As primeras 200 linias.
محدودیتها چیزی برای ترسیدن نیست.
برای شما خیلی ایمنتر است که بسته باشید وقتی درگیر میشیم.
زمان زیادی نمیبره.
برای تو اینجوری به نظر نمیرسه.
نه!
- نه! نه! - بیکس، بیدار شو.
تو خوبی. تو خوبی...
تو خوبی. در امانی.
عنکبوتها عجیبترین چیز در گورمن نیستند.
یه ماده معدنی زیر زمین وجود داره. دکتر!
کلکیت ورقهای عمیق.
استخراج کلکیت، فرض میکنم یه فرآیند تهاجمیه.
میزان برداشت ما ممکنه سیاره رو ناپایدار کنه.
خطر... فروپاشی کامل وجود داره.
ما در حال حاضر حضور زیادی در گورمن نداریم.
اون برای این برنامهریزی کرده.
ما داریم یه زرادخانه جدید در پالمو میسازیم.
ببخشید؟
فردا شروع میکنیم.
پروپاگاندا فقط تا حدی پیش میبرتتون.
شما به یه شورش رادیکال نیاز دارید که بتونید روش حساب کنید.
به شورشیهای گورمن نیاز دارید که بتونید روشون حساب کنید تا کار اشتباه رو انجام بدن.
- کرنیک بهت پیشنهاد کار داد؟ - خودت میدونی که داد.
پس تمومه. ما توشیم.
گورمن مال تو خواهد بود تا هر جور خواستی ادارهش کنی.
فقط به کرنیک جوابگو هستی و اون وقتی برای چیزی جز نتیجه نداره.
اینجا در اداره استاندارد کار کوچیکی وجود نداره.
ممکنه اینو بشنوی و تعجب کنی که چطور میتونه درست باشه.
اما... خیلی وقت پیش، من درست جایی که تو الان هستی ایستاده بودم.
اوه، سیریل، ددرا داشت بهم میگفت چقدر اینجا خوب کار میکنی.
واقعاً؟
و من بهش گفتم که این برام اصلاً تعجبآور نیست.
خبری از شوهرت نیست؟
برمیگرده.
اوه، پیدات کردم.
همهچیز رو بهم گفت.
میدونم میخواستی زنده بمونه، ولی کاسیان گفت صورتهای ما رو دیده، پس...
تو تلاشت رو کردی.
اون اینو میدونه.
هر جا که هست.
سرباز خوبی نبود، مگه نه؟
هیچوقت جسمش رو پیدا نمیکنن.
خانوادش هیچوقت نمیدونن چی بهش گذشته.
اوه، من...
یادم رفت اسمش رو بپرسم.
حالا دیگه شاید یه کم دیر شده باشه.
هرکسی شورش خودش رو داره.
درسته؟
نفس بکش. نفس بکش.
دوباره همون؟ دکتر گورست؟
- میخوای دربارش حرف بزنیم؟ - فقط برگرد بخواب.
مدتیه اینجوریه.
خونه بودن. اینجا. هر چی که این جا هست.
وقتی ریلکس میکنم.
باید یه کاری برای این پنجرهها بکنیم.
آره. میتونیم فردا این کار رو بکنیم.
یه چند تا بشقاب خوب بگیریم.
و حوله.
اگه قراره مدام برگردیم،
- بهتره جا بیفتیم. - هی. هی.
مطمئنی نمیخوای دربارش حرف بزنی؟
بیکس.
بهسختی میتونم ببینمت.
بچرخونش.
مادر؟
- اونطرف دیگه؟ - مشکل از اتصاله.
اونطرف دیگه.
انگار تو حاشیه بیرونی هستی.
- من تو رو واضح میبینم. - چقدر خوب برای تو.
اونجا. اونجا، درست کردی.
نگران من نباش. سعی میکنم یادم بمونه قیافهت چطوره.
این سیگنال امپراتوریه. باید خوب باشه.
کجایی؟
تو دفترم هستم.
امیدوارم درخواست انتقال بدی.
اینجا رو دوست دارم.
فکر میکنم عنکبوت تو مغزت لونه کرده.
یا هر چی که بهشون میگن. تاربافها؟
- گورلکتیپودها. - اوه!
- صبح بخیر، قربان. - فکرشم آدم رو اذیت میکنه.
هیچکس نمیفهمه تو اونجا چی کار میکنی.
و وقتی میگی "هیچکس"، منظورت عمو هارلوئه؟
اون میگه اگه فکر میکنی گورمن ترفیع بوده، داری خودت رو گول میزنی.
نصیحتهاش همیشه روحیهبخشه.
داری کنار گذاشته میشی.
داری دور انداخته میشی و زیادی سادهلوحی که اینو نبینی.
- صبح بخیر. - من اینجا مسئولم، مادر.
تو رو گذاشتن رو قفسه، سیریل. گولت زدن.
تو، بین همه آدما، باید بفهمی
جذابیت مسئول بودن چیه.
مسئول؟ مسئول چی؟ شمردن عنکبوتها؟
آخرین ماجراجوییت تو مناطق دورافتاده رو یادت نره.
اینجا دفتر میدانی اداره استاندارد در گورمنه.
بهسختی میشه گفت منطقه دورافتاده.
بهسختی میشه گفت کوروسانته.
تو اینجا بودی.
من درستش کرده بودم. تو برگشته بودی.
آدما برای یه میز تو ستاد جونشون رو میدن.
و بعد پشت همون میزا میمیرن.
تو اینجا بودی، سیریل.
یه زنی پیدا کرده بودی که واقعاً حاضر بود باهات زندگی کنه،
و تو فقط ول کردی و رفتی؟
یه شغل آبرومند، یه رابطه، بالاخره؟
همهش رو کنار گذاشتی، دور انداختی، برای چی؟
یه دفتر میدانی تو گورمن؟
- فرض میکنم نمیای دیدن. - یه اعتبار دیگه از من نمیگیرن.
دیگه گورمن نمیخرم.
ازش خسته شدم.
اونا همیشه برای بقیه ما زیادی خوب بودن.
تو زیادی اخبار امپراتوری میبینی.
نظراتم خیلی قبل از اینکه تو بری اونجا شکل گرفته بودن.
اینا آدمای خوبیان.
سیریل، من تو عمرم چند تا گورمنی دیدم.
عمو هارلو فقط پارچه گورمنی میپوشید.
کی نمیپوشید، اگه میتونست بخرش؟
ولی اون رفتار. اون تکبر.
اون هولو-دراپها؟ این مسخره کردن امپراتور پالپاتین؟
حتماً دیدیشون. چطور ممکنه ندیده باشی؟ رسواییه.
این پروپاگانداست. مادر، این ایدهها رو بهت فروختن.
پسر بیچاره من.
سادهلوحیت نفسگیره.
همه این ضدگورمنیسم، دیگه فقط حرف نیست.
ما هر ماه دستورالعملهای جدید میگیریم و آدما دارن آسیب میبینن.
تو زیادی نزدیکی که بفهمی واقعاً چی داره میگذره.
میخوام بهت بگم چقدر نزدیکم.
تو دفترم آدما هستن. الان دارم به دوتاشون نگاه میکنم.
هفته دیگه باید قسم وفاداری بخورن فقط برای اینکه کارشون رو نگه دارن.
حالا حس امنیت بیشتری میکنم.
من اینجام. چیزی که میبینم رو میبینم.
اینجا بهسختی تهدیدی برای امپراتوریه.
زیادی فردگرا نشو، سیریل.
من عنکبوت برای شمردن دارم.
هفته دیگه همین موقع...
اینجا بهسختی تهدیدی برای امپراتوریه.
زیادی فردگرا نشو، سیریل.
- من عنکبوت برای شمردن دارم. - هفته دیگه همین موقع...
هی.
- چی؟ - بذار کیفت رو ببینم.
- برای چی؟ - بذار کیفت رو ببینم.
- جدی؟ - من این جا رو دوست ندارم.
فکر کردم منظورت اون یکی بود.
منظورم اون خوبش بود. اینجا خوبشه.
- باید یه تنوع بدیم. - یه ماهه اینجا نیومدیم.
نگاهمون کن.
من نمیتونم بخوابم. تو نمیتونی خرید کنی.
ماموریت شامه.
فکر کنم از پسش برمیایم.
باشه. بیا.
سلام. برای شما دو نفر چی میتونم بکنم؟
یه سری میوه تازه خوشگل آوردیم.
- خربزهها چی؟ چی؟ - انتخاب عالی. تو فصلشونه.
تازه از یوکیو. یه خوبش رو برات پیدا میکنم.
سه تا لازم دارم.
برای امشب رسیده باشه یا فردا؟
امشب.
مدتیه ندیدمتون. فکر کردم دیگه مشتریم نیستین.
همین اطراف بودم.
اینا خوشگلن. برای یه خانم خوشگل.
- چیز دیگهای امروز میخواین؟ - نه. نه، نه. ما خوبیم.
اونا فلفل موسکیان؟
خیلی تند.
شوهرم میخواد امتحانشون کنه.
به اندازه کافی قویه؟
از اون چیزی که به نظر میرسه قویتره.
باشه.
یکی؟ دوتا دارم.
اوه! این یکی خیلی خوبه.
- شما، قربان؟ - جدی؟
شاید نظرتون عوض شده.
- واقعاً؟ امشب شبه؟ - خب، اینا خاصن.
من توریست نیستم. خودت میدونی.
- این یکی فرق داره. - من دیگه عنکبوت نمیخرم.
این یکی رایگانه.
چی میخوای؟
راست میگی. تو توریست نیستی.
شاید بخوای بیشتر در مورد جایی که زندگی میکنی بدونی.
یه آبنبات توش هست با اطلاعات روی کاغذش.
- درباره چی؟ - یه جلسهست.
باید بیای. آدرس رو داری.
باید قبلاً این کار رو میکردیم.
دیگه داره کدر میشه.
خسته بودیم. به استراحت نیاز داشتیم.
با دیرجو تمیزش کن.
چیز زیادی ازش نمونده.
بذارش تو لیست.
کی دیگه اینجا میمونه؟
تا حالا بهش فکر کردی؟
وقتی نبودیم کسی اینجا نبوده.
باید ببینی میتونیم وسایل بذاریم.
- اگه قراره مدام برگردیم. - هوم.
ازش میپرسم.
بهش چی قراره بگی؟
درباره چی؟
درباره چیزی که تو ماموریت اتفاق افتاد. اون سرباز.
لوثن فقط به نتایج اهمیت میده.
معامله انجام شد. ما بردیم.
باید انجام میشد.
دیگه چیزی برای گفتن نیست.
چی؟
هی، اون یه تهدید بود.
No comments yet. Be the first to leave one.