Call It Love

Call It Love (사랑이라 말해요)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

사랑이라 말해요 Call It Love E08 DSNP WEB-DL@F971korea
Un comentario de f971
@F971korea

Etiquetas

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Publicau o: 2023-03-15
Descargas: 34
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

*قسمت هشتم*

هان؟ نمیرم کافی نت

دارم میرم سر کار پاره وقت حقوقشون دو برابر بقیه اس

هان؟

دارم پولامو جمع میکنم تا یه گیتار بخرم !یه لحظه

خودش نیس، نه؟

!وای مامان

!هی، باید قطع کنم

وای مامان

!فکر کردم گیرم انداخت

... آیگو، نونا

میشه تو رو خدا یه خورده نرمال باشی؟ جون من؟

!آیگو، این دختره منو میکشه

... من فقط

بیشتر از شیم جیگویی که درس خوندنو ول کرد و فرار کرد

بیشتر از تویی که داری به خاطر من این دیوونه بازیا رو درمیاری

بیشتر از شیم هه سونگی که داره با یه بچه قرار میزاره

... و بیشتر از اون مامان مریض احوالم

!فقط یه خورده بیشتر از شماها نگرانشم

فقط آرزو میکنم که کاش اون بشر ... یه خورده کمتر تنها بود

!مگه چیه؟

!این حس چیه؟

چیه که تا این حد عصبانیت میکنه؟

... ای خدا

... الحق که یه دیوونه ام

خواهرم مست، بیرون توی زمین بازی خوابش برده

نمیشه شما جای من حواستون بهش باشه؟

آخه من دارم میرم سر کار پاره وقت

شیم ووجو شی

میدونه الان ساعت چنده؟

نمیترسی این ساعت بیرون باشی؟

حالا که اومدی ... حداقل باید به من زنگ میزدی

چرا این شکلی اینجا نشستی؟

مگه مطمئنی برای دیدن تو اومدم؟

پس انگاری فقط خودم از احساساتم بی خبر بودم

!همین بوده که نفهمیدم

و تو هر بار خودتو زدی به نفهمیدن

برگرد داخل خودم برمیگردم خونه

!پاشو، دیر وقته

!اگه قصد نداری تمام شبُ اینجا بمونی، پاشو

خودم میبرمت خونه

ღ* بهش بگو عشق *ღ ترجمه و زیرنویس Telegram: @F971korea

پاهات یخ نزدن؟

دیگه تقریباً تابستونه

من حتی چله تابستونم جوراب میپوشم

دستها و پاهام همیشه یخ یخ ان

دو دیقه اجازه بده آب بگیرم

همین جا بمون خودم برات میگیرم

!یواشتر بخور

ورزشکار کی بوبه رو میشناسی؟ مدال طلای تیراندازی با کمانو آورده

من تقریباً فرصت اینو داشتم که باهاش تمرین کنم

تو مسابقات ملی مدال آوردم

داشتم برای انتخابی تیم ملی آماده میشدم

یه کماندار آینده دار بودم

!تحسین برانگیزه

همینطوره

تا اینکه مجبور شدم به خاطر جراحت شدید شونه ام

به دنبال یه حادثه رانندگی تیراندازی با کمان رو رها کنم

شاید نباید اسمشو بزارم حادثه

فهمیده بودم که بابام با یکی رابطه داره

و منی که فقط 17 سال داشتم سعی کردم درستش کنم و افتادم دنبالش

جلوی در یه متل دیدمش

بی هیچ فکری، خودمو انداختم جلوی ماشینی که بابام پشت فرمونش بود

"دخترت از همه چی باخبره پس برگرد پیش خانواده ات"

میخواستم بترسونمش و اینو براش نطق کنم

ولی، زمان که سپری شد فهمیدم که دارم به خودم دروغ میگم

چیزی که میخواستم فقط زجر کشیدن پدرم بود

میخواستم تا عمر داره داغ یه زخم رو روی دلش بزارم

و دو برابر دردی که تجربه کردم !رو بهش بدم

!از اولشم خیره سر به دنیا اومدم

شاید درد تو بیشتر بود

اینطور نیست که خیره سر باشی

شاید راه بهتری نمیشناختی

!تو به هیچ وجه نباید از من خوشت بیاد

اگه منو دوست نداشته باشی در اونصورت، دیگه مشکلی پیش نمیاد

ازت خواهش میکنم

بله، آقای پارک جون کیو

این دارو برای سه روزه فراموش نکنید که سر وقت بخوریدش

چشم

نمیدونم این خبر خوشحال کننده ایه یا خبر بد

ولی مادرت گوشی رو برنداشت منم چیزی بهش نگفتم

خواستم که بدونی

از امروز میخوام دنبال شیم جیگو بگردم

!منم گفتم که بدونی

همش همین؟

!الحق که خود خودتی، شیم ووجو

!حیف شد

میخواستم سر این نمایشگاه با هم همکاری کنیم

دفعه بعدی اگه خدا بخواد

پس واقعاً قصد نداری چیزی بهم بگی؟

میخوای نمایشگاهتو کجا میزبانی کنی؟

سامسونگ دونگ یا یانگجه دونگ؟

یا نه، سونگدو؟

دفعه بعدی جوابتونو میدم

در هر صورت

منتظر می مونم تا ببینم بدون ما هم کارت موفق میشه یا نه

- این دعای خیره؟ - !پس چی، پسر

نمیدونم اینو شنیدی یا نه

منظورم رئیس شینه

ظاهراً، قادر به پرداخت متوسط هزینه محل برگزاری نمایشگاه نیست

- یکی از مدیراش، هوبه سابقمه - !نگران این مساله نباش

منظورت چیه که بودجه واریز نشده؟

!نه... نه... این محال ممکنه

... بله

اون سرمایه ای که بهش قول داده شده بود رو دریافت نکرد

و با دشواری هزینه اجاره غرفه ها رو از شرکتها دریافت کرد

به نظرم برنامه داشت که با جذب بازدیدکننده ها هزینه ها رو جبران کنه

ولی گفتنش از عملش آسونتره

یه سری از شرکت کننده ها بو بردن و همین حالاشم کشیدن کنار

به نظر داره اوضاع سختی رو میگذرونه

بین خودمون بمونه

!ولی خداییش دلت خنک نشد؟

گیج شدم

هیچ وقت براش آرزوی موفقیت نکردم ولی آرزو هم نکردم که به روز سیاه بشینه

نمیدونم الان براش آرزو کنم که اوضاعش بهتر شه یا نه؟

حتی نمیدونم حق دارم که نگرانش باشم یا نه؟

!تو هم عجب آدمی هستی

مدیر کانگ مین یونگ برای کار به گالری تشریف نمیارن

!لطفاً دیگه اینجا دنبالش نگردید

حالا که کارت مدیریت گرفته

بالاخره که باید یه روز سر و کله اش پیدا بشه

!زنیکه ی بی همه چیز

اگه نمیخواد اون پولو بده !پس حداقل باید دلیلشو بگه

بالاخره پیدات میکنم

... و دلیلشو ازت میپرسم

به جان خودم قسم میخورم

اگه به خاطر منه، میتونی بمونی خونه خودته

... میخوام بهت بگم که

دیگه برام فرقی نداره که تو چیکار بکنی

بله بهترین نمایشگاه، بفرمایید

الو؟

منم

مدیر بک اونجان؟

- همشون رفتن جلسه - ... خب پس

نمیتونم یه فایل رو تو گوشیم باز کنم

میشه شماره غرفه شرکت بازرگانی هوجین رو بهم بدی؟

چشم

دیشب به سلامت رسیدی؟

غرفه 12

!تو به هیچ وجه نباید از من خوشت بیاد

ازت خواهش میکنم

!رئیس، سوار شید

جلسه خوب پیش نرفت؟

خوب پیش رفت

با ظرفیت مشابه ما و تحت نامِ شرکت بازرگانی هوجین بهمون خواهند پیوست

!پس سعی کن یه خورده خوشحالتر به نظر برسی !منو ترسوندی

هنوز راه درازی در پیش دارم

این استرس آخر منو میکُشه

!لازم نیست که بابت هر چیز کوچیکی استرس بگیری

!انقدر حرص نخور !زود پیر میشیا

مدیر کانگ

اگه یکی بهت بگه "به هیچ وجه نباید ازم خوشت بیاد"

به نظرت منظورش چیه؟

منظورتون چیه؟

... بیخیال

- !تظاهر کن چیزی نشنیدی - همین الانشم شنیدم، چرا بگم نشنیدم؟

کنجکاوی بدونی معنی "منو دوست نداشته باش" چیه؟

...بزار ببینم

فقط اون آدمی که اینو گفته، میدونه

اون طرف فهمیده که طرف مقابل دوسش داره

به همین دلیلم داره بهش هشدار میده

"من از همه چی باخبرم !پس بهم اعتراف نکن"

"من ازت خوشم نمیاد" میخواد فقط اینو به طرف گوشزد کنه

نمیدونم طرف کیه

ولی محتاطانه دکش کرده

باید از اونجا می پیچیدم به چپ

!قبلش باید راهنما میزدی

مدتهاست که این کارت رو سپرده دست معاملات ملکی محل

بعد از اینکه شماها از اونجا اسباب کشی کردید

پسره میخواسته از سمت مادرش ازتون عذرخواهی کنه

با این رفیقمون فقط تو اتوبان پاجو رانندگی کردم و برگشتم

موتورشو که چک کنید متوجه میشید

- صفر کیلومتره - حتماً

پس لطفاً اینجاها رو امضا کنید

راستی، سوئیچ یدک رو که با خودتون آوردید؟

!نه، نیاوردم

پس اینجوری یه خورده میخوره تو سر قیمت

پس بفرمایید

باید یه چیزیشو نگه دارم تا خاطره اش برام زنده باشه دیگه؟

باشه، پس لطفاً اینجارو امضا کنید

شرکت هیچ پولی نداره و داره دست و پا میزنه

!بعد رئیس اون شرکت یه ماشین اسپورت گرون میخره؟

!آیا این کاریه که باید یه رئیس بکنه؟

!این کار فقط از یه بیشعور عوضی برمیاد

میدونستم که نباید عاشقش بشم

ولی میدونی چرا با این وجود رفتم جلو و خریدمش؟

چون نیاز به یه روزنه داشتم

... یه چیزی که

... پابندم کنه

یه چیزی میخواستم که برام کار کنه و محوریتش من باشم

یه ماشین هر کاری بهش بگی، میکنه

از فرمونش بگیر تا چرخ دنده هاش و راهنماهاش

!بهم یه حس عجیب آسودگی میداد

چون شرکت

در محوریت دونگجینه

بزار یه قصه بامزه برات تعریف کنم

بعد اینکه اون ماشین رو خریدم حتی مسیریابشم خاموش کردم

دلم نمیخواست بهم بگه کجا برم، نرم

به نظرم، دچار بلوغ دیررس شدم

داری گوش میدی؟

More Farsi Persian subtitles for Call It Love

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left