As primeras 103 linias.
جسم و شیطان - 1926
کارگردان : کلارنس براون
از اینجا برید بیرون ، خوکهای لعنتی
بازم تموم شب بيرون بوده
بيماري هيملهرگوته ايلند تويفلدونرئاتر ميگيره
الريش فون التز
لئو فون هاردن
لئو فون هاردن
اون مريضه، قربان
خواهيم فهميد به خط
اون تمام سعيش رو کرد، قربان اون حتي لباسش رو هم پوشيد
تو چِت شده؟
بهتره تو بموني و ازش پرستاري کني
بريد گزارش بديد که بازداشتتون کنن
مهم نيست الریش ، به فکر هفته ي بعد باش مرخصي ... خانه ... شامپاين ... خواب
شوارتزبورگ سوندرهاوزن شوارتزبورگ رودولشتات لیپه ، دتمولد تی
هانوور درلین ، بلانکنبورگ آم هارتز
لئو ... پسره عزيزم
خواهر کوچولو ... چقدر بزرگ شدي
ميتوني دستم رو ببوسي آقاي بارون
با یه لقمه میخورمت
اون بايد يکي از مهماناني باشه که براي شرکت در رقص اومدن
جزيره ي دوستيمون اونجاست ، لئو
من تو رو آزردم، لئو؟
اون که همون جزيره اشمیته چرا شما بهش ميگيد" جزيره ي دوستي "
زماني که ما پسربچه بوديم و هرثا دختر کوچکي بود
به وسيله ي اين پيمان خوني ما با هم يکي ميشويم در فقر و توانمندي
در عشق و اندوه ، در زندگی و مرگ
در دوستي جاودان ... براي هميشه ... و هميشه
چه حماقتي ممکن بود مسوميت خوني بگيريد
منم ميخوام امشب به مجلس رقص برم
قدم تقريبا هم اندازه ي توئه
خيلي بدجنسي طوري باهام برخورد ميکني انگار که بچه ام
چند سالته؟
شانزده
خب ، حدود شانزده
قصر هالِويتس خانه ي اجدادي لئو
امشب تو مجلس رقص ميبينمت
ارباب جوان دوستداشتني نوکران حقيرت
محقرانه جمع گشته اند تا به شما خوش آمدگوئي محقرانه اي گفته باشند از دوران فئوداليزم نوکران محقرتان چنين کرده اند
مجلس رقص استولتنهوف براي عموم بازگشايي شد
عصر بخير، پاستر ووس
من اين پسرهارو جداگونه تعميدشون کردم
اما از اون موقع هيچوقت جدا از هم نديدمشون
به قدر کافي نوشيدم به یه دختر نگاه کردم و اونو دوقلو ديدم
دوشيزه هرثا ميتونم با شما برقصم؟
لئو، من رقص اول رو براي شما نگه داشتم
تو .. کي .. هستي؟
چه اهميتي داره؟
میخوام بعضی وقتها ببینمت
شايد
تو خيلي ... زيبا هستي
تو هم خيلي ... جواني
میدونی ، وقتي تو کبريت رو خاموش ميکني معنيش اينه که دعوت کردي ببوسمت ...؟
عشق تراژديک ، بي چون و چرا و خيره کننده ي جواني
هيچکس تاکنون اين اندازه عاشق نبوده لئو شک نداشت که اينطوره
بازم يک روز ديگه لئو من چطور ميتونم اجازه بدم بري؟
تا پنج ماه ديگه دوره ي خدمتم تمام میشه اونوخت ما براي هميشه با هم خواهيم بود
برای اینکه فراموشم نکنی
فراموشت کنم؟نه تا وقتی که زنده ام و نه زماني که مردم
ايشون کنت رادنِ شوهر من
لئو فون هاردن آماده در خدمت شما
لئو ... تنها توجيهم اينه که من عاشقت هستم
لحظه ها رو تا صبح در انتظارت ميشمارم
شرافت من نبايد لکه دار بشه به خاطر اهانتي ک در کارت بازي به من کردي
اين حق رو دارم که بکشمت
لئو، اين ديوانگيه ، شما نمیتونید به خاطر يه سری حرف شتابزده تو کارت بازي
به همديگه شليک کنيد
لئو ، اگه مارو با هم ببینن...
بايد بازم ببينمت ، و ما هيچوقت کسي که ميشناستمون رو اينجا ملاقات نميکنيم
براي چه مدت بايد بري؟
دادگاه نظامي بهم توصيه کرده تا براي دوره ي خدمت آفریقائی براي پنج سال نام نويسي کنم
پنج سال ... بدون تو
منو با خودت ببر ، لئو
ميدونم که غير ممکنه اما ميترسم با اين سال هاي تنهايي روبرو بشم
لئو ، تا وقتی برگردی منتظرت خواهم بود
عصر بخير ... لئو
عصر بخير ... پاستور
همش بخاطره يه کلمه خشونت آميز در کارت بازي
فليسيتاس فون رادن الان یه بیوه است تنها و بدون محافظ
و من کسي هستم که بايد پاسخگو باشه
برو ببينش کمکش کن و بهش دلداري بده
تو داري از اينجا ميري بدون اين که ازم خواسته باشي باهات خداحافظي کنم
من از طرف صميمي ترين دوستم لئو فون هاردن اومدم
کاري هست که بتونم انجام بدم تا از اندوه شما کم کنه ؟
اگه هر موقع به کمک نیاز داشتین
ببخشيد ک به اين موضوع اشاره ميکنم من وضع شما رو نمیدونم
اما اگه هر زمان به پول احتياج پيدا کرديد ...
من ثروتمندم ... و دارائي من دارائي لئو هست
شما خيلي مهربان هستيد
اين خوبه که آدم بدونه اگه نیاز بود کسي هست که بتونه در حقش دوستي کنه
و تو به مادر نگفتي که من قراره بيام؟
به خونه خوش اومدی آقاي فون هاردن
لئو، اجازه بده معرفی کنم همسر من
من برات نامه ننوشتم
ميخواستم قبل از اين که بهت بگم فسيليتاس رو ملاقات کني
اون حالا تو رو به خاطره اون دوئل تراژديک وحشتناک ، کاملاً بخشیده
وقتی ک فسيلينياس رو بيشتر بشناسي تو هم عاشقش ميشي
بدون شک آقاي فون هاردن خيلي خسته هستند ما ايشون رو تا خونه ميرسونيم ، الریش
کنتس التز خيلي لطف دارند
فکر کنم ترجيح ميدم تنها با مادرم احوال پرسي کنم
فقط دو سال ديگه و لئوي ما برخواهد گشت
اين ميتونه منو خيلي خوشحال کنه اگه تو و لئو عاشق هم بشيد و با هم ازدواج کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.