As primeras 200 linias.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
این داستان بر اساس حقایق واقعیه
کلی حقایق واقعی
که «آزمن» تعریفشون میکنه
اون هم منم!
هی، هی، هی
کار عجیبغریبی نکنید!
ممنون
ترجمه از «امیرعلی» ::. illusion .::
«پسر شکستناپذیر»
خیلیخب، این یه فکت واقعیه
وسیلهها میشکنن
میبینی؟ بعضیوقتها بده که میشکنن
بعضیوقتها خوبه
همیشه نمیشه فهمید که کدومشون قراره باشه
بابا میگه این یه استعاره است
مامان میگه بابا نمیدونه استعاره چیه
میرم یه چیزی بیارم...
الان برمیگردم. الان برمیگردم
توی زندگی من، خیلی چیزها شکسته
همهشون رو براتون تعریف میکنم. نگران نباشید
ولی با این شروع میکنم،
چون این شبی بود که همه چیز خراب شد
تو گم شدی، دوست من
معیارهای اخلاقیت از بین رفتن
به عنوان یه همسر و پدر داری شکست میخوری
تو کی باشی که من رو قضاوت کنی؟
من رو ببینید. اون کلاه خیلی بهم میاد
من آستینام. ریچارد آستین لِرِت
ولی شما میتونید «آز» صدام کنید، یا آزمن
من وقتی با آدمهای جدید آشنا میشم، همهچیز رو بهشون میگم
آمادهاید؟ بزن بریم
من عاشق کتونی، اژدها، جنگ ستارگان،
پنکیک، باب اسفنجی،
فیلم بازگشت به آینده، ناگت مرغ،
و سس رنچ هستم
سس رنچ خفنترینه
من یه مارمولک به اسم مارتی دارم، ملقب به مارتی مکفلای
یه کلکسیون فیلم خفن دارم،
و یه کلکسیون کلاه
پوشیدن کلاهِ درست، روزم رو میسازه
من یه بیماری به اسم اختلال استخوانزایی دارم
اینها کلمات قلمبه و سلمبهای هستن،
ولی سادهاش کنم معنیش اینه که استخوانهام راحت میشکنن
استخوان دستهام،
دماغم، دندههام، پاهام،
تقریباً همهجام رو شکوندم
آره! تازه اوتیسم هم دارم
بعضی از بچههایی که اوتیسم دارن نمیتونن حرف بزنن
ولی من خوب هم میتونم
ولی صبر کنید، نمیخوام رشته افکارم پاره بشه
کجا بودم؟
آها، درسته
شبی که همهچیز خراب شد
بهتون خوش گذشت؟
به من که خیلی خوش گذشت
- میرقصیم روی... - صبر کن
باید برگردیم پیش مامان
قطعاً باید بازم بیایم اینجا
- بابا؟ - برید بالا
حالت خوبه؟
سوار شو، لوگان. یوهو!
بابا؟
- اوه اوه - بابا!
بنازم، پسرها!
ده. نه. هشت
هفت. شش. پنج
چهار. سه
دو. یک
سال نو مبارک!
وایسا وایسا
باید در مورد شلوار سبز خاکی بهتون بگم
بدون شلوار سبز خاکی، من اصلاً اینجا نبودم
آره. خب، میدونی
باید اندازهی خودت رو پیدا کنی، ولی...
این... آره
- آره. استتسونـه - این...
آره. به درد نمیخوره
شاید پیراهن آرایشگری
داداش، داداش، داداش. دختره رو نگاه
چه خوشگله!
اون چشمهای آبیش رو ببین
خوشگلترین چشمهای آبیای که به عمرم دیدم رو داره
یه چیزی بخر
چی بخرم؟
نمیدونم
شلوار بخر
بفرمایید
ببخشید
- ببخشید - سلام. کمکی میتونم بکنم؟
بله. اوم...
من... میخواستم...
از این شلوارها بخرم
انتخاب عالیای هستش
ممنون. آره...
من اسکات هستم. به خاطر کارم خیلی سفر میرم، برای همین...
جدی؟ کارتون چیه؟
فروشنده دارویی. فعلاً
ولی برنامههای بزرگی دارم
اون برنامهها به شلوار مربوط میشن؟
میتونن مرتبط بشن
شلوار میتونه بخشی از برنامه باشه،
پس حتماً باید ازشون بهم بفروشی
هر کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم
- کمیسیونی کار میکنید؟ - آره
عالیه. پس چهارتا شلوار میخوام،
اگه قبول کنی که شام باهام بیای بیرون
خب، همینجوریش هم یکی بخر دوتا ببره، پس...
خیلیخب. پس، هشتتا شلوار میخوام
هشتتا شلوار سبز؟ جدی؟
چی بگم؟ رنگ سبز رو دوست دارم
این چطوره؟ تو هیچ شلواری نمیخری...
و من یه قهوه باهات میخورم
اوم...
- تریسا. تریسا؟ - بله
تریسا، فکر میکنم نمیدونی مذاکره چطوریه
فکر میکنم تو نمیدونی قرار گذاشتن با یه دختر چطوریه،
ولی یه راهنمایی بهت میکنم
از کلمهی مذاکره استفاده نکن
نه، نه. من...
نمیخواستم بگم که من...
خیلیخب
این رو میبرم و میرم
قبل از اینکه پشیمونت کنم
باشه. باشه
و واقعاً شلوار نیاز دارم. برای همین بر میگردم...
و چندتایی میخرم، ولی... نه هشتها
- فکر میکنم... - زیاده
- راست میگی - دیگه حرف نزن
- آره، من... - حرف نزن
بعد از اون، مامان و بابا
توی سه هفته سهتا قرار گذاشتن
قرار شماره یک. قهوه
وقتی گفتم قهوه، منظورم کافیشاپ بود
آره. اینجا قهوه هم دارن
- نگران نباش. پرسیدم - خوبه
ممنون
قرار شماره دو. بازی ویدیویی
یالا. یالا!
مامان ترکوند
برام مهم نیست
قرار شماره سه
بیشتر فقط صحبت کردن
پنج سال دیگه، قراره توی منهتن زندگی کنم،
توی یه آژانس بزرگ تبلیغاتی کار کنم،
و یه ماشین ولوو سبز داشته باشم
جاهطلبیت رو تحسین میکنم
و همینطور سلیقه شیک و آبرومندانهات توی ماشین
خیلی ممنونم
و میدونی چیه؟ من...
چشمهات فوقالعادهی آبیت رو تحسین میکنم
اگه بخوام روراست باشم، از اون روزی که...
توی فروشگاه دیدمت تحسینشون میکردم
آره. یه موضوع جالبی درموردشون هست،
اونم اینه که یه نقص ژنتیکی هستن
کلاژنهام درست کار نمیکنن
برای همین سفیدیهای چشمم خیلی نازکن
و رگهای آبی از زیرش معلومند
خب، این نقص به سودت شده
تو چی؟
برنامهی پنج ساله تو چیه؟
من...
از اون دخترهایی هستم که فقط به فکر فردام
میدونی، یه چیز دیگه که درموردت تحسین میکنم...
چی هست؟
شلوار سبز خاکیته
آره. باید هم تحسین کنی
این رو سعی کردم از یه دختر فروشندهی خیلی جذاب...
با چشمهای فوقالعادهی نقصدار بخرم،
ولی دختره اینقدر بامرام بود که پولم رو نگرفت
از اون مدل دخترهاییه که من خوشم میاد
منم همینطور
- میخوای از اینجا بریم؟ - آره
اونها قرار چهارمی نداشتن،
چون این اتفاق افتاد
توی استادیوم دنور،
سونرها با امتیاز ده مساوی هستن
مطمئنم دوست دخترته
دوست دختر کجا بود
حتی فامیلیش رو هم نمیدونم
- بهت که گفتم - خفه شو
سلام، اگه دوباره میخوای بریم بیرون،
باید فامیلیت رو بدونم
اسکات؟ سلام، گوش کن
همهچیز مرتبه؟
آره. خب، نه
من حاملهام
- چی؟ - این خوب نیست!
- ولی ازش خوشت میاد، درسته؟ - آره
و بچه هم میخوای
بعد از اینکه هزارتا کار دیگه انجام دادم
میخواستم از کارم استعفا بدم و برگردم دانشگاه
این بدترین زمان ممکنه. و یه بچه
این...
همیشگیه
معمولاً میمونن
آبجو؟
نباید آبجو بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.