As primeras 200 linias.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
کیه؟ من کیم؟ قضیه چیه؟
دیوونه شدم؟ اینجا کجاست؟
تقصیر توئه
نمیتونن چیزی بگن!
اینا تقصیر منه؟
نمیتونم تمرکز کنم
انجامش بده
فعالیت غیرعادی شناسایی شد
خطای سیستم
برای فعالسازی برق جایگزین سیستم را مجدداً راهاندازی کنید
خطای سیستم
برای فعالسازی برق جایگزین سیستم را مجدداً راهاندازی کنید
کسی نیست؟
کسی نیست؟
رخنه به سیستم امنیتی
فعالیت غیرعادی شناسایی شد
خطای سیستم
برای فعالسازی برق جایگزین سیستم را مجدداً راهاندازی کنید
هی
هی
برای فعالسازی برق جایگزین سیستم را مجدداً راهاندازی کنید
برق جایگزین ایستگاه فعال شد
کسی نیست؟!
سلام
من کجام؟
براین
اکسیژن کمتر از میزان حیاتیست
ریا
ریا
نمیخوام
بیخیال بابا
بالاخره یکی باید یه چیزی بگه
این چطوره؟
این چطوره؟
اینجا شکوفا خواهیم شد. ها؟
چیه؟
- آره، آره - چیه؟
- "اینجا شکوفا خواهیم شد" - خوبه؟
اصلاً یعنی چی؟
- مگه ملکهای؟ - بهنظر من که خوبه
- نه؟ - خوبه؟ خوبی حوصلهسربره
خیلیخب بچهها، بفرمایید
به افتخار دوست عزیزمون در ایستگاه مداری
پنج کاسه لوبیای آبپز خوشمزهی براین خدمت شما
به افتخار براین
به افتخار براین
- به افتخار براین - به افتخار براین
- آره - خب، کلارک، فکر...
فکر میکنی جملهی بهتری سراغ داری؟
نه
از ریا بپرس
احتمالاً اولین نفر خودش بره بیرون
واقعاً؟
به من یکی نگاه نکن
- نه، بیخیال بچهها - تو چی، فرمانده؟
آره، بگو فرمانده. یالا
بهنظرم بهتره روی ماموریت تمرکز کنیم
امان از دست این پسر
فرمانده سعید ادی، اولین مردی که
- پا به سیارهی کی.او.آی-442 گذاشت... - اوهوم
و اولین حرفی که زد این بود...
- چه خوشمزه - بچهها
- پشمام - لامصب عجب طعمی داره
گیریم اولین نفر تو باشی
چی میگی؟
قراره تو یک قدم کوچک رو برداری
بگو دیگه
واقعاً فکر میکنین بهزودی میریم بیرون؟
آره، احتمالاً
آخه، این سیاره...
همین که جو سیاره تقریباً قابل تنفسه...
اگر بقیه تونسته باشن جایی رو پیدا کنن
که حتی ذرهای مثل اینجا قابل سکونت باشه
واقعاً تعجب میکنم
میدونی داری چیکار میکنی؟
- داری همون کار همیشگیت رو میکنی - نه. نه
کارش درسته
- میدونم - آره میبینم. میبینم
- ریا. ریا. ریا - بچهها، بسه
- ریا. ریا... - خیلیخب، بچهها، بچهها. بسه
- ای خدا، ازتون متنفرم - بیخیال، عاشقمونی
خیلیخب
بگو دیگه
خب؟
دارم فکر میکنم...
دارم فکر میکنم...
این چطوره...؟
بیاین ایندفعه گند نزنیم
آره
- عجب - چیه؟
یهخرده ضدحال نیست؟
بیخیال بچهها اصلاً دلم نمیخواد اینکارو بکنم
به افتخارش
من کیم؟
« کوین اورتون »
"اشباع اکسیژن"
"فشار کابین"
حرکت در بخش یک شناسایی شد
دریچهی هوای خارجی
حرکت در بخش یک شناسایی شد
دریچهی هوای خارجی
- تو کی هستی؟ - ریا!
چه غلطی میکنی؟
منم
براین
براین کارگایل
بیا. ببین
منم عضو 7-ف هستم
جفتمون عضو یه خدمه هستیم. خب؟
من مسئول ایستگاه مداری هستم
- براین؟ - آره
براین
لوبیاهای آبپز براین
لوبیاهای آبپز
آره. خودمم
برام پیام اضطراری فرستادی
یه درخواست کمک
گفتی کلارک دچار فروپاشی روانی شده
به بقیهی خدمه حمله کرده
اون این بلا رو سرت آورده؟
و سر دیویس؟
معذرت میخوام
وقتی... وقتی بههوش اومدم...
همهچی اتفاق افتاده بود
چی اتفاق افتاده بود؟
چی یادته؟
خب...
فقط...
چند لحظه یادمه
چند تا تصویر
یه زن
- که داشت بهمون حمله میکرد. من... - کلارک
میدونی کجا ممکنه باشه؟
نه. وقتی بههوش اومدم هیچکس زنده نمونده بود
فقط همین یادته؟
ببخشید. من...
آخه هضم این اتفاقات برام سخته
نمیدونم کجام
نمیدونم کیم
همینجا منتظر بمون
- به رباتپزشکی خوش آمدید - ایول
گفتی 7-ف
یعنی چی؟
اسم ماموریت و سفینهمونه
ماموریت و سفینه
وایسا ببینم
زمین رو یادت نمیاد؟
اصلاً؟
نه
رباتپزشکی در حال اسکن است لطفاً آرام بمانید
ماموریتهای 1 تا 6 شکست خوردن
ماموریت هفتم آخرین امیدمونه
شش تا سفینه رو فرستادن به گوشه و کنار کهکشان
به سمت سیارههای اندازهی زمینی که ممکنه قابل سکونت باشن
- ماموریت هفتم. سفینهی ف - اوهوم
ماییم
و این افتخار نصیبمون شده که به کی.او.آی-442 بیایم
یا "خاکستر"
کِو به این اسم صداش میکرد
هی، هی، هی چیزی نیست، چیزی نیست
میدونم، عجیبه فقط... فقط سعی کن آروم بمونی
خوبی؟
آره
آره
چطوری تونستی توی مدار بمونی؟
روال کار همینه حداقل برای یک سال اول
یکیمون باید اون بالا بمونه
تا بتونه با مقر ارتباط برقرار کنه
یا، خب... اگر مشکلی پیش اومد
فکر کنم دیدمت
یه نور دیدم که از آسمون گذشت
- اون ایستگاه مداریه؟ - آره خودشه
هر دو روز یه بار ایستگاه از بالای اینجا میگذره
درحال آغاز مرحلهی بعد لطفاً آرام بمانید
ممنون که از رباتپزشکی استفاده نمودید
میگما، این چند مدت احساس تب شدید نکردی؟
راستش چرا، درست قبل از اینکه بیای
توی کیف اورژانس یه چیزی پیدا کردم
چسبوندمش روی گردنم. یه چسب بود
خیلیخب. تمام شد
مشکل خاصی ندارم؟
چیز مهمی نیست
مغزت یکم ورم کرده
احتمالاً بخاطر ضربه به سر بوده
ولی تب، فراموشی
اینجا نوشته همهشون از عوارض ورم مغزی هستن
ولی بالاخره همهچی یادم میاد، مگه نه؟
هنوزم باید خاطرات فنی
و مهارتهایی که یاد گرفتی رو یادت باشه
نه
منظورم...
در مورد خودمه
که کی هستم
اینکه اینجا چه اتفاقی افتاده
نمیدونم
متاسفم
یه مدت پیش وقتی تو راه اینجا بودیم
در مورد این با همدیگه صحبت کردیم که چرا به این برنامه ملحق شدیم
لحن صحبتت یهجور خاصی بود
No comments yet. Be the first to leave one.