As primeras 200 linias.
کلمهی "مینیاپولیس" ، تشکیل شده از دو لغتِ...
"مینی" بهمعنای "آب" که از سرخپوستهای داکوتا نشئت گرفته
و لغت یونانی "پولیس" به معنای "شهر"
پس تعجبی نداره که آب، یکی از ویژگیهای برجستهی
این شهرِ دیدنی بهحساب میاد،
شهری که در کنارهی رودخانهی میسیسیپی واقع شده،
و شامل حدود 13 دریاچهست
27 آوریل، سال 1997
27 آوریل، سال 1997 یک هفته قبل از قتل "لی میگلین"
مینیاپولیس، مینهسوتا خانهی اجارهای "دیوید مدسون"
من میدونم که از همه باتجربهتر یا بالاتر نیستم، ولی...
هیچکس سختتر از من روی این پروژه کار نکرده
من میخوام اونی باشم که ارائهش میده
قول میدم ناامیدت نکنم
و ممنون بابت این فرصت
خیلی ممنون
اونا گفتن آره!
اونا گفتن آره!
آره، واقعاً گفتن
گفتن آره!
- هی - خیلی برات خوشحالم
ممنون
میدونی، راجع به این آخر هفته،
جفتمون حرفهایی زدیم که ازش پشیمون شدیم
میشه بیخیالش بشیم؟
باهم دوست باشیم؟
من از هیچ حرفی که زدم پشیمون نیستم
میشه ادامه بدیم؟
حتماً
من میرم یه دوش بگیرم
"پرینتز" رو میبری پیادهروی؟
آره
چیکار میکنی، پرینتز؟
اوهوم؟
چیکار میکنی؟
نمیخوای پرینتز رو ببری پیادهروی؟
اون کیه؟
"جف"
شماها قراره میرین بیرون؟
اون داره میاد بالا
من کار دارم
زیاد طول نمیکشه
میشه در رو باز کنی؟
وقت این کارو ندارم
به هردوی شما فرصت میده که دربارهی من صحبت کنین
الان چی گفتی؟
وقتی بیاد بالا،
فرصتش پیش میاد...
که دربارهی من حرف بزنین
- سلام - سلام
اوضاعش چطوره؟
ازم خواست باهاش ازدواج کنم
جدی میگی؟
آره
گفت من مرد رویاهاش هستم
آخرین شانسِ خوشحالیش
چطور ازش خلاص شدی؟
بهش گفتم غیرقانونیه که ازدواج کنیم
اون فکر میکنه بهخاطر تو بهش گفتم "نه"
فکر میکنه من عاشق تو ام
اوه، خدای من. بهش گفتی که بهخاطر خودش گفتی "نه"؟
اون هیچکسی رو نداره
باید از خودش بپرسه چرا
اون دربارهی ما میدونه
نه
هیچکس نمیدونه
چرا
اون خیلی زود به همهچی بو میبره
نباید براش ناراحت باشی
چرا نه؟ تو هستی
دیگه نه
دیگه نمیخوام ببینمش
خب، پس اصلاً چرا اومدی اینجا؟
اون یه چیزی از خونهم برداشته
آره؟
چی برداشته؟
تفنگم رو
پرینتز، رفیق
هی، اینجا چه خبره؟
اندرو! اندرو!
نه. نه
نه. نه
نه. نه چیزی نیست
چیزی نیست
قول میدم، چیزی نیست
همه چیز درست میشه
همه چیز خوب میشه، قول میدم
عیبی نداره
دستا بالا
تو میخوای...
تو میخوای منو بکشی؟
نه
ولی تو...
تو "جف" رو کشتی
تو اونو... کشتی
تو جف رو کشتی
چرا؟
کنترل خودمو از دست دادم
من دوستت دارم
- نه - ببین، عیبی نداره
- نه - باشه، من درک میکنم
- به پلیس زنگ بزن - بله
- درک میکنم، میفهمم - زنگ بزن
- انجامش بده، همین الان - بله، بله. باشه
داستان جنایی آمریکایی: قتل جیانی ورساچی
بجنب
اندرو؟
زنگ زدی؟
اگه بخوای زنگ میزنم
زنگ نزدی!
نگران بودم
تلفن رو بده
نگرانِ تو
تلفن رو بده
چه بلایی سرت میاد؟
بهشون میگم تو هیچ ارتباطی با این قضیه نداشتی
اندرو...
ولی باورشون میشه؟
تلفن رو بده
اینجا خونهی تو ـه
تو جف رو آوردی بالا. تو در رو باز کردی
تو گذاشتی بیاد داخل...
فقط تلفن رو بده به من
من 30 سال حبس میخورم
ولی تو ده سال
و...
و من فقط... نمیتونم...
نمیتونم بذارم این اتفاق بیفته، دیوید
- این تقصیر تو نبود - 911. مورد اورژانسیتون چیه؟
و من نمیتونم بذارم...
بابتش بری زندان
نمیتونم بذارم...
زندگیت رو نابود کنه
911. مورد اورژانسیتون چیه؟
نمیتونم بذارم
نمیتونم
وقتی پلیس در رو باز کنه،
دو تا مظنون میبینه، نه دو تا قربانی
- من هیچ ارتباطی با این قضیه نداشتم - اونا باور نمیکنن
تو بهشون میگی
اونا به حرف من گوش نمیدن
من قاتل نیستم
اونا از ما متنفرن، دیوید. همیشه ازمون متنفر بودن
تو گی هستی
من...باید به پدرم زنگ بزنم
باید ازش بپرسم چیکار کنم
باید... با پدرم صحبت کنم
اگه با پدرت حرف بزنی، مجبورت میکنه خودتو تحویل بدی
یا مرتکب یه جرم میشه
اون هیچوقت تو رو تحویل نمیده... خودت هم میدونی
نباید اونو تو این شرایط قرار بدی
اندرو، من میرم، باشه؟
من میرم
میتونی میتونی
وقتی دربارش کامل فکر کردی
من میخوام برم
وقتی دربارش کامل فکر کردی
میخواستی منو تنها بذاری؟
نه
چرا، میخواستی منو تنها بذاری
"پرینتز" به یه پیادهروی نیاز داره
وگرنه میرینه به همهجا
شروع میکنه به پارس کردن
مردم میان در خونه رو میزنن
میخواستی سگ رو ببری پیادهروی؟
آره
بیا
بیا. پسر خوب
روتو برگردون
دیوید
زود باش
منم باهات میام
آه، نیازی نیست
نمیخوای باهات بیام؟
اگه خستهای، بهتره تو خونه بمونی
میخوای بدون من ببریش پیادهروی؟
- نه، نه - چرا
نه،... چرا، من فکر میکنم...
- فکر کنم میخوای بدون من ببریش پیادهروی - من، من...
من فکر کردم خستهای
خسته بهنظر میام؟
بریم پیادهروی
بیا
صبح بخیر، دیوید
- سلام، "کارن" - صبح بخیر
اوه، یه نفر اینجا هست که تو آسانسور بهش خوش نمیگذره
نه
گمونم نه
روز خوبی داشته باشی، کارن
همچنین
میخوای به کس دیگهای هم آسیب بزنی؟
نه
باید بهم قول بدی
بهت قول میدم...
کس دیگهای صدمه نمیبینه، تا وقتی که طرف منو بگیری
خب، تو این فکر بودم که،
شاید بتونم تظاهر کنم که دیشب اصلاً خونه نبودم
رفتم بیرون، و ...
الان برای بار اول برگشتم
هیچی ندیدم
No comments yet. Be the first to leave one.