As primeras 200 linias.
Pink Panther ترجمه از
مطمئنی اشکالی نداره؟ ...آخه نمیخوام
نمیخوام تو دردسر بیفتی
خیلی هم اشکال داره
،اما اگه مچمون رو بگیرن ارزشش رو داره
سلام، همراه منه
ممنون
اینجا کجاست؟ - مکان شادم -
خیله خب، سینی بعدی
از گوشه؟ - آره -
آره - خیلی آروم تو این ظرف -
...همون صورت یا - بالا -
رو به بالا باشه. آره - بالا؟ -
خیلی خوبه - خوبه -
نیکی از کادوش خوشش اومد؟
کتابی که براش گرفتی؟
آره دوسش داشت
خوبه
گیره جدید باید بگیری چارلز
وگرنه خراب میشه باشه؟
باشه شرمنده
...تو و نیکی زیاد باهم میپرین یا
گمونم
سعی میکنم تا میتونم باهاش وقت بگذرونم
حس میکنم میتونم خیلی چیزا ازش یاد بگیرم
همونطور که تو باید خیلی چیزا از من یاد بگیری
آماده شستن هستی؟
آره
ممنون
تا آخر فشارش بده
چون کار باید خوب در بیاد
خیله خب، 24 تا عکس، سیاه سفید
.میشه 16.99 دلار به علاوه مالیات فردا آماده باش. وقتی اومدی دنبال جنس پولش رو بده
خوبه، اینطوری زمان دارم تا پول رو جور کنم
،که حتما جور میکنم چون اون فیلم خیلی با ارزش ـه
منظورم برای خودم
جدی؟
ما نوعی توافق آیا داریم
مثه رازداری بین دکتر و بیمار؟
آخه همچین چیزی بین منو مشاورم دکتر آلشتشول هست
.درسته، قطعا نداریم اما نگران نباش
.من همه مدلشو دیدم لختی، جسد، هر مدل سکس
.آخه چی تو این نواره میتونه رو دست اونا بزنه؟
لطفا اگه میشه بین خودمون بمونه
دهنا زیپ کشیده داداشم
.در شهر نیویورک رازی وجود ندارد
یکی چیزی دیده، یکی چیزی شنیده
،تازشم دائم موهای آدم میریزه
...اثر انگشت میمونه - مایه های جسمانی -
همه جا دوربین هست
،رسید کارت های اعتباری ...سوابق تلفنی، جریمه ماشین
برکوویتز سر یه جریمه ماشین دستگیر شد
دقیقا. شهر همیشه میدونه همه چیو
وقتی بهت گفتم دختره تو پارک سامانتا یانگ بوده
به نظر خودت از قبل میدونستی
،اسمش رو به عموم نگفتیم پس از کجا خبر داشتی؟
همسرم در واقع
منظورت همسر سابقته؟
هنوز جدا نشدیم رسما
ریگان بهم گفت یه دانشجوی نیویورک سیتی شب چهارم
تو پارک رو به رو خونه باباش بهش تیراندازی شده
دانشگاه نیویورک 40000 دانشجو داره
.نصف شون دخترن چرا فکر کردی اونه؟
.لزوما فکر نکردم اونه .اما سراغشو گرفتم
،وقتی جواب تلفن هامو نمیداد ...من رفتم به خوابگاهش
شهر همیشه میدونه
بعدش رفتم بیمارستان
اطلاعات میگفت که اونجاست اما اجازه ورود نداشتم
اما یه آهنگی یهو به گوشم خورد که اون خوشش میومد بعدش فهمیدم
وقتی به سم شلیک شد کجا بودی؟
خونه. تنها بودم
عذر خوبی نیست اما بد هم نیست
ثابت کردنش برات سخته - رد کردنش برای ما هم سخته -
،میتونید از دربانم بپرسید شهر همیشه میدونه دیگه درسته؟
این رابطه ای که با یه نوجوون داشتی اگه درز بره
خیلی چیزا از دست میدی
به نظر منطقیه که بخوای خفه ش کنی
یا شایدم رابطه تموم شد
و اون تورو به عنوان یه فرد میانسال بدبخت کلیشه دید
و توئم از این امر خوشت نیومد
.انگیزه وجود داره تنها چیزی که میخوای سلاحه
تا حالا اسلحه داشتی آقای لمپلایتر؟
اسلحه؟ نه
آقای لمپلایتر شما آزادی بری
.کل این مدت آزاد بود بره داوطلبانه اومد. داریم صحبت میکنیم فقط
اون وکیل نداره - وکیل نخواست -
آقای لمپلایتر خواهش میکنم
...من
تمومه
شنیدی رئیس چی گفت
.ممنون بابت وقتتون واقعا امیدوارم بفهمید که کار کی بوده
.حرف من نیست دستور از بالا اومده
کی بالا دست توئه؟
سوار شو
گمونم باید تشکر کنم
معمولا وقتی یکی جونت رو نجات میده باید همینکارو بکنی
من کمک تورو نخواستم
لازم نبود بخوای. تو عضوی از خونواده ای
اون اسلحه ای که بهم دادی اگه دیگه دستم نباشه
ممکنه ردش رو بزنن و به یکی از ما برسه؟
گمش کردی یا کسی برداشته؟
ریگان بود؟ از رو حسادت به دختره تیر زد؟
نه، معلومه که نه
پس کی؟
سفره دلتو باز، و بهم بگو چه بلایي سر صورتت اومده
،انگار که خودت نمیدونی انگار ک اونا برای تو کار نمیکنن
ماشین رو نگه دار
.هی لطفا نگه دار
میتونم در مقابل پلیس ازت مراقبت کنم
.خونواده من مسئولیتش با خودمه خودم حلش میکنم
ببخشید اگه حس خوبیه نسبت به اینکه بتونی از پسش بر بیای ندارم
میشه در رو باز کنی لطفا؟
باز کن
،اگه نظرت عوض شد من اینجام یا حداقل تا وقتی که نظر خودم عوض شه
،از من گفتن ارتباط بین همیلتون سوئینی ـه
باید بیشتر درباره این آدما بدونم
و اینقد زمان صرف جق زدن توی لیوان نکنی و یبارم شده روزنامه بخونی
.پول برای چندین نسل
.برج های مارو ساختن تو رده های بالا رفیق دارن
اینکه اینجاست، سرپرست خانوادس
بیلیونره
و قراره به خاطر یه تخلف مالی که ازش سر در نمیارم
بیفته زندون، اما مسئله بزرگیه
اگه ارتباط همین باشه چی؟
بیخیال حسادت و سم رو درباره .رابطه ساکت کردن شو
شاید مسئله کاری ـه
شاید دختره از طریق لمپلایتر
چیزی فهمید که نباید میدونست
مطمئن باش این پدرسگای پولدار هرکاری میکنن
تا بابای پیر عزیزشون نیفته زندان
،شاید بهتر باشه فردا دفترشون یکم سوال پیچ کنیم
یکی دو تا کارمند ناراضی پیدا کنیم که بخواد صحبت کنه
.هیچکس اونقدرا هم شاد نیست .یه چیزی رو دارن قایم میکنن
.یالا سم سعی داری چی بهم بگی؟
البته
ایموری گولد، عوضی آشغال
رفتن چارلی چرا تقصیر منه؟ من که پرستارش نیستم
.مشکل رفتنش نیست
مشکل از اول اومدنش به اینجا بود
قابل اعتماد نیست - تو به هیچکس اعتماد نداری سال -
آره چون دنیا پر از افراد خائن ـه
.من از زندگی کردن اینجا خوشم میاد .به کاری که داریم میکنیم باور دارم
اونوقت من ندارم؟
...این همه مدت چیکار میکردم - ببین کیو بیرون پیدا کردم -
هی، کدوم گوری بودی بچه؟
رفته بودم قدم بزنم - قدم؟ تو تحت تعقیبی -
.کسی منو ندید خدایا
از اینکه داستان سم به جایي نمیرسه
.یکم کلافه شدم و خواستم برم ذهنمو آزاد کنم
الان آزاده اونوقت؟
آره کاملا
دی تی چندتا آبجو بیار
.چارلی من فروردینی ـم و فروردینی دروغ رو میفهمه
.عملا میتونم روحت رو ببینم
با احترام، فکر نکنم حقیقت داشته باشه
خیله خب باشه
،اما میدونم ذهنت آزاد نیست خیلی طوفانی ـه
نمیخوام بهت دروغ بگم
،وقتی رفتم تو سرم بود برم خونه
.حتی اگه لازم بود پیاده
فقط هر طور شده برگردم فلاور هیل
پس چرا نرفتی؟
به جز اینکه هفت ساعت باید پیاده میرفتم؟
...من
فهمیدم که چیزی ندارم که بخوام بهش برگردم
اینکه زندگی قدیم ـم رو بیخیالش شدم
اینجا دیگه خونه منه
پس به خونه خوش اومدی چارلی
داره دروغ میگه
.اون یه چیزی میدونه یا حداقل خیلی مشکوک ـه
بالاخره داری از دید من نگاه میکنی
.جلدش پاره شده چند صفحه هم گم شده
گاهی سم تو دفتراش از روزمرگی مینوشت
خدا میدونه چی ممکنه نوشته باشه؟
نیک
چه مرگته؟ اینکارو نکن
زهرم ترکید
.گفتم که حین کار مزاحمم نشین
به خاطر سلامتی خودتون و من
یه مشکلی داریم
خدا رو شکر
مطمئن نبودم که بیای خونه
ویل کجاست؟
خوابیده. دیر وقته
چی شد؟
.ولم کردن. چیزی نگفتم هرچی گفتم قبلش میدونستن
خب دیگه چی هست برای گفتن؟
...اونا
.من یه تفنگ داشتم
.تو یه کیف تو کمد قایمش کرده بودم
.البته که پر نبود اما تیر هم کنارش بود
تو خونه اسلحه داشتی
...اون اسلحه
.گم شده
و مگه اینکه توسط غریبه ها بهمون دستبرد زده باشن
...و اون تنها چیزی باشه که برداشته ـن
.خدای من
ویل رابطه من و سم رو میدونست
...اگه تفنگ رو پیدا کرده باشه
...آره، من
No comments yet. Be the first to leave one.