتون گفت که کجا رفته؟
.نيازي نديدم بدونم
،يه گردش شبانه اونم تنها ،مشکوکه
.بعداً اعتراف خواهيد کرد
.غريبه هنوز در راهيه که قرباني بوده
کالاسکه چي گفت وقتي کلاسکه رو نگه داشت
.اونا در تاريکترين بخش جنگل بودن
ويکهام نقشه تجاوز به مراسم رو داشته ،بي ادبانه بوده،واسه اطمينان
ولي براي دني خيلي سخت بوده که ايمني ـه
کالاسکه رو رها کنه و بره تو جنگل اون بيگانه ...بوده با
.اين هيچ معني نداره
آيا کاپيتان دني و همسرتون داخل درشکه داشتن نزاع ميکردن؟
،اونا اصلا حرف نميزدن !اينجوري خيلي کسل کننده بود
آيا شما ميدونيد که اونا چه دليلي براي عصباني شدن
از دست هم داشتن؟
.احتمالاً،بله
.ادامه بديد
من فکر کردم،خب
.که کاپيتان دني عشق پنهاني نسبت به من داشته
اين ميتونه باعث اختلافش با ويکهام باشه
!ليديا هميشه طوري که من ديدم يه دختر بوده
آيا کاپيتان دني خودشون رو اصلاً نشون دادن؟
!البته که نه
شما متوجه نشانه هاي علاقه اي از طرف اون نشديد؟ يه نگاه؟ يه آه کشيدن؟
نه اون هميشه طوري نشون ميداد که ،انگار به من اهميت نميده
.و در هر شرايطي از من دوري ميکرد
شما هم فهميديد؟ !اين مطمئناً يه نشونه بود
!نشانِ عذابي که از درون ميکشيد
!مردها در مورد جنسيتشون خيلي کم ميدونن
No comments yet. Be the first to leave one.